بیش از ۳۰عملیات معدنی در سال۲۰۲۶ در استان بلوچستان پاکستان هدف حمله قرار گرفتهاند؛ موضوعی که همزمان با تلاش اسلامآباد برای جذب سرمایهگذاری بهمنظور توسعه برخی از بزرگترین ذخایر توسعهنیافته مس و طلای جهان، ریسکهای امنیتی را افزایش داده است. بر اساس دادههای «مرکز دادههای مکان و رویدادهای درگیری مسلحانه» (ACLED)، بین ژانویه تا سپتامبر، ۳۸حمله مرتبط با فعالیتهای استخراجی در منطقه بلوچستان پاکستان ثبت شده است. با احتساب این موارد، شمار حملات مرتبط با فعالیتهای استخراجی در سهسال گذشته به بیش از ۱۳۰ مورد رسیده است. پوجا جورج، معاون پژوهشی جنوب آسیا در این مرکز، گفت: «همزمان با رقابت جهانی برای دستیابی به مواد معدنی حیاتی این وضعیت میتواند تلاش پاکستان برای جذب سرمایهگذاری بینالمللی و توسعه بخش معدن این کشور را تضعیف کند.»
این بخش بهصورت خودکار گردآوری شده است. برای مطالعه کامل خبر، به منبع اصلی مراجعه کنید.
بلوچستان منطقهای است که در آن معادن مس، طلا، کرومیت، زغالسنگ و گاز طبیعی، صحنه درگیری میان گروههای جداییطلب و دولت بوده است. از نگاه جداییطلبان، استخراج منابع به معنای بهرهکشی پاکستان از ثروت منطقه است و به همین دلیل، فعالیتهای استخراجی بهعنوان نمادی از این روند هدف حمله قرار میگیرند. این حملات توانایی پاکستان را برای بهرهبرداری از ثروت معدنی و سوختهای فسیلی دستنخورده خود را دشوارتر کرده و همزمان یافتن راهکارهای امنیتی برای تمامی طرفهای درگیر در این مناقشه را با چالش بیشتری مواجه میکند. ظرفیت معدنی پاکستان
پاکستان در یکی از کمربندهای مهم زمینشناسی جهان قرار گرفته و از ذخایر متنوعی از مس، طلا، لیتیوم، کبالت، آنتیموان و عناصر نادر خاکی برخوردار است. دولت پاکستان ارزش ذخایر معدنی این کشور را حدود ۸تریلیون دلار برآورد کرده است؛ رقمی که در صورت صحت و امکان استخراج اقتصادی، ظرفیت قابلتوجهی برای توسعه صادرات و جذب سرمایه خارجی ایجاد میکند. در بخش مس نیز ظرفیتهای قابلتوجهی وجود دارد؛ براساس گزارشهای منتشرشده، چین در سال ۲۰۲۵ حدود ۲۲هزار تن مس از معدن محمدخیل پاکستان استخراج و به چین منتقل کرده است. همچنین یک معدن مس در یکی از استانهای پاکستان ظرفیتی معادل حدود یکپنجم مصرف سالانه مس آمریکا دارد.
مزیت پاکستان تنها به حجم ذخایر محدود نمیشود. این کشور به بازار چین نزدیک است و با توسعه بندر گوادر و کریدور اقتصادی چین و پاکستان، امکان اتصال مناطق معدنی به مسیرهای صادراتی نیز تقویت شده است. با این حال، فاصله میان ظرفیت بالقوه و تولید بالفعل همچنان قابلتوجه است. محدودیت شبکه ریلی و حملونقل، ضعف فناوری و فرآوری و ناامنی در برخی مناطق معدنی، هزینه توسعه پروژهها را بالا برده است. بنابراین، مزیت جغرافیایی و ذخایر بزرگ پاکستان زمانی میتواند این کشور را به بازیگری مهمتر در زنجیره تامین مواد معدنی تبدیل کند که سرمایهگذاری در زیرساخت و فرآوری همپای توسعه استخراج پیش برود.
حمله به مسیرهای حملونقل …