پنجشنبه, ۴ مرداد, ۱۴۰۳ / 25 July, 2024
مجله ویستا

بی برنامگی اصلاح طلبان را قبول ندارم


بی برنامگی اصلاح طلبان را قبول ندارم

گفت و گو با دکتر جلائی پور پیرامون انتخابات

فعالان اصلاح طلبی که کاندیدای هشتمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی شده اند، به همان اندازه که درباره نحوه رسیدگی به صلاحیت ها توسط شورای نگهبان دغدغه دارند، به همان اندازه هم نسبت به توانایی خود در جلب اقبال عمومی نگرانند. آنها البته چندی است که با به رخ کشیدن نقاط ضعف اصولگرایان در حوزه های سیاسی و اقتصادی، تلاش می کنند چهره یی موجه و کارآمد از خود نزد افکار عمومی به نمایش بگذارند. همین امر این شائبه را به وجود آورده که اصلاح طلبان در شرایط فعلی بیش از آن که روی برنامه ها و اهداف خود برای کسب اقبال عمومی حساب کنند، روی ناکارآمدی رقیب حساب باز کرده اند. با این حال برخی نظریه پردازان اصلاحات بر این باورند که اصلاح طلبان از سال ها پیش برای اداره کشور برنامه داشته اند و نمی توان آنها را به بی برنامگی برای اداره امور کشور متهم کرد. حمیدرضا جلایی پور استاد دانشگاه جامعه شناسی دانشگاه تهران و یکی از نظریه پردازان اصلاحات، از جمله کسانی است که قائل به برنامه دار بودن جریان اصلاحات است و گفت وگوی زیر، ماحصل دیدگاه های فعلی او درباره انتخابات مجلس هشتم است که به گفته خودش تنها در هفته جاری می تواند از اعتبار برخوردار باشد و هفته آینده، تحلیل تازه تر را می طلبد.

▪ آقای دکتر، بسیاری از چهره های شاخص اصلاح طلب، برای حضور در کورس رقابت های مجلس هشتم کاندیدا شده اند، اما این نگرانی را می توان از موضع گیری اصلاح طلبان دریافت که آنها هنوز مطمئن به کسب اقبال عمومی در این انتخابات نیستند، شما به عنوان یک جامعه شناس فضا را تا چه حد برای اقبال افکار عمومی به اصلاح طلبان مناسب می دانید؟

ـ پیش از هر پاسخی باید ابتدا این مساله را متذکر شوم که ۱۰ سالی است درباره تجزیه و تحلیل مسائل جامعه سیاسی ایران از یک اصل پیروی می کنم و بنابر این اصل همیشه از اظهار نظر کردن درباره مسائلی که ناظر بیش از یک هفته کشور است پرهیز دارم. دلیل پایبندی ام به این اصل نیز این است که امور و متغیرهای غیرمنتظره در جامعه ما بیش از حد اتفاق می افتد و نمی توان تحلیل میان مدتی از اوضاع به دست داد. اما در این هفته که اوضاع را رصد می کنیم، یک علامت مشخص را می توان مشاهده کرد. کشور را برف و یخ گرفته و همین اوضاع یخی بر فضای سیاسی و اجتماعی هم حاکم شده است. تا آنجا هم که به انتخابات مجلس مربوط است، متاسفانه به نظر نمی رسد کسانی که در کیفیت برگزاری انتخابات نقشی کلیدی دارند، دنبال تقویت جمهوریت جمهوری اسلامی باشند و علائم روشنی هم برای این مدعا وجود دارد.

▪ مثلاً چه علائمی؟

ـ ببینید، در این ۳۰ سال، هیچ گاه اینقدر ناظران و مجریان انتخابات یکدست نبوده اند و این یکدستی نه فقط اطلاح طلبان، بلکه اصولگرایان ریشه دار را هم نگران کرده است. مساله بعدی که خیلی هم نگران کننده است، عدم حضور بسیاری از چهره ها و جریان های مطرح سیاسی در انتخابات است. با آنکه به گفته شما، برخی چهره های سرشناس از جریان اصلاحات ثبت نام کرده اند، اما بسیاری از شخصیت های سرشناس دیگر که هم کیفیت انجام نمایندگی را داشتند و هم امکان تایید صلاحیت و رای آوردنشان بالا بود، در انتخابات ثبت نام نکردند. در کنار اینها باید به این نکته هم توجه کرد که از میان احزاب شناخته شده نظیر کارگزاران، اعتدال و توسعه هم افراد زیادی داوطلب نمایندگی نشده اند و به تبع آن اعضای نهضت آزادی و ملی مذهبی ها هم از ورود به رقابت های انتخاباتی صرف نظر کرده اند. دلیل این امر به احتمال زیاد نگرانی از نحوه رسیدگی به صلاحیت ها بوده است. اما اینکه اصلاح طلبان با رد صلاحیت مواجه شوند یک بحثی است و اینکه از ترس رد صلاحیت شدن اصلاً وارد انتخابات نشوند بحث دیگری است که بسیار هم نگران کننده است.البته علائم بد دیگری نیز متاسفانه وجود دارد. علائمی که نشان می دهد برگزار کنندگان انتخابات برای ایجاد مشارکت جدی در انتخابات تلاش نمی کنند و به دنبال مشارکتی حدود ۴۰ درصدی برای شهرهای بزرگ هستند تا در کنار مشارکت حدود ۶۰ درصدی در شهرستان ها، جمع مشارکت مردم در انتخابات به بالای ۵۰ درصد برسد و به این ترتیب ریسک حضور طبقات موثر در شهرهای بزرگ هم از بین برود.

▪ دلیل شما برای این مدعا چیست؟

ـ من مثلاً این را از پوشش ضعیف مسائل مربوط به انتخابات در رسانه ملی می فهمم. حال آن که صدا و سیما در بحبوحه انتخابات باید محلی باشد که نمایندگان احزاب مختلف معضلات اساسی جامعه را مورد بحث قرار دهند و اعلام کنند که برای مواجهه با این معضلات چه فکر و برنامه یی دارند.

▪ آقای دکتر اتفاقاً کلیدی ترین مساله یی که به عنوان آسیب شناسی اصلاحات در این ماه های اخیر می توان به کار برد این است که جریان اصلاحات، از ارائه برنامه یی مدون برای مواجهه با مشکلات امتناع می ورزد و بیشترین امید اصلاح طلبان این است که با تکیه بر نقاط ضعف رقیب، عملکرد خود را موجه جلوه دهند. آیا شما هم این مساله را قبول دارید؟

ـ ابداً، بلکه من معتقدم اصلاح طلبان روی سه اصل لااقل تکیه دارند و برای این سه اصل ۱۰ سال است که هم فکر کرده اند و هم برنامه دارند. اصل اول حوزه اقتصادی را دربرمی گیرد، به این معنا که اصلاح طلبان معتقدند برای درمان اقتصاد دولتی و رانتی سرمایه داران چاره یی جز تن دادن به اقتصاد رقابتی و بازارمحور و قانونی وجود ندارد و اقتضای کشور ۷۰ میلیونی که سالانه به ایجاد یک میلیون شغل جدید نیاز دارد، جز این نیست. اصل دوم مورد پذیرش اصلاح طلبان تاکید آنها بر مردم سالاری است. معنای مشخص این حرف هم این است که باید سازوکارهای دموکراتیک نظیر مطبوعات، احزاب و انتخابات را تقویت کرد. اصل سومی که می توان برای جریان اصلاحات برشمرد، تاکید بر این نکته است که باید ساز و کارهای دموکراتیک نظیر مطبوعات ، احزاب و انتخابات و بیان اندیشه و اجتماعات را تقویت کرد . اصل سومی هم که می توان برای جریان اصلاحات برشمرد ، تاکید بر این نکته است که ایران باید در این موقعیت طلایی ژئوپولتیکی که پیدا کرده (بعد از سقوط حزب بعث در عراق، طالبان در افغانستان و قبل از همه اینها، فروپاشی شوروی سابق و آزاد شدن کشورهای آسیای میانه)، از جایگاهی جدی برخوردار باشد و این امر نیز جز در سایه ادامه سیاست تنش زدایی (دوران هاشمی) و اعتمادسازی (دوران اصلاحات) به دست نمی آید. البته به این سه اصل، اصل دیگری را هم می توان اضافه کرد که اصلاح طلبان بعد از انتخابات ریاست جمهوری آن را دریافتند. بنابراین اصل اصلاح طلبان به این نتیجه رسیده اند که باید برای اقشار آسیب پذیر جامعه برنامه داشته باشند، برنامه یی که به جای پرداختن صدقه به مردم بر توانمندسازی متکی باشد. منتها بحثی که اینجا باید مورد توجه قرار گیرد این است که در زمان دولت و مجلس اصلاحات، نیروهای رقیب نگذاشتند که اصلاح طلبی با آهنگی موزون به پیش رود.

▪ شما اینجا همان دیدگاه تکراری اصلاح طلبان را به کار می برید. دیدگاهی که بر اساس آن، اصلاح طلبان گناه کم کاری خود را به گردن رقیب می اندازند و می گویند که اصولگرایان نگذاشتند ما برنامه های خود را عملی کنیم، اما مساله اینجاست که در شرایط کنونی هم اصولگرایان از همان قدرت سابق برخوردارند و هم توان اصلاح طلبان مضاعف نشده است؛ بنابراین چگونه می توان انتظار داشت که این بار با رای آوردن اصلاح طلبان، اصولگرایان تغییر رویه دهند و اجازه عملی شدن برنامه های اصلاح طلبانه را بدهند؟

ـ حرف شما درست است. اصلاح طلبان قدرتمندتر نشده اند و از قدرت اصولگرایان هم کاسته نشده، اما عقیده من این است که راه حل دیگری هم جز اصلاح طلبی وجود ندارد؛ البته دو راه دیگر هست که هر دو بیراهه است. یکی اینکه سکوت کنیم و خفقان بگیریم و دیگر اینکه انقلاب کنیم. بنابراین تنها راه منطقی و معقول اصلاح طلبی است. اصلاً به نظر من بعدها مورخین به اصلاح طلبان فعلی به دیده احترام خواهند نگریست، چون رفتاری که مخالفان اصلاحات دارند (مبتنی بر انسداد سیاسی) غالباً با پاسخ های انقلابی توام بوده است.

▪ ولی وقتی اصلاح طلبان به قول شما دستشان بسته باشد و اجازه عملی کردن برنامه هایشان را نداشته باشند، حضور اصولی شان چه مزیتی می تواند داشته باشد؟

ـ من کمی خوشبینانه به ماجرا نگاه می کنم. به نظرم اصلاً ممکن است که اصولگرایان بعد از مدتی از خود سوال کنند چرا باید جلوی تغییرات را بگیرند. ممکن است آنها در دیدگاه خود تجدیدنظر کنند، تجربه برخی کشورهای امریکای لاتین هم این را نشان می دهد که برخی دولت های اقتدارگرا بعد از مدتی خسته شده اند و اجازه ظهور خواسته های تغییرطلبانه را داده اند.

ـ هر چند که البته باید اذعان کنم ممکن است تجربه ما کاملاً متفاوت از تجربه امریکای لاتین باشد و نفت و غرور ناشی از درآمد آن، امکان کوتاه آمدن اصولگرایان را سلب کند. البته معنای غرور اقتدارگرایان ، پیروزی اقتدارگرایان نیست . معنای آن ادامه رشد بیکاری، رشد اعتیاد، رشد افسردگی و رشد متقاضیان به مهاجرت، رشد فرار سرمایه های مالی و انسانی است.

▪ آقای دکتر، در صورتی که اصولگرایان در مخالفت خود با خواسته های رفرمیستی کوتاه نیایند، آن وقت یک آسیب بزرگ گریبان رهبران اصلاح طلب را می گیرد و مردم نسبت به آنها بی اعتماد می شوند. کمااینکه شاید اکنون نیز بسیاری از کسانی که در انتخابات شوراهای سال گذشته به اصلاح طلبان رای دادند سوالشان این باشد که نتیجه حضور چهار کاندیدای اصلاح طلب در شورای شهر تهران چه بوده است؟

ـ مثال خوبی است. به نظر من اگر اصلاح طلبان در انتخابات شوراها فعال نشده بودند، اکنون قالیباف شهردار نبود و احتمالاً فردی به مقام شهرداری رسیده بود که نسبت به اصول اداره شهر بیگانه بود؛ بنابراین به نظر من اصلاً همین که حضور اصلاح طلبان در شوراها به ابقای قالیباف منجر شده، برای توجیه حضور اصلاح طلبان در این شورا کفایت می کند.

▪ آیا این انگیزه حداقلی برای این که اصلاح طلبان وارد انتخابات شوند کفایت می کند ؟

ـ باید یادآوری کنم اصلاح طلبان یک انگیزه اخلاقی هم دارند. یعنی آنها می دانند که اقتدارگرایان تن به ساز و کارهایی نمی دهند که به گردش نخبگان بینجامد ولی آنچه برای اصلاح طلبان مهم است این است که با رفتار خود نشان دهند ارزش های اقتدارگرایانه را قبول ندارند. به همین دلیل مساله آنها اکنون مساله گردش نخبگان نیست. مثلاً اصلاح طلبان به راه های مسالمت آمیز تغییر می اندیشند، لذا در انتخابات شرکت می کنند و بر برابری سیاسی تاکید می کنند. اما این اقتدارگرایان هستند که ارزش برابری سیاسی را به بازی گرفته اند. برابری اقتصادی را هم با رانت به بازی گرفته اند و هدف اصلاح طلبان فعلاً این است که به اقتدارگرایان بفهمانند نباید برابری سیاسی و اقتصادی را بازیچه رفتارهای سیاسی خود قرار دهند.

▪ با این حساب، شما معتقدید که باید در انتخابات مجلس هم به خواسته های حداقلی برای جریان اصلاحات بسنده کرد؟

ـ بله، ولی حتی ممکن است که تاثیر اصلاح طلبان در مجلس شورای اسلامی، به اندازه تاثیرشان در شورای شهر هم نباشد چرا که مجلس به نسبت شورا، نهاد به مراتب استراتژیک تری است و بعید نیست که اصولگرایان جلوی همین حداقل خواسته های اصلاح طلبانه را بگیرند. هر چند که باز باید به این اصل برگردم که چنین تحلیلی تنها تا انتهای این هفته کاربرد دارد و بسیاری از مسائل را باید در هفته های آینده و پس از مشخص شدن بررسی صلاحیت ها ارزیابی کرد.

مهدی تاجیک