در شرایطی که آمریکا تلاش کرده است با فشار اقتصادی و دریایی، ایران را به تغییر محاسبات خود وادار کند، معادله موجود بهتدریج ابعاد پیچیدهتری پیدا کرده است. تنگه هرمز که یکی از مهمترین گذرگاههای انرژی جهان محسوب میشود، در این میان از یک مسیر جغرافیایی فراتر رفته و به یکی از مهمترین اهرمهای سیاسی و اقتصادی ایران تبدیل شده است؛ اهرمی که هرگونه تغییر در وضعیت آن میتواند آثار خود را نهفقط بر ایران و آمریکا، بلکه بر بازار انرژی و اقتصاد کشورهای منطقه و جهان نشان دهد.
در چنین فضایی، نقش میانجیها نیز تغییر کرده است. عمان که در مقاطع مختلف سابقه میانجیگری میان تهران و واشنگتن را داشته، اکنون در کنار پاکستان وارد صحنه شده است؛ با این تفاوت که مأموریت و دستورکار هر یک به طور حتم یکسان نیست. در حالی که رایزنیهای عمان بیشتر با موضوع ترتیبات مربوط به تنگه هرمز و مناسبات دوجانبه تهران و مسقط ارتباط دارد، حضور مقامهای پاکستانی، بهویژه عاصم منیر، فرمانده ارتش این کشور، میتواند حامل پیامهایی فراتر از روابط دوجانبه باشد؛ بهخصوص آنکه پیش از این سفر، تماسهایی میان مقامهای پاکستانی و دونالد ترامپ نیز انجام شده بود.
از سوی دیگر، واشنگتن که در مقطعی تلاش میکرد خود را بینیاز از مذاکره نشان دهد و بر اثرگذاری سریع فشارهای اقتصادی و محاصره دریایی حساب باز کرده بود، اکنون با تداوم بحران انرژی و تبعات اقتصادی آن مواجه است. همین مسئله این گمانه را تقویت کرده که تلاش برای بازکردن دوباره مسیر دیپلماسی، بیش از آنکه نشانه تغییر موضع ایران باشد، میتواند ناشی از افزایش هزینههای سیاست فشار برای آمریکا باشد. …



































































































































































