خبر مرتبط پرتکرارترین درخواست کاربران از هوش مصنوعی؛ «برایم توضیح بده»، «بگو حالا چه کنم؟» | کاربران واقعا از هوش مصنوعی چه میخواهند؟
اقتصادنیوز:دادههای تازه ChatGPT، Gemini و Claude نشان میدهد کاربران بیش از هر چیز از هوش مصنوعی میخواهند پیچیدگی را ساده کند، توضیح بدهد و برای قدم بعدی راه نشان شان دهد.
صادق سپندارند، مدیرکل بانکداری خرد و کسبوکارهای کوچک بانک ملی و مدرس دانشگاه تهران، معتقد است ارقامی که درباره خسارت قطعی و اختلال اینترنت اعلام میشود، در بهترین حالت تنها کف زیان اقتصاد دیجیتال را نشان میدهد؛ چراکه مهاجرت نیروی انسانی، انتقال کسبوکارها، از بین رفتن سرمایه توسعه و حتی ایدههایی که به دلیل نااطمینانی هرگز به کسبوکار تبدیل نمیشوند، در هیچیک از این محاسبات جای نمیگیرند.
مشروح گفتگوی اقتصادنیوز با صادق سپندارند را بخوانید؛
**********
*آقای سپندارند! در ماههای اخیر ارقامی مانند مصرف حدود ۷۰ درصدی اینترنت خارجی توسط فیلترشکنها و خسارت مستقیم ۶۷ هزار میلیارد تومانی به حوزه فاوا و اقتصاد دیجیتال توسط مسئولان مطرح شده است. با توجه به اختلالها و قطعیهای چند ماه گذشته، ارزیابی شما از میزان واقعی خسارت چیست و این آسیب بیشتر در کدام بخشها خود را نشان داده است؟
درباره عدد و رقم دقیق، با توجه به دادهها و اطلاعات موجود نمیتوانم با قطعیت صحبت کنم. احتمالاً کسانی که مستقیماً در حوزه تجارت الکترونیک فعالیت میکنند، میتوانند تخمین دقیقتری ارائه دهند. اما مسئله مهمتری وجود دارد که معمولاً در این اعداد دیده نمیشود و آن، هزینههای پنهان و بلندمدت این اختلالهاست.
وقتی یک کسبوکار برای مدت کوتاهی با اختلال مواجه میشود، ممکن است از درآمد یا دارایی فعلی خود هزینه کند تا بتواند زنده بماند. بعد از بیرون به آن نگاه میکنیم و میگوییم این کسبوکار تابآور بوده است؛ اما وقتی این وضعیت کمی طولانیتر میشود، هزینه واقعی آن دیگر در ظاهر دیده نمیشود.
کسبوکار بهتدریج دارایی خود را مصرف میکند و دیگر سرمایهای برای توسعه یا ادامه مسیر ندارد. بعد ممکن است به این نتیجه برسد که اساساً این کسبوکار را کنار بگذارد یا آن را به خارج از کشور منتقل کند. مهاجرت فقط خروج فیزیکی از کشور نیست
هزینه پنهان دیگری هم در حوزه نیروی انسانی وجود دارد. نیروی متخصصی که در این حوزه فعالیت میکند، وقتی احساس کند نمیتواند به پروژههای داخل کشور اعتماد کند، به سمت پروژههای خارجی میرود. ممکن است بهصورت فیزیکی مهاجرت کند، اما حتی ممکن است در ایران بماند و برای یک شرکت خارجی کار کند. در این حالت خودش مهاجرت نکرده، اما کارش مهاجرت کرده است. این نوع هزینهها در هیچکدام از تخمینهایی که از سوی وزیر ارتباطات یا افراد دیگر مطرح میشود، دیده نمیشود.
*یعنی از نظر شما زیان مستقیم کسبوکارها فقط بخش قابل مشاهده ماجراست؟
دقیقاً. برای مثال، اگر بخواهیم به کسبوکارهایی مانند دفاتر گردشگری نگاه کنیم، در دورهای که اینترنت قطع بود ــ البته عوامل دیگری هم همزمان وجود داشت ــ درآمد چنین کسبوکاری میتوانست تا نزدیکی صفر کاهش پیدا کند؛ چون پروازی وجود نداشت، اینترنت هم مختل بود و کسی سفر نمیرفت که بخواهد هتل رزرو کند. بنابراین شرکتهای حوزه گردشگری به شکل بسیار شدیدی آسیب دیدند.
البته در اینجا فقط نباید اینترنت را در نظر گرفت، چون عوامل دیگری هم وجود داشتند، اما در مجموع کسبوکار گردشگری بهشدت آسیب دید. در مورد کسبوکارهایی مانند فروشگاههای بزرگ و آنلاین هم میتوان بررسی کرد که چه اتفاقی افتاده و بعد این وضعیت را به سایر کسبوکارها تعمیم داد.
از طرف دیگر، تعداد زیادی کسبوکار کوچک و خانگی در اینستاگرام فعالیت میکنند. برای برخی از آنها فروش عملاً متوقف شده است. یا فردی را در نظر بگیرید که در حوزه بازاریابی دیجیتال کار میکرده؛ فعالیت چنین فردی میتواند عملاً به صفر برسد.
میتوان تعداد این کسبوکارها را برآورد کرد و به یک تخمین کلی رسید، اما باز هم مسئله فقط کسبوکارهایی نیست که در حال حاضر وجود دارند. کسبوکارهایی که هرگز متولد نمیشوند در هیچ آماری نیستند
وزیر ارتباطات در عددی که اعلام میکند، نمیتواند نشان دهد چه کسبوکارهایی ممکن بود در این دوره به وجود بیایند اما ایجاد نشدند، یا چه افرادی برای راهاندازی کسبوکاری تازه سرمایهگذاری کرده بودند اما پروژه آنها متوقف شد.
به نظر من عددهایی که اکنون مطرح میشوند، در بهترین حالت کف زیانی هستند که در این دوره به دلیل قطع اینترنت ایجاد شده است.
باید هزینه کسبوکارهایی را هم به این عدد اضافه کرد که برای زنده ماندن از داراییهای خود مصرف کردند؛ در ظاهر نابود نشدند، اما ممکن است در بلندمدت از بین بروند. باید نیروی کاری را هم دید که مهاجرت کرده؛ چه مهاجرت فیزیکی و چه مهاجرت کاری. همینطور ایدههایی که برای ایجاد یک کسبوکار یا استارتآپ مطرح شده بودند اما هیچوقت شکل نگرفتند.اگر همه این موارد را اضافه کنید، رقم خسارت چند برابر میشود. خطر بزرگتر؛ عادی شدن قطع اینترنت
*فراتر از خسارت اقتصادی یک دوره مشخص، تکرار قطعی اینترنت چه اثر بلندمدتی بر اقتصاد دیجیتال میگذارد؟
به نظر من بدتر از خود خسارت، مسئله «عادت شدن» است. ممکن است یکبار گفته شود به دلیل یک شرایط خاص، اینترنت برای مدتی قطع شده است. اما وقتی به وضعیتی برسیم که با هر اتفاقی در داخل یا خارج کشور، بدون آنکه حتی هزینههای مستقیم و غیرمستقیم تصمیم بررسی شود، دست تصمیمگیرنده و سیاستگذار به سمت دکمه فیلتر یا قطع اینترنت برود، موضوع بسیار خطرناک میشود.
اگر این رفتار به یک عادت دائمی تبدیل شود، دیگر بعضی از کسبوکارها اساساً به وجود نمیآیند. خلاقیتها در نطفه از بین میروند و این همان هزینه پنهانی است که هیچکس آن را محاسبه نمیکند و البته محاسبه آن هم ساده نیست.
من همیشه میگویم باید نگاه کنیم آیا در سایر نقاط دنیا هم در شرایط مشابه چنین اتفاقی رخ داده است یا نه. این جنگ فقط برای ما نبوده است. میتوان کشورهای حوزه خلیج فارس و کشورهای دیگر را بررسی کرد؛ آیا آنها نیز در چنین شرایطی دستشان روی دکمه فیلتر یا قطع اینترنت رفته است؟
در همان دورهای که عربستان، امارات و کشورهای دیگر حوزه خلیج فارس روی نسلهای جدید هوش مصنوعی سرمایهگذاری میکنند، ما همچنان درباره این بحث میکنیم که اینترنت وصل باشد یا قطع شود. آثار بلندمدت چنین وضعیتی به این سادگی قابل محاسبه نیست.
بنابراین به نظرم مهمتر از اینکه عدد اعلامشده درست یا غلط است، این است که کمتر کسی به این فکر میکند که این اتفاق در آینده چه آثار بلندمدتی خواهد داشت. ابهام آنقدر زیاد است که هر فرضیهای ممکن میشود
*در هفتههای اخیر دوباره برخی کاربران از افت کیفیت و تضعیف اینترنت موبایل در بعضی اپراتورها گلایه دارند و گاهی از سوی پشتیبانی اپراتورها دلایلی مانند جابهجایی دکلها مطرح میشود. شما دلیل این افت کیفیت را چه میدانید؟
یکی از چیزهایی که در کشور ما بهشدت وجود دارد، پنهانکاری و ابهام است. ما تعداد زیادی شهروند عادی هستیم که نه میدانیم قرار است درباره چه موضوعی مذاکره شود، نه میدانیم اینترنت چه زمانی قرار است قطع، وصل یا محدود شود و نه رسانهای داریم که بتواند بهراحتی از سیاستگذار درباره این موضوعات سؤال کند.
وقتی میزان ابهام تا این حد زیاد باشد، هر حدس و گمانی هم ممکن میشود. من الان نمیدانم دلیل واقعی چیست، اما ممکن است فردا متوجه شویم اتفاقی که رخ داده، تست یا بخشی از یک برنامه دیگر بوده است؛ مثلاً آزمایشی برای اینترنت طبقاتی یا بررسی راهکاری که در صورت نخواستن قطع کامل اینترنت بینالملل، بتوان محدودیتهایی را در سطح اپراتورها اعمال کرد.
وقتی فضا مبهم است و رسانهها نمیتوانند بهسادگی از سیاستگذار اطلاعات بگیرند و دادهها هم منتشر نمیشود، ما معمولاً بعداً متوجه میشویم چه اتفاقی افتاده است. انگار در کشور خودمان غریبهایم.
به همین دلیل من نسبت به اتفاقاتی که رخ میدهد با شک و تردید نگاه میکنم. واقعاً نمیدانم دکلی در حال جابهجایی است یا آنچه میبینیم بخشی از تستها و برنامههای دیگری است. ابهام آنقدر زیاد است و اطلاعات آنقدر کم منتشر میشود که بهعنوان فردی که در این حوزه فعالیت دارد، میتوانم فرضیههای مختلفی مطرح کنم.
منفعت گروهی در نبود اینترنت آزاد و ادامه فیلترینگ است
*استفاده گسترده از فیلترشکن خود به یکی از عوامل افت کیفیت و ناامنی اینترنت تبدیل شده است. از نظر فنی چه راهی برای کاهش استفاده مردم از VPN وجود دارد؟ آیا تقویت پیامرسانها و پلتفرمهای داخلی میتواند جایگزین مناسبی باشد؟
پیش از اینکه درباره راهحل صحبت کنیم، یک مسئله بسیار واضح وجود دارد. کافی است کشورهای مختلف دنیا را کنار هم بگذاریم و ببینیم دنیا چه کار میکند؛ دنیایی که خوشبختانه یا متأسفانه در بسیاری از حوزهها از ما جلوتر است.
اما به نظر من سؤال اصلیتر این است که اصلاً ما میخواهیم این مسئله حل شود یا نه؟
من فکر میکنم درباره برخی مسائل اساساً ارادهای برای حل وجود ندارد. درباره تحریم هم همین سؤال را میتوان پرسید؛ آیا واقعاً میخواهیم تحریمها برداشته شوند؟ من نسبت به این موضوع تردید دارم، چون همان چیزی که آقای روحانی زمانی از آن با عنوان «کاسبان تحریم» یاد میکرد، وجود دارد و عدهای از ادامه تحریم منفعت میبرند.
درباره جنگ هم میتوان همین سؤال را مطرح کرد؛ آیا همه میخواهند جنگ تمام شود؟ به نظر من نمیتوان با قطعیت پاسخ مثبت داد، چون ممکن است عدهای منفعت و درآمدشان در ادامه همین وضعیت باشد.
در مورد اینترنت آزاد نیز موضوع مشابهی وجود دارد. به نظر من منفعت مالی عدهای در فروش فیلترشکن است. متأسفانه کسانی که منافع اقتصادی دارند، معمولاً قدرت بیشتری هم پیدا میکنند و میتوانند بر تصمیمسازی و سیاستگذار تأثیر بگذارند.
بنابراین مسئله این نیست که برای اینترنت آزاد راهحل فنی وجود ندارد؛ مسئله این است که به نظر من منفعت گروهی در نبود اینترنت آزاد و ادامه فیلترینگ قرار گرفته است. فیلترینگ یک راهحل امنیتی نیست
*یکی از استدلالهایی که برای محدودسازی اینترنت مطرح میشود، مسائل امنیتی است. آیا فیلترینگ از نظر شما میتواند راهحلی برای حفاظت از زیرساختهای کشور باشد؟
وقتی درباره زیرساختهای فناوری اطلاعات صحبت میکنیم، میتوانیم به اتفاقی که برای بانکهای بزرگ افتاد نگاه کنیم. مگر زیرساختهای فناوری اطلاعات این بانکها مستقیماً به اینترنت عمومی متصل بودند؟ مشخص است که نبودند. اما وقتی هدف حمله قرار گرفتند، هک شدند و برخی از آنها یک ماه یا حتی دو ماه با اختلال جدی روبهرو بودند و خودشان هم نمیدانستند چه زمانی همه سامانههای بانکی دوباره به وضعیت عادی بازمیگردد. حتی پس از آن نیز مغایرتهایی وجود داشت.
بنابراین نمیتوان گفت فیلترکردن اینترنت راهحل همه مسائل امنیتی است. همانطور که جنگ راهحل استقلال کشور نیست و درباره تحریم نیز منافع اقتصادی خاصی میتواند وجود داشته باشد، در حوزه اینترنت هم مسئله فقط پیدا کردن یک راهحل فنی نیست.
در یک کسبوکار نیز وقتی میخواهید برنامهریزی کنید، پیش از نوشتن برنامه باید مشخص کنید اصلاً چه چیزی میخواهید. به نظر من سؤال اساسی همین است: قدرت کسانی که میخواهند این وضعیت ادامه داشته باشد و قدرت کسانی که نمیخواهند این وضعیت وجود داشته باشد، در چه سطحی است؟
در شرایط فعلی، به نظر من قدرت و توان کسانی که از تحریم، جنگ و فیلترینگ منفعت میبرند، متأسفانه بر قدرت گروه مقابل میچربد. وگرنه اینها موضوعات پیچیدهای نیستند که بگوییم هیچ راهحلی برایشان وجود ندارد. رشد پلتفرمهای داخلی در دوره محدودیت؛ «مردم مجبور شدند به آن سمت بروند»
*در دوره محدودیت اینترنت، برخی پلتفرمهای داخلی با افزایش تعداد کاربران مواجه شدند. این رشد را چطور معنی میکنید؟
بله، بسیاری از این پلتفرمها در دوره جنگ از نظر تعداد کاربران و برخی شاخصهای دیگر رشد کردند. بسیاری از شرکتهایی هم که در حوزه بازار دیجیتال فعالیت میکردند، شروع کردند روی این پلتفرمها فعالیت کنند.
بنابراین در همین دوره، ارزش و درآمد برخی پلتفرمهای داخلی افزایش پیدا کرد. اما چرا با وجود این رشد، همچنان نمیتوان گفت موفق بودهاند؟
چون بسیاری از این پلتفرمها ضعیفاند و تجربه کاربری مناسبی ندارند. استفاده از آنها برای مردم راحت نیست، اما کاربران در آن دوره مجبور شدند به سمتشان بروند.
در نهایت باز هم مسئله به همان بحث هزینه و منفعت برمیگردد؛ منفعت گروهی که قدرت بیشتری دارد، بر هزینهای که به بخشهای دیگر تحمیل میشود، میچربد.
همچنین بخوانید صورتحساب 3 ماه قطع اینترنت را چه کسانی پرداخت کردند؟ | اینترنت برای مردم نان بود نه تفریح | بازار آنلاین در خوابِ عمیق! اینستاگرام و تلگرام خاموش شد، پیامک برگشت | قطع اینترنت، فروشندهها را به 10 سال پیش برگرداند | پیامک نمیتواند اقتصاد دیجیتال را زنده نگه دارد کسبوکارهای اینترنتی در میدان مین | خسارت هر دقیقه قطعی اینترنت؛ ۵۰ تا ۳۰۰ هزار دلار | ۱۰ میلیون ایرانی معیشتشان به اینترنت بینالملل گره خورده است سهم استان ها از اتصال محدود اینترنت/ تهران صدرنشین شد/ اینترنت در کدام استان ها کامل قطع است؟













































































































































![[مینا حیدری] نسخه آسفالت برای مشکلات!](/news/u/2026-08-19/ettelaat-m66rd.jpg)



![[مسعود دشتی درخشان] معنای بشکه در بازار نفت](/news/u/2026-08-19/ettelaat-i03jj.jpg)
















