تنههای صنوبر در لابهلای درختان بلوط منطقه حفظ آباد روی هم انباشته شدهاند و منتظرند که از جنگل خارج شوند. با تدوین طرحهای جدید، باز هم زمینه مدیریت اکوسیستمهایی که با هدف تصاحب جنگل مورد تخریب قرار گرفته بودند، فراهم شده و قرار است تلاشهای کارشناسی تا رسیدن به ترکیبی مناسب و استقرار پایدار گونه اصلی منطقه یعنی بلوط بلندمازو در این بخشها ادامه یابد.
ابریشمباف ناجور در حفظ آباد جا خوش کرد
با ورود به جنگل حفظ آباد واقع در غرب استان گیلان، حضور کرمهایی پشم آلود، کاملا جلب توجه میکند. میگویند لارو ابریشم باف ناجور است که از سالها پیش در جنگلهای ایران جا خوش کرده و قصد رفتن ندارد. کسی دقیق نمیداند که این حشره بومی ایران هستند یا نه. لاروها از سر و کول بازدیدکنندگان تور رسانهای منابع طبیعی بالا میروند. منابع علمی میگویند که نخستین گزارش از حضور این حشره در جنگلهای گیلان به سال 1316 باز میگردد. برخی منابع غیررسمی میگویند که این آفت به همراه چوبهای وارداتی به ایران وارد شدهاند و هجومشان به جنگلکاریهایی که با کاج رادیاتا در دهه 40 و 50 شمسی انجام شده، سبب میشود؛ هرگز این گونه در جنگلهای شمال استقرار نیابد.
ابریشم باف ناجور از برگهای 500 گونه تغذیه میکند و توسکا میزبان محبوبش است. این حشره تا قبل از پروانه شدن در صورت طغیان، خسارتی جدی به جنگل وارد میکند و به گفته کارشناسان حاضر در این تور رسانهای، در مرحله لاروی و زمانی که به شکل کرم هستند، باران باعث حذفشان میشود. اگر منطقه خیلی آلوده شود، حذف فیزیکی شاخههای به شدت آلوده، نسخهای است که برای این اکوسیستم طبیعی پیچیده میشود زیرا سم و ترکیبات شیمیایی، چندان جایی در مدیریت محیطهای طبیعی ندارند.
بیش از پنج دهه سابقه برنامهریزی برای جنگل
جنگلهای هیرکانی طی 150 سال اخیر تحت تاثیر انواع بهرهبرداریها بودهاند و به این ترتیب، تقریبا هیچ جنگل بکری نه تنها در شمال ایران بلکه در کل کشور نداریم. بلوطها، شمشادها و سایر گونههای هیرکانی را دهههای قبل پیمانکاران روسی و اروپایی به آن سوی مرزها بردهاند. توسکاها تبدیل به زغالی برای گرم کردن خانه روستاییان شده و انجیلیها را هم برای ساخت حصار و ... قطع میکردند.
همه برداشتهای گذشته بدون برنامه بود تا اینکه سودای صنعتی شدن کشور در دوره پهلوی در سر حکمرانان به جریان افتاد. در همان سالها یعنی حدود پنج دهه قبل، با شکلگیری رشته جنگلداری، طرحهایی تهیه شد که با استناد به آن برنامه زمانی و مکانی دخالت در جنگلها تعیین میشد. قرار بود اگر رویش جنگل کافی بود و توان اکوسیستم اجازه میداد، از درختان برداشت شود. بر اساس طرحهای جنگلداری اوضاع اکوسیستم هم بررسی میشد تا اگر حال جنگل خوب نبود، برنامه احیایی برای آن تدوین شود. اما در جریان تدوین برنامه ششم توسعه، طرح تنفس به تصویب رسید و بهرهبرداری تجاری از جنگل متوقف شد؛ تا طرحهای نوین برای مدیریت جنگل نوشته شود.
در حالی که طرحهای جنگلداری برای مدت 100 سال نوشته میشدند و در ایران هم با توجه به توان جنگل بارها مورد اصلاح قرار گرفته بودند، به یکباره این طرحهای بلند مدت رها شد و جنگل یک دههای را بدون برنامه پشت سر گذاشت. اما در میان نزاعهای کارشناسی بر سر برداشت یا عدم برداشت چوب، آفات و امراض جنگل بیکار نبودند و مثل همین ابریشم باف ناجور به جان جنگلهای شمال افتادند. کارشناسان مخالف بهرهبرداری، واردات چوب را نسخه شفابخش و تامین کننده نیازهای چوبی کشور معرفی میکردند؛ در حالی که واردات چوب هم گویا چندان بدون تبعات نیست. در حالی بازار برای تامین نیازهایش به قاچاق گسترده از جنگل متوسل شد که جنگلکاری انجام شده در جلگه، به دلیل توقف برنامههای تدوین شده برای جنگل، معطل مانده بودند و صنوبرها ایستاده، در حال پوسیدن و مرگ بودند؛ در حالیکه میتوانستیم از آنها برای تامین نیازهای بازار و کاهش فشار قاچاقچیان بر راشهای و بلوطهای مرغوب شمال استفاده کنیم.
نیاز 17 میلیون متر مکعبی صنعت تا پنج سال آینده
کامران پورمقدم معاون امور جنگل سازمان منابع طبیعی در جمع خبرنگاران تامین نیازهای چوبی صنایع را ضرورتی میداند که اگر به آن توجهی نشود، انگیزه برای برداشت غیرمجاز از جنگل و فشار به این اکوسیستم را تقویت میکند.
او طرحهای جنگلداری را یکی از منابع تامین چوب در کشور معرفی میکند و درباره محدویتهای موجود در حوزه واردات چوب هم توضیح میدهد که صنایع عمدتا نیاز به چوب با پوست (و نه الوار) دارند و واردات چوب به همراه پوست هم میتواند به منبعی برای ورود آفت قرنطینهای به کشور تبدیل شود.
به گفته پورمقدم، عدم برنامهریزی برای تامین نیازهای بازار چوب، نیاز به این محصول را از بین نمیبرد. بلکه باید با توسعه زراعت چوب در عرصههای مستعد به این نیازها پاسخ داده شود. زیرا بر اساس ارزیابی انجام شده، نیازهای چوبی کشور 12 تا 13 میلیون متر مکعب در سال برآورد شده و پیشبینی میشود، با توجه به مجوزها و موافقتهای اصولی که وزارت صنایع صادر کرده، تا پنج سال آینده این نیاز به 17 میلیون متر مکعب برسد.
او با اشاره به محدودیتهای ارزی کشور برای واردات چوب و تامین نیاز بازار، استان گیلان را یکی از مناطق پرپتانسیل برای زراعت چوب معرفی میکند که با مشارکت بخش خصوصی، میتواند در عرصههای مناسب اجرایی شود و به کاهش بهرهبرداری از عرصههای طبیعی کشور کمک کند.
بازگشت مدیریت به حفظ آباد
منطقه حفظ آباد یکی از آن مناطق مستعدی است که پنج دهه پیش برنامه زراعت چوب در آن اجرایی شده است. این عرصه به دلیل تخریب جنگل و حذف درختان توسط مردم بومی با هدف تصرف اراضی جنگلی، به محلی برای رویش تمشک و دیگر گونههای بوتهای تبدیل میشود.
کارشناسان منابع طبیعی تصمیم میگیرند که با حذف تمشک و گونههای علفی و کاشت توسکا و صنوبر، شرایط را بهگونهای تغییر دهند که گونههای اصلی این اکوسیستم یعنی بلوط به جنگل باز گردد. توسکا و صنوبر گونههای سریعالرشدی هستند که با ایجاد سایه زمینه استقرار گونههای سایه پسند را فراهم میکنند.
کامیار مرزبانی مدیر کل منابع طبیعی گیلان به خبرنگاران میگوید که در حال حاضر دوره دیرزیستی درختان صنوبر به پایان رسیده و باید به نفع بلندمازو از عرصه خارج شوند تا ضریب ارتفاع به قطر گونه اصلی یعنی بلوط بلندمازو اصلاح شود و به جنگل پایدار در جلگه برسیم.
به گفته مرزبانی، صنوبر سن بهره برداری دارد و حداکثر در 10 تا 12 سالگی باید برداشت شود. در اواسط دهه 80 این صنوبرها به سن بهرهبرداری میرسند اما برداشت آنها انجام نمیشود. از آنجا که در تالش بادهای شدیدی در فصل پاییز میآید و درختان را ریشه کن میکند، امکان سرقت آنها هم افزایش پیدا میکند. به همین خاطر در سال 95 برای این جنگل طرح تهیه میشود تا از طریق احاله مدیریت به مجری واگذار شود و درختان صنوبر از عرصه خارج شوند.
مدیر کل منابع طبیعی گیلان توضیح میدهد که نقاط دیگری هم در جلگه گیلان وجود دارند که چنین شرایطی بر آنها حکمفرماست. به همین خاطر برای آنها هم طرح تهیه شده و این طرحها به مجریان خصوصی واگذار میشوند.
برداشت صنوبرهای قدیمی در حفظ آباد
منطقه حفظ آباد 242 هکتار وسعت دارد و مرزبانی میگوید که مزایده واگذاری طرح آن در سال 97 برگزار شده و این طرح به شرکت سبزه لاتون بابا علی واگذار میشود. حالا، برداشت صنوبرهای قدیمی که به سن بهرهبرداری رسیدهاند، در جریان است. بر اساس مزایده برگزار شده، اگرچه در طرح اولیه ضریب بهره مالکانه چوب صنعتی سه تا چهار درصد در نظر گرفته میشود اما به گفته مدیر کل گیلان این طرح با ضریب بهره مالکانه 65 درصد از طرف مجری پذیرفته میشود. احیا و مرمت سیمهای خاردار با نصب نبشی فلزی و پنج ردیف سیم، تامین نیروی قرقبان به میزان هفت تا هشت نفر، کندهکنی و ریشه کنی صنوبرهای قطع شده، انجام دقیق عملیات پرورشی برای جلوگیری از ایجاد حالت نخی در درختان بومی مستقر شده در عرصه و 88 هکتار جنگلکاری از دیگر تعهداتی است که بر عهده مجری، طی قرارداد ماده سه و به مدت 10 سال گذاشته میشود. ضمن آنکه مجری موظف به واریز ضریب بهره مالکانه چوب هیزمی به حساب دولت نیز هست.
آنچه امروز در مناطق جلگهای استان گیلان در جریان است، تلاشی برای احیای جنگلهای جلگهای و در ادمه همان برنامههای تدوین شده قبلی است. در جنگل، برنامهها یکساله جواب نمیدهند. برنامه کوتاه مدت جنگل 10 ساله، میان مدت 30 ساله و بلند مدت 100 ساله است. گاهی چندین نسل با استفاده از برنامههای تدوین شده در مسیری گام بر میدارند که سه نسل قبل آنها طراحی کرده است. تغییرات مکرر در برنامههای مدیریتی جنگل با توجه به کند بودن روند تحولات در این اکوسیستم، جز ایجاد خسارت، ثمره دیگری برای کشور ندارد.



































































































































































