دیپلماسی ایرانی: در سیاست بینالملل، گاهی خطرناکترین وضعیت زمانی شکل میگیرد که یک قدرت بزرگ تصور میکند با افزایش فشار میتواند رقیب را به عقبنشینی وادار کند، اما در عمل، فضای انتخاب رقیب را چنان محدود میسازد که گزینههای پرریسکتر برای او، به تدریج عقلانیتر به نظر میرسند. در چنین شرایطی، آنچه در ادبیات روابط بینالملل از آن به عنوان معضل امنیتی و در ادبیات راهبردی به عنوان دوراهی اجبار و بازدارندگی یاد میشود، میتواند به چرخهای از تشدید تنش منجر شود.
تحولات روسیه و غرب پیش از جنگ اوکراین نمونه مهمی از این منطق بود. گسترش ناتو در محیط پیرامونی روسیه و نزدیکشدن ساختارهای امنیتی غرب به مرزهای این کشور، از نگاه مسکو به معنای کاهش عمق راهبردی و افزایش تهدید علیه امنیت ملی روسیه بود. البته این مسئله به هیچ عنوان حمله روسیه به اوکراین را مشروع یا اجتنابناپذیر نمیکند؛ تصمیم به آغاز جنگ، تصمیمی سیاسی بود و گزینههای دیگری نیز وجود داشت. اما برای فهم رفتار روسیه، نمیتوان ادراک تهدید آن از محیط پیرامونیاش را نادیده گرفت.
اهمیت این تجربه امروز در مورد ایران نه در شباهت کامل دو بحران، بلکه در منطق تولید فشار و واکنش است.
ایالات متحده در ماههای اخیر ابتدا از ابزار نظامی برای افزایش فشار بر جمهوری اسلامی استفاده کرده و اکنون، با اعلام دور تازهای از اقدامات اقتصادی، در حال انتقال این فشار به حوزهای فراگیرتر است. دولت آمریکا در ۲۴ اوت ۲۰۲۶ از مرحله جدیدی از تحریمها با عنوان «روز دی اقتصادی» رونمایی کرد؛ طرحی که هدف آن قطع منابع درآمدی ایران و فشار بر شبکههای مالی و تجاری مرتبط با تهران اعلام شده است. در این مرحله، بیش از ۶۰ فرد، نهاد و شناور هدف تحریم قرار گرفتهاند و حوزههایی چون فناوری، طلا، هوانوردی، کشتیرانی و داراییهای دیجیتال نیز در معرض تحریم قرار گرفتهاند. مهمتر از همه، واشینگتن دامنه استفاده از تحریمهای ثانویه را گسترش داده و به دولتها، شرکتها و مؤسسات مالی خارجی هشدار داده است که ادامه تعامل اقتصادی با ایران میتواند برای آنها نیز هزینه داشته باشد. …



































































































































































