در ملایمترین سناریو، اثر اقتصادی هوش مصنوعی را میتوان تا حدودی با تأثیر اینترنت مقایسه کرد. در سناریوهای قویتر، ابعاد تحول میتواند به ظهور همزمان اینترنت و برق شباهت پیدا کند و در شدیدترین حالت، دیگر نمونه تاریخی مناسبی برای مقایسه وجود ندارد.
این تفاوت به میزان نفوذ هوش مصنوعی در وظایف اقتصادی و مهمتر از آن، به نحوه استفاده از فناوری بستگی دارد؛ اینکه هوش مصنوعی در کنار نیروی انسانی و برای افزایش بهرهوری او استفاده شود یا مستقیماً جایگزین بخشی از کار انسان شود.
اقتصاددانان آنتروپیک معتقدند یک تا دو سال آینده میتواند نخستین نشانهها را درباره مسیری که اقتصاد در حال طیکردن آن است آشکار کند. سه متغیر در این زمینه تعیینکننده خواهند بود: سرعت افزایش قابلیتهای هوش مصنوعی، سرعت انتشار و استفاده از فناوری در اقتصاد و میزان افزایش بهرهوری در بخشهایی که هوش مصنوعی وارد آنها میشود.
با این حال، شوکهای اقتصادی دیگر میتوانند در کوتاهمدت تشخیص این روند را دشوار کنند و تفاوت میان سناریوها احتمالاً با نزدیکشدن به سال ۲۰۳۰ آشکارتر خواهد شد. از رشد ۱.۶ درصدی تا جهش ۳۲ درصدی اقتصاد
در سناریوی محدود، هوش مصنوعی تا سال ۲۰۳۰ تنها برای ۴ درصد وظایف در کل اقتصاد مورد استفاده قرار میگیرد. در این حالت، تولید ناخالص داخلی در سال ۲۰۳۰ حدود ۱.۶ درصد بیشتر از شرایطی خواهد بود که هوش مصنوعی وجود نداشته باشد. اثر فناوری بر اشتغال و بیکاری نیز محدود خواهد بود.
تصویر در سناریوی قابل توجه بهطور محسوسی تغییر میکند. در این حالت، هوش مصنوعی حدود ۱۲ درصد وظایف اقتصاد را بر عهده میگیرد و استفاده از آن بیشتر ماهیت جایگزینی نیروی انسانی دارد تا کمک به کارکنان. نتیجه، افزایش ۸.۳ درصدی تولید ناخالص داخلی نسبت به سناریوی بدون هوش مصنوعی است.
اما این افزایش تولید با هزینهای در بازار کار همراه میشود. نرخ بیکاری در این سناریو به ۴.۶ درصد افزایش پیدا میکند و اشتغال کارکنان یقهسفید حدود ۴ درصد کاهش مییابد. …



































































































































































