تحقیقات ابتدایی
در جریان بررسیهای اولیه دو شاهد ماجرا که مقتول را به بیمارستان رسانده بودند تحت تحقیقات قرار گرفتند و هر دو نفر اعلام کردند که مجید پشت فرمان خودروی پژو نشسته بود که مرد غریبهای با چاقو به او حمله کرد و چندین ضربه به کمرش وارد کرد.شاهدان همچنین اظهار داشتند که در این میان مجید هم برای دفاع از خودش چاقو کشید و ضربهای به فرد مهاجم زد اما شدت ضربات وارد شده از سوی او به حدی زیاد بود که موجب شدت جراحت مجید و در نهایت مرگ او شد. اما خانواده مجید اعلام کردند که به کسی مظنون نیستند و با توجه به اینکه در شهرستان دور از تهران زندگی میکردند از جزئیات روابط مجید و دشمنیهای احتمالی او اظهار بیاطلاعی کردند.
در بررسی تماسهای مجید هم نشانی از روابط کینه توزانه مشاهده نشد.به این ترتیب فرضیه درگیری آنی و بدون عداوت قبلی مقتول با یکی از اشرار منطقه رقم خورد.به همین خاطر عکس چند نفر از متهمان سابقهدار آن منطقه به شاهدان نشان داده شد و آنها با اشاره به عکس فردی به نام احمد اعلام داشتند که ضارب همین فرد بوده است.
دستگیری متهم
بنابراین احمد به عنوان تنها مظنون پرونده تحت تعقیب قرار گرفت و مشخص شد که در روز حادثه تلفن همراهش در محل وقوع درگیری آنتن دهی داشته است.اما پس از قتل مجید از محل سکونت خود متواری شده بود. ردیابیها ادامه پیدا کرد و نهایتا احمد در شهرستان اردبیل به دام ماموران افتاد اما از همان ابتدا هرگونه مداخله در درگیری را رد کرد.
با این حال با توجه به ادله و مستندات موجود در پرونده برای او کیفرخواست صادر شد و متهم با قرار بازداشت موقت روانه زندان شد. اما در مرحله بعدی از رسیدگی قضایی متهم که خود را بیگناه معرفی میکرد، تقاضای تبدیل قرار بازداشت به قرار وثیقه را مطرح کرد و با تصمیم قضات با وثیقه 10میلیاردی تا روز محاکمه از زندان آزاد شد.
در دادگاه
در ابتدای جلسه رسیدگی وکیل خواهر و برادر مجید به عنوان اولیای دم، از سوی موکلانش تقاضای قصاص را مطرح کرد و گفت:«موکلان من دور از تهران زندگی میکنند و به حدی تهیدست هستند که توانایی سفر به تهران و شرکت در دادگاه را ندارند اما تقاضای آنها قصاص متهم است.»سپس متهم در دفاع از خود گفت:«من اتهامم را قبول ندارم.روز حادثه در محلهمان بودم و محل زندگی من نزدیک محل جنایت است.برای همین هم موبایلم در آنجا آنتن داشته.»
قاضی گفت:«چرا بعد از حادثه متواری شدی؟» متهم گفت:«من سالی چند بار به زادگاه خودم یعنی اردبیل سفر میکردم.قصد من سفر بود نه فرار.الان هم برای همیشه ساکن اردبیل شدهام و مشغول بازسازی خانهای هستم که قصد سکونت در آن را دارم.» سپس یکی از شهود با انکار شهادت قبلی خود گفت:«من هرگز نگفتم که ضارب مجید این متهم بود و نمیدانم چرا ماموران به نقل از من چنین حرفی در پرونده درج کردند.
ضارب فردی قد کوتاه و فرز بود که از زیر دست و پای ما رد میشد و تند تند چاقو میزد.او موهای فرفری داشت و دستانش پر از تتو بود.» شاهد دیگر نیز گفت:«من به حدی در صحنه درگیری ترسیده بودم که چهره ضارب یادم نیست.فقط فهمیدم درگیری مجید و ضارب به خاطر زنی به نام سارا بود.وقتی ضارب فرار کرد آن زن به مجید زنگ زد و مجید به او گفت نگران نباش.بعد هم به ما گفت که ضارب را میشناسد.»
قضات دادگاه بعد از شنیدن اظهارات حاضرین برای تصمیم گیری وارد شور شدند.



































































































































































