قیمت طلا امروز




 قحطی بزرگ

 سایت اقتصادنیوز / ۱۴۰۵/۰۵/۳۰

انتقام روس‌ها از مهد غلّه | باز هم پای سوسیالیسم در میان است | چرا اوکراین قربانی دومین قحطی بزرگ قرن شد؟

اقتصادنیوز: قحطی ۱۹۳۳ شوروی نتیجه سیاست‌های اشتراکی‌سازی اجباری بود که برداشت معمولی را به فاجعه تبدیل کرد. در آن میان اوکراینی‌ها هدف شدیدترین اشتراکی‌سازی و بالاترین نرخ مرگ‌ومیر بودند.
 انتقام روس‌ها از مهد غلّه | باز هم پای سوسیالیسم در میان است | چرا اوکراین قربانی دومین قحطی بزرگ قرن شد؟
به گزارش اقتصادنیوز به نقل از دنیای اقتصاد، ناتالیا نائومنکو، اقتصاددان و استاد دانشگاه جورج میسون، در مقاله‌ای نوشت:

قحطی سال ۱۹۳۳ در اتحاد جماهیر شوروی بین ۶ تا ۱۰‌ میلیون نفر را به کام مرگ کشاند. علاوه بر این، ۶۰‌میلیون نفر دیگر نیز در معرض گرسنگی شدید قرار گرفتند یا شاهد گرسنگی مرگبار اطرافیان خود بودند اما زنده ماندند؛ تجربیاتی که احتمالا آسیب‌های روحی و روانی عمیقی تا پایان عمر بر جای گذاشت. این قحطی دومین قحطی بزرگ در تاریخ سده بیستم میلادی پس از «قحطی بزرگ چین» بود و از نظر نسبت تعداد کشته‌شدگان به کل جمعیت، شباهت بسیار زیادی به قحطی چین داشت. سال ۱۹۳۳ ممکن است در نگاه اول زمانی بسیار دور به نظر برسد، اما ما درباره پدربزرگ‌ها، مادربزرگ‌ها یا اجداد همین نسل صحبت می‌کنیم که با کابوس‌ها و وحشت‌های باورنکردنی دست‌وپنج نرم کردند: از خالی شدن کامل روستاهای متعددی از سکنه گرفته تا بروز موارد دردناک آدم‌خواری.

در این میان، قربانیان اوکراینی به طرز ناهمگون و بی‌تناسبی بالا بودند. با اینکه جمهوری شوروی اوکراین تنها ۲۰درصد از کل جمعیت اتحاد جماهیر شوروی را تشکیل می‌داد، اما دست‌کم ۴۰درصد از کل تلفات ناشی از این قحطی به این منطقه اختصاص داشت. امروزه کشور اوکراین قحطی سال ۱۹۳۳ (معروف به هولودومور) را یک «نسل‌کشی» رسمی می‌داند. حافظه تاریخی و رنج‌های به‌جامانده از این قحطی هنوز هم بر سمت‌وسوی سیاست و توسعه اقتصادی در این مناطق تاثیرگذار است.

این یادداشت خلاصه پژوهش‌هایی است که من به همراه آندری مارکویچ و نانسی چیان منتشر کرده‌ایم. بررسی نقشه‌های جغرافیایی نشان می‌دهد که پراکندگی جمعیت اوکراینی‌تبارها و میزان مرگ‌ومیر مازاد در سال ۱۹۳۳ با یکدیگر هم‌پوشانی دارند: یعنی هر جا که اوکراینی‌های بیشتری زندگی می‌کردند، میزان مرگ‌ومیر ناشی از قحطی به شدت بالاتر بود. با این حال، همچنان یک بحث علمی عمیق وجود دارد: آیا این اتفاق به این دلیل رخ داد که اقوام اوکراینی، با قصد قبلی و از طریق یک قحطی برنامه‌ریزی‌شده و عمدی هدف قرار گرفته بودند، یا اینکه اوکراینی‌ها صرفا به طور تصادفی در مناطق اصلی تولید غلات شوروی زندگی می‌کردند و این مناطق حاصلخیز بر اثر آب‌وهوای بد یا سیاست‌های ناکارآمد دولتی دچار آسیب شدند؟

برای پاسخ به این پرسش کلیدی، باید یک گام به عقب برگردیم و ریشه‌ها و علل وقوع این قحطی را در بستر تاریخ بررسی کنیم. قحطی‌ها در تاریخ روسیه

برای درک درست قحطی سال ۱۹۳۳، ابتدا باید آن را در افق تاریخی بزرگ‌تری قرار دهیم؛ به این معنی که بررسی کنیم این رویداد تا چه حد در تاریخ منطقه «عادی» یا «غیرعادی» بوده است. کشور روسیه (چه در قالب امپراتوری روسیه پیش از ۱۹۱۷ و چه در قالب اتحاد جماهیر شوروی پس از آن) ساختاری عمدتا کشاورزی داشت. در سال ۱۹۲۶، حدود ۸۰درصد از جمعیت کشور را روستاییان و کشاورزان تشکیل می‌دادند و بخش کشاورزی تقریبا نیمی از تولید ناخالص داخلی (GDP) را شامل می‌شد. در مقایسه با اروپا و ایالات متحده، بهره‌وری کشاورزی در روسیه پایین‌تر بود، اما پس از لغو نظام ارباب-رعیتی (سرواژ) در سال ۱۸۶۱، میزان برداشت محصول تا سال ۱۹۱۳ به طور پیوسته رشد می‌کرد. جنگ جهانی اول، انقلاب سال ۱۹۱۷ و جنگ داخلی پس از آن، این روند رشد را متوقف کردند؛ اما تا سال ۱۹۲۸، اقتصاد روستایی توانست تقریبا به سطح بازدهی سال ۱۹۱۳ بازگردد. پیش از فاجعه سال ۱۹۳۳، دو قحطی بزرگ روستایی در تاریخ معاصر روسیه رخ داده بود: یکی در سال ۱۸۹۲ و دیگری در سال ۱۹۲۲.

قحطی سال ۱۸۹۲ بر اثر یک خشکسالی شدید در سال ۱۸۹۱ شکل گرفت و شیوع هم‌زمان بیماری وبا آن را وخیم‌تر کرد. کانون اصلی این قحطی در منطقه ولگا در جنوب روسیه بود که زمین‌هایی حاصلخیز اما مستعد خشکسالی داشت. این قحطی جان حدود نیم‌میلیون نفر را گرفت. دومین قحطی در سال ۱۹۲۲ رخ داد. ویرانی‌های ناشی از جنگ داخلی و مصادره‌های اجباری و بی‌ضابطه غلات توسط دولت نوپا در دوران موسوم به «کمونیسم جنگی» (۱۹۱۸ تا ۱۹۲۱)، باعث شد سطح زیر کشت زمین‌ها بیش از ۳۰ درصد کاهش یابد. سپس خشکسالی شدید سال ۱۹۲۱ با مرکزیت منطقه ولگا، این بحران را به اوج رساند. تفکیک دقیق قربانیان قحطی ۱۹۲۲ از تلفات مستقیم جنگ جهانی اول و جنگ داخلی دشوار است، اما آمارها رقمی بین ۳ تا ۵‌میلیون نفر کشته را تخمین می‌زنند.

با این مقدمه، قحطی سال ۱۹۳۳ رویدادی کاملا بی‌سابقه و استثنایی بود: در شرایطی که کشوری درگیر جنگ نبود و فن‌آوری کشاورزی نسبت به سال ۱۸۹۱ افتی نکرده بود، این قحطی چندین برابر قحطی‌های گذشته قربانی گرفت. علاوه بر این، کانون جغرافیایی مرگ‌ومیر متفاوت بود: برخلاف گذشته که منطقه ولگا آسیب می‌دید، این بار مرکز فاجعه در اوکراین بود. آیا آب‌وهوا در آن سال ۱۰ برابر بدتر از سال ۱۸۹۱ شده بود؟ یا عامل دیگری این قحطی سهمگین را رقم زد؟ اشتراکی‌سازی (کلکتیویزاسیون)

در اواخر سال ۱۹۲۹، استالین کمپین همه‌جانبه و اجباری «اشتراکی‌سازی کشاورزی» را آغاز کرد. طبق اسناد رسمی، مناطق جنوب شوروی که قطب اصلی تولید غلات بودند در اولویت نخست اشتراکی‌سازی قرار گرفتند، درحالی‌که مناطق شمالی با بهره‌وری کمتر، اولویت پایین‌تری داشتند. در طرح اشتراکی‌سازی، کشاورزان مجبور شدند زمین‌های زراعی، دام‌ها و ابزارهای کشاورزی شخصی خود را تحویل دهند و به عنوان کارگر در مزرعه‌های اشتراکی کار کنند. غلات درو شده در انبارها و سیلوهای مزرعه اشتراکی جمع‌آوری می‌شد؛ دولت ابتدا سهم سنگین خود را برمی‌داشت، سپس مقداری را برای بذر سال بعد، علوفه دام و ذخایر اضطراری کنار می‌گذاشت و آنچه باقی می‌ماند میان اعضای مزرعه تقسیم می‌شد. علاوه بر این، دولت تلاش کرد جلوی داشتن باغچه‌ها و دام‌های شخصی کشاورزان را بگیرد؛ بنابراین آنچه در بخش خصوصی برای کشاورز باقی می‌ماند حتی برای بقای روزمره او هم کافی نبود. تجارت و خریدوفروش آزادانه مواد غذایی اکیدا ممنوع شد و دولت از غلات مصادره‌شده برای تامین غذای شهرنشینان و همچنین صادرات به خارج برای درآمد ارزی استفاده می‌کرد.

اشتراکی‌سازی، فرآیند خارج کردن و مصادره غلات از روستاها را برای حکومت بسیار ساده‌تر کرد: به جای گشتن و تفتیش صدها خانه و انبار مجزای روستاییان، حکومت تنها کافی بود انبار یک مزرعه اشتراکی را تفتیش کند. این سیاست عملا به این معنی بود که دولت یک مالیات ۱۰۰درصدی روی مازاد غلات وضع کرده است. اکثر مورخان متفق‌القول هستند که اشتراکی‌سازی انگیزه کار کردن را در کشاورزان از بین برد: چرا یک کشاورز باید بیشتر از حد نیاز بقای خود تولید کند وقتی تمام مازاد محصول او اجبارا مصادره می‌شود؟ در نتیجه، در سال‌های ۱۹۳۱ و به‌ویژه ۱۹۳۲، میزان برداشت محصول بسیار کمتر از برنامه‌ریزی‌ها و پیش‌بینی‌های حکومت شد. آمار و ارقام غلات

اما آیا کاهش میزان برداشت محصول در سال ۱۹۳۲ آن‌قدر شدید بود که جان‌میلیون‌ها انسان را بگیرد؟ اگر میزان تولید غلات را در طول سال‌های ۱۹۱۳ تا ۱۹۳۹ در مرزهای شوروی بررسی کنیم، به دو نکته بسیار تکان‌دهنده و قابل‌توجه برمی‌خوریم:

نکته نخست اینکه برداشت محصول در سال ۱۹۳۲ تقریبا دو برابر برداشت محصول در سال قحطی‌زده ۱۹۲۱ بود! پس چگونه ممکن است قحطی سال ۱۹۳۳ قربانیانی به مراتب بیشتر بر جای گذاشته باشد؟ نکته دوم اینکه میزان برداشت محصول در سال ۱۹۳۲ بسیار نزدیک به میزان برداشت در سال ۱۹۳۶ بود، اما در سال ۱۹۳۷ هیچ گرسنگی و مرگ‌ومیر دسته‌جمعی رخ نداد. بنابراین، این ادعا که غلات کافی در کشور وجود نداشت و گرسنگی کشیدن مردم در سال ۱۹۳۳ امری اجتناب‌ناپذیر بود، کاملا از نظر علمی و آماری نادرست است. حتی اگر افت برداشت محصول را به شرایط آب‌وهوایی نسبت دهیم (که من با آن موافق نیستم)، آب‌وهوا نمی‌تواند علت اصلی این قحطی باشد؛ چرا که کاهش محصول آن‌قدر شدید نبود که فاجعه بیافریند. در واقع، این «سیستم مدیریت اشتراکی، مصادره اجباری و توزیع حکومتی» بود که یک افت معمولی در برداشت محصول را به یک فاجعه انسانی و قحطی مرگبار تبدیل کرد.

البته مساله فقط میزان کل غلات موجود در کشور نیست، بلکه نحوه توزیع آن در سراسر سرزمین نیز اهمیت دارد. آیا ممکن است برخی مناطق محصول خیلی کمی تولید کرده باشند و دولت سعی کرده کمک کند اما شکست خورده باشد؟ پژوهش‌های ما (مارکویچ، نائومنکو و چیان، ۲۰۲۴) نشان می‌دهد که اوکراین کمتر از حد معمول غله تولید کرد، اما اگر دولت بیش از ۴۰ درصد از همان محصول کاهش‌یافته را اجبارا مصادره نمی‌کرد، همان میزان غله برای جلوگیری از تلفات انسانی کاملا کافی بود. علاوه بر این، غلاتی که به زور از اوکراین گرفته شد، حتی برای جلوگیری از گرسنگی در سایر بخش‌های شوروی هم ضروری و حیاتی نبود. علل و ریشه‌های قحطی سال ۱۹۳۳

پس چرا ‌میلیون‌ها نفر در سال ۱۹۳۳، چه در اوکراین و چه در خارج از آن، جان خود را از دست دادند؟ روند رویدادها را می‌توان این‌گونه توضیح داد:

نخست، سیاست اشتراکی‌سازی اجباری باعث افت برداشت محصول شد؛ به‌ویژه در مناطق سنتی و پرمحصولی مانند اوکراین که با شدت و سرکوب بیشتری تحت پوشش این طرح قرار گرفته بودند. سپس استالین با این ادعا که کشاورزان دست به صدمه‌زدن به طرح اشتراکی‌سازی زده‌اند و غلات را پنهان می‌کنند، دستور داد طرح مصادره غلات با شدت ادامه یابد. این اقدام یک برداشت محصول کمتر از برآورد را به یک فاجعه کاملا مرگبار تبدیل کرد. سهمیه‌های اجباری مصادره غلات دوباره همان مناطقی را هدف گرفتند که معمولا غله بیشتری تولید می‌کردند؛ هم به این دلیل که ارزیابی میزان واقعی محصول برای حکومت سخت بود و هم به این دلیل که مصادره غلات از مناطق اشتراکی‌شده بسیار آسان‌تر بود.

در همخوانی با این تحلیل، پژوهش نائومنکو (۲۰۲۱) نشان می‌دهد که در اوکراین، افت برداشت محصول ارتباطی با شرایط آب‌وهوایی نداشت؛ بنابراین علت اصلی آن قطعا سیاست اشتراکی‌سازی بود. همچنین این پژوهش نشان داد در داخل اوکراین، شهرستان‌هایی که نرخ اشتراکی‌سازی بالاتری در سال‌های ۱۹۳۰ یا ۱۹۳۲ داشتند، میزان مرگ‌ومیر بسیار بالاتری را در قحطی تجربه کردند. به زبان ساده: اگر شهرستان‌هایی با شرایط اقلیمی یکسان، بهره‌وری گذشته یکسان و آب‌وهوای مشابه در سال ۱۹۳۲ را با هم مقایسه کنید، مناطقی که بیشتر اشتراکی شده بودند، آسیب‌های بسیار سنگین‌تری دیدند.

همچنین پژوهش مارکویچ، نائومنکو و چیان (۲۰۲۴) بر روی استان‌ها نشان می‌دهد که میزان تولید غله در سال ۱۹۳۲ یا هیچ ارتباطی با میزان مرگ‌ومیر قحطی نداشت یا حتی ارتباط مثبت داشت! اگر با یک قحطی و کمبود طبیعی محصول مواجه بودیم، باید ارتباطی منفی می‌دیدیم (یعنی محصول کمتر به معنای مرگ بیشتر باشد). اما این ارتباط صفر یا مثبت به این دلیل رخ داد که حکومت غله بسیار بیشتری را از مناطقی مصادره کرد که اگرچه نسبت به سال‌های نرمال خود افت محصول داشتند، اما همچنان نسبت به مناطق شمالی غله بیشتری تولید می‌کردند.

این قحطی تماما توسط سیاست‌های حکومتی خلق شد، اما این به آن معنا نیست که قحطی از ابتدا با یک نیت قبلی برای ایجاد گرسنگی طراحی شده باشد. در واقع، ممنوعیت تجارت آزاد جلوی مناطقی را که غذای اضافی داشتند گرفت تا نتوانند آن را بفروشند زیرا اگر آشکار می‌کردید که غذای بیشتری از حد تصور حکومت دارید، بلافاصله هدف موج جدیدی از سرکوب و مصادره قرار می‌گرفتید. حکومت که سراسیمه تلاش می‌کرد جمعیت شهرهایی را که مرکز صنایع بودند غذا بدهد و نتوانسته بود سهمیه پیش‌بینی‌شده را از مناطق پرمحصول جمع‌آوری کند، مردم آن مناطق را بدون حداقل غذای لازم برای زنده ماندن رها کرد.

در همان سال ۱۹۳۲ کاملا مشخص شده بود که این سیستم کارآیی ندارد و شکست خورده است. پس از وقوع قحطی، سهمیه‌های مصادره غلات منطقی‌تر شد و به سطح زیر کشت تخصیص‌یافته به هر مزرعه پیوند خورد تا قابل پیش‌بینی‌تر باشد. همچنین به اعضای مزارع اشتراکی اجازه داده شد (و حتی تشویق شدند) که دام و باغچه شخصی داشته باشند (اگرچه مالیات‌های سنگینی بر آنها وضع شد). کشاورزان پس از پرداخت مالیات‌ها و تحویل سهمیه اجباری به دولت، می‌توانستند باقی‌مانده محصول خود را در بازار آزاد بفروشند. در واقع کشاورزان بخش اعظم درآمد خود را از همین بخش خصوصی کوچک به دست می‌آوردند و در مزارع اشتراکی عمدتا برای حفظ حق داشتن همین زمین‌های شخصی کار می‌کردند. روند اشتراکی‌سازی ادامه یافت و در نهایت همه کشاورزان اشتراکی شدند، اما همین بخش خصوصی کوچک توانست حداقل غذای لازم برای بقا و فلج نشدن جامعه را تامین کند. تبعیض و اجحاف علیه اوکراینی‌ها

اگر قحطی ناشی از سیاست‌هایی (مانند اشتراکی‌سازی و مصادره اجباری) بود که مناطق حاصلخیز و پرمحصول را هدف قرار می‌دادند، آیا اوکراینی‌ها صرفا به این دلیل آسیب دیدند که در مناطق حاصلخیز زندگی می‌کردند؟ پاسخ «خیر» است. تمام سیاست‌هایی که توانسته‌ایم اندازه‌گیری و آمارسنجی کنیم، با یک تبعیض و سوگیری مشهود علیه جامعه اوکراینی اجرا شده‌اند و به مرگ‌ومیر کاملا نابرابر و غیرمنصفانه‌ای انجامیده‌اند.

نخست، پژوهش نائومنکو (۲۰۲۱) با بررسی شهرستان‌های اوکراین نشان می‌دهد که از همان آغاز کمپین اشتراکی‌سازی، مناطق اوکراینی‌نشین با شدت و سرکوب بیشتری اشتراکی شدند. یعنی اگر شهرستان‌هایی با شرایط اقلیمی و بهره‌وری تاریخی یکسان را مقایسه کنید، مناطقی که سهم جمعیت اوکراینی در آنها بیشتر بود، در سال ۱۹۳۰ به طور متوسط نرخ اشتراکی‌سازی بالاتری داشتند.

دوم، پژوهش مارکویچ، نائومنکو و چیان (۲۰۲۴) در سطح استان‌ها نشان می‌دهد که مصادره غلات در سال ۱۹۳۲ در مناطقی که سهم اوکراینی‌ها بیشتر بود، بسیار شدیدتر و بی‌رحمانه‌تر اجرا شد. یعنی اگر استان‌هایی با میزان محصول یکسان را مقایسه کنید، از استان‌هایی که اوکراینی‌های بیشتری داشتند، غله بیشتری به زور گرفته شد. این امر به یک نابرابری شدید در «میزان غله باقی‌مانده» (تولید منهای مصادره) انجامید و مناطق اوکراینی‌نشین پس از برداشت سال ۱۹۳۲ با غذای بسیار کمتری رها شدند.

در نتیجه، داده‌های آماری نشان می‌دهند که نرخ مرگ‌ومیر قحطی به شدت علیه اوکراینی‌ها سوگیری داشت. اگر استان‌هایی با میزان محصول یکسان، آب‌وهوای مشابه و سایر مشخصات یکسان را مقایسه کنید، استانی که جمعیت اوکراینی بیشتری داشت، به طور متوسط مرگ‌ومیر به مراتب بالاتری را تجربه کرد. برای ملموس شدن این موضوع: مقایسه آمار مرگ‌ومیر در شوروی نشان می‌دهد که اوکراین در سال ۱۹۳۳ شاهد یک جهش بی‌سابقه در نرخ مرگ‌ومیر بود. اگر از استانی بدون جمعیت اوکراینی به استانی با ۱۰۰ درصد جمعیت اوکراینی حرکت می‌کردید، نرخ مرگ‌ومیر ناشی از قحطی به ۵۰ نفر در هر ۱۰۰۰ نفر افزایش می‌یافت؛ که با توجه به نرخ مرگ‌ومیر عادی (غیر قحطی) که حدود ۲۰ نفر در ۱۰۰۰ نفر بود، رقمی فوق‌العاده وحشتناک و هولناک است.

نکته حائز اهمیت این است که حتی اگر جمهوری اوکراین را از نمونه‌های آماری حذف کنیم و تنها استان‌های داخل روسیه و بلاروس را بررسی کنیم، باز هم شهرستان‌ها یا مناطقی داخل روسیه که جمعیت اوکراینی بیشتری داشتند، مرگ‌ومیر بالاتری را تجربه کردند. این امر نشان می‌دهد که یک تبعیض عمومی و ساختاری علیه قوم اوکراینی وجود داشته است، نه فقط علیه جغرافیای جمهوری اوکراین. در نهایت، اسناد «برنامه پنج‌ساله اول شوروی» نشان می‌دهد که حکومت مرکزی برنامه‌ریزی کرده بود تا نسبت به میزان تولید، غله بیشتری از سرزمین‌های اوکراینی‌نشین مصادره کند. این لزوما به این معنا نیست که استالین از قبل برنامه‌ریزی کرده بود تا قحطی ایجاد کند یا اوکراینی‌ها را از گرسنگی بکشد؛ اما این سیاست باعث شد که اوکراینی‌ها در صورت افت محصول، به شدت شکننده و آسیب‌پذیر شوند.

روش‌های آماری و داده‌های موجود به ما اجازه نمی‌دهند که علت دقیق این تبعیض را به شخص استالین، دفتر سیاسی (پولیت‌بورو) یا مقامات محلی نسبت دهیم. اما ما می‌دانیم که در آن دوران مساله قومیت بسیار حساس بود؛ می‌دانیم که اوکراین در سال ۱۹۱۸ تلاش کرده بود از روسیه اعلام استقلال کند؛ می‌دانیم استالین همواره نگران «از دست دادن اوکراین» بود؛ و می‌دانیم که اوکراینی‌ها به عنوان قومی مقاوم‌تر در برابر اشتراکی‌سازی شناخته می‌شدند. همچنین می‌دانیم که میزان سهمیه‌های مصادره غلات و شدت اجرای آنها در مسکو تصمیم‌گیری می‌شد. با این حال، هیچ سند متقنی («مدرک جرم مستقیمی») وجود ندارد که در آن استالین صراحتا نیت خود را برای هدف قرار دادن یک گروه قومی خاص مکتوب کرده باشد. چه این نیت قبلی وجود داشته و چه نداشته باشد، نتیجه عملی آن یک قحطی ویرانگر بود که ‌میلیون‌ها انسان را به کام مرگ کشاند و ضربه فوق‌العاده سهمگینی به پیکر قوم اوکراینی وارد ساخت. هیچ چیز نمی‌تواند مردگان را به زندگی بازگرداند، اما امیدواریم این پژوهش‌ها ما را به حقیقت و عدالت تاریخی نزدیک‌تر کند.

  همچنین بخوانید تراژدی بهشت کمونیستی | «تصفیه بزرگ» و مواجهه مرگبار چپ‌های ایرانی با کمونیسم واقعی | چگونه تصفیه‌های استالین به ایرانیان کمونیست رسید؟ راهنمای بازدید از موزه‌ کمونیسم | برای بازدید دسته‌جمعی از «موزه‌ کمونیسم» حاضرید؟! ترامپ اشتباه تاریخی استالین را تکرار کرد | جنگ ایران به جنگ زمستانی آمریکا تبدیل می‌شود؟ | پیروزی‌ها کوچک، توهم‌ها بزرگ! پُتکی بر سر روشنفکران کافه‌نشین | روایتی از کتابی که سارتر را خشمگین کرد؛ «نه مارکس، نه عیسی» | چرا روشنفکران اروپایی عاشق دیکتاتوری‌های خونین بودند؟







شنبه ۷ شهریور ۱۴۰۵ - 29 August 2026
خبرگزاری ایرنا

فیلم| مجموعه شاه ولی تفت یزد، نماد معماری اصیل ایرانی

سایت رویداد‌ ۲۴

تغییر چهره شوکه‌کننده امیر جدیدی

از اعتراض به بلیت ۱۰۰ هزار تومانی «عاشقانه‌های ناآرام» در سال ۱۳۹۴ تا بلیت میلیونی «آرش» در سال ۱۴۰۵/ نبود شورای صنفی و چرخش در بر همان پاشنه
سایت خبرآنلاین

از اعتراض به بلیت ۱۰۰ هزار تومانی «عاشقانه‌های ناآرام» در سال ۱۳۹۴ تا بلیت میلیونی «آرش» در سال ۱۴۰۵/ نبود شورای صنفی و چرخش …

نقاط عطف شکسته‌شدن سقف بهای بلیت تئاتر از ۱۳۹۴ به این سو متعدد و صحبت از «ضرورت تشکیل شورای صنفی برای تعیین بهای بلیت آثار نمایشی» تنها به سال ۱۳۹۷ در دوران مدیریت شهرام کرمی، مدیرکل وقت هنرهای نمایشی محدود است. چنین شورایی اما در غیاب آیین‌نامه‌های لازم در حوزه تئاتر، آیین‌نامه‌ای مانند «ایجاد، ساماندهی …
بازگشت محسن نامجو و فهرست ۱۰۰ چهره ایرانی خارج از کشور
روزنامه هفت صبح

بازگشت محسن نامجو و فهرست ۱۰۰ چهره ایرانی خارج از کشور

بازگشت محسن نامجو یک موضوع قدیمی را مطرح کرده است؛ آیا خواننده‌های مهاجر می‌توانند به ایران برگردند و فعالیت حرفه‌ای داشته باشند؟
رسانه از حاشیه به متن حکمرانی آمد
سایت ایران آنلاین

رسانه از حاشیه به متن حکمرانی آمد

هفته دولت فرصتی برای مرور کارنامه قوه مجریه است؛ اما درباره حوزه رسانه، ارزیابی عملکرد را نمی‌توان فقط با تعداد نشست‌ها، مجوزها یا برنامه‌های اجرایی سنجید. پرسش مهم‌تر این است که در دو سال گذشته چه تغییری در نگاه سیاست‌گذار به رسانه ایجاد شده و رسانه چه جایگاهی در منظومه حکمرانی کشور به دست آورده است؟
سایت عصرایران

وقتی آزمون خوش‌نویسی در ۶ ماه ۱۶۷ درصد گران می‌شود

کیومرث صابری؛ چگونه «گل‌آقا» و بعد «گل‌آقای ملت ایران» شد؟
سایت عصرایران

کیومرث صابری؛ چگونه «گل‌آقا» و بعد «گل‌آقای ملت ایران» شد؟

در آستانۀ دوم خرداد 1376 این شایعه به شکلی بسیار گسترده پیچید که گل‌آقا نوشته بنویسید خاتمی بخوانید ناطق یعنی قرار نیست آرا درست شمرده شود حال آ‌ن که چنین...
مورد خاص زنان دهه هفتاد و مردان دهه پنجاه ایران
سایت برترینها

مورد خاص زنان دهه هفتاد و مردان دهه پنجاه ایران

میان چرخۀ فیلم‌های مردان ناتوان با چرخۀ زنان نابارور حدوداً بیست سال فاصله است. اما با این وجود باید آن‌ها را در کنار یکدیگر، به‌صورت غیرتاریخی و زمان‌پریشانه، قرائت کرد. در اطلس تاریخ سینمای ایران، مردان دهۀ پنجاه و زنان دهۀ هفتاد نیز ذیل یک دسته قرار می‌گیرند.
سایت برترینها

آیا مسعود شصت‌چی دوباره می‌تواند مردم را بخنداند؟

سایت عصرایران

نقاشی که دریا را از حافظه می کشید؛ داستان عجیب ایوان آیوازوفسکی (+تصاویر)

سایت فرارو

این سکانس کارآگاه علوی از چشم سانسورچی دور ماند!

سایت فرارو

چرا گریه و زاری در سریال «کوری» زیاد است؟

مسیر بازگشت
سایت هم میهن

مسیر بازگشت

به هر هنرمند یا هر اهل فکر و اندیشه‌ای که مغلوب این فضا نشود و راه بازگشت به کشور خود را در پیش گیرد، باید تبریک و خوش‌آمد گفت.
آینده سینمای ایران از همین‌جا آغاز می‌شود
سایت ایران آنلاین

آینده سینمای ایران از همین‌جا آغاز می‌شود

انجمن سینمای جوانان ایران، به‌ عنوان یکی از ریشه‌دارترین مؤسسات سینمایی کشور، نهادی برای فرداست؛ جایی که فیلمسازان جوان اولین تجربه‌های جدی خود را به دست می‌آورند، نگاهشان را پیدا می‌کنند و گاه اولین قدم‌های مسیری را برمی‌دارند که سال‌ها بعد به بخشی از جریان فرهنگساز فیلم‌های کوتاه و بلند سینمای ایران …
چرا محسن نامجو به وطن برگشت؟ | گذشته پشت مرز نمی‌ماند
سایت رویداد‌ ۲۴

چرا محسن نامجو به وطن برگشت؟ | گذشته پشت مرز نمی‌ماند

محسن نامجو بازگشته است و هرکس روایت خودش را از این بازگشت دارد. سلطنت‌طلبان او را متهم می‌کنند که پاداش حملاتش به این جریان را گرفته و تندرو‌های داخلی آن را نشانه رأفت نظام جمهوری اسلامی می‌دانند. محسن نامجو قطعا مثل قیصر در میادین شبانه آواز نخواهد خواند؛ او صاحب یک پرنسیب سیاسی است اما اولین کنسرت …
روزنامه آرمان امروز

تهیه فهرست ۱۰۰ نفری نام‌آوران خارج‌نشین برای بازگشت به ایران

سایت فرارو

اشک‌ و بی‌قراری مادر اکبر عبدی در روز تولد سلطان کمدی ایران

حامد بهداد؛ مردی برای نقش‌های پرخطر
روزنامه هفت صبح

حامد بهداد؛ مردی برای نقش‌های پرخطر

حامد بهداد در یک دهه حضور در شبکه نمایش خانگی از تجربه‌ای درخشان در «دندون طلا» تا سقوط «دل» و رستاخیز «امیر شایگان» را پشت سر گذاشته‌
روزنامه هفت صبح

برای دیدن شاهنامه، ۵ میلیون کنار بگذارید!

سایت فرارو

تیزر کامل سریال «مرد سه هزار چهره» مهران مدیری منتشر شد + تاریخ پخش

سایت عصرایران

شعله ازدواج سابق جنیفر لوپز روشن شد؟

داستان جولین؛ نیم‌قرن فاصله میان التماس «دالی پارتن» و هشدار «بیانسه»
سایت عصرایران

داستان جولین؛ نیم‌قرن فاصله میان التماس «دالی پارتن» و هشدار «بیانسه»

مرگ دالی پارتن، ملقب به «ملکۀ موسیقی کانتری»، فقط پایان زندگی یکی از مشهورترین خوانندگان و ترانه‌سرایان آمریکایی نیست؛ بهانه‌ای است برای دوباره شنیدن ترانه‌ا...
راز «آواز عشق»؛چگونه در همین خاک، آسمانی زندگی کنیم؟/ پیام امیدبخش مولانا برای عبور از طوفان‌های زندگی
سایت خبرآنلاین

راز «آواز عشق»؛چگونه در همین خاک، آسمانی زندگی کنیم؟/ پیام امیدبخش مولانا برای عبور از طوفان‌های زندگی

پس اگر روزگار سخت است، نباید گمان کنیم که خداوند ما را رها کرده است. شاید همین سختی، ندایی باشد برای اینکه دوباره راه آسمان را پیدا کنیم.و چه زیباست این پیام مولانا:ما از آسمان آمده‌ایم؛برای زمین نیامده‌ایم که در زمین بمانیم؛آمده‌ایم که در همین خاک، آسمانی زندگی کنیم.
 دانشمندی که هنوز رازهایش کشف نشده است؛ کیمیای رازی در تاریخ علم
خبرگزاری مهر

 دانشمندی که هنوز رازهایش کشف نشده است؛ کیمیای رازی در تاریخ علم

معاون انجمن آثار و مفاخر فرهنگی وظیفه نسل ما این است که رازی را نه صرفاً به عنوان یک نماد، بلکه به عنوان یک مسئله علمی دوباره کشف کند.
کشف معبد مخفی زنان در امپراتوری روم با ۱۲۰ کتیبه رازآلود
سایت خبرآنلاین

کشف معبد مخفی زنان در امپراتوری روم با ۱۲۰ کتیبه رازآلود

باستان‌شناسان در عمق ۲۰۰ متری غاری ۲۴ هزار ساله در اسپانیا، بزرگ‌ترین نیایشگاه زیرزمینی روم باستان را کشف کردند؛ مکانی مخفی با بیش از ۱۲۰ کتیبه لاتین و پیشکش‌های آیینی که پرده از ستایش الهه‌ای ناشناخته با عنوان «بانو» برمی‌دارد.
راز سمیِ  «دروازه جهنم» در ترکیه
سایت خبرآنلاین

راز سمیِ «دروازه جهنم» در ترکیه

در میان ویرانه‌های شهر باستانی «هیرآپولیس» در ترکیه، گذرگاهی وجود داشت که رومیان باستان آن را «دروازه جهنم» می‌نامیدند؛ مکانی که در آن، مرگِ ناگهانی حیوانات در برابر چشمان زائران، لرزه بر اندام هر بیننده‌ای می‌انداخت. در حالی که گذشتگان این پدیده را خشم خدایانِ دنیای زیرین می‌پنداشتند، علمِ مدرن سرانجام …
جمشید آموزگار و معمای تکنوکراسی در بن‌بست سیاست
سایت خبرآنلاین

جمشید آموزگار و معمای تکنوکراسی در بن‌بست سیاست

جمشید آموزگار؛ تکنوکراتی است که در چالشِ میان «برنامه‌ریزی روی کاغذ» و «واقعیت‌های کف خیابان» به بن‌بست رسید. استعفای او در ۵ شهریور ۵۷، پرونده آخرین تلاش‌های دولت‌های پهلوی برای مهار بحران‌های درهم‌تنیده را بست.
«زمستان» اخوان؛ وقتی یک شعر، شناسنامه یک شکست تاریخی شد
خبرگزاری مهر

«زمستان» اخوان؛ وقتی یک شعر، شناسنامه یک شکست تاریخی شد

شعر «زمستان» مهدی اخوان ثالث، فراتر از یک توصیف اقلیمی، برجسته‌ترین سند منظوم از سرخوردگی پساکودتای ۲۸ مرداد ایران است که انجماد عاطفی، ترس و زوال پیوندهای انسانی را روایت می‌کند.
روایت ۱۶۰۰ ساله‌ تاریخ ایران که از دل یک برخورد بیرون آمد
خبرگزاری ایسنا

روایت ۱۶۰۰ ساله‌ تاریخ ایران که از دل یک برخورد بیرون آمد

ماجرای کشف محوطه باستانی بندیان درگز، حکایت یک تصادف تاریخی است که منجر به شناسایی یکی از مهم‌ترین گنجینه‌های هویتی ایران شد. این محوطه تا پیش از سال ۱۳۶۸ تنها تپه‌ای در میان اراضی کشاورزی بود، اما در سال ۱۳۶۹، زمانی که مالک زمین قصد تسطیح و هموارسازی آن را داشت، برخورد تیغه لودر با ستون‌های مدفون و …
خبرگزاری ایرنا

شهروز دل‌افکار: سرمایه‌گذار، دخالت عجیب در تئاتر نکند+فیلم

چهره‌های مشهور و اینفلوئنسرها‌، ماشین تبلیغاتی سینما ‌
روزنامه هفت صبح

چهره‌های مشهور و اینفلوئنسرها‌، ماشین تبلیغاتی سینما ‌

کمپین‌های پرزرق‌وبرق سینمایی با حضور سلبریتی‌ها و اینفلوئنسرها، پیش از نمایش فیلم، تصویری از موفقیت آن می‌سازند
اصغر فرهادی و مهاجرت تولید
روزنامه هفت صبح

اصغر فرهادی و مهاجرت تولید

‌فرهادی برای «قصه‌های موازی» سه سال در آمریکا زندگی کرد، تحقیق کرد و نوشت
سایت فرارو

علت تأخیر در انتشار قسمت هفتم «بامداد خمار» چه بود؟

قاب‌های کوچکی از ایران + عکس
خبرگزاری ایسنا

قاب‌های کوچکی از ایران + عکس

قلمدان‌های لاکی، از ظریف‌ترین جلوه‌های هنر ایرانی، روزگاری وسیله‌ای برای نگهداری قلم بودند اما به‌تدریج به بوم‌های کوچکی برای نمایش نقاشی، تذهیب و روایت‌های تاریخی و ادبی از ایران تبدیل شدند؛ هنری که در دوره قاجار به اوج ظرافت رسید و امروز نمونه‌هایی از آن در موزه‌های معتبر جهان، بخشی از نبوغ و مهارت …
راز بیمارانی که از موزه به بیمارستان رفتند!
خبرگزاری ایسنا

راز بیمارانی که از موزه به بیمارستان رفتند!

یک گردشگر وارد موزه‌ای در فلورانس می‌شود، مقابل یک شاهکار می‌ایستد و چند دقیقه بعد دیگر حالش خوب نیست. قلبش تند می‌زند، سرش گیج می‌رود و جهان اطرافش شکل عادی خود را از دست می‌دهد. این صحنه آن‌قدر در فلورانس تکرار شد که یک روان‌پزشک شروع به ثبت پرونده‌هایشان کرد؛ ماجرایی که بعدها با نام «سندرم استاندال» …
چرا مهدی اخوان‌ثالث موسیقی را کنار گذاشت؟
سایت عصرایران

چرا مهدی اخوان‌ثالث موسیقی را کنار گذاشت؟

«اخوان» پیش از شعر، به موسیقی روی آورد که با منع جدی پدر روبرو شد و برخلاف میل خود، موسیقی را کنار گذاشت.
شهر سوخته؛ تمدنی که ۵ هزار سال جلوتر از زمان خود بود/ رازهای تمام شهر؛ از پروتز چشم تا جراحی مغز
سایت خبرآنلاین

شهر سوخته؛ تمدنی که ۵ هزار سال جلوتر از زمان خود بود/ رازهای تمام شهر؛ از پروتز چشم تا جراحی مغز

«شهر سوخته» سال‌هاست با عنوان «شهری که از زمان خود جلوتر بود» معرفی می‌شود؛ اما آیا این توصیف واقعاً بر پایه شواهد علمی است یا حاصل بزرگ‌نمایی رسانه‌ای؟ برای پاسخ باید به حدود پنج هزار سال پیش، در حاشیه دلتای رود هیرمند بازگردیم.
چرا ونیز امسال مردانه‌تر از همیشه شده است؟/  سهم زنان از بخش مسابقه فقط یک فیلم
سایت خبرآنلاین

چرا ونیز امسال مردانه‌تر از همیشه شده است؟/ سهم زنان از بخش مسابقه فقط یک فیلم

جشنواره فیلم ونیز امسال با یک آمار غیرمنتظره در بخش مسابقه اصلی روبه‌روست؛ از ۲۱ فیلم حاضر در رقابت برای شیر طلایی، تنها یک فیلم به کارگردانی یک زن دیده می‌شود؛ آماری که سهم زنان را به حدود ۵ درصد می‌رساند.
شباهت اخوان به حافظ
سایت روزنامه سازندگی

شباهت اخوان به حافظ

جایگاه و اهمیت مهدی اخوان‌ثالث در شعر معاصر به روایت بهرام پروین‌گنابادی
افول ستاره
سایت روزنامه سازندگی

افول ستاره

چرا سینما، محمدرضا گلزار را پس زد و او به ستاره فضای مجازی تبدیل شد؟
روزی به نام رازی و دو پرسش دربارۀ الکل و الحاد
سایت عصرایران

روزی به نام رازی و دو پرسش دربارۀ الکل و الحاد

پرسش اول سطحی است و در حد شایبه‌های فضای مجازی و دومی عمیق و محل بحث اهل اندیشه. اولی این که اگر سده‌ها بعد از اسلام، را الکل را کشف کرده چگونه قبل از او نوش...
سرمقاله خراسان/ لایک داری آقای اخوان  | آخرین خبر
سایت آخرین خبر

سرمقاله خراسان/ لایک داری آقای اخوان | آخرین خبر

خراسان/ «لایک داری آقای اخوان » عنوان یادداشت روز در روزنامه خراسان به قلم محمد بهبودی نیا است که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید: حتما این شعر مشهور مهدی اخوان ثالث را شنیده اید که «ما چون دو دریچه روبروی هم/آگاه ز هر بگو مگوی هم/ هر روز سلام و پرسش و خنده/ هر روز قرار روز آینده و...» این بیت ها ر
سایت عصرایران

لالایی برای زهره / علی زند وکیلی (+صدا)

موزه ای بدون نقشه مالی
روزنامه پیام ما

موزه ای بدون نقشه مالی

کارخانه تاریخی ریسباف اصفهان با عبور از چالش مالکیت، اکنون گرفتار بحران تأمین مالی و فقدان مدل حکمرانی پایدار برای تبدیل شدن به موزه ملی است.
سایت عصرایران

انتقاد علیرضا خمسه از پایین آمدن کیفیت آثار سینما، تلویزیون و موسیقی

گیشه داغ شد، اما سینما هنوز بی‌نفس است/ سینمای ایران در انتظار معجزه
سایت تابناک

گیشه داغ شد، اما سینما هنوز بی‌نفس است/ سینمای ایران در انتظار معجزه

گیشه سینمای ایران در روزهای پایانی مرداد با رشد ۳۰ درصدی مخاطب، نشانه‌هایی از بازگشت تماشاگران به سالن‌ها را نشان داده است؛ اما تمرکز بخش بزرگی از این استقبا...
سایت تابناک

دلنوشته المیرا عبدی در نخستین تولد بدون «عمو اکبر» + عکس

ایجاد نقار و شکاف
روزنامه شرق

ایجاد نقار و شکاف

خانه‌ هنرمندان ایران به نمایندگی از تشکل‌های هنری عضو، درباره مصوبه ۲۵ مرداد ۱۴۰۵ مجلس شورای اسلامی با عنوان «طرح مقابله با نفوذ سرویس‌های اطلاعاتی و دولت‌ها و نهادهای بیگانه در کشور» اعتراض خود را نسبت به مصوبات اخیر که عاری از هر گونه آگاهی و مصلحت‌اندیشی و صدالبته به زیان آشکار زیست آزادانه تمام مردم …
سلول محنت اذان سحرگاهان و آن نور باریک آفتاب
سایت جوان آنلاین

سلول محنت اذان سحرگاهان و آن نور باریک آفتاب

برای یک زندانی نشسته در سلول انفرادی یا غیرانفرادی، وقایعی شوق‌انگیز و شادی‌آفرین است که برای غیرزندانیان بی‌اهمیت و عادی می‌نماید. دیدن باریکه‌ای از نور آفت...
سایت تابناک

حمله بازیگر سرشناس به پژمان جمشیدی

«اعتراف می‌کنم» چه چیزی کم دارد؟
روزنامه توسعه ایرانی

«اعتراف می‌کنم» چه چیزی کم دارد؟

محمد تقی زاده اعتراف می کنم از آن سریال هایی است که نمی توان درباره اش با یک حکم ساده خوب یا
سالمرگ همایون صنعتی زاده؛ کارآفرین فرهنگ | مردی که در نوسازی ایران نقش ایفا کرد | انتشار 1200 ترجمه در 16 سال مدیریت فرانکلین
سایت اقتصادنیوز

سالمرگ همایون صنعتی زاده؛ کارآفرین فرهنگ | مردی که در نوسازی ایران نقش ایفا کرد | انتشار 1200 ترجمه در 16 سال مدیریت فرانکلین

اقتصادنیوز: چهارم شهریور ماه سالمرگ همایون صنعتی‌زاده است.
فلسفۀ «سِنِکا»؛ توصیه‌های مشاور امپراتور روم دربارۀ زندگی خوب
سایت فرارو

فلسفۀ «سِنِکا»؛ توصیه‌های مشاور امپراتور روم دربارۀ زندگی خوب

لوکیوس آنائوس سنکا، فیلسوف و سیاستمدار رومی که در سال ۶۵ میلادی درگذشت، یکی از برجسته‌ترین چهره‌های فلسفۀ «رواقی» در جهان باستان بود. او در مجموعه ۱۲۴ نامه خود به دوست جوانش، لوکیلیوس، فلسفه را از بحثی انتزاعی درباره جهان و فضیلت فراتر برد و آن را به راهنمایی عملی برای زندگی تبدیل کرد؛ راهنمایی برای …
         
دردسرهای مغفول سلبریتی‌ها در روابط با طرفداران / دختران دام پهن می‌کنند یا سلبریتی‌ها سوء استفاده؟
سایت عصرایران

دردسرهای مغفول سلبریتی‌ها در روابط با طرفداران / دختران دام پهن می‌کنند یا سلبریتی‌ها سوء استفاده؟

حتی پیام‌های مکتوب خواننده را روی گوشی دختر جوان دیده‌ام که به شکلی ملتمسانه از او می‌خواست که در کنسرت‌هایش شرکت نکند چرا که باعث آزار و از بین رفتن تمرکز و...
مترجمی که مترجم نبود!/ دیداری دوباره با ذبیح‌الله منصوری
سایت عصرایران

مترجمی که مترجم نبود!/ دیداری دوباره با ذبیح‌الله منصوری

اعلام نمایش فیلم مستند مشت‌زنی در رینگ ترجمه در موزۀ سینما بهانه‌ای است تا باز دربارۀ پدیده‌ای به نام ذبیح‌الله منصوری بنویسیم
آمدم، خنداندم و رفتم؛ سنگ قبری به سبک اکبر عبدی
سایت عصرایران

آمدم، خنداندم و رفتم؛ سنگ قبری به سبک اکبر عبدی

در این انتخاب، ردپای یک ایده آشنا دیده می‌شود؛ سنگ قبر داوود رشیدی: «آمدم، دیدم و رفتم.» جمله‌ای کوتاه و موجز که زندگی را در سه مقوله وصف می کند: آمدن، دیدن...
سایت عصرایران

غمگین ترین آهنگ / علی زند وکیلی (+صدا)

فهرست چهره‌های خارج‌نشین برای بازگشت به ایران روی میز وزارت ارشاد
سایت عصرایران

فهرست چهره‌های خارج‌نشین برای بازگشت به ایران روی میز وزارت ارشاد

تعلق ایرانیان خارج از کشور به وطنشان در این ایام بسیار قابل توجه بوده و آنها در شرایط سخت، کنار ملت ایران بودند. امیدواریم خود ایرانیانی که خارج از کشور هستن...
روزنامه هفت صبح

سخنگوی دولت: چرا که نه؟ معین هم شهروند ایران است

روایت تغییر مسیر بازیگران ایرانی/  از ستاره سینما تا بیوتی بلاگر و چهره شبکه‌های اجتماعی
سایت خبرآنلاین

روایت تغییر مسیر بازیگران ایرانی/ از ستاره سینما تا بیوتی بلاگر و چهره شبکه‌های اجتماعی

ستاره‌های سینما همیشه در قاب دوربین نمی‌مانند؛ برخی مهاجرت کرده‌اند، برخی سراغ مشاغل دیگری رفته‌اند و عده‌ای نیز از بازیگری به اینفلوئنسری، نیکوکاری یا فعالیت‌های تازه روی آورده‌اند؛ تغییر مسیری که سرنوشت حرفه‌ای آنها را دگرگون کرده است.