به گزارش روز نو هشت ماه مانده به انتخابات ریاستجمهوری فرانسه، نگرانی در مقر ناتو دیگر صرفا درباره نتیجه یک رقابت داخلی نیست. نظرسنجیهای اخیر نشان میدهند حدود نیمی از رأیدهندگان فرانسوی از نامزدهای تندروی چپ و راست حمایت میکنند که هر دو، هرچند با نسخههایی متفاوت، رابطه پاریس با پیمان آتلانتیک شمالی را زیر سؤال بردهاند. در زمانی که واشینگتن حضور نظامی خود در اروپا را کاهش میدهد و دولتهای اروپایی برای بازسازی توان دفاعی خود عجله دارند، فاصلهگرفتن فرانسه میتواند شکافی ایجاد کند که جبران آن آسان نیست. مارین لوپن از حزب اجتماع ملی خواهان خروج فرانسه از ساختار فرماندهی یکپارچه ناتو است.
ژانلوک ملانشون، رهبر چپ رادیکال، حتی یک گام جلوتر رفته و از خروج کامل فرانسه از ناتو سخن گفته است. هنوز معلوم نیست هیچکدام در نهایت به الیزه برسند یا در صورت پیروزی همان مواضع انتخاباتی را اجرا کنند، اما پولیتیکو در گزارشی از فضای درون ائتلاف نوشته احتمال چنین تغییری، دیگر سناریویی دور از ذهن تلقی نمیشود. یک دیپلمات ناتو گفته است: «از آن انتخابات میترسم». دلیل نگرانی فقط اندازه ارتش فرانسه نیست؛ این کشور تنها قدرت هستهای اتحادیه اروپا، یکی از معدود ارتشهای اروپایی با قابلیت عملیات فرامرزی گسترده و صاحب مجموعهای از تواناییهای دریایی، اطلاعاتی و فضایی است که در ساختار دفاعی اروپا بهسادگی جایگزین نمیشوند. جیمی شی، پژوهشگر ارشد دفاعی اندیشکده فرندز آو یوروپ و سخنگوی پیشین ناتو، مسئله را از زاویه دیگری میبیند.
به گفته او، درست زمانی که حضور آمریکا در اروپا کمتر میشود، آخرین چیزی که ناتو نیاز دارد فاصلهگرفتن یک قدرت بزرگ اروپایی است. هدف فعلی ائتلاف این است که اروپاییها سهم بیشتری از بار دفاعی را بر عهده بگیرند؛ خروج یا عقبنشینی فرانسه درست در جهت مخالف این نیاز حرکت میکند.
احیای خاطره دوگل
فرانسه پیشتر چنین مسیری را رفته است. شارل دوگل، رئیسجمهور وقت فرانسه، در سال ۱۹۶۶ مشارکت کشورش در ساختار نظامی یکپارچه ناتو را پایان داد. استدلال او حفظ استقلال و حاکمیت راهبردی فرانسه بود. حدود ۲۶ هزار نیروی وابسته به ناتو مجبور به ترک خاک فرانسه شدند و مقر ائتلاف نیز به بلژیک منتقل شد. پاریس تا سال ۲۰۰۹ و دوران نیکولا سارکوزی به ساختار فرماندهی یکپارچه بازنگشت. این سابقه تاریخی باعث میشود تهدید امروز لوپن کاملا نمادین تلقی نشود. او اواخر ماه میبار دیگر گفت فرانسه باید فرماندهی یکپارچه را ترک کند و براساس گزارش پولیتیکو، همین موضع را در جلسهای غیرعلنی با یکی از فرماندهان ارشد ارتش فرانسه نیز مطرح کرده است.
گفته میشود او همچنین بر ضرورت ازسرگیری تماس با روسیه در آینده تأکید داشته است. ملانشون موضع سختتری دارد؛ او آمریکا را دارای سیاستی «آشکارا خصمانه» توصیف کرده و در ژوئن گفته است باقیماندن فرانسه در ناتو دیگر قابل توجیه نیست. قرارگرفتن مخالفت با ناتو در دو سوی طیف سیاسی فرانسه اهمیت دارد؛ این بحث دیگر محدود به یک اردوگاه نیست و بر سنت دیرینهای در سیاست فرانسه تکیه دارد که استقلال راهبردی از واشینگتن را بخشی از هویت ملی میبیند. با این حال، جامعه فرانسه نیز یکدست نیست.
براساس نظرسنجی داخلی ناتو، ۵۴ درصد فرانسویها گفتهاند در صورت رأیگیری خواهان ماندن کشورشان در ناتو هستند. این رقم، اما دومین میزان پایین حمایت میان ۳۲ عضو ائتلاف است؛ فقط مونتهنگرو حمایت کمتری نشان داده است.
پاریس چه چیزی از ناتو میگیرد
خروج از فرماندهی یکپارچه با خروج کامل از ناتو یکی نیست. میشل یاکولف، سپهبد فرانسوی و معاون پیشین رئیس ستاد در مقر نظامی ناتو، میگوید رئیسجمهور فرانسه از نظر حقوقی میتواند خروج از ساختار فرماندهی را بدون رأی پارلمان آغاز کند. شرط یکساله خروج در پیمان ناتو مربوط به ترک خود ائتلاف سیاسی است، نه الزاما کنارگذاشتن ساختار فرماندهی نظامی.
اجرای عملی چنین تصمیمی احتمالا حدود یک سال زمان میبرد. نزدیک به هزار افسر فرانسوی که بهطور دائم در ساختار ناتو حضور دارند باید خارج شوند و پاریس برای ادامه هماهنگی با ائتلاف به یک سازوکار رابط تازه نیاز خواهد داشت؛ الگویی شبیه چیزی که پس از تصمیم دوگل ایجاد شد.
اما ناتوی امروز با ناتوی ۱۹۶۶ تفاوت دارد. نگرانی اصلی درباره آینده گروه رزمی تحت فرمان فرانسه در رومانی با حدود هزارو ۲۰۰ نیرو، همکاری غیررسمی هستهای پاریس با ائتلاف و مجموعهای از قابلیتهای تخصصی است که دیگر اعضا به آنها وابستهاند. فرانسه تنها ناو هواپیمابر هستهای اروپا را در اختیار دارد، ناوگان آبی-خاکی شامل شناورهای کلاس میسترال دارد و ماهوارههای اطلاعاتی «سرس» بخشی از توان جمعآوری اطلاعات اروپا را تأمین میکنند. یاکولف میگوید نیروی دریایی فرانسه قادر است حدود
۶۵ درصد ناوگان خود را برای عملیات آماده نگه دارد؛ نسبتی که حتی از آمریکا بالاتر است. فرانسه همچنین حدود ۱۰ درصد از بودجه عملیاتی سالانه ۵.۳ میلیارد یورویی ناتو را تأمین میکند. به تعبیر او، فرانسه پس از آمریکا هنوز یکی از تأثیرگذارترین قدرتهای نظامی ائتلاف است. هزینه، اما یکطرفه نیست؛ خروج از فرماندهی یکپارچه برای خود فرانسه نیز بهایی دارد. پاریس کرسی سیاسی خود را حفظ خواهد کرد و همچنان درباره تصمیمهای کلان ازجمله فعالشدن ماده دفاع جمعی، رأی خواهد داشت، اما بخش بزرگی از طرحهای نظامی پیش از رسیدن به سطح سیاسی در ساختارهای فرماندهی شکل میگیرند.
کشوری که خارج از این شبکه باشد، در عمل در بسیاری موارد با بستهای آماده روبهرو میشود که باید آن را بپذیرد یا رد کند. فرانسه همچنین سمتهای مهمی را از دست خواهد داد؛ ازجمله فرماندهی عالی تحول ناتو، سمت معاون فرمانده در مقر هوایی ائتلاف و ریاست ستاد پایگاه برونسوم در هلند. اگر تبادل اطلاعات نیز محدود شود، هزینه فقط کاهش نفوذ سیاسی نخواهد بود و دسترسی فرانسه به بخشی از تصویری که شبکه اطلاعاتی ناتو از محیط امنیتی اروپا میسازد، دشوارتر میشود.
هرمز؛ همکاری بدون پرچم ناتو
همزمان با این نگرانی در اروپا، تحولات خاورمیانه یک نمونه دیگر از احتیاط ائتلاف را نشان میدهد. ژنرال الکسوس گرینکویچ، فرمانده عالی ناتو، یک ویدئوکنفرانس میان رؤسای ستاد کشورهای علاقهمند برگزار کرد تا درباره مشارکت احتمالی آنها در تأمین آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز گفتوگو شود؛ اما سخنگوی او بر یک جمله تأکید کرده است: «این مأموریت ناتو نیست».
رویترز گزارش داده که کشورهای عضو از ورود مستقیم ائتلاف به جنگ ایران پرهیز کردهاند و ترجیح دادهاند هر اقدامی برای بازگشایی هرمز بیرون از ساختار رسمی ناتو انجام شود. تنگهای که پیش از فوریه حدود یکپنجم نفت معاملهشده جهان از آن عبور میکرد، اکنون به یکی از مهمترین گرههای امنیتی و اقتصادی جنگ تبدیل شده است. فرانسه و بریتانیا میکوشند ائتلافی متشکل از حدود ۱۲ کشور برای تضمین عبور امن کشتیها پس از کاهش تنش یا پایان جنگ تشکیل دهند.
هر ترتیبی در بلندمدت البته بدون موافقت ایران دشوار خواهد بود. نکته مهم برای ناتو این است که حتی در این پرونده نیز نقش آن بیشتر «تسهیلکننده» است تا بازیگر مستقیم نظامی. همین موضوع، تناقض ظاهری جالبی ایجاد میکند. فرانسهای که ممکن است رئیسجمهور آیندهاش خواهان فاصلهگرفتن از ساختار فرماندهی ناتو باشد، همزمان یکی از کشورهای اصلی در تلاش برای سازماندادن واکنش اروپایی به بحران هرمز است. یعنی مسئله فقط این نیست که اروپا میخواهد یا نمیخواهد نقش امنیتی بیشتری داشته باشد؛ پرسش این است که این نقش درون ناتو، کنار ناتو یا خارج از آن تعریف خواهد شد.































































































































