بانکها ممکن است در صورتهای مالی یا برنامههای اعتباری خود از ظرفیت قابلتوجهی برای تأمین مالی ارزی سخن بگویند، اما تمام این ظرفیت الزاماً ارز نقد، آزاد و متعلق به بانک نیست. بخشی از منابع ممکن است در قالب خطوط اعتباری بانک مرکزی، منابع صندوق توسعه ملی، سپردههای ارزی مشتریان، ارز حاصل از صادرات شرکتها یا مانده حسابهای بانک نزد کارگزاران خارجی شکل گرفته باشد. هر یک از این منابع، ساختار هزینه، سررسید و ریسک متفاوتی دارند.
ابهام در تعریف ظرفیت ارزی بانکها
یکی از مسائل اصلی، نبود تعریف یکسان و شفاف از «منابع ارزی در دسترس» است. ممکن است بانکی مطالبات ارزی خود از مشتریان، سپردههای ارزی اشخاص، موجودی حسابهای خارجی و خطوط اعتباری تخصیصیافته را در محاسبه ظرفیت ارزی لحاظ کند؛ در حالی که بخشی از این منابع در کوتاهمدت قابل برداشت یا انتقال نیست.
برای مثال، منابع موجود در حساب یک بانک نزد کارگزار خارجی ممکن است به دلیل محدودیتهای نقلوانتقال، تحریم یا الزامات تطبیق، نقدشوندگی محدودی داشته باشد. در مقابل، سپردهگذار ارزی میتواند بر اساس قرارداد، بازپرداخت اصل و سود سپرده خود را مطالبه کند. در چنین شرایطی، وجود دارایی ارزی در ترازنامه بهتنهایی به معنای توان ایفای فوری تعهدات ارزی نیست.
خطوط اعتباری بانک مرکزی نیز ماهیت یکسانی ندارند. گاهی بانک عامل فقط وظیفه شناسایی طرح، پرداخت منابع و وصول اقساط را بر عهده دارد و ریسک تغییر نرخ ارز یا تأمین اصل منابع بهطور کامل متوجه بانک نیست. در برخی قراردادها اما بانک بازپرداخت منابع را تضمین میکند. در این حالت، نکول تسهیلاتگیرنده یا افزایش شدید نرخ ارز میتواند مستقیماً به تعهد بانک تبدیل شود. …































































