شقایق فراهانی، بازیگر سینما و تلویزیون، هم گفت: من از «شهر قصه» با آقای مظفری زندگی کردهام. به عنوان یک شاگرد سعی میکردم تمام فیلمهای ایشان را ببینم. شاید حدود ۳۰ یا ۴۰ سال پیش باید این نشان به آقای مظفری اهدا میشد.
مجید مظفری نیز در این مراسم گفت: گاهی در تنهایی به این فکر میکنم که چه کارهایی انجام دادهام. از مسوولان تشکر میکنم که کار من را دیدند و امیدوارم فعالیت دیگر هنرمندان را هم ببینند. سورپرایز نشدم که دوستان هنرمند کمی در این سالن حضور دارند، زیرا همه درگیر زندگی شخصی خودشان هستند. از همه حاضران تشکر میکنم. او درباره ورودش به عرصه هنر توضیح داد: من کارگر کارخانه خاور بودم و بورسیه زبان داشتم. دوستی داشتم که تئاتر کار میکرد و با هم به تمرین تئاتر رفتیم. بر حسب اتفاق وارد آموزشگاه آقای شیربانی شدم. مظفری گفت: من بورسیه آلمان داشتم و با منوچهر انور آشنا شدم. او گفت میخواهد «شهر قصه» را بسازد و به من پیشنهاد داد در این فیلم بازی کنم.
این بازیگر درباره زندگی شخصی و حرفهای خود نیز گفت: همسر من مریض بود، اما چون خیلی سفر میرفتم نمیتوانستم به او رسیدگی کنم. شکوفایی کارنامه سینمایی من با همکاری با استادانی مانند بهرام بیضایی همراه بود. من در این سینما خیلی زحمت کشیدم و بعد از فوت همسرم هشت سال کار نکردم و هشت ماه دچار بیماری آسم عصبی بودم، اما هیچکس سراغم نیامد؛ بااینحال هیچوقت چیزی نگفتم و مصاحبه نکردم.
او افزود: اکنون مستاجر هستم، اما طوری زندگی میکنم که کسی متوجه نشود. خیلی از هنرمندان اکنون بیکار هستند. من التماس کردم که ساختمانی برای خانه سالمندان هنرمندان بسازیم اما این کار انجام نشد. این مطلب برایم مفید است 0 نفر این مطلب را پسندیده اند کپی شد


















































































































![[رامتین مرتضوی] نیمه گمشده اما مجازی!](/news/u/2026-08-18/ettelaat-rq5hs.jpg)
















































