مسعود پزشکیان باید به این نکته درباره صدا و سیما رسیده باشد که « اگر طبیب بودند، سر خود دوا نمودند». واقعاً چه امیدی به صدا و سیما وجود دارد؟
فرهاد فخرآبادی| دو روز پیش نامهای به امضا مدیران پلتفرمهای فیلم و سریال خطاب به رئیس جمهور منتشر شد که در آن از ساترا گله کردهاند و دست کمک را به سمت مسعود پزشکیان دراز کردهاند.
البته که پیش از این درباره ساترا و نقشی که در دولت سیزدهم برای آن ترسیم شده نوشته شده و بیان برخی مسائل تکرار مکررات است اما به مناسبت نوشتن این نامه، بیان چند نکته خالی از لطف نیست.
۱- اساسا ماجرای سپرده شدن نظارت بر شبکه نمایش خانگی به ساترا از ریشه اتفاق طنزی است و اگر به ناظران بیرونی گفته شود، ممکن است فکر کنند که بحث شوخی است. مگر میشود برای رقابت با یک دستگاه، به مجموعههای دیگر اجازه فعالیت داده شود اما نظارت بر همان مجموعهها را به آن دستگاه واگذار کنند؟ نمیدانم در جهان چنین چیزی سابقه دارد یا خیر اما اگر هم باشد نادر است. حالا اینکه آن سازمان از مجموعههای ایجاد شده ضعیفتر هم باشد خود داستان طنز دیگری است. مثل اینکه نظارت بر پرسپولیس و استقلال را به تیم دسته سومی پاس همدان واگذار کنند.
۲- چرا الان صدای اعتراض در آمده است؟ جواب ساده است. در دولت قبل که صدا و سیما و دولت در یک جریان سیاسی بودند که اصلا امید به گله نمیتوانست وجود داشته باشد. اگر الان مدیران پلتفرمها دست به قلم شده و شکایت کردهاند، به علت تغییری است که در تفکرات دولت احساس میکنند. وگرنه اگر آش همان آش و کاسه همان کاسه بود … …



































































































































































