این اعداد فقط چند رقم در یک نشست خبری نیستند. پشت هر کدام از آنها، بیمارانی هستند که برای ادامه درمان خود ممکن است به همان دارویی وابسته باشند که اکنون چندین برابر گرانتر به کشور میرسد.
آیا رئیس سازمان با زبان بی زبانی می خواهد بگوید " یا مریض نشوید یا اگر شدید و نیاز به دارو پیدا کردید، بمیرید؟
اگر این افزایش کاملاً ناشی از شرایط بینالمللی و جنگ باشد، باز هم افزایش ده برابری هزینه حمل، عدد کوچکی نیست که بتوان از کنار آن گذشت.
نباید فراموش کرد که دارو با کالاهای عادی تفاوت دارد. اگر واردات یک کالای مصرفی چند روز یا چند هفته عقب بیفتد، ممکن است مصرفکننده بتواند خرید خود را به زمان دیگری موکول کند، اما بیمار مبتلا به بیماری مزمن یا بیماری خاص نمیتواند مصرف دارو را تا زمانی که هزینه حمل کاهش پیدا کند، به تعویق بیندازد.
بیمار نه در تعیین نرخ ارز نقشی دارد، نه در تحریمها تصمیمگیر است. نه مسئول افزایش هزینه حملونقل است و نه در پرداخت دیرهنگام مطالبات بیمهای نقشی دارد. با این حال، اگر تمام این مشکلات در نهایت به افزایش قیمت دارو، کاهش پوشش بیمهای یا دشوار شدن دسترسی منجر شود، باز هم این بیمار است که باید هزینه نهایی را بپردازد.
تامین برخی داروهای حیاتی با قیمت 8 برابری
وقتی رئیس سازمان غذا و دارو از تأمین برخی داروهای حیاتی با قیمت هفت تا هشت برابر قیمت معمول سخن میگوید، یعنی دارو در نهایت به کشور رسیده است. این دارو با چه هزینهای به دست بیمار میرسد و چه کسی هزینه اختلال ها و شکنندگی زنجیره تأمین را پرداخت میکند؟
تأمین دارو در شرایط تحریم و جنگ بدون تردید با دشواریهای فراوانی روبهرو است. محدودیتهای بانکی، بسته شدن مسیرهای حملونقل، دشواری انتقال پول و افزایش هزینههای بینالمللی، همگی واقعیتهایی هستند که نمیتوان آنها را نادیده گرفت. با این حال، آنچه از سخنان اخیر رئیس سازمان غذا و دارو به دست میآید، نشان میدهد بحران دارو تنها داستان تحریم و کمبود ارز نیست. زنجیرهای از مشکلات مالی، مدیریتی، نظارتی و تأمینی در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند و در نهایت فشار آن به بیمار منتقل میشود.
مهدی پیرصالحی اعلام می کند: برخی داروهای حیاتی به دلیل بسته بودن مسیرهای بانکی، تقریباً یک سال است با مشکل تأمین مواجهاند و سازمان ناچار شده این اقلام را از مسیرهای جایگزین تهیه کند، مسیری که در برخی موارد هزینه تأمین دارو را به هفت تا هشت برابر قیمت معمول رسانده است.
سیاستگذار چرا برای داروهایی که حیاتی بودن آنها از قبل مشخص است، پس از گذشت ماهها هنوز مسیرهای مطمئن و کمهزینهتری برای تأمین ایجاد نکرده است؟
درست است، تحریم مسیر واردات را دشوار کرده، اما تحریم نباید بهانهای برای کنار گذاشتن ضرورت برنامهریزی بلندمدت باشد. دارویی که تعداد بیماران مصرفکننده آن اندک است، شاید از نظر اقتصادی بازار جذابی نداشته باشد، اما برای همان تعداد محدود بیمار، تفاوت میان «وجود دارو» و «نبود دارو» میتواند تفاوت میان زندگی و مرگ باشد.
بحران فقط ارز نیست
سالهاست هرگاه سخن از کمبود دارو به میان میآید، نگاهها عمدتاً به سمت ارز میرود. مسئولان از کمبود منابع ارزی، تخصیص ارز، ارز ترجیحی و مشکلات انتقال پول سخن میگویند. اظهارات اخیر رئیس سازمان غذا و دارو نشان میدهد حلقه دیگری نیز در این زنجیره به شدت آسیبپذیر شده و آن نقدینگی است.
پیرصالحی از بدهی هفت تا هشت ماهه سازمانهای بیمهگر به نظام سلامت خبر داده و می گوید: پرداختی بیمه سلامت به داروخانهها در حدود یک سال تأخیر دارد.
وقتی بیمه مطالبات داروخانه را ماهها پرداخت نمیکند، داروخانه با کمبود نقدینگی مواجه میشود. وقتی داروخانه قادر به پرداخت به موقع مطالبات شرکتهای پخش نباشد، شرکت پخش نیز تحت فشار قرار میگیرد و این فشار در نهایت به شرکت تولیدکننده و واردکننده منتقل میشود.
شرکت دارویی نیز برای خرید مواد اولیه، تأمین ارز، پرداخت هزینههای تولید و ادامه فعالیت نیازمند نقدینگی است. بنابراین ممکن است کشوری در ظاهر ارز دارو داشته باشد، اما اگر پول در زنجیره دارو گردش نکند، نتیجه نهایی چیزی جز اختلال در تأمین نخواهد بود.
چرا اصلاح چرخه پرداخت در نظام سلامت هنوز به یک مسئله حلنشده تبدیل شده است؟ چگونه میتوان از تولیدکننده انتظار داشت تولید را افزایش دهد و از واردکننده انتظار داشت دارو را تأمین کند، اما مطالبات حلقههای پایینتر زنجیره ماهها پرداخت نشود؟
برند یا اعتماد بیمار؟
یکی از نکات قابل تأمل در سخنان رئیس سازمان غذا و دارو، تأکید بر پرهیز از اصرار بیماران بر برند خاص دارو بود. به گفته او، در شرایط جنگ و تحریم، اصرار بر یک برند میتواند حس کمبود ایجاد کند و در برخی موارد میتوان از داروهای جایگزین استفاده کرد.اصل استفاده از داروهای جایگزین در شرایط کمبود قابل دفاع است، اما یک مسئله مهم وجود دارد: اعتماد.
اگر بیمار نسبت به داروی جایگزین اطمینان داشته باشد، احتمالاً ضرورتی برای اصرار بر برند خاص نخواهد دید. بنابراین به جای اینکه مطالبه بیمار صرفاً به «اصرار بر برند» تعبیر شود، بهتر است علت این اصرار نیز بررسی شود.اعتماد بیمار با دستور اداری ایجاد نمیشود، با شفافیت، کیفیت پایدار و اطلاعرسانی علمی ساخته میشود.
پلتفرمهای دارویی؛ بازار بدون ناظر؟
رئیس سازمان غذا و دارو در سخنان خود درباره فعالیت پلتفرمهای فروش اینترنتی دارو هشدار داد و اعلام کرد: فعالیت این پلتفرمها در حال حاضر تحت نظارت سازمان غذا و دارو نیست. این موضوع شاید یکی از جدیترین زنگ خطرهای حوزه دارو باشد.
بازار دارو با بازار پوشاک یا مواد غذایی تفاوت دارد. اشتباه در خرید یک کالای معمولی ممکن است تنها موجب ضرر مالی شود، اما خرید داروی تقلبی، قاچاق، تاریخگذشته یا نگهداریشده در شرایط نامناسب میتواند سلامت و حتی جان فرد را تهدید کند.وقتی رئیس نهاد اصلی تنظیمگر بازار دارو میگوید پلتفرمهای دارویی تحت نظارت سازمان نیستند و همزمان از گزارشهای مربوط به گرانفروشی و فروش داروی تقلبی سخن میگوید، نمیتوان این مسئله را یک حاشیه دانست.بازار دارو اگر بدون نظارت مؤثر توسعه پیدا کند، دیر یا زود هزینه آن را بیمار پرداخت خواهد کرد.مسدود کردن صفحات متخلف نیز به تنهایی راهحل نیست. همانطور که رئیس سازمان غذا و دارو نیز گفته است ایجاد یک صفحه جدید در فضای مجازی کار دشواری نیست. بنابراین آنچه مورد نیاز است، نه صرفاً برخورد موردی، بلکه یک سازوکار هوشمند، دائمی و قابل رصد برای شناسایی فروشندگان و پلتفرمهای مجاز و غیرمجاز است.
















































































































