داستان از سال 70 آغاز شد. ظاهرا قانونی وضع شده بود برای خرید سربازی آنان که خارج از کشورند. پس مهرداد به یک رستوران میرود تا با ظرف شستن، 18800 یورو را جمع کند و به ایران بیاید تا پس از خرید خدمت به معشوقهاش برسد. اما خبر ندارد که باید از سد شماره 7 همیشگی پرسپولیس عبور کند. چون او قصد ندارد دخترش را به پسر یک خواننده یا به قول خودش"بچه مطرب" بدهد. همان خوانندهای که عمرش را برای پرسپولیس گذاشت و شب و روزش را با این بازیکنان سپری کرد و 750 هزار تومان سهم فروش کاست "پرسپولیس" را به پروین داد تا به بچههای تیم بدهد و به نوعی به تیم برسد. خبر به گوش فرزین رسید و دلش گرفت. پس به آرش گفت که اگر روزی از این دنیا رفتم و با لادن وصلت کردی، از تو نمیگذرم. فرزین از دنیا رفت. آرش برای پدر در آمریکا و آلمان مراسم گرفت و بعد هم به تهران آمد تا در تهران هم برای پدر یادبودی بگیرد. همانجا چشمش به چشمان لادن گره خورد و شد آنچه نباید. وصلت با خانواده پروین.
حالا که از … …































































