در همین چارچوب، یخیل لایتر، سفیر رژیم صهیونیستی در آمریکا، مدعی شده تلآویو به اطلاعاتی دست یافته که از قصد ترکیه برای گسترش چشمگیر حضور نظامی خود در سوریه حکایت دارد. اسرائیل کاتس، وزیر جنگ رژیم نیز اردوغان را متهم کرده که ترکیه را وارد «ماجراجوییهای خطرناک در سوریه» میکند. مجموعه این مواضع، بیش از آنکه صرفاً اختلافی دوجانبه باشد، نشانهای از رقابت بر سر آینده امنیتی سوریه و معادلات قدرت در منطقه است. سوریه؛ پوششی برای توسعه اشغالگری
رژیم صهیونیستی تلاش دارد اقدامات خود در سوریه را در چارچوب مقابله با نظامیگری ترکیه تعریف کند؛ اما واقعیت میدانی، روایت دیگری را پیش چشم میگذارد. حمله به پایگاه ابوالظهور، پیشروی به سمت تلالداریات، یورش به مناطق قنیطره و اقدامات پیشین از جمله تثبیت سلطه بر جولان اشغالی، گسترش حضور تا ریف دمشق و تسلط بر ارتفاعات راهبردی جبلالشیخ، مجموعهای از اقدامات است که ماهیت اشغالگرانه آن را نمیتوان با ادعاهای امنیتی توجیه کرد.
به نظر میرسد برجستهسازی نام ترکیه، در بخشی از محاسبات تلآویو، کارکردی فراتر از یک مناقشه امنیتی دارد و میتواند پوششی برای توسعه دامنه اشغالگری در سوریه باشد؛ مسیری که در نهایت، دستیابی به مرزهای عراق در چارچوب طرحهای توسعهطلبانه رژیم را دنبال میکند. بنابراین، مسئله اصلی نه حضور ترکیه، بلکه استمرار اشغالگری رژیمی است که مرزهای جغرافیایی را مانعی برای پروژه توسعهطلبانه خود نمیداند. نتانیاهو و نیاز به دشمنی تازه
در آستانه انتخابات کنست، شرایط برای نتانیاهو دشوارتر از گذشته به نظر میرسد. ناکامی در تحقق بسیاری از اهداف اعلامشده جنگها، از غزه تا ایران، تشدید بحرانهای اقتصادی و اجتماعی، فرسایش توان ارتش، افزایش فشارهای داخلی و گسترش انزجار جهانی از عملکرد رژیم، موقعیت سیاسی او را با چالش جدی مواجه کرده است.
در چنین شرایطی، هنگامی که توان آغاز یک جنگ تازه محل تردید است، بحرانسازی لزوماً به معنای ورود به جنگ مستقیم نیست؛ گاه صرفاً ایجاد فضای امنیتی، برجستهکردن تهدید خارجی و بازتولید احساس ناامنی میتواند به ابزاری برای تقویت جریانهای افراطی و فراهمکردن زمینه بقای سیاسی نتانیاهو تبدیل شود. دشمنسازی دائمی، بخشی از این سازوکار است. توافق سه جانبه؛ آزمونی برای امنیت منطقه
تحرکات رژیم صهیونیستی علیه سوریه و ترکیه، اکنون توافق امنیتی سهجانبه عربستان، ترکیه و پاکستان را نیز در معرض یک آزمون جدی قرار داده است. یکی از محورهای اصلی این توافق، حمایت متقابل در برابر تهدیدات نظامی است. اکنون باید دید این تعهد در برابر تهدید واقعی علیه یکی از اعضا، تا چه اندازه به اقدام عملی تبدیل خواهد شد.
خودداری عربستان و پاکستان از حمایت مؤثر از ترکیه، میتواند اعتبار این ائتلاف و ادعای شکلگیری سازوکارهای جدید امنیتی در منطقه را با پرسشهای جدی مواجه کند. امنیت، زمانی معنا پیدا میکند که در لحظه بحران، از سطح بیانیه و توافق روی کاغذ فراتر رود.
از سوی دیگر، رفتار غرب بار دیگر تناقض میان ادعا و عمل را آشکار کرده است. کشورهای اروپایی عمدتاً به محکومیت شهرکسازیها بسنده کردهاند و در برابر اشغالگری و تهدیدات رژیم علیه سوریه و ترکیه واکنشی متناسب نشان ندادهاند. ترامپ نیز در سفر به ترکیه، ضمن طرح موضوع حمایت از آنکارا و فروش اف-۳۵، در نهایت خواستار آن شده که تنشها به اقدام نظامی علیه منافع آمریکا در سوریه و منطقه منجر نشود؛ رویکردی که نشان میدهد اولویت، بیش از امنیت منطقه، حفظ منافع واشنگتن است.
تحولات اخیر بار دیگر نشان داد غرب نه ناجی صلح، بلکه در بسیاری از موارد بخشی از بحران است؛ زیرا در چارچوب «اول اسرائیل»، امنیت دیگر کشورهای منطقه به حاشیه رانده میشود. از این منظر، تشدید اشغالگری در سوریه و تهدید ترکیه، بار دیگر درستی هشدارهای جریان مقاومت درباره ماهیت تهدیدآمیز رژیم صهیونیستی برای امنیت کل منطقه را برجسته میکند.
در چنین شرایطی، راه برونرفت، تکیه بر وعدههای قدرتهای فرامنطقهای نیست؛ بلکه حرکت به سوی امنیت بومی، مستقل و مبتنی بر توان داخلی است. منطقه زمانی میتواند از چرخه بحران خارج شود که کشورهای آن، امنیت خود را به اراده بازیگران خارجی گره نزنند، حضور نظامی بیگانگان را بازتعریف کنند و در برابر اشغالگری و تجاوز، موضعی مستقل و هماهنگ اتخاذ نمایند. تجربه ایران در اتکا به توان دفاعی بومی و مدیریت هوشمندانه ظرفیتهای راهبردی منطقه، نشان میدهد امنیت مستقل نه یک آرمان دور، بلکه مسیری قابل تحقق است.









































































































![[لیلا اردبیلی] میراث فرهنگی؛ فراتر از دیوار و سنگ](/news/u/2026-08-23/ettelaat-j0awm.jpg)















































