در تپههای مشرف به کابل، «سیما» به دنبال چیزهایی میگردد که دیگران دور انداختهاند. وی در میان قبرستانها قدم میزند و به دنبال پلاستیک، ضایعات و هر چیز دیگری است که ممکن است ارزشی داشته باشد. هر آنچه قابل فروش باشد جمعآوری و با خود برده میشود و برخی از چیزهایی که ارزش فروش ندارند نیز به خانه منتقل میشوند تا بهعنوان سوخت برای پختوپز یا گرم کردن خانه در زمستان مورد استفاده قرار گیرند.
به گزارش فرارو، پنج سال پس از بازگشت طالبان به قدرت در افغانستان، فرصتهای شغلی اندک است. سیما که تصور میکند حدود ۶۰ سال دارد اما از سن دقیق خود اطلاعی ندارد، به تأمین هزینههای زندگی خانواده گسترده خود کمک میکند. اعضای این خانواده عمدتاً از طریق گدایی و جمعآوری نان، ضایعات و مواد قابل بازیافت روزگار میگذرانند.
در این خانواده تقریباً هیچ چیزی دور ریخته نمیشود. نانی که از نانواییها یا دیگر مردم دریافت میشود، با قیمت اندکی به همسایگان فروخته میشود. نان خشک جمعآوریشده از روی زمین نیز نگهداری و به دامداران فروخته میشود. گوجهفرنگیهای آسیبدیده برای مصرف در آینده خشک میشوند، پوست هندوانه به ترشی خانگی تبدیل میشود و گوشت دریافت شده در عید قربان نیز خشک و برای زمستان ذخیره میشود.
این اقتصادهای کوچک اما حیاتی، خطرات خاص خود را نیز دارند. گدایی و جمعآوری زباله از سوی طالبان ممنوع اعلام شده و افرادی که در حال انجام این کارها دستگیر شوند، ممکن است بازداشت شوند. برای زنانی مانند سیما، یافتن راههایی برای تأمین هزینههای خانواده، علاوه بر فقر شدید، به معنای عبور از محدودیتهای روزافزون زندگی اجتماعی و عمومی نیز هست. سیما گاهی تا شب صبر میکند تا برای گدایی بیرون برود؛ زمانی که در خیابانهای کابل احساس میکند کمتر در معرض دید قرار دارد. …


























































































