شنبه, ۲۳ تیر, ۱۴۰۳ / 13 July, 2024
مجله ویستا

وجدان


وجدان

پسر و دختر کوچولو در حال بازی بودند. پسر کوچولو چند تا تیله داشت و دختر کوچولو چندتایی شیرینی با خودش آورده بود‎.‎
پسر کوچولو به دختر کوچولو گفت: من همه تیله‌هامو بهت میدم؛ تو …

پسر و دختر کوچولو در حال بازی بودند. پسر کوچولو چند تا تیله داشت و دختر کوچولو چندتایی شیرینی با خودش آورده بود‎.‎

پسر کوچولو به دختر کوچولو گفت: من همه تیله‌هامو بهت میدم؛ تو هم شیرینیاتو به من بده‏‎.‎

دختر کوچولو قبول کرد. پسر کوچولو بزرگترین و قشنگترین تیله رو یواشکی واسه خودش کنار گذاشت و بقیه رو به دختر کوچولو داد‎.‎

اما دختر کوچولو همون جوری که قول داده بود تمامی شیرینی‌هاشو به پسرک داد. همون شب دختر کوچولو با آرامش تمام خوابید و خوابش برد‎.‎

ولی پسرک نمی‌توانست بخوابد چون به این فکر می‌کرد که همونطوری خودش بهترین تیله‌رو پنهان کرده شاید دختر کوچولو هم مثل اون یه کم از شیرینی‌هاشو قایم کرده و تمام شیرینی‌هارو بهش نداده‏‎.‎

عذاب وجدان همیشه مال کسی است که صداقت ندارد.‏

آرامش مال کسی است که صداقت دارد.‏

لذت دنیا مال کسی نیست که با آدم صادق زندگی می‌کند.‏

آرامش دنیا به کسی تعلق دارد که با وجدان صادق زندگی می‌کند.