قیمت طلا امروز




 حرام

 سایت اقتصادنیوز / ۴ ساعت قبل

تحریف به مثابه روش؛ بررسی کیفی استنادات کتاب «حرامزادگان هایک» | آیا اقتصاد بازار آزاد توجیه‌گر نژادپرستی است؟

اقتصادنیوز: در هفته‌های اخیر، کتاب «حرامزادگان هایک؛ نژاد، طلا، ضریب هوشی و سرمایه‌داری راست افراطی»، نوشته کوئین اسلوبودیان، مورخ و استاد دانشگاه بوستون، مورد توجه رسانه‌های چپ‌گرای فارسی زبان قرار گرفته است. این تاریخدان، به سیاق پژوهش‌های پیشین خود، می‌کوشد دو اقتصاددان لیبرال کلاسیک، فردریش هایک و لودویگ فون میزس و همچنین برخی پیروان آنارشیست آن‌ها را به راست‌گرایان نژادپرست پیوند دهد.
 تحریف به مثابه روش؛ بررسی کیفی استنادات کتاب «حرامزادگان هایک» | آیا اقتصاد بازار آزاد توجیه‌گر نژادپرستی است؟
به گزارش اقتصادنیوز، مقاله زیر نوشته‌ی فیلیپ مگنس در نقد کتاب «حرامزادگان هایک» است که توسط مترجم ایرانی، مهران خسروزاده، ترجمه، تلخیص و بازنویسی شده است.

****

کوئین اسلوبودیان نخستین بار تز «از اتریشی‌گری تا ترامپیسم» خود را در دو مقاله علمی در سال ۲۰۱۹ مطرح کرد و مدعی شد که آثار‌ هایک حاوی گرایشی ظریف به جبرگرایی زیستی است که آن را برای طیفی از نژادپرستان علمی و شبه‌روشنفکران دلباخته به ضریب هوشی در جناح تندروی راست جذاب کرده است.

او درباره میزس ادعاهای صریح‌تری مطرح کرد و گفت که میزس ظاهرا «کورسویی به امکان‌پذیری نظریه نژاد» باقی گذاشته که نظریه‌پردازان مدرن نژاد از آن به‌عنوان «راه عبور» استفاده کرده‌اند تا در نهایت به مقصد کنونی خود، یعنی ترامپیسم، برسند.

کتاب «حرامزادگان هایک» بسط و گسترش این استدلال‌ها در قالب یک کتاب کامل است. اسلوبودیان در این کتاب، راست پوپولیست امروز را محصول هم‌گرایی جدید میان سه هسته سخت و تندرو می‌داند: طبیعت انسانی «با کد ژنتیکی از پیش‌تعریف‌شده» (که اغلب بر پایه جبرگرایی نژادی استوار است)، مرزهای سخت ناشی از سیاست‌های سخت‌گیرانه مهاجرتی و پول سخت.

کاور مقاله‌ای در نشریه ترجمان درباره کتاب «حرامزادگان هایک»

اگرچه هر یک از این عناصر امروزه مطمئنا پیرامون راست افراطی حضور دارند، اما تلاش‌های اسلوبودیان برای جای دادن دو مورد اول در آثار‌ اقتصاددانان اتریشی، از فقدان شواهد روشن برای این نسبت و تبارشناسی رنج می‌برد.

اسلوبودیان بدون آنکه دلسرد شود، این پیوندها را با ساختن و از خود درآوردن آن‌ها تامین می‌کند.

زمانی که مقالات سال ۲۰۱۹ او برای نخستین بار منتشر شدند، چندین خواننده، از جمله خود من، متوجه شدند که اسلوبودین عادت دارد نقل‌قول‌های آثار میزس را به‌صورت دست‌چین‌شده و ناقص ویرایش کند تا این تعبیر «کورسویی» به سوی تعصبات نژادی را از دل آن‌ها بیرون بکشد، درحالی‌که در واقعیت، میزس دقیقا برعکس آن موضوع استدلال می‌کرد. این الگوی نادرست در کتاب جدید او نیز ادامه یافته است.

در ادامه این سری یادداشت‌ها، ابتدا به نمونه‌هایی از این تحریفات در آثار پیشین اسلوبودیان می‌پردازیم و نشان می‌دهیم او چگونه با دستچین کردن جملات و استنادات ناقص، مقصود نویسنده را تحریف می‌کند و جهت تایید ایده خود به‌کار می‌گیرد.

سپس تداوم این تحریفات را در کتاب جدید اسلوبودیان نشان می‌دهیم با بررسی دقیق‌تر اثر جدید او، خواهیم دید که وی می‌کوشد نظرات و آراء افراد و جریاناتی را به پای اقتصاددانان اتریشی فاکتور کند که در عمل، نگاهشان به اقتصاددانان اتریشی چندان با خود او تفاوتی ندارد.

در سال ۲۰۱۹، کوئین اسلوبودیان، تاریخ‌نگار کالج ولسلی، در دو مقاله دانشگاهی اتهامی را علیه لودویگ فون میزس مطرح کرد. اسلوبودیان در مقاله‌ای که در نشریه Cultural Politics منتشر شد، مدعی شد که «نظریه نژادی جایگاهی مبهم در اندیشه‌های میزس دارد»؛ ادعایی که به زعم او، به نژادپرستان معاصر این امکان را می‌دهد که برای دیدگاه‌های خود از اقتصاددان بازار آزاد الهام و پشتوانه فکری بجویند.

اسلوبودیان این اتهام را در مقاله دیگری که در Contemporary European History (CEH) منتشر کرد، تکرار و بسط داد. او نوشت که «لیبرتارین‌هایی که برای توجیه مواضع متفاوت خود درباره مهاجرت در آثار [میزس] جست‌وجو می‌کنند، می‌توانند به‌حق شواهدی در تأیید هر دو سوی این مناقشه بیابند.»

به گفته او، یکی از این دو برداشت به «میزسِ واقع‌گرا» بازمی‌گردد؛ کسی که «نژاد را مقوله‌ای شبه‌دائمی در سازمان اجتماعی جهان می‌دانست. با وجود اصول لیبرالی‌اش، این فرد چندزبانهٔ امپراتوری هابسبورگ هرگز به یک ضدنژادپرست رادیکال تبدیل نشد» (Slobodian 2019b, 155).

اسلوبودیان در هر دو مقاله تصریح می‌کند که میزس به فلسفه‌ای گسترده و لیبرال پایبند بود؛ فلسفه‌ای که با ایدئولوژی‌های نژادپرستانه و امپریالیستی عصر او در تعارض قرار داشت. با این حال، استدلال اصلی او این است که در آثار میزس «روزنه‌ای حاشیه‌ای برای امکان نظریه نژادی» وجود دارد؛ عبارتی که به مفاهیم شبه‌علمی اشاره دارد که می‌کوشند میان نژاد و هوش پیوند برقرار کنند (Slobodian 2019a, 380).

از نظر اسلوبودیان، همین «روزنه حاشیه‌ای» کافی است تا میزس به‌عنوان یکی از پیشگامان تاریخیِ دفاع‌های بعدی از نظریه نژادی و امپریالیسم معرفی شود. او در جایی دیگر (Slobodian 2018b) این استدلال را به سیاست معاصر نیز تعمیم می‌دهد و میزس و آنچه «نئولیبرال‌ها» می‌نامد را مسئول الهام‌بخشی به استدلال‌های ضد مهاجرت و مدافع نظریه نژادی می‌داند؛ استدلال‌هایی که به گفته او، در میان جریان‌های سیاسی راست افراطی و هواداران ترامپ در دهه ۲۰۱۰ محبوبیت یافتند.

واقعیت آثار میزس، با نتیجه‌گیری اسلوبودیان مبنی بر اینکه آثار او به نژادپرستی خوراک فکری می‌دهند، در تضاد است. اسلوبودیان با حذف زمینه‌های مهم و مرتبط، از بخش‌هایی از آثار میزس به گونه‌ای استفاده می‌کند که به تفسیری از دیدگاه‌های او می‌انجامد که نه‌تنها از نظر تاریخی نادرست است، بلکه در بسیاری از موارد درست در نقطه مقابل موضع واقعی میزس قرار دارد.

بخش عمده‌ای از این سوءبرداشت از شیوه نگارش خود میزس ناشی می‌شود. او معمولا پیش از آنکه دیدگاه مخالف خود را بیان کند، ابتدا موضعی را که قصد نقد یا رد آن را دارد با جزئیات شرح می‌دهد. در نتیجه، آثار میزس حاوی توصیف‌های مفصلی از باورهایی است که اساسا متعلق به خود او نیستند.

اسلوبودیان نیز بر این ابهام افزوده و با نقل‌قول‌های بریده‌بریده از همین بخش‌های توصیفی، می‌کوشد چنین القا کند که میزس نسبت به مجموعه‌ای از باورهای نژادپرستانه و امپریالیستی همدل، یا دست‌کم پذیرای آنها بوده است؛ حال آنکه او در واقع مشغول محکوم کردن همان دیدگاه‌ها بوده است.

در ماه‌های پس از انتشار این مقالات، پژوهشگران دیگری نیز همین الگو را در نحوه بازنمایی میزس و استفاده اسلوبودیان از نقل‌قول‌ها تشخیص دادند (Ebeling 2018؛ Gordon 2021).

برای نمونه، اسلوبودیان در مقاله Contemporary European History ادعا می‌کند که از نظر میزس، خشونت گاه وسیله‌ای ضروری برای گسترش شبکه تجارت جهانی بوده است. اما مقایسه این بخش از مقاله با متن اصلی کتاب «ملت، دولت و اقتصاد» که میزس در سال ۱۹۱۹ منتشر کرد، نشان می‌دهد که اسلوبودیان نیمه دوم جمله مورد استناد را به‌کلی حذف کرده است.

این بخش حذف‌شده نه‌تنها معنای سخن میزس را کاملا دگرگون می‌کند، بلکه مستقیما تفسیر اسلوبودیان از دیدگاه‌های او را نیز نقض می‌کند.

اسلوبودیان، CEH: «هرگاه لازم بود، گشودن بازارهای جهانی باید از طریق خشونت انجام می‌گرفت. [میزس] در کتابی که یک سال پس از پایان جنگ جهانی اول منتشر کرد، نوشت که "انسان تنها با وحشت و خشم می‌تواند به قتل‌عام‌های هولناکی بیندیشد که زمینه را برای بسیاری از مستعمرات شکوفای امروز فراهم کردند"، اما در نهایت، سود خالص حاصل از این فرایند آن را توجیه می‌کرد؛ زیرا "سایر صفحات تاریخ جهان نیز با خون نوشته شده‌اند." بنابراین، خشونت در پروژه گسترش فضای سرمایه‌گذاری خارجی، کار مزدی و مبادلات تجاری نه‌تنها پذیرفتنی، بلکه ضروری بود.» (Slobodian 2019b, 148)

میزس، ملت، دولت و اقتصاد: «درست است که آن مستعمرات با گفت‌وگوی مسالمت‌آمیز به دست نیامدند و انسان تنها با وحشت و خشم می‌تواند به قتل‌عام‌های هولناکی بیندیشد که زمینه را برای بسیاری از مستعمرات شکوفای امروز فراهم کردند. اما سایر صفحات تاریخ جهان نیز با خون نوشته شده‌اند، و هیچ چیز احمقانه‌تر از این نیست که کسی بخواهد امپریالیسم امروز، با همه خشونت‌ها و بی‌رحمی‌هایش، را با ارجاع به جنایات نسل‌های بسیار دور گذشته توجیه کند.» (Mises 2006/1919, 63)

چنین دستکاری‌های متنی، که معمولا معنای سخنان میزس را وارونه می‌کنند و به‌اشتباه او را همدل با نژادپرستی یا استعمار جلوه می‌دهند، متأسفانه در نوشته‌های اسلوبودیان درباره این موضوع به‌کرات دیده می‌شود.

اسلوبودیان در ادامه مقاله خود در CEH، برای اثبات ادعای مدارا یا همدلی میزس با نژادپرستی، به کتاب دولت قادر مطلق که میزس در سال ۱۹۴۴ منتشر کرد، روی می‌آورد. او می‌پذیرد که میزس در این کتاب «خود را از کسانی که با مهاجرت غیرسفیدپوستان مخالفت می‌کردند، متمایز ساخته است»، اما سپس می‌گوید که میزس در نهایت «اذعان می‌کند» که:

  «نباید چشمان خود را بر این واقعیت ببندیم که چنین دیدگاه‌هایی با موافقت اکثریت عظیم مردم روبه‌رو هستند. انکار این واقعیت بیهوده است که نوعی اکراه نسبت به کنار گذاشتن جدایی جغرافیایی میان نژادهای مختلف وجود دارد. حتی کسانی که در ارزیابی ویژگی‌ها و دستاوردهای فرهنگی نژادهای رنگین‌پوست منصف‌اند و به‌شدت با هرگونه تبعیض علیه اعضای این نژادها که هم‌اکنون در میان جمعیت‌های سفیدپوست زندگی می‌کنند مخالفت می‌ورزند، باز هم با مهاجرت گسترده رنگین‌پوستان مخالف‌اند. کمتر مرد سفیدپوستی را می‌توان یافت که از تصور زندگی میلیون‌ها سیاه‌پوست یا زردپوست در کشور خود احساس هراس نکند.» (Mises 1944, 107؛ به نقل از Slobodian 2019b, 152)

 

اسلوبودیان از همین «اذعان» نتیجه می‌گیرد که:

  «تا دهه ۱۹۴۰، میزس تا حدی مرزهای بسته برای مهاجران غیرسفیدپوست را به‌عنوان یکی از ویژگی‌های تقریبا دائمی نظم جهانی مشروعیت بخشیده بود» (Slobodian 2019b, 152).

 

اسلوبودیان همین اتهام را در مقاله دیگر خود در Cultural Politics نیز تکرار می‌کند و هم به کتاب میزس و هم به مقاله پیشین خود در CEH ارجاع می‌دهد: «با این حال، میزس در اثر سال ۱۹۴۴ خود به دشواری‌های ادغام نژادی اذعان کرد و در عبارتی که به گفته او، بعدها بارها از سوی اتریشی‌های وابسته به مؤسسه میزس نقل شد، درباره محدودیت‌های مهاجرت نوشت که "کمتر مرد سفیدپوستی را می‌توان یافت که از تصور زندگی میلیون‌ها سیاه‌پوست یا زردپوست در کشور خود احساس هراس نکند."» (Slobodian 2019a, 380)

افزون بر این، اسلوبودیان مدعی می‌شود که این عبارت «بارها از سوی اتریشی‌های وابسته به مؤسسه میزس» نقل شده است (2019a, 380)، اما هیچ شاهدی برای این ادعا ارائه نمی‌کند. حتی جست‌وجوی این عبارت در گوگل هیچ ارجاع مشخصی به آن در وب‌سایت مؤسسه میزس نشان نداد. در مقابل، جست‌وجوی جامع در گوگل‌اسکالر تنها دو ارجاع به این عبارت (آن هم خارج از متن اصلی کتاب میزس) پیدا کرد که هر دوی آنها نوشته‌های خود اسلوبودیان بودند.

اما مراجعه به متن کامل میزس بار دیگر نشان می‌دهد که اسلوبودیان بخش مهمی از زمینه متن را حذف کرده است؛ زمینه‌ای که دقیقا به نتیجه‌ای خلاف ادعای او می‌انجامد.

میزس نه‌تنها روزنه‌ای مبهم برای نژادپرستی باقی نمی‌گذارد، بلکه ابتدا دیدگاه نژادپرستان را توصیف کرده و سپس آن را آشکارا محکوم می‌کند:

  «نباید چشمان خود را بر این واقعیت ببندیم که چنین دیدگاه‌هایی با موافقت اکثریت عظیم مردم روبه‌رو هستند. انکار این واقعیت بیهوده است که نوعی اکراه نسبت به کنار گذاشتن جدایی جغرافیایی میان نژادهای مختلف وجود دارد. حتی کسانی که در ارزیابی ویژگی‌ها و دستاوردهای فرهنگی نژادهای رنگین‌پوست منصف‌اند و به‌شدت با هرگونه تبعیض علیه اعضای این نژادها که هم‌اکنون در میان جمعیت‌های سفیدپوست زندگی می‌کنند مخالفت می‌ورزند، باز هم با مهاجرت گسترده رنگین‌پوستان مخالف‌اند. کمتر مرد سفیدپوستی را می‌توان یافت که از تصور زندگی میلیون‌ها سیاه‌پوست یا زردپوست در کشور خود احساس هراس نکند. تدوین نظامی که همزیستی هماهنگ و همکاری مسالمت‌آمیز اقتصادی و سیاسی میان نژادهای گوناگون را امکان‌پذیر سازد، وظیفه‌ای است که باید به دست نسل‌های آینده انجام گیرد. اما بشریت بی‌تردید در حل این مسئله ناکام خواهد ماند، مگر آنکه دولت‌گرایی را به‌طور کامل کنار بگذارد. همچنین نباید فراموش کنیم که تهدید واقعی تمدن ما نه از کشمکش میان نژادهای سفید و رنگین‌پوست، بلکه از منازعات میان ملت‌های گوناگون اروپا و مردمان اروپایی‌تبار سرچشمه می‌گیرد.» (Mises 2011/1944, 121)

جملات پررنگ و محذوف در متن اسلوبودیان، ادعای او را مبنی بر اینکه «میزس تا حدی مرزهای بسته برای مهاجران غیرسفیدپوست را به‌عنوان یکی از ویژگی‌های تقریباً دائمی نظم جهانی مشروعیت بخشیده بود» نقض می‌کنند.

میزس نه‌تنها به دیدگاه‌های نژادپرستانه مشروعیت نمی‌بخشد، بلکه از نسل‌های آینده می‌خواهد مسئله نژادپرستی را حل کنند. او یادآور می‌شود که برخلاف پیش‌بینی همیشگی نظریه‌پردازان نژادی درباره وقوع جنگی تمدنی میان انسان‌هایی با رنگ پوست متفاوت، جنگ جهانی دوم از حمله یک دولت سفیدپوست اروپایی به دیگر دولت‌های سفیدپوست اروپایی آغاز شد.

نمونه دیگری از نقل‌قول‌های ناقص را می‌توان در مقاله اسلوبودیان در CP مشاهده کرد در ادامه، متن اسلوبودیان در کنار ترجمه ما از متن اصلی آمده است.

اسلوبودیان، CP:

  «در نسخه آلمانی کتابی که بعدها با عنوان کنش انسانی منتشر شد و میزس آن را در مؤسسه عالی مطالعات بین‌المللی ژنو نوشت، او (1940: 157) امتیاز بیشتری به علم نژاد داد و نوشت: "می‌توان این را مفروض گرفت که عنصر نژادی در میان عواملی که شخصیت انسان و در نتیجه ارزش‌ها و شیوه فهم او را شکل می‌دهند، نقشی ایفا می‌کند." آنچه میزس با آن مخالفت داشت، نه محتوای بالقوه درست نظریه نژادی، بلکه سوءاستفاده از آن بود. او نوشت: "در آموزه ناسیونال‌سوسیالیسم و تعالیم مشتق از آن در فاشیسم ایتالیا، شکافی پرناشدنی میان گزاره‌های بنیان‌گذاران زیست‌شناسی نژادی و کاربرد آنها در تبلیغات و سیاست‌های عملی وجود دارد." با این حال، سیاسی‌شدن نظریه نژادی به دست فاشیسم نباید موجب بی‌اعتبار شدن دائمی آن شود. او می‌نویسد: "اینکه شعارهای نظریه نژادی برای توجیه اقداماتی به کار گرفته می‌شوند که هیچ ارتباطی با آن ندارند، اندیشه علمی را از مسئولیت اندیشیدن تا سرحد نهایی، درباره مسئله نژادهای انسانی از منظر اهمیت پراکسئولوژیک آن معاف نمی‌کند."» (Slobodian 2019a, 380)

 

میزس، Nationalökonomie:

  «می‌توان این را مفروض گرفت که عنصر نژادی در میان عواملی که شخصیت انسان و، به تبع آن، ارزش‌ها و شیوه فهم او را شکل می‌دهند، نقشی ایفا می‌کند؛ یعنی همه آنچه انسان با آن زاده می‌شود، از جمله ویژگی‌های جسمانی و صفات موروثی‌ای که از نیاکان خود به ارث برده است. اما با توجه به وضعیت کنونی دانش ما، هیچ اطلاعی از رابطه میان جسم و ذهن نداریم و بنابراین نمی‌توانیم درباره اینکه آیا و چگونه ویژگی‌های جسمانی می‌توانند بر فهم تفسیری (Verstehen) اثر بگذارند، هیچ حکمی صادر کنیم. برخی کوشیده‌اند داوری‌های ارزشی معینی (انواع فهم تفسیری) را به اقوام خاصی نسبت دهند؛ اما این تلاش‌ها شکست خورده‌اند، زیرا به‌آسانی می‌توان نشان داد که هر کوششی برای دسته‌بندی انسان‌ها بر اساس انواع Verstehen، طبقه‌بندی آنها بر مبنای قومیت را ناممکن می‌سازد.» (Mises 1940, 157)

 

اسلوبودیان در اینجا چنین وانمود می‌کند که اعتراض میزس به نظریه اصلاح نژاد صرفا اعتراضی محدود و مشروط بوده و تنها متوجه «سوءاستفاده» نازی‌ها از آن است. به تعبیر اسلوبودیان، این «سوءاستفاده» از نظر میزس «نباید برای همیشه موجب بی‌اعتبار شدن» نظریه نژادی می‌شد.

اما برای رسیدن به چنین نتیجه‌ای، اسلوبودیان ناگزیر شده است زمینه متنِ بخش‌هایی را که نقل می‌کند نادیده بگیرد. بخش‌های حذف‌شده، تصویری را که او از دیدگاه میزس ارائه می‌دهد نقض می‌کنند؛ از جمله همان بخشی که در آن، میزس تصریح می‌کند تلاش‌ها برای اثبات اعتبار نظریه اصلاح نژاد به دلیل موانع ذاتی‌ای که مفهوم Verstehen در برابر دسته‌بندی انسان‌ها بر اساس ویژگی‌های جسمانی یا قومی ایجاد می‌کند، شکست خورده‌اند.

دامنه این خطا زمانی آشکارتر می‌شود که به آزادی‌های دیگری که اسلوبودیان در برخورد با متن میزس به خود داده است نیز توجه کنیم. ادعای او مبنی بر اینکه «سیاسی‌شدن نظریه نژادی به دست فاشیسم نباید [از نظر میزس] برای همیشه موجب بی‌اعتبار شدن آن شود»، بر جابه‌جایی ساختار و ترتیب جملات متن اصلی میزس استوار است.

در این کتاب، میزس بحث خود درباره پیامدهای پراکسئولوژیک نظریه نژادی را با این عبارت به پایان می‌رساند:

  «اینکه شعارهای نظریه نژادی برای توجیه اقداماتی به کار گرفته می‌شوند که هیچ ارتباطی با آن ندارند، اندیشه علمی را از مسئولیت اندیشیدن تا پایان درباره مسئله نژادهای انسانی از منظر اهمیت پراکسئولوژیک آن معاف نمی‌کند.»

 

اسلوبودیان این جمله را چنان بازنمایی می‌کند که گویی نتیجه مستقیم بحث پیشین درباره بهره‌گیری فاشیست‌ها و نازی‌ها از نظریه نژادی و اصلاح نژاد است. حال آنکه در متن اصلی، بحث میزس درباره نازیسم از پاراگراف بعدی برگرفته شده است؛ پاراگرافی که به‌طور مشخص تلاش‌های هیتلر برای طبقه‌بندی یهودیان بر اساس ویژگی‌های جسمانی را مورد انتقاد قرار می‌دهد.

در واقع، میزس این بخش را برای بیان نکته‌ای کاملاً متفاوت نوشته بود. او در اینجا نظریه ایدئولوژیک مارکسیستی را با «همتای زیست‌شناختی ـ نژادی» آن مقایسه می‌کند و نشان می‌دهد که هر دو، هم در پذیرش چندمنطقی‌گرایی و هم در تقابل با مفهوم پراکسئولوژی او، وجه مشترک دارند.

به گفته میزس، نظریه نژادی به‌اشتباه مدعی بود که: «به تعداد نژادهای انسانی، منطق، ریاضیات، اقتصاد و علوم طبیعی متفاوت وجود دارد» (Mises 1940, 157).

ازاین‌رو، هنگامی که میزس از دانشمندان می‌خواهد «مسئله نژادهای انسانی را تا نهایتِ دلالت‌های پراکسیولوژیک آن مورد بررسی قرار دهند»، مقصود او گشودن «روزنه‌ای» برای احیای اندیشه‌های نظریه‌پردازان نژادی پس از سقوط نازیسم نیست؛ بلکه برعکس، او خواستار مواجهه‌ای جدی، نظام‌مند و نقادانه با این اندیشه‌هاست؛ مواجهه‌ای که بتواند آنها را به‌طور ریشه‌ای به چالش بکشد.

همین شیوه نقل‌قول‌های گزینشی و ناقص بارها و بارها در استدلال اسلوبودیان تکرار می‌شود. در نمونه‌ای دیگر از مقاله CEH، اسلوبودیان چنین القا می‌کند که میزس با تبعیض نژادی علیه گروه‌های سفیدپوست، مانند یهودستیزی نازی‌ها، مخالف بود، اما میان تبعیض علیه سفیدپوستان و تبعیض علیه سیاه‌پوستان تمایز قائل می‌شد.

اسلوبودیان، CEH:

  «با این حال، میزس نتوانست همین نگرش جهان‌وطنانه را به جمعیت‌های رنگین‌پوست نیز تعمیم دهد. او در حالی که با تأکید استدلال می‌کرد "امروزه دیگر هیچ تبار خالصی در میان نژاد یا گروه سفیدپوستان وجود ندارد"، این سخن را با اشاره به تفاوت آنان با جمعیت‌های سیاه‌پوست بیان می‌کرد. او نوشت: "سیاه‌پوستان و سفیدپوستان از نظر ویژگی‌های نژادی (یعنی ویژگی‌های جسمانی) با یکدیگر تفاوت دارند؛ اما تشخیص یک آلمانی یهودی از یک آلمانی غیریهودی بر اساس هیچ ویژگی نژادی ممکن نیست." بنابراین، مخالفت میزس با یهودستیزی بر پذیرش تفاوت نژادی میان سفیدپوستان و سیاه‌پوستان استوار بود.» (Slobodian 2019b, 155)

 

میزس، دولت قادر مطلق:

  «بیش از یک قرن است که انسان‌شناسان ویژگی‌های جسمانی نژادهای مختلف را مطالعه کرده‌اند. نتیجه مسلم این پژوهش‌های علمی آن است که مردمان سفیدپوست، اعم از اروپاییان و نوادگان غیراروپایی مهاجران اروپایی، آمیزه‌ای از ویژگی‌های جسمانی گوناگون را در خود دارند. برخی کوشیده‌اند این واقعیت را نتیجه آمیزش میان تبارهای نخستین و خالص بدانند. فارغ از درستی یا نادرستی این فرضیه، آنچه مسلم است این است که امروزه دیگر هیچ تبار خالصی در میان نژاد یا گروه سفیدپوستان وجود ندارد. تلاش‌های دیگری نیز صورت گرفت تا میان برخی ویژگی‌های جسمانی (یعنی ویژگی‌های نژادی) و ویژگی‌های ذهنی و اخلاقی رابطه برقرار شود. تمام این تلاش‌ها نیز شکست خوردند. سرانجام، به‌ویژه در آلمان، کوشش‌هایی برای کشف ویژگی‌های جسمانیِ نژاد ادعایی یهودی یا سامی، در تمایز با غیر یهودیان اروپایی، انجام شد. این جست‌وجوها نیز به‌طور کامل ناکام ماندند.» (Mises 2011/1944, 192)

 

دقت کنید که اسلوبودیان چگونه بخش‌هایی از متن را که بلافاصله پیش و پس از عبارت نقل‌شده قرار دارند حذف می‌کند و بدین‌ترتیب معنای آن را دگرگون می‌سازد. سپس این بخشِ بریده‌شده را با نقل‌قول دیگری، که درباره مقایسه آزار یهودیان توسط نازی‌ها با وضعیت سیاه‌پوستان آمریکا است، کنار هم قرار می‌دهد.

خواننده از نحوه ارائه اسلوبودیان متوجه نمی‌شود که این نقل‌قول دوم چند پاراگراف بعد از نقل‌قول نخست آمده است و اتفاقاً همان پاراگراف‌های حذف‌شده برای فهم مقصود میزس اهمیت اساسی دارند.

در پاراگراف‌های حذف‌شده مورد اشاره در پست قبل، میزس به این پرسش می‌پردازد که ایدئولوژی نژادی نازی‌ها چه تفاوتی با دیگر اشکال تبعیض داشت. از نظر او، یکی از ویژگی‌های متمایز نازی‌ها این بود که تبعیض را بر پایه ایجاد پیوندهای تبارشناختی با یهودیت اعمال می‌کردند. در میان جملاتی که اسلوبودیان حذف کرده، این عبارات دیده می‌شود که موضع واقعی میزس را آشکار می‌کنند: «نازی‌ها راه دیگری را برگزیده‌اند. آنان می‌گویند که قصدشان تبعیض علیه پیروان دین یهود نیست، بلکه می‌خواهند علیه اعضای نژاد یهود تبعیض روا دارند. اما در عمل، اعضای نژاد یهود را کسانی تعریف می‌کنند که خود پیرو دین یهود باشند یا از کسانی تبار گرفته باشند که پیرو این دین بوده‌اند. بنابراین، ویژگی حقوقی تعیین‌کننده نژاد یهود در قوانین موسوم به نژادی نورنبرگ، عضویت شخص مورد نظر یا نیاکان او در جامعه دینی یهود است.» (Mises 2011/1944, 193)

 

سپس میزس برای نشان دادن تفاوت شیوه عملکرد نظام‌های تبعیض‌آمیز، نمونه قوانین «جیم کرو» در ایالات متحده را مطرح می‌کند؛ نظامی که تبعیض در آن عمدتا بر اساس ظاهر افراد و رنگ پوست اعمال می‌شد. اسلوبودیان نقل‌قول دوم خود را از دل همین مثال بیرون می‌کشد:

  «اگر آمریکایی‌ها بخواهند علیه سیاه‌پوستان تبعیض روا دارند، برای بررسی پیشینه نژادی افراد به آرشیوها مراجعه نمی‌کنند؛ بلکه بدن شخص را برای یافتن نشانه‌هایی از تبار آفریقایی او بررسی می‌کنند. سیاه‌پوستان و سفیدپوستان از نظر ویژگی‌های نژادی، یعنی ویژگی‌های جسمانی، با یکدیگر تفاوت دارند؛ اما تشخیص یک آلمانی یهودی از یک آلمانی غیر یهودی بر اساس هیچ ویژگی نژادی ممکن نیست.» (Mises 2011/1944, 194)

 

برخلاف ادعای اسلوبودیان، هیچ شاهدی وجود ندارد که نشان دهد میزس تبعیض علیه سیاه‌پوستان آمریکایی را تأیید می‌کند. شواهد دقیقاً عکس این را نشان می‌دهند: او خود تبعیض را محکوم می‌کند.

همچنین، مخالفت میزس با یهودستیزی (برخلاف ادعای اسلوبودیان) بر «تأیید تفاوت نژادی میان سفیدپوستان و سیاه‌پوستان» استوار نیست. او صرفا در حال تحلیل این نکته است که قوانین نژادی نازی‌ها، چون نمی‌توانستند یهودیان را از طریق رنگ پوست از دیگر اروپاییان متمایز کنند، برای اجرای سیاست‌های آزار و تعقیب خود به معیارهایی غیر از ویژگی‌های ظاهری، یعنی به نسب‌نامه‌ها و تبارشناسی افراد، متوسل شدند.

چنان‌که میزس در همان پاراگراف بعدی تصریح می‌کند:

  «نازی‌ها مدعی بودند که در حال نبرد نهایی میان نژاد برتر نوردیک و فرومایگان بشری هستند.»

اما به گفته خود میزس،

  وجود چنین «نژاد برتری» چیزی جز یک افسانه نبود؛ افسانه‌ای که نازی‌ها به‌صورت گزینشی به آن استناد می‌کردند تا آزار و تعقیب یهودیان و دیگر گروه‌های نامطلوب خود را توجیه کنند (Mises 2011/1944, 194).

 

شیوه نقل‌قول‌هایی که در نمونه‌های بالا مشاهده شد، ظاهرا به آن دو مقاله اسلوبودیان درباره میزس محدود نمی‌شود.

در دیگر آثار او درباره تاریخ «نئولیبرالیسم» نیز استدلال‌های اسلوبودیان بارها بر نقل‌قول‌های گزینشی و بریده‌بریده‌ای استوار شده‌اند که خواننده‌ای را که به صحت نقل‌ها اعتماد می‌کند، به برداشت‌هایی به‌شدت نادرست از متون اصلی می‌کشانند.

برای نمونه، اسلوبودیان در سال ۲۰۱۵، در سخنرانی‌ای درباره کتابی که بعدها با عنوان Globalists (2018) منتشر شد، معنای جمله‌ای از کتاب لیبرالیسم میزس را تحریف می‌کند.

اسلوبودیان، سخنرانی ۲۰۱۵: «از نظر میزس، الزامات اقتصاد جهانی بر همه مطالبات سیاسی دیگر اولویت داشت. برای مثال، او در بحث از استعمار می‌گوید: "هیچ فصلی از تاریخ به اندازه تاریخ استعمار آغشته به خون نیست." اما در عین حال اصرار می‌ورزد که، هنگامی که اروپا برای تأمین مواد اولیه خود به امپراتوری وابسته شده است، حفظ مستعمرات باید در اولویت نخست قرار گیرد. حق تعیین سرنوشت شاید قابل تصور باشد، اما تنها در صورتی که تحت نظارت یک ابر‌دولت نیرومند باشد که بتواند استمرار تجارت آزاد را تضمین کند.» (Slobodian 2015, 9)

میزس، لیبرالیسم: «هیچ فصلی از تاریخ به اندازه تاریخ استعمار آغشته به خون نیست. خون‌هایی که ریخته شد، بیهوده و بی‌معنا بود. سرزمین‌های آباد ویران شدند و ملت‌های کامل نابود و ریشه‌کن گشتند. هیچ‌یک از این اعمال را به هیچ وجه نمی‌توان تخفیف داد یا توجیه کرد. سلطه اروپاییان بر آفریقا و بخش‌های وسیعی از آسیا مطلق است. این سلطه آشکارا با همه اصول لیبرالیسم و دموکراسی در تعارض قرار دارد و هیچ تردیدی نیست که ما باید برای برچیدن آن بکوشیم. تنها پرسش این است که چگونه می‌توان این وضعیت تحمل‌ناپذیر را با کمترین زیان ممکن از میان برداشت.» (Mises 2005/1927, 93–94)

 

دقت کنید که اسلوبودیان استدلال می‌کند میزس معتقد بوده است که «حفظ مستعمرات» شرط لازم برای بقای اقتصاد اروپا بوده است. این نقل‌قولِ بریده‌شده ظاهرا با روایت اسلوبودیان سازگار به نظر می‌رسد، اما در متن اصلی، همان جمله بخشی از محکومیت صریح استعمار است. تنها سه جمله پس از عبارتی که اسلوبودیان نقل کرده، میزس سلطه اروپا بر آفریقا و آسیا را «تحمل‌ناپذیر» می‌خواند و تصریح می‌کند که خوانندگانش «باید برای برچیدن آن بکوشند.»

اگر متن را ادامه دهیم، روشن‌تر می‌شود که از نظر میزس، حق تعیین سرنوشت برای مستعمرات نه صرفاً «قابل تصور» بود و نه، آن‌گونه که اسلوبودیان (2015, 9) ادعا می‌کند، تنها در صورتی پذیرفتنی بود که زیر نظر یک قدرت برتر اعمال شود. برعکس، از دیدگاه میزس، این حق ضرورتی اجتناب‌ناپذیر بود و در نهایت باید به‌طور کامل و بدون قید و شرط تحقق می‌یافت: «اجرای این اصول در عمل بدین معنا خواهد بود که همه سرزمین‌های فرادریایی کشورهای اروپایی، در مرحله نخست، به قلمروهای تحت قیمومت جامعه ملل تبدیل شوند. اما حتی این وضعیت نیز باید صرفاً مرحله‌ای انتقالی تلقی شود. هدف نهایی همچنان باید رهایی کامل مستعمرات از سلطه استبدادی‌ای باشد که امروز تحت آن زندگی می‌کنند.» (Mises 2005/1927, 97)

این بخش از متن اصلی به‌روشنی نشان می‌دهد که روایت اسلوبودیان، نه‌تنها موضع واقعی میزس را بازتاب نمی‌دهد، بلکه با حذف جملات بلافاصله پیش و پس از نقل‌قول، معنای آن را وارونه کرده است. در حالی که اسلوبودیان می‌کوشد میزس را مدافع حفظ امپراتوری‌های استعماری معرفی کند، متن کامل کتاب لیبرالیسم نشان می‌دهد که میزس خواهان الغای استعمار و استقلال کامل مستعمرات بوده است.

در بخش دیگری از همین سخنرانی، اسلوبودیان (2015) با استناد به چند نقل‌قول از کتاب لیبرالیسم اثر میزس، می‌کوشد او را طرفدار اِعمال اجبار از سوی دولت معرفی کند. او بار دیگر با انتخاب گزینشی بخش‌هایی از متن اصلی میزس، این ادعا را پیش می‌برد.

اما همان‌گونه که مقایسه دو متن نشان می‌دهد، نقل‌قول‌های اسلوبودیان بخش‌های مهمی از متن پیرامونی را حذف کرده‌اند؛ بخش‌هایی که تفسیر او را نقض می‌کنند. افزون بر این، او این نقل‌قول‌ها را چنان کنار هم قرار می‌دهد که گویی میزس آنها را به‌عنوان اجزای یک استدلال واحد و به‌هم‌پیوسته بیان کرده است.

اسلوبودیان، سخنرانی ۲۰۱۵:

  «پس از سال ۱۹۱۸، میزس به اتاق بازرگانی بازگشت. ساختمان این نهاد همچنان با نشان عقاب دوسر امپراتوری اتریش ـ مجارستان تزئین شده بود؛ عقابی که دسته ترکه‌های «فاسس» رومی را در چنگ داشت (اسلاید). شاید میزس هنگام نگارش کتاب لیبرالیسم در سال ۱۹۲۷ همین نشان را در ذهن داشته است؛ آنجا که با لحنی ستایش‌آمیز درباره این نماد رومی می‌نویسد که این نماد مانع از درک "حقیقت امر" نمی‌شود؛ حقیقتی که بر اساس آن، "دولت دستگاه اجبار و اِعمال قهر است." برخلاف برداشتی که لیبرتارین‌های متأخر از او دارند، میزس این سخن را با بار معنایی منفی بیان نمی‌کرد. از نظر او، اِعمال قدرت دولت در بسیاری از موارد ضروری بود.» (Slobodian 2015, 5)

 

میزس، لیبرالیسم:

  «دولت دستگاه اجبار و اِعمال قهر است. این گزاره نه‌تنها درباره دولت "پاسبان شب" صادق است، بلکه درباره هر نوع دولت دیگری نیز صدق می‌کند، و بیش از همه درباره دولت سوسیالیستی. هر آنچه دولت قادر به انجام آن است، از طریق اجبار و به‌کارگیری زور انجام می‌دهد. سرکوب رفتارهایی که موجودیت نظم اجتماعی را به خطر می‌اندازند، تمام جوهر فعالیت دولت را تشکیل می‌دهد؛ و در جامعه سوسیالیستی، کنترل ابزارهای تولید نیز به آن افزوده می‌شود. منطق واقع‌بینانه رومیان این حقیقت را به‌صورت نمادین، با برگزیدن تبر و دسته ترکه‌های فاسس به‌عنوان نشان دولت، بیان کرده بود. اما عرفان پیچیده‌ای که خود را فلسفه می‌نامد، در دوران جدید تا آنجا که توانسته کوشیده است این حقیقت را پنهان سازد. از نظر شلینگ، دولت تصویر مستقیم و مرئی حیات مطلق، مرحله‌ای از تجلی امر مطلق یا روح جهان است. دولت فقط برای خود وجود دارد و فعالیتش صرفا در جهت حفظ جوهر و صورت وجود خویش است. از نظر هگل، عقل مطلق در دولت خود را آشکار می‌کند و روح عینی در آن تحقق می‌یابد. دولت، ذهن اخلاقی‌ای است که به واقعیتی اندام‌وار تبدیل شده است؛ واقعیت و ایده اخلاقی، به‌مثابه اراده جوهری‌ای که خود را می‌شناسد. پیروان متأخر فلسفه ایدئالیستی حتی از استادان خود نیز در الوهیت‌بخشی به دولت فراتر رفتند. البته، اگر در واکنش به این آموزه‌ها، کسی همچون نیچه دولت را "سردترین هیولای سرد" بنامد، نیز به حقیقت نزدیک‌تر نشده است. دولت نه سرد است و نه گرم؛ زیرا مفهومی انتزاعی است که به نام آن، انسان‌های زنده، یعنی ارگان‌های دولت و حکومت، عمل می‌کنند. تمام فعالیت‌های دولت، کنش انسان‌هاست؛ شری که انسان‌ها بر انسان‌های دیگر تحمیل می‌کنند. هدف دولت، یعنی حفظ جامعه، ممکن است رفتار کارگزاران آن را توجیه کند، اما شرارت‌هایی که آنان بر دیگران تحمیل می‌کنند، برای کسانی که از آن رنج می‌برند، کمتر شر به شمار نمی‌آید. شری که انسانی بر همنوع خود وارد می‌کند، هر دو را آسیب می‌زند؛ نه‌تنها قربانی، بلکه عامل آن را نیز. هیچ چیز به اندازه تبدیل شدن به بازوی قانون و واداشتن دیگران به رنج، انسان را فاسد نمی‌کند. سهم رعیت، اضطراب، روحیه بندگی و چاپلوسی است؛ اما خودحق‌پنداری ریاکارانه، غرور و تکبر فرمانروا نیز به همان اندازه نکوهیده است.» (Mises 2005/1927, 34–35)

 

با مطالعه کامل این بخش، بار دیگر روشن می‌شود که اسلوبودیان در حق میزس منصفانه رفتار نکرده است. متن اصلی آشکارا نشان می‌دهد که نگرش میزس به دولت، نگرشی انتقادی و منفی است. او صریحاً می‌نویسد:

  «تمام فعالیت‌های دولت، کنش انسان‌هاست؛ شری که انسان‌ها بر انسان‌های دیگر تحمیل می‌کنند.»

 

در واقع، میزس دقیقا به همان دلیلی با دولت مسئله دارد که اسلوبودیان می‌کوشد آن را به‌عنوان نقطه تأیید دولت از سوی میزس جلوه دهد؛ یعنی استفاده دولت از «اجبار و اِعمال قهر».

از نظر میزس، دولت ناگزیر بر زور متکی است و همین ویژگی، آن را به نهادی ذاتاً مسئله‌دار و مستعد فساد اخلاقی تبدیل می‌کند، نه نهادی که او آن را با دیده تحسین بنگرد.

میزس تنها اقتصاددان بازار آزادی نیست که اسلوبودیان دیدگاه‌های او درباره نژاد و استعمار را به این شیوه تحریف کرده است.

اسلوبودیان در کتاب Globalists، موضع ادعایی ویلیام اچ. هات درباره مسئله نژاد را در کتاب The Economics of the Colour Bar مورد انتقاد قرار می‌دهد. او با نقل گزینشی سخنان هات، چنین القا می‌کند که هات با این ایده مخالف بوده است که سیاه‌پوستان آفریقای جنوبی، که اکثریت جمعیت کشور را تشکیل می‌دادند، در یک پارلمان کاملا نماینده مردم، از حق حکومت اکثریت برخوردار شوند.

اما متن اصلی کتاب هات نشان می‌دهد که او در واقع از سوءاستفاده‌ای انتقاد می‌کرد که اکثریت پارلمانی سفیدپوست موجود در سال ۱۹۶۴ علیه سیاه‌پوستان آفریقای جنوبی اعمال می‌کرد؛ آن هم در شرایطی که سفیدپوستان، در کل جمعیت آفریقای جنوبی، خود در اقلیت بودند.

اسلوبودیان، Globalists: «مسئله دموکراسی، محور اصلی نوشته‌های هات بود. آنچه او در The Economics of the Colour Bar از آن به‌عنوان "مهم‌ترین نکته کل رساله من" یاد می‌کند، نه یک استدلال اقتصادی، بلکه هشداری سیاسی درباره "استبداد اکثریت‌های پارلمانی" در نظام‌های مبتنی بر حق رأی همگانی بود. از نظر او، این واقعیت که سیاه‌پوستان اکثریت جمعیت آفریقای جنوبی را تشکیل می‌دادند، وضعیت را به‌طور ویژه‌ای خطرناک می‌کرد. به باور هات، راه‌حل ظاهریِ حق رأی همگانی صرفا "به انتقال قدرت به یک اکثریت سیاسی جدید، بدون هیچ محدودیت قانون اساسی برای جلوگیری از سوءاستفاده‌های تلافی‌جویانه، می‌انجامید." هات همچنین اشاره می‌کند که با کسانی که از "برتری سیاه‌پوستان (صرفاً وارونه شدن جایگاه‌ها)" بیم داشتند، همدلی می‌کرد. او این دیدگاه‌ها را در مقاله‌ای که احتمالاً ویلیام اف. باکلی در جریان سفرش به آفریقای جنوبی در زمستان ۱۹۶۲–۱۹۶۳ برای National Review از او درخواست کرده بود، بسط داد.» (Slobodian 2018a, 173–174)

 

هات، The Economics of the Colour Bar: «ممکن است تصور شود که جداسازی محل سکونت و تفکیک در استفاده از دانشگاه‌ها، کتابخانه‌ها، انجمن‌های علمی، سواحل، پارک‌های عمومی، اداره پست، تئاترها، ورزش، حمل‌ونقل و مانند آنها، به دشواری بتواند نمونه‌هایی از بی‌عدالتی‌هایی با منشأ اقتصادی به شمار رود؛ زیرا در این موارد، تبعیض ظاهرا بیشتر ریشه در عوامل سیاسی یا اجتماعی ـ روان‌شناختی دارد تا علل اقتصادی. اما بخش مهمی از استدلال من این است که همه اشکال آنچه بی‌عدالتی تلقی می‌شود، چه اقتصادی و چه غیراقتصادی، در نهایت از سوءاستفاده اکثریت‌های پارلمانی سرچشمه می‌گیرند. زیرا اکثریت‌ها، حتی اگر بر پایه اصل "یک نفر، یک رأی" شکل گرفته باشند، می‌توانند از اقلیت‌ها یا گروه‌هایی که نمایندگی مؤثری ندارند، فرصت برخورداری از منزلت و احترام برابر و نیز حق دسترسی به فرصت‌های اقتصادی را سلب کنند. به اعتقاد من، این مهم‌ترین نکته کل رساله من است. مگر آنکه اختیارات پارلمان‌ها با تضمین‌های خدشه‌ناپذیر قانون اساسی مهار شود، اکثریت‌های سیاسی، آن‌گونه که قوانین انتخاباتی و شیوه‌های رأی‌گیری آنها را تعریف و حتی تحریف می‌کنند، تقریباً همیشه وسوسه خواهند شد که قدرت خود را به شکلی استبدادی به کار گیرند؛ یعنی بدون توجه واقعی به حقوق یا احساسات اقلیت‌های سیاسی یا کسانی که از نمایندگی سیاسی مؤثر برخوردار نیستند. اکثریت‌های موجود در حوزه‌های انتخابیه سفیدپوستان، که طراحان سیاست "مناطق گروهی" (Group Areas) توانستند حمایت آنان را جلب کنند، خواهان تحقیر غیرسفیدپوستان بودند. در این باره نباید هیچ تردیدی به خود راه دهیم. این وضعیت تا حدی ناشی از آن بود که یکی از احزاب سیاسی، آگاهانه دامن زدن به غرور نژادی، تعصبات نژادی، ترس‌های نژادی و نفرت‌های نژادی را برای خود سودآور می‌دید.» (Hutt 2014/1964, 115–116)

هات در واقع نکته‌ای بسیار ظریف‌تر را مطرح می‌کرد. دغدغه اصلی او ضرورت وجود «تضمین‌های مستحکم قانون اساسی» بود؛ تضمین‌هایی که نظامی از حقوق بنیادین را ایجاد و حفظ کنند، به گونه‌ای که هیچ اکثریت ساده‌ای در پارلمان نتواند آنها را نقض یا لغو کند.

از نظر هات، ضرورت چنین نظامی دقیقاً با تجربه آپارتاید آشکار می‌شد؛ نظامی که در آن، اکثریت پارلمانی سفیدپوست محدودیت‌های تحقیرآمیز و تبعیض‌آمیزی را بر اکثریت جمعیت سیاه‌پوست تحمیل کرده بود.

این نمونه‌ها الگویی تکرارشونده را آشکار می‌کنند: بازنمایی‌هایی از متون که در آنها عبارت‌ها و بخش‌های مهم متن اصلی حذف می‌شوند و ترتیب استدلال نویسنده نیز غالباً تغییر می‌یابد. در هر یک از این موارد، حذف‌ها و جابه‌جایی‌ها موجب می‌شوند خواننده برداشت نادرستی از مقصود واقعی اقتصاددان بازار آزاد در متن اصلی پیدا کند.

این شیوه نقل‌قول‌ها تصادفی یا بی‌اهمیت نیست، بلکه همگی در خدمت تقویت یک تز مشخص قرار می‌گیرند؛ یعنی این ادعا که میان «نئولیبرالیسم» و استعمار نژادی پیوندی فکری وجود دارد. در تمامی این نمونه‌ها، نقل‌قول‌های محل تردید به گونه‌ای به کار گرفته می‌شوند که چنین القا کنند نویسنده مورد استناد، نسبت به نژادپرستی، امپریالیسم، اصلاح نژاد و دیگر نظریه‌های بی‌اعتبارشده همدلی یا گرایش داشته است.

اسلوبودیان سپس همین نقل‌قول‌های گزینشی را دستاویز قرار می‌دهد تا اعتبار این متفکران را به‌عنوان لیبرال‌های فلسفی در حوزه مسائل نژادی زیر سؤال ببرد؛ حال آنکه متون اصلی و کامل آنان، بدون هیچ‌گونه حذف یا دستکاری، حاوی محکومیت‌های روشن و صریح همان دیدگاه‌هایی هستند که اسلوبودیان به آنها نسبت می‌دهد.

این رویه، در کتاب جدید اسلوبودیان نیز ادامه می‌یابد. برای مثال، او در صفحه 49 کتاب «حرامزادگان هایک»، عین تحریف‌های بررسی شده در قسمت‌های 4، 5 و 6 را بدون هیچ تغییری تکرار کرده است؛ مثلا او میزس را متهم می‌کند که در کتاب Nationalökonomie (۱۹۴۰) «امتیاز بیشتری به علم نژاد داده است». سپس رشته‌ای از نقل‌قول‌ها را کنار یکدیگر قرار می‌دهد که این تصور را در ذهن خواننده ایجاد می‌کنند که گویا میزس پس از آنکه نظریه‌های وراثت نژادی به‌سبب سوءاستفاده‌های رژیم نازی بی‌اعتبار شدند، در پی احیای آنها بوده است. اما متن اصلی، تصویری کاملاً متفاوت ارائه می‌دهد.

اسلوبودیان تلاش می‌کند از طریق چیزی که خود آن را «داستان ساوانا» (savanna story) می‌نامد، میان هایک و شبه‌علم‌های مربوط به وراثت پیوندی ایجاد کند. این تعبیر، استعاره‌ای برای گذار انسان از یک جامعه جمعی مبتنی بر همبستگی قبیله‌ای به نظمی فردگرایانه و رقابتی پس از ظهور تجارت و مبادله است.

در روایت اسلوبودیان، «پیام داستان‌های ساوانایی که نئولیبرال‌ها نقل می‌کردند این بود که قبیله هرگز از میان نخواهد رفت»؛ ادعایی که به گفته او، مُهر و نشان وراثت نژادی را بر سرشت انسان حک می‌کند.

با این حال، این «داستان ساوانا» در واقع در هیچ‌یک از بخش‌هایی از آثار هایک که اسلوبودیان به آنها ارجاع می‌دهد، وجود ندارد. بلکه این نویسنده خود این استعاره را ابداع کرده است؛ استعاره‌ای که پس از مطالعه یک سخنرانی نامرتبط از چارلز موری، دانشمند علوم سیاسی، شکل گرفته است؛ سخنرانی‌ای که در آن هیچ اشاره‌ای به هایک نشده است.

شمار تحریفات تاریخی آثار اسلوبودیان، محدود به موارد یادشده نیست و به میزس و هایک محدود نمی‌شود.

فیلیپ مگنس، مورخ مورد استناد در این یادداشت‌ها، بررسی تحریفات تاریخی اسلوبودیان را به آثار میزس و هایک محدود محدود می‌کند و به دلایل شخصی سراغ روتبارد یا هوپه نمی‌رود.

با این حال برای من سوال بود که آیا می‌توان همین الگو از تحریف را در استناد به آراء روتبارد یا هوپه نیز پیدا کرد؟

پاسخ مثبت است. اسلوبودیان در صفحه 54 کتاب می‌نویسد:

  روتبارد Gstaad به روان‌شناس دانشگاه هاروارد، ریچارد جی. هرنشتاین که درباره مبنای ژنتیکی تفاوت‌های بهره هوشی (IQ) پژوهش کرده بود، استناد کرده بود. هرنستاین چند دهه بعد، درست پیش از مرگش، زمانی به شهرت بسیار بیشتری رسید که همراه با چارلز موری، که بعدها به عضویت انجمن مون پلرن درآمد، کتاب «منحنی زنگوله‌ای: هوش و ساختار طبقاتی در زندگی آمریکایی» را تألیف کرد. این کتاب، که در فصل چهارم به‌تفصیل مورد بحث قرار می‌گیرد، در محافل JRC به‌منزله نوعی نماد یا نشانه‌ای تلقی شد؛ نشانه‌ای مبنی بر اینکه علم سلسله‌مراتب نژادی بار دیگر امکان طرح در بحث‌های عمومی را پیدا کرده است.

 

او در این بخش به یک شماره از نشریه «روتبارد-راکول ریپورت» ارجاع می‌دهد و می‌نویسد که روتبارد:

 

  نویسندگان کتاب را به دلیل طرح دوباره موضوع علم نژاد ستود و نوشت: «تا اواسط اکتبر ۱۹۹۴ (یعنی زمانی که منحنی زنگوله‌ای منتشر شد) صحبت کردن یا نوشتن عمومی درباره موضوعاتی که همه، و منظورم واقعا همه، در اعماق وجود خود و در خلوت می‌دانستند، شرم‌آور و تابو محسوب می‌شد؛ یعنی حقایقی تقریبا بدیهی درباره نژاد، هوش و وراثت‌پذیری.»

 

در حالی که اسلوبودیان تلاش می‌کند با بیان «این کتاب نماد یا نشانه‌ای تلقی شد؛ نشانه‌ای مبنی بر اینکه علم سلسله‌مراتب نژادی بار دیگر امکان طرح در بحث‌های عمومی را پیدا کرده است.» و ستایش روتبارد از کتاب نشان دهد که او گرایش‌های نژادپرستانه دارد، بررسی دقیق‌تر سند مورد استناد پرده از حقیقت دیگری بر می‌دارد؛ حقیقتی که نشان می‌دهد تقطیع و تحریف در اثر جدید اسلوبودیان، نه یک اشتباه سهوی، بلکه به ابزاری آگاهانه انتخاب‌شده جهت تهیه قطعات بی‌ارتباط اما ظاهرا پیوسته در جهت تأیید روایت اسلوبودیان است.

روتبارد در یادداشت «نژاد! آن کتاب موری» بحث را این‌گونه آغاز می‌کند که کتاب منحنی زنگوله‌ای، پایانی بر تابوی چند دهه‌ای است که به «درست‌گویی سیاسی» پایان داده است:

  آنچه زمانی در میان نویسندگان، روزنامه‌نگاران و پژوهشگران، دانشی عمومی و پذیرفته‌شده درباره نژاد و قومیت محسوب می‌شد، در دهه ۱۹۳۰، به‌واسطه انسان‌شناس کمونیست «فرانتز باز» و همکارانش، ناگهان از عرصه عمومی کنار زده شد و از آن زمان تاکنون به موضوعی ممنوعه تبدیل شده است.

روتبارد، این اتفاق را شکستی برای پروژه درست‌گویی سیاسی یا «پالیتکال کارکتنس» معرفی کرده و از ناکامی جناح چپ در بهره‌گیری موفق از سانسور دولتی ابراز خرسندی می‌کند:

  در ایالات متحده، برخلاف بسیاری از کشورهای دیگر، چپِ حرفه‌ای برابری‌طلب نتوانست از سانسور دولتی به‌عنوان ابزار حذف مخالفان استفاده کند؛ اما تقریباً از هر شیوه دیگری، از برچسب‌زنی و تخریب شخصیت گرفته تا ارعاب در سطوح مختلف، بهره گرفت تا چنین دیدگاه‌هایی را از عرصه عمومی بیرون براند، بحث و پژوهش درباره آنها را سرکوب کند و آزادی واقعی تحقیق و پژوهش را در حوزه‌ای که زمانی از زمینه‌های پررونق مطالعاتی بود، از میان ببرد. به یک معنا، این روند را می‌توان یکی از نخستین نمودهای پدیده‌ای دانست که بعدها با عنوان «درست‌گویی سیاسی» (Political Correctness) شناخته شد.

 

روتبارد در ادامه تکنیک‌های درست‌گویی سیاسی در جناح چپ و پیامدهای آن را توصیف می‌کند:

  در سطح جامعه نیز، «پلیس اندیشه نژادی» توانست روزنامه‌نگاری را سرکوب کند و نه‌تنها هرگونه اظهار نظر «از نظر نژادی نادرست» (Racially Incorrect)، بلکه حتی شوخی‌های مرتبط با تفاوت‌های قومی و نژادی را نیز از رسانه‌ها حذف کند. به این ترتیب، بخش بزرگی از سنت دیرینه طنز قومی در فرهنگ آمریکایی تقریباً از میان رفت. رهبران چپ برابری‌طلب، تاکتیک اصلی خود را بر این بنا نهاده بودند که به کتاب‌هایی که صریح و بی‌پرده به بررسی مسئله نژاد می‌پرداختند، اساساً با پاسخ علنی اعتباری نبخشند. تاکتیک حاکم چپ آن بود بدعت‌گذار را بی‌وقفه با همان برچسب‌های رایج «درست‌گویی سیاسی» که امروز به‌خوبی می‌شناسیم، تخریب کند: «نژادپرست»، «فاشیست»، «نازی»، «جنسیت‌زده»، «دگرجنس‌گراسالار» و مانند آنها. بهتر آن بود که با سکوت و انگ‌زنی، بدعت‌گذار را به حاشیه رانده و به ورطه شرمساری و فراموشی سوق دهند.

روتبارد در ادامه یادداشت مورد اشاره در کتاب اسلوبودیان، چرخش 180 درجه‌ای رسانه‌ها را متذکر می‌شود و آن را حائز اهمیت معرفی می‌کند:

  هیچ‌کس کتاب را صرفا با برچسب‌هایی مانند «نژادپرستانه»، «فاشیستی»، «نئونازی» و مانند این‌ها کنار نگذاشت. شاید شگفت‌آورترین واکنش فرهنگی و واکنشی که بیش از همه نیازمند توضیح است از سوی ملکهٔ رسانه‌های جریان اصلی، یعنی روزنامه‌ای بود که برای روشنفکران، اهالی رسانه، روزنامه‌نگاران، اعضای اندیشکده‌ها و دیگر نخبگان فکری تعیین می‌کند که «باید چگونه بیندیشند»: ضمیمهٔ نقد کتاب یکشنبهٔ نیویورک تایمز.

روتبارد در ادامه این نکته را تصریح می‌کند که کتاب موری اساسا درباره نژاد نیست:

  افزون بر این، کتاب هرنشتاین و موری چنان موضوع خود را در انبوهی از آمار، قید و شرط‌ها و ملاحظات احتیاط‌آمیز غرق می‌کند که مسئلهٔ نژاد تقریبا در آن به حاشیه رانده می‌شود. بخش عمدهٔ کتاب نیز به تفاوت‌های موروثی میان افراد درون هر گروه قومی یا نژادی اختصاص یافته است.

با این حال، ابراز خرسندی روتبارد، مستلزم داشتن تصویری دقیق از شرایط و فضای آکادمی در آن دوران است. روتبارد نفوذ پولیتیکال کارکتنس را این‌گونه توصیف می‌کند:

  با وجود نبود حمایت مالی دولت یا بنیادهای پژوهشی وابسته به نهاد حاکم، با وجود حملات دانشگاهی علیه پژوهشگران، و با وجود آنکه اراذل و اوباش دانشجویی و گروه‌های موسوم به «جامعهٔ محلی» بارها مانع سخنرانی یا تدریس این محققان شده‌اند، حجم عظیمی از شواهد علمی انباشته شده است که بارها و بارها همان چیزی را تأیید می‌کند که هر کس، بر پایهٔ مشاهدات خود و دیگران، از پیش می‌دانسته است. حدود بیست سال پیش، هنگامی که هرنشتاین به مطالعهٔ هوش و وراثت علاقه‌مند شد و حتی پیش از آنکه وارد حوزهٔ مناقشه‌برانگیز نژاد شود ناگهان کلاس‌ها و سخنرانی‌هایش هدف یورش قرار گرفت و خود او نیز از سوی چپِ دانشجویی و گروه‌های فعال اجتماعی مورد حملهٔ فیزیکی واقع شد. با این حال، هرنشتاین حاضر نشد مرعوب شود و، بی‌اعتنا به تهدیدها و طوفان فزایندهٔ «نامقبول بودن سیاسی» (Political Incorrectness) که علیه او شکل گرفته بود، به کار خود ادامه داد. فیلیپ راشتون، استاد دانشگاه وسترن انتاریو، که نویسنده او را پژوهشگری شجاع می‌داند، عملاً سال‌ها نتوانست کلاس‌های خود را به‌صورت حضوری برگزار کند، زیرا همواره با اخلال و آشوب گروه‌های فشار روبه‌رو بود. (برخلاف تلقینی که رسانه‌های آمریکایی سال‌ها ایجاد کرده‌اند، عنوان «اراذل و اوباش» فقط به هواداران ژنرال سدراس در هائیتی محدود نمی‌شود.)

 

البته روتبارد علت این آزادی پژوهش را در گرایش به آزادی نمی‌داند. او در توضیح چرایی این چرخش، انگیزه‌های سیاسی برای کنار زدن جریانات رادیکال چپ‌گرا را دخیل می‌داند و برخلاف روایت اسلوبودیان، اتفاقا نسبت به برداشت‌های نژادپرستانه از کتاب هشدار می‌دهد:

  ناگهان همه‌چیز تغییر کرد؛ سد فرو ریخت و جبههٔ متحد چپ، متشکل از نومحافظه‌کاران، لیبرال‌ها، سیاه‌پوستان و چپ افراطی، از هم پاشید. از این منظر، اینکه نومحافظه‌کاران و لیبرال‌ها تصمیم گرفتند موضع خود را بر پایهٔ کتابی اتخاذ کنند که سرشار از آمار و برخوردار از همهٔ ظواهر و اعتبار علمی بود و نویسندگانش نیز یک استاد لیبرال دانشگاه هاروارد و یک پژوهشگر نومحافظه‌کارِ متمایل به لیبرتارینیسم بودند، کاملاً قابل درک به نظر می‌رسد. این امر به‌هیچ‌وجه تصادفی نبود. چه کتابی بهتر از این می‌توانست برای به چالش کشیدن چپ افراطی انتخاب شود؟

با این حال هدف نخبگان سیاسی از نگاه روتبارد استفاده ابزاری از چنین پژوهشی برای پیشبرد اهداف سیاسی است:

 

  اما این موضع تازهٔ نومحافظه‌کاران و لیبرال‌ها وجه دیگری نیز دارد؛ وجهی پنهان‌تر و به‌مراتب نگران‌کننده‌تر. آنچه آنان می‌خواهند، نوعی دولت‌گرایی سراسری است؛ دولتی که نه در اختیار چپ‌گرایان، بلکه در اختیار خود آنان باشد. آنان نسخهٔ مطلوب خود از دولت رفاه را می‌خواهند و خواهان آن‌اند که یک نظام آموزشی ملی‌شده، اعم از دولتی و خصوصی، که توسط خود آنان اداره شود. لیبرال‌ها و نومحافظه‌کاران هر دو طرفدار حکومت یک نخبۀ کوچک قدرت در واشنگتن هستند؛ نخبگانی که ادعا می‌کنند صرفاً یک «شایسته‌سالاری» طبیعی است. از آنجا که آنان، یعنی روشنفکران و تکنوکرات‌های لیبرال و نومحافظه‌کار، عموماً ضریب هوشی بالاتری نسبت به بخش اعظم دیگر جمعیت دارند، چه راه بهتری برای توجیه حکومت شایسته‌سالارانهٔ خودشان وجود دارد جز توسل به عظمت علم؟

 

از صحبت‌های روتبارد برمی‌آید که نسبت به آزادی پژوهش در آکادمی خرسند است اما نسبت به انگیزه‌های سیاسی پشت این چرخش بدبینی عمیقی دارد.

روتبارد هدف واقعی دو جریان سیاسی نومحافظه‌کار/لیبرال‌ از توجه به این پژوهش این‌گونه توصیف می‌کند:

  اما وقتی همه‌چیز گفته و انجام شود، حقیقت دربارهٔ نژاد و بهرهٔ هوشی (IQ) برای لیبرال‌ها و نومحافظه‌کاران اهمیت بسیار بیشتری دارد تا برای دیرینه‌محافظه‌کاران. زیرا لیبرال‌ها و نومحافظه‌کاران، که تا مغز استخوان دولت‌گرا هستند، ناگزیرند کنترل منابع را در دست بگیرند و به‌نحوی آنها را میان گروه‌های مختلف جمعیت تخصیص دهند. لیبرال‌ها/نومحافظه‌کاران «دسته‌بندی‌کننده» هستند؛ هدف آنان این است که مردم را دسته‌بندی کنند، در اینجا یارانه بدهند، و در آنجا کنترل و محدودیت اعمال کنند. بنابراین، برای نخبگان قدرت نومحافظه‌کار یا لیبرال، علم قومی یا نژادی موضوعی بسیار مهم است؛ زیرا به این دسته‌بندی‌کنندگان می‌گوید دقیقاً چه کسانی را باید یارانه دهند، چه کسانی را باید کنترل کنند، و چه کسانی را باید محدود سازند. آیا آنها باید از پول مالیات‌دهندگان برای یارانه دادن به «افراد محروم» استفاده کنند یا به نوابغ؟ کدام‌یک از نظر اجتماعی مولدتر است، و کدام‌یک موجب زوال ژنتیکی می‌شود؟

 

روتبارد در ادامه، میان این دو جریان سیاسی و خود تمایز قائل می‌شود و تفاوت رویکرد خود با آن‌ها خود را اینگونه شرح می‌دهد:

  اما در حالی که نومحافظه‌کاران و لیبرال‌ها می‌خواهند برنامه‌ریزان و دولت‌گرایان ملی، مردم را دسته‌بندی، یارانه‌دهی و کنترل کنند و برای این کار به داده‌های علمی مانند هوش به‌عنوان راهنما نیاز دارند؛ اما دیرینه‌محافظه‌کاران بسیار متفاوت‌اند. دیرینه‌محافظه‌کاران به آزادی باور دارند؛ دیرینه‌محافظه‌کاران به حقوق شخص و مالکیت باور دارند؛ دیرینه‌محافظه‌کاران هیچ یارانه‌دهنده یا کنترل‌کنندهٔ دولتی نمی‌خواهند. دیرینه‌محافظه‌کاران می‌خواهند دولت بزرگ از سر راه همۀ ما کنار برود؛ چه باهوش باشیم یا کم‌هوش، سیاه‌پوست باشیم، قهوه‌ای‌پوست باشیم یا سفیدپوست. واقعاً شگفت‌انگیز است که در حالی که لیبرال‌ها و نومحافظه‌کاران سال‌ها دیرینه‌محافظه‌کاران را به‌عنوان «نژادپرست»، «فاشیست»، «جنسیت‌گرا» و تمام این عناوین تحقیر کرده‌اند، در واقع ما، به‌عنوان لیبرتارین‌ها، آخرین گروهی هستیم که سزاوار چنین برچسبی هستیم؛ و در حقیقت، لیبرال‌ها و نومحافظه‌کاران، به‌عنوان کسانی که همواره در کنار نخبگان قدرت دربرابر آمریکایی‌های عادی ایستاده‌اند، بسیار بیشتر سزاوار برچسب دولت‌گرا، نژادگرا و فاشیست هستند.

 

در حالی که اسلوبودیان در متن کتاب خود به بحث درباره علم نژادی در محافل JRC اشاره می‌کند، محتوای این مباحث را نادیده می‌گیرد:

  چرخش جدید در موضوع نژاد، موضوع اصلی گفت‌وگوهای راهروهای JRC بود. و معلوم شد که، مستقل از یکدیگر، همگی ما، از ستون‌های سراسریِ سم فرانسیس و پت بوکانن گرفته تا سخنرانی درخشان تام فلمینگ در ناهار باشگاه جان راندولف، همگی برداشت‌های گوناگونی از یک مضمون واحد ارائه می‌کردیم: اینکه، هرچند یافته‌های هرنشتاین-موری و دیگر پژوهش‌ها خوشایند و قابل استقبال هستند، برنامهٔ سیاسی ما، برخلاف لیبرال‌ها و نومحافظه‌کاران، اصلاً به حقایق مربوط به نژاد وابسته نیست. ما لیبرتارین هستیم و با حکومت هر نوع نخبۀ قدرت مخالفیم؛ چه آن نخبه شایسته‌سالار باشد و چه نباشد.

 

روتبارد سپس به یادداشت‌هایی از سم فرانسیس و پت بوکانان اشاره می‌کند و می‌نویسد:

  سم فرانسیس پس از بحث دربارهٔ یافته‌های هرنشتاین-موری و دیگر پژوهش‌ها، اعلام می‌کند که «آنچه واقعاً مردم را دربارهٔ این یافته‌ها می‌ترساند، این است که ممکن است تفاوت‌های نژادی در هوش برای توجیه سرکوب مورد استفاده قرار گیرد.» «صرف‌نظر از پیامدهای پژوهش‌های مربوط به بهرهٔ هوشی، سرکوب نژادی از آن نتیجه نمی‌شود. حقوق بنیادی‌ای که جامعهٔ آمریکایی و غربی به رسمیت می‌شناسد، بر اساس هوش متفاوت نمی‌شود.» سپس فرانسیس بخش شگفت‌انگیزی از نامه‌ای از توماس جفرسون (که قطعاً یک مساوات‌طلب نژادی نبود) نقل می‌کند: «هر اندازه که درجهٔ استعداد آنان [سیاه‌پوستان] باشد، این امر هیچ معیاری برای حقوق آنان نیست. زیرا اگر سر آیزاک نیوتن در درک و فهم از دیگران برتر بود، بنابراین مالک و صاحب اختیار شخص یا دارایی دیگران نمی‌شد.» سپس سم فرانسیس با تأکید درخشانی بر برنامهٔ سیاسی بنیادین دیرینه‌محافظه‌کاران نتیجه‌گیری می‌کند: «آنچه فکر می‌کنید دولت باید دربارهٔ نژاد انجام دهد، ارتباط چندانی با آنچه دربارهٔ نژاد فکر می‌کنید ندارد. این موضوع کاملاً به آنچه دربارهٔ دولت فکر می‌کنید مربوط است.»

 

می‌توان دید که برخلاف گفته اسلوبودیان، مطرح شدن دوباره علم نژاد در محافل JRC، هرچه که باشد به توجیه سلسله‌مراتب نژادی ارتباطی ندارد.

اما اگر علم نژادی برای یک لیبرتارین حائز اهمیت نیست، روتبارد با چه هدفی این یادداشت بحث برانگیز را نوشته است؟ او در پاسخ می‌نویسد:

  بنابراین، اگر مسئلهٔ نژاد واقعاً مشکلی برای دولت‌گرایان است و نه برای دیرینه‌محافظه‌کاران، چرا اصلاً باید دربارهٔ موضوع نژاد صحبت کنیم؟ چرا باید این مسئله برای ما یک دغدغهٔ سیاسی باشد؟ چرا نباید این موضوع را کاملاً به دانشمندان واگذار کنیم؟ دو دلیل را پیش‌تر ذکر کرده‌ایم: نخست، برای جشن گرفتن پیروزی آزادی پژوهش و حقیقت، به خاطر خودِ حقیقت؛ و دوم، به‌عنوان ضربه‌ای به قلب پروژهٔ مساوات‌طلبانه-سوسیالیستی. اما دلیل سومی نیز وجود دارد: این موضوع می‌تواند دفاعی قدرتمند از نتایج بازار آزاد باشد. اگر و هنگامی که ما، به‌عنوان پوپولیست‌ها و لیبرتارین‌ها، دولت رفاه را در تمام ابعاد آن از میان ببریم، و حقوق مالکیت و بازار آزاد بار دیگر پیروز شوند، بسیاری از افراد و گروه‌ها، به‌طور قابل پیش‌بینی، از نتیجهٔ نهایی خشنود نخواهند بود. در آن صورت، آن گروه‌های قومی و دیگر گروه‌هایی که ممکن است در مشاغل کم‌درآمدتر یا کم‌اعتبارتر متمرکز باشند، و تحت هدایت راهنمایان سوسیالیست خود قرار گیرند، به‌طور قابل پیش‌بینی فریاد خواهند زد که سرمایه‌داری بازار آزاد شرور و «تبعیض‌آمیز» است و بنابراین برای برقراری دوبارهٔ تعادل، به جمع‌گرایی نیاز است. در چنین شرایطی، استدلال مربوط به هوش می‌تواند برای دفاع از اقتصاد بازار و جامعهٔ آزاد در برابر حملات ناآگاهانه یا منفعت‌طلبانه مورد استفاده قرار گیرد.

می‌توان مشاهده کرد که اسلوبودیان، حتی در اشاره به منابع مورد استناد خود، گزینش دلبخواهی جملات را برای دستیابی به نتایج مورد انتطار خود، در پیش می‌گیرد. علل ستایش روتبارد از کتاب موری را به هیچ وجه نمی‌توان به ادعای اسلوبودیان، مبنی بر امکان طرح عمومی علم «سلسله مراتب نژادی» مرتبط کرد.

 

روتبارد این یادداشت‌ را این گونه به پایان می‌برد که:

  به‌طور خلاصه، علم نژادگرا (racialist science) در معنای درست خود، نه اقدامی تجاوزکارانه است و نه پوششی برای ستم یک گروه بر گروهی دیگر؛ بلکه برعکس، اقدامی در دفاع از مالکیت خصوصی در برابر حملات متجاوزان است. در هر صورت، این روزها دلیلی برای جشن و شادمانی وجود دارد؛ زیرا به نظر می‌رسد گروه مساوات‌طلبِ چپ که دست به خاموشی و تهمت‌زنی می‌زد، ضربه‌ای واقعاً مرگبار دریافت کرده است.

محتوای کتاب موری، در یادداشت بعدی مورد بررسی قرار می‌گیرد.

در نهایت به بررسی کتاب «منحنی زنگوله‌ای» موری-هرنشتاین می‌پردازیم تا ببینیم کتاب دقیقا چه می‌گوید و از آن می‌توان چه برداشتی کرد.

در اولین گام، در فهرست بلند بالای منابع کتاب، نمی‌توان ارجاعی از میزس، هایک، روتبارد یا حتی هوپه یافت. به عبارت دیگر، کتاب هرچه که باشد، در آن نمی‌توان اثری از استناد به اقتصاددانان اتریشی‌ پیدا کرد.

نکته دوم، فهرست تفصیلی کتاب است. بررسی دقیق‌تر فهرست به ما نشان می‌دهد که با کتابی آماری طرفیم که با استفاده از مدل نسبتا ساده خود، در تلاش است تا تفاوت‌های میان گروه‌های نژادی، یا حتی درون گروه‌های نژادی در ایالات‌متحده را با کنترل کردن متغیر ضریب هوشی یا IQ، مورد بررسی قرار دهد.

نتایج کتاب جالب است؛ مثلا اگر IQ را کنترل کنیم، احتمال فارغ‌التحصیلی یک سفید پوست و یک لاتین تبار از کالج، برابر می‌شود و برخلاف تصورات، این احتمال برای یک سیاه‌پوست بالاتر است.

یا زمانی که IQ را کنترل کنیم، اختلاف میانگین درآمد گروه‌های نژادی، از چند هزار دلار به چندصد دلار کاهش می‌یابد.

به طور کلی، ادعای کلی کتاب این است که (1) IQ تا حدی موروثی است، (2) IQ با بسیاری از پیامدهای اجتماعی (درآمد، موفقیت تحصیلی، جرم، بیکاری و...) همبستگی دارد و (3) میانگین IQ گروه‌های نژادی در آمریکا متفاوت است. نویسندگان استدلال می‌کنند که هنوز نمی‌توان سهم ژنتیک و محیط را با قطعیت تعیین کرد، اما به نظر آن‌ها کنار گذاشتن فرضیه ژنتیکی موجه نیست.

نکته مهم این است که بسیاری از افراد تصور می‌کنند موری و هرنشتاین ادعا کرده‌اند «تفاوت‌ها قطعاً ژنتیکی است». اما اگر متن خود کتاب را بخوانید، آنها معمولاً با احتیاط بیشتری می‌نویسند و می‌گویند شواهد برای رد یا پذیرش کامل نقش ژنتیک کافی نیست و نباید هیچ‌یک از دو فرضیه (صرفا محیطی یا تا حدی ژنتیکی) را از پیش کنار گذاشت.

برای مثال، نویسندگان در صفحه 311 کتاب می‌نویسند:

  به نظر ما بسیار محتمل است که هم ژن‌ها و هم محیط در تفاوت‌های نژادی نقش داشته باشند. نسبت این دو چه اندازه است؟ ما قاطعانه نسبت به این مسئله موضع ندانم‌گرایانه داریم؛ تا آنجا که ما می‌توانیم تشخیص دهیم، شواهد چنین برآوردی را توجیه نمی‌کند.»

با این حال استدلال‌ها و روش‌های نتیجه‌گیری کتاب کاملا خالی از ایراد نیست که البته با توجه به رشته تحصیلی نویسندگان، علیت‌یابی آماری در آن زمان و مواردی از این دست، جای تعجب ندارد.

جمع‌بندی

در این یادداشت‌ها نشان دادیم که آثار اسلوبودیان، به ویژه کتاب اخیر او، مملو از استنادات ناقص و تقطیع شده است که مقصود نویسنده مورد ارجاع را به درستی منعکس نمی‌کند. تعدد این موارد باعث می‌شود تا سهوی بودن این اتفاق را به سختی بتوان پذیرفت.

نکتهٔ ظریفی که اینجا برجسته می‌شود، تفاوت میان «نقل‌قول نادقیق» و «تحریف ساختاری» است؛ اسلوبودیان نه تنها جمله‌ای خاص را بریده، بلکه با حذف پاراگراف‌های میانی، توالی منطقی استدلال را از بین برده و یک تز اخلاقی جعلی به اقتصاددانان مورد استناد نسبت داده است.

این الگو، یعنی تکیه بر «قیچی‌کاری متن» به جای استدلال مستقیم، دقیقاً همان چیزی است که یک نقد دانشگاهی جدی باید آن را افشا کند، نه اینکه خود به آن متوسل شود.

اگر این روند در سراسر کتاب تکرار شده باشد، که شده، ارزش «استنادی» اثر اسلوبودیان زیر سؤال می‌رود، حتی اگر نتیجه‌گیری‌های کلان و کلی آن در ظاهر جذاب به نظر برسند.

همچنین بخوانید دخالت دولت در بازار چه پیامدهایی دارد؟ | روایت گرفتاری اقتصاد در تصمیم‌های دستوری | محاسبه یک نرخ توسط نهادی دولتی امری ناممکن است سرمایه‌دار شورشی؛ چرا سرمایه‌داران، «سرمایه‌داری» را دوست ندارند؟ | علت دشمنی ترامپ با تجارت آزاد پختن نان از سنگ؛ چرا «دستگاه چاپ پول» جایگزین سرمایه واقعی نمی‌شود؟ | رکود اقتصادی چیزی جز خماری پس از مستی پولی نیست مدنیت به مثابه انضباط قواعد انتزاعی | آیا عرف‌های جامعه به آزادی انسان‎‌ها کمک می‌کنند؟ | مدنیت در برخوردهای روزمره تقویت می‌شود







پنجشنبه ۲۹ مرداد ۱۴۰۵ - 20 August 2026
ضربه eSim  به اپراتورهای سنتی
روزنامه دنیای اقتصاد

ضربه eSim به اپراتورهای سنتی

دنیای اقتصاد: تقاضا برای سیم‌کارت‌های الکترونیکی (eSim) مورد استفاده در سفر، امسال حدود یک‌سوم افزایش خواهد یافت، زیرا مسافران بین‌المللی به دنبال جایگزین‌های ارزان‌تری برای بسته‌های رومینگ داده هستند که تهدیدی برای اپراتورهای تلفن همراه سنتی محسوب می‌شود. تحلیلگران در موسسه تحقیقاتی FDM CCS Insight …
روزهای سخت پزشکیان برای حل پرونده فیلترینگ/ بی خبری دولت از مافیای فروش فیلترشکن‌ها/ دولت چگونه قفل فیلترینگ را می شکند؟+ جدول
سایت خبرآنلاین

روزهای سخت پزشکیان برای حل پرونده فیلترینگ/ بی خبری دولت از مافیای فروش فیلترشکن‌ها/ دولت چگونه قفل فیلترینگ را می شکند؟+ …

اخیرا معاون اول رئیس‌جمهوری در حالی از تصمیم پزشکیان برای بسته شدن پرونده فیلترینگ خبر داده است که به نظر می‌رسد دولت برای حل و فصل این کلاف سردگم، راهی سخت و دشوار را در پیش‌روی خود داشته و به راحتی نمی‌تواند به این پرونده پایان بدهد.
سایت تابناک

آیا حباب هوش مصنوعی واقعاً شبیه حباب دات‌کام است؟

ماجرای ضریب ۲.۷ اینترنت بین‌الملل چیست؟ / چرا بسته‌ها زود تمام می‌شوند؟
سایت تجارت نیوز

ماجرای ضریب ۲.۷ اینترنت بین‌الملل چیست؟ / چرا بسته‌ها زود تمام می‌شوند؟

شما هم این روزها حس کرده‌اید بسته اینترنت‌تان زودتر از همیشه تمام می‌شود؟ همین حس مشترک کاربران باعث شده تا شایعه روزهای اخیر درباره محاسبه ۲.۷ برابری مصرف اینترنت بین‌الملل داغ‌تر شود.
ماجرای انفجار گوشی‌های سامسونگ چیست؟
سایت خبرآنلاین

ماجرای انفجار گوشی‌های سامسونگ چیست؟

آتش‌گرفتن گوشی منتسب به Galaxy S۲۶ در جیب یک کاربر در هند، بار دیگر خاطره حادثه جنجالی Galaxy Note ۷ را زنده کرده است. این اتفاق پرسش مهمی را مطرح می‌کند، آیا سامسونگ بار دیگر با یک مشکل ساختاری در باتری گوشی‌های خود مواجه شده یا آنچه رخ داده صرفاً یک حادثه منفرد بوده است؟
خبرگزاری ایسنا

ویدیو/ لایک، استوری و الگوریتم‌های اعتیادآور زیر تیغ دادگاه

خبرگزاری ایسنا

هوش مصنوعی کلود حالا به جای شما ایمیل می‌زند

اختلال اینترنت چگونه مسیر مشتری را قطع می‌کند؟ - پیوست
مجله پیوست

اختلال اینترنت چگونه مسیر مشتری را قطع می‌کند؟ - پیوست

اختلال اینترنت برای کسب‌وکارهای آنلاین فقط به معنای کاهش فروش در چند روز یا چند هفته نیست. هر بار که دسترسی محدود، کیفیت اتصال مختل یا سرعت اینترنت کند می‌شود، بخشی از مسیر دیده‌ شدن، جذب مشتری، شکل‌گیری اعتماد و انجام معامله نیز آسیب می‌بیند. مسیری که برای بسیاری از کسب‌وکارهای کوچک، بیش از هر
دادگاهی که می‌تواند اینستاگرام و فیس‌بوک را برای همیشه تغییر دهد - پیوست
مجله پیوست

دادگاهی که می‌تواند اینستاگرام و فیس‌بوک را برای همیشه تغییر دهد - پیوست

متا با یکی از جدی‌ترین پرونده‌های قضایی خود بر سر نحوه فعالیت اینستاگرام و فیس‌بوک برای کودکان و نوجوانان روبه‌رو شده است. ۳۰ ایالت آمریکا نه‌تنها غرامتی بیش از یک تریلیون دلار مطالبه کرده‌اند، بلکه خواستار حذف یا تغییر قابلیت‌هایی مانند نمایش تعداد لایک، اسکرول بی‌نهایت، پخش خودکار ویدئو و استوری شده‌اند؛ …
پانزده سال هوشمندسازی کشاورزی؛ از سامانه تا نتیجه چقدر فاصله مانده؟ - پیوست
مجله پیوست

پانزده سال هوشمندسازی کشاورزی؛ از سامانه تا نتیجه چقدر فاصله مانده؟ - پیوست

کشاورزی دیجیتال در ایران دیگر فقط به چند سامانه محدود نیست. از ثبت میلیون‌ها بهره‌بردار و صدور بیش از ۱.۳ میلیون بیمه‌نامه گندم تا آبیاری هوشمند و صدها پهپاد کشاورزی، نشانه‌های اجرای واقعی وجود دارد. اما هرچه از تعداد سامانه و تجهیز به نتیجه استفاده از آنها نزدیک می‌شویم، داده کمتر می‌شود. هنوز روشن …
تست یک بسته اینترنت، پاسخ ایرانسل به اتهام «حجم‌خوری»؛ پس چرا بسته‌های کاربران زود تمام می‌شود؟
سایت سیتنا

تست یک بسته اینترنت، پاسخ ایرانسل به اتهام «حجم‌خوری»؛ پس چرا بسته‌های کاربران زود تمام می‌شود؟

در حالی که گلایه کاربران از تمام شدن سریع بسته‌های اینترنت همچنان ادامه دارد، ایرانسل با انجام یک تست عملی مقابل خبرنگاران اعلام کرد در آزمایش انجام‌شده، یک گیگ
دولت راه فیلترینگ سلیقه‌ای را می‌بندد
سایت ایران آنلاین

دولت راه فیلترینگ سلیقه‌ای را می‌بندد

هیأت وزیران در مصوبه‌ای جدید، هرگونه تصمیم یا اقدام دستگاه‌های اجرایی برای انسداد، تعلیق، تحدید یا ممنوعیت فعالیت سکوها و کسب‌وکارهای دیجیتال را منوط به اخذ نظر ستاد راهبری و ساماندهی فضای مجازی و تأیید رئیس‌جمهوری کرد؛ اقدامی که در پی نگرانی‌ها از تعدد مراجع تصمیم‌گیر و اقدامات ناهماهنگ در حوزه فضای …
بعد از جنگ فشار تحریمی به سایت‌های ایرانی مضاعف شد
سایت روزنو

بعد از جنگ فشار تحریمی به سایت‌های ایرانی مضاعف شد

آنگاه می‌توان از مردم خواست برای کار با سامانه‌ها و سرویس‌های حاکمیتی از همان مرورگر بومی استفاده کنند.» این جمله آخر، بی‌آنکه قصد چنین کاری را داشته باشد، ی...
ماجرای ضریب ۲.۷ اینترنت بین‌الملل / چرا بسته‌های اینترنت زود تمام می‌شوند؟
سایت فرارو

ماجرای ضریب ۲.۷ اینترنت بین‌الملل / چرا بسته‌های اینترنت زود تمام می‌شوند؟

رگولاتوری می‌گوید خبری از کسر ۲.۷ برابری حجم اینترنت نیست اما عوامل دیگری می‌توانند بسته شما را سریع‌تر تمام کنند؛ از مصرف پنهان اپ‌ها تا VPN و دانلود خودکار. چطور جلوی این مصرف را بگیریم؟
سایت عصرایران

تلگرام برای یک میلیارد کاربرش دامنه اختصاصی می‌گیرد؛ «.gram» در راه است

وقتی الگوریتم‌های هوش مصنوعی فرمانده جنگ‌ها می‌شوند / هشدار پاپ درباره جنگ‌های «هوشمند»؛ ماشین‌ها بخشش ندارند
سایت خبرآنلاین

وقتی الگوریتم‌های هوش مصنوعی فرمانده جنگ‌ها می‌شوند / هشدار پاپ درباره جنگ‌های «هوشمند»؛ ماشین‌ها بخشش ندارند

به گفته پاپ: «هیچ الگوریتمی نمی‌تواند جنگ را از نظر اخلاقی پذیرفتنی کند.» جنگ‌های نیابتی و تسلیحات خودکار هر دو معضلات اخلاقی مشابهی ایجاد می‌کنند که بازنگری در سنت جنگ عادلانه، ابزار لازم برای ارزیابی و مهار آن‌ها را فراهم می‌سازد.
سایت خبرآنلاین

مدیر سابق OpenAI: هوش مصنوعی می‌تواند تمامی بیماری‌ها را درمان کند

روزنامه هفت صبح

تغییر بزرگ اما کاربردی در اینستاگرام؛ ویرایش موسیقی پست‌های قدیمی ممکن شد

سایت خبرآنلاین

ببینید | چین با استفاده از هوش مصنوعی یک «قاتل پهپاد» ساخت

سایت اطلاعات آنلاین

تمرین رژه ربات‌های انسان‌نما +ویدئو

کیف پول ایران؛ مسیری که ۱۶ سال طول کشید - پیوست
مجله پیوست

کیف پول ایران؛ مسیری که ۱۶ سال طول کشید - پیوست

بانک مرکزی پس از نزدیک به ۱۶ سال کشمکش بر سر راه‌اندازی کیف پول موبایلی، حالا «کیف پول ایران» را به مرحله اجرا رسانده است.
می‌توان به کدنویسی هوش‌مصنوعی اعتماد کرد؟ - پیوست
مجله پیوست

می‌توان به کدنویسی هوش‌مصنوعی اعتماد کرد؟ - پیوست

اگر وسط جنگ و اختلال اینترنت بتوان ظرف سه روز یک مسیر تازه برای سفارش‌گیری ساخت، یا برای حل یک مسئله کاملاً شخصی اپلیکیشن نوشت، ماجرا دیگر فقط توانایی هوش مصنوعی در کدنویسی نیست. ساخت نرم‌افزار ساده‌تر و در دسترس‌تر شده و آدم‌هایی که برنامه‌نویس نیستند هم می‌توانند چیزی بسازند که واقعاً کار کند. اما
۴ میلیون دانش‌آموز پای درس برنامه‌نویسی و هوش مصنوعی - پیوست
مجله پیوست

۴ میلیون دانش‌آموز پای درس برنامه‌نویسی و هوش مصنوعی - پیوست

تعداد ثبت‌نام‌ها در طرح «ایران دیجیتال» از چهار میلیون نفر گذشته است؛ طرحی برای آموزش رایگان برنامه‌نویسی و هوش مصنوعی به دانش‌آموزان که تاکنون بیش از ۶۰۰ هزار نفر دوره‌های آن را به پایان رسانده‌اند و بیش از ۷۰۰ هزار پروژه دانش‌آموزی در آن ثبت شده است. بیش از ۶۰ درصد شرکت‌کنندگان این طرح نیز
پایان مهلت یک‌ هفته‌ای اپراتورها برای اثبات عدم کم‌فروشی اینترنت
سایت خبرآنلاین

پایان مهلت یک‌ هفته‌ای اپراتورها برای اثبات عدم کم‌فروشی اینترنت

شاید برای شما پیش آمده باشد که از یک اپراتور بسته اینترنتی خاصی را خریداری کردید ولی طولی نمی‌کشد که پس از مدتی گشت وگذار در اینترنت و باز و بسته کردن صفحات وب، پیام غیرمنتظره‌ای با این مضمون که مشترک گرامی شما ۸۵ درصد حجم بسته اینترنت خود را مصرف کرده‌اید دریافت می‌کنید، بدون آنکه فایلی حجیم دانلود …
تلاش گیمرها برای نجات دیسک؛ سونی، فروش نسخه فیزیکی بازی را متوقف می‌کند؟
خبرگزاری ایرنا

تلاش گیمرها برای نجات دیسک؛ سونی، فروش نسخه فیزیکی بازی را متوقف می‌کند؟

تهران- ایرنا- تصمیم سونی برای توقف تولید دیسک‌های فیزیکی بازی‌های جدید پلی‌استیشن از ژانویه ۲۰۲۸، به یکی از بحث‌برانگیزترین تصمیم‌های این شرکت تبدیل شده و اعتراضات گسترده‌ای را از کارزارهای چند جانبه تا شکایت‌های قضایی را در پی داشته است.
نسل Z با هوش مصنوعی مانند یک دوست رفتار می‌کند
سایت عصرایران

نسل Z با هوش مصنوعی مانند یک دوست رفتار می‌کند

یک نظرسنجی جهانی که به تازگی توسط «کسپرسکی» با ۷۲۰۰ شرکت‌کننده انجام شد، نشان داد نسل Z در مقایسه با سایر نسل‌ها از هوش مصنوعی بسیار فعال‌تر استفاده می‌کند.
«استراوا» چیست و چگونه به ابزار ردیابی نیروهای آمریکایی برای ایران تبدیل شد؟
سایت فرارو

«استراوا» چیست و چگونه به ابزار ردیابی نیروهای آمریکایی برای ایران تبدیل شد؟

سخنگوی استراوا گفت که این شرکت ایمنی و حریم خصوصی کاربران خود را بسیار جدی می‌گیرد و کنترل‌های گسترده‌ای بر حریم خصوصی، همراه با اطلاعاتی در مورد نحوه استفاده از آن‌ها، ارائه می‌دهد.
سایت عصرایران

ربات جعلی «بانک ملی»؛ یک کد پنج‌رقمی که حساب بانکی و تلگرام کاربران را خالی می‌کند

فناوری، چگونه در حال تغییر دادن مهندسی دریایی است؟
روزنامه هفت صبح

فناوری، چگونه در حال تغییر دادن مهندسی دریایی است؟

تقاضای فزاینده برای انرژی و دغدغه‌های زیست‌محیطی، دولت‌های جهان را به سمت تأمین منابع انرژی تاب‌آور و مقیاس‌پذیر سوق داده است.
دانشگاه، هوش مصنوعی و خطر فراموشی اندیشیدن - مردم سالاری آنلاین
روزنامه مردم سالاری

دانشگاه، هوش مصنوعی و خطر فراموشی اندیشیدن - مردم سالاری آنلاین

هوش مصنوعی با سرعتی چشمگیر وارد دانشگاه ها شده و شیوه آموزش، پژوهش و حتی انجام تکالیف دانشجویان ...
         
سایت فرارو

یکه‌تازی سامسونگ در خاورمیانه

خبرگزاری همشهری‌آنلاین

حدس موقعیت مکانی شما را از روی یک تصویر | قبل از انتشار عکس در شبکه‌های اجتماعی این جزئیات را حذف کنید

ایلان ماسک آینده‌ای را تصور می‌کند که در آن برای پول کار نمی‌کنیم و شغل از نیاز به انتخاب تبدیل خواهد شد!
خبرگزاری همشهری‌آنلاین

ایلان ماسک آینده‌ای را تصور می‌کند که در آن برای پول کار نمی‌کنیم و شغل از نیاز به انتخاب تبدیل خواهد شد!

اگر روزی برسد که ربات‌ها به‌جای انسان‌ها تولید کنند و هوش مصنوعی خدمات ارائه دهد، انسان‌ها چه‌کار خواهد کرد؟ ایلان ماسک پاسخ عجیبی دارد: شاید کالاها آن‌قدر فراوان شوند که کمبود، معنای امروزی خود را از دست بدهد، پس آیا هنوز لازم است برای به‌دست‌آوردن پول کار کنیم؟
         
خبرگزاری همشهری‌آنلاین

گوشی گوگل قبل از شما، کارهایتان را پیش‌بینی می‌کند!

خبرگزاری همشهری‌آنلاین

قتل خانوادگی با کمک ChatGPT

از نقطه سبز در گوشی‌ خود ساده نگذرید
سایت هم میهن

از نقطه سبز در گوشی‌ خود ساده نگذرید

یک نقطه سبز در گوشه صفحه به این معنی است که دوربین و یا میکروفون گوشی شما به طور فعال استفاده می‌شوند.
    
بایدها و نبایدهای استفاده از هوش مصنوعی
خبرگزاری ایسنا

بایدها و نبایدهای استفاده از هوش مصنوعی

علیرغم آنکه هوش مصنوعی امروز به بخش جدایی‌ناپذیر از زندگی روزمره انسان‌ها و سازمان‌ها تبدیل شده است اما استفاده نادرست، ناآگاهانه یا غیرمسئولانه از این فناوری می‌تواند پیامدهایی همچون نقض حریم خصوصی افراد، تصمیم‌گیری‌های تبعیض‌آمیز و انتشار اطلاعات نادرست را به دنبال داشته باشد.
خبرگزاری مهر

پایان اسکرول بی‌نهایت و شمارش لایک در اینستاگرام

ماجرای قطعی سایت‌های دولتی چیست؟
سایت رویداد‌ ۲۴

ماجرای قطعی سایت‌های دولتی چیست؟

اخیرا کاربران ایرانی برای دسترسی به سایت نهاد‌های رسمی با مشکل مواجه شده‌اند؛ از جمله سایت بانک مرکزی و سایت تنظیم مقررات و چند نمونه دیگر.
تفاوت‌های انسان و هوش مصنوعی در روخوانی
خبرگزاری ایرنا

تفاوت‌های انسان و هوش مصنوعی در روخوانی

تهران- ایرنا- یک پژوهش جدید نشان می‌دهد که هوش مصنوعی در مراحل اولیه خواندن، شبیه مغز انسان عمل می‌کند، اما در مواجهه با جملات پیچیده، راهش از انسان جدا می‌شود و نمی‌تواند توضیح دهد که چرا ما ناچار به بازخوانی می‌شویم.
یک نسل و یک رسانه
روزنامه شرق

یک نسل و یک رسانه

در آخرین روز هفته گذشته تلگرام ۱۳ساله شد. مدیر تلگرام در یادداشتی به همین منظور گفته که بیش از نیمی از این مدت، تلگرام یکی از ۱۰ اپلیکیشن موبایلی بوده که بیشترین دانلود را در سطح جهان داشته‌اند. سپس اظهار کرده که یک نسل کامل با تلگرام بزرگ شده‌اند. این اظهارات دوروف را چگونه می‌توان فهم کرد؟
         
سایت عصرایران

تلگرام این بار با فیلم «ماتریکس» به واتس اپ حمله کرد

سایت عصرایران

حذف «بله» از پلتفرم‌های ایرانی؟

اینترنت میان دو دیوار؛ فیلتر از داخل، محدودیت از بیرون - پیوست
مجله پیوست

اینترنت میان دو دیوار؛ فیلتر از داخل، محدودیت از بیرون - پیوست

از اینستاگرام و یوتیوب که در داخل فیلتر شده‌اند تا گوگل کلاد و شماری از سرویس‌هایی که درخواست کاربران ایرانی را با خطای 403 پاسخ می‌دهند، دسترسی به اینترنت جهانی برای کاربران ایران میان دو دیوار قرار گرفته است. آزمایش ۱۰۰ سرویس بین‌المللی نشان می‌دهد همه این محدودیت‌ها را نمی‌توان با یک عنوان توضیح داد؛
اینترنت قطع شد، خسارت ماند؛ وقتی ستار هاشمی، وزیر ارتباطات امروز از «حق مردم» می‌ گوید و دیروز مسئولیت را به دیگران حواله می‌ داد!
سایت رکنا

اینترنت قطع شد، خسارت ماند؛ وقتی ستار هاشمی، وزیر ارتباطات امروز از «حق مردم» می‌ گوید و دیروز مسئولیت را به دیگران حواله …

رکنا اقتصادی: سخنان اخیر سید ستار هاشمی، وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات، درباره آثار محدودیت اینترنت بر کسب‌وکارها، بیش از آنکه صرفاً یک اظهارنظر درباره وضعیت اقتصاد دیجیتال باشد، یک پرسش مهم را دوباره به میان می‌ کشد: اگر محدودیت اینترنت به گفته وزیر «آسیب‌ های جدی» به زیست‌ بوم اقتصاد دیجیتال وارد …
خبرگزاری همشهری‌آنلاین

«استراوا» چگونه اطلاعات نظامیان آمریکا را به ایران نشان داد؟

تاب‌آوری زیرساخت‌های ارتباطی
سایت ایران آنلاین

تاب‌آوری زیرساخت‌های ارتباطی

برقرار ماندن ارتباطات در دوران جنگ تحمیلی، تنها یک ضرورت راهبردی نیست بلکه یکی از بایدهای مدیریت بحران است و تضمینی برای آرامش خانواده‌ها محسوب می شود؛ مردم در جنگ رمضان شاهد پایداری این ارتباطات در بخش‌های مختلف ازجمله پلتفرم های بومی، دریافت خدمات پستی و تاب‌آوری خدمات مخابراتی بودند.
کریپتو پشت چراغ قرمز قانون
روزنامه دنیای اقتصاد

کریپتو پشت چراغ قرمز قانون

مسیر قانون‌گذاری صنعت رمزارز در آمریکا بار دیگر با یک توقف ناگهانی روبه‌رو شد. کمیسیون بورس و اوراق بهادار آمریکا (SEC) نشست روز جمعه خود را که قرار بود در آن درباره پیشنهاد نخستین چارچوب اختصاصی این نهاد برای دارایی‌های رمزارزی رأی‌گیری شود، لغو کرد. SEC دلیل این تصمیم را یک «مشکل پیش‌بینی‌نشده در برنامه‌ریزی» …
         
«کلود» بهتر است یا «چت‌جی‌پی‌تی»؟
خبرگزاری ایسنا

«کلود» بهتر است یا «چت‌جی‌پی‌تی»؟

چت‌جی‌پی‌تی احتمالا نخستین برخورد بسیاری از مردم با یک مدل زبانی بزرگ بوده است؛ با توجه به اینکه این سرویس مدت کوتاهی پس از عرضه در سال ۲۰۲۲ توانست کاربران زیادی جذب کند. این سرویس از موقعیتی ممتاز برخوردار بود تا اینکه شرکت آنتروپیک چند ماه بعد، در ماه مارس سال ۲۰۲۳، کلود را عرضه کرد. اکنون نگاهی می‌اندازیم …
امن‌ترین کشورهای جهان در برابر حملات سایبری کدام‌اند؟ / آلبانی بالاتر از آمریکا و آلمان؛ ایران کجای این نقشه قرار دارد؟
سایت خبرآنلاین

امن‌ترین کشورهای جهان در برابر حملات سایبری کدام‌اند؟ / آلبانی بالاتر از آمریکا و آلمان؛ ایران کجای این نقشه قرار دارد؟

امنیت سایبری دیگر فقط به قدرت فنی یک کشور یا تعداد متخصصان آن وابسته نیست؛ قانون‌گذاری، حفاظت از زیرساخت‌های حیاتی، آمادگی برای بحران و توان واکنش به حمله، بخش مهمی از قدرت سایبری دولت‌ها را تشکیل می‌دهد. در تازه‌ترین داده‌های شاخص ملی امنیت سایبری، آلبانی با امتیاز ۹۸.۳۳ در صدر ۱۵۵ کشور قرار گرفته؛ …
روابط عمومی بله: کافه‌بازار و مایکت تفاوت درآمد و تراکنش را در نظر نگرفتند - پیوست
مجله پیوست

روابط عمومی بله: کافه‌بازار و مایکت تفاوت درآمد و تراکنش را در نظر نگرفتند - پیوست

اختلاف بله با کافه‌بازار و مایکت بر سر سهم از تراکنش‌ها، به حذف این پیام‌رسان از این دو فروشگاه اندرویدی منجر شد. مدیر روابط عمومی بله می‌گوید بله با اصل پرداخت سهم مخالفتی ندارد، اما معتقد است نمی‌توان تمام مبالغی را که کاربران از طریق این پلتفرم پرداخت می‌کنند، خرید درون‌برنامه‌ای و درآمد بله محسوب
    
نخستین حمله سایبری تمام‌خودکار به یک دولت - پیوست
مجله پیوست

نخستین حمله سایبری تمام‌خودکار به یک دولت - پیوست

هکرها با استفاده از یک سیستم هوش مصنوعی حملات سایبری پیچیده‌ای را علیه تایوان انجام داده‌اند؛ حمله‌ای که کارشناسان معتقدند نخستین نمونه شناخته‌شده از حمله کاملا خودکار به نهادهای دولتی است. عامل‌های هوش مصنوعی در مدت چهار روز توانستند ۲۱ سامانه دولتی را شناسایی کنند، به ۸۵ حساب کاربری دولتی نفوذ کنند …
الکامپ ۲۹ بدون شرکت‌های خارجی؛ محدودیت‌های پرواز، حضور شرکت‌های بین‌المللی را حذف کرد - پیوست
مجله پیوست

الکامپ ۲۹ بدون شرکت‌های خارجی؛ محدودیت‌های پرواز، حضور شرکت‌های بین‌المللی را حذف کرد - پیوست

سال گذشته ۷۰ شرکت خارجی در الکامپ حضور داشتند اما بیست‌ونهمین دوره این نمایشگاه بدون حضور شرکت‌های خارجی برگزار می‌شود و دلیل این، محدویت‌ها در پرواز است. در شرایطی که هزینه یک غرفه ۱۰۰ متری در الکامپ به حدود ۲ میلیارد تومان رسیده، دبیر اجرایی نمایشگاه از بی‌نتیجه ماندن تلاش‌ها برای دریافت تسهیلات دولتی …
معدن تا موبایل؛ آینده طلای آنلاین در زنجیره تامین رقم می‌خورد - پیوست
مجله پیوست

معدن تا موبایل؛ آینده طلای آنلاین در زنجیره تامین رقم می‌خورد - پیوست

رقابت پلتفرم‌های طلای آنلاین شاید به‌زودی دیگر بر سر چند تومان اختلاف قیمت کارمزد یا تعداد کاربران نباشد؛ آینده این بازار می‌تواند در اختیار بازیگرانی باشد که بتوانند بخش‌های بیشتری از زنجیره طلا، از تامین و استانداردسازی تا انبارداری، تامین مالی و لجستیک را دیجیتال کنند. حضور پلتفرم‌های آنلاین در حوزه …
سایت عصرایران

پرونده قتل خانوادگی در آمریکا؛ ردپای عجیب جست‌وجوهای نوجوان در چت‌جی‌چی‌تی

مهاجرت نخبگان و ضعف زیرساخت‌ها؛ زنگ خطر برای آینده هوش مصنوعی ایران
سایت خبرآنلاین

مهاجرت نخبگان و ضعف زیرساخت‌ها؛ زنگ خطر برای آینده هوش مصنوعی ایران

ایران در آستانه یک دوراهی تاریخی در حکمرانی قرار گرفته است؛ دوراهی میان حرکت سریع به سمت حکمرانی هوشمند مبتنی بر هوش مصنوعی و گرفتار ماندن در ساختارهای سنتی و بوروکراتیک. در شرایطی که جهان به‌سرعت برای بهره‌گیری از هوش مصنوعی در اقتصاد، مدیریت و خدمات عمومی آماده می‌شود، نبود زیرساخت پردازشی، قوانین …
eFootball 2027؛ این بار کونامی واقعاً چه چیزی را تغییر داده است؟
سایت فرارو

eFootball 2027؛ این بار کونامی واقعاً چه چیزی را تغییر داده است؟

eFootball 2027 از راه رسیده و کونامی این بار فقط به اضافه کردن چند بازیکن و کارت جدید بسنده نکرده است. از آرایش سیال و تاکتیک‌های تازه گرفته تا امکان ساخت تورنمنت اختصاصی و تغییرات گیم‌پلی، نسخه جدید آمده تا تجربه بازی را برای گیمرهای قدیمی و تازه‌واردها تغییر دهد.
سایت عصرایران

دختر بیل گیتس در آستانه یک رسوایی بزرگ / افشای پیام‌های محرمانه و سقوط درآمد استارتاپ Phia

امنیت سایبری در عصر جنگ و هوش مصنوعی؛ وقتی حمله از انسان جلو می‌زند - سایت خبری اقتصاد پویا
سایت اقتصاد پویا

امنیت سایبری در عصر جنگ و هوش مصنوعی؛ وقتی حمله از انسان جلو می‌زند - سایت خبری اقتصاد پویا

جنگ و تنش‌های نظامی در خاورمیانه، حملات به زیرساخت‌های حیاتی، اختلال در خدمات بانکی و رشد سریع هوش مصنوعی، تصویری تازه از تهدیدهای سایبری پیش روی جهان قرار داده‌اند؛ تصویری که در آن مهاجم الزاماً یک هکر پشت رایانه نیست و ممکن است مجموعه‌ای از عامل‌های هوش مصنوعی باشند که در لحظه تصمیم می‌گیرند، آسیب‌پذیری …
سایت برترینها

این اپلیکیشن ناشناس، پیام‌ها را با کبوتر ارسال می‌کند!