جنوب و محرومیتهایش
جنوب و خرمشهری که هنوز خرمشهر نشده
جنوب و آبادانی که هنوز آبادان نشده
هرمزگان ، بوشهر ، چابهار و ذره ذره خاک زرخیز این نقطه از جغرافیای ایران دوست داشتنی که مردمانی مهربان و خونگرم در آن زیست میکنند زیستی دشوار و صعب مانند سختکوشی مردان و زنانی که رزقشان را از دریا و نخلستانهای سرفراز میجویند
آدمهای صلحطلب و نجیبی که جنگ به سراغشان آمده، بیآنکه خودشان سهمی در آغاز آن داشته باشند.
جنگ برای بعضیها نقشه و جغرافیاست، برای بعضیها خبر و عدد و آمار ، اما برای مردم جنوب، جنگ نه تنها یک واقعیت تلخ که انگار بخشی از زندگی و تجربهی زیست ایشان است.
صدای انفجار، لرزش شیشههای خانه، اضطراب مادر، ترس کودک و خانهای که تا چند لحظه پیش مأمن خانواده بوده و ناگهان بوی دود و خاک گرفته است.
باید برای آنان که جنوب را فقط با نفت و گاز و پالایشگاه و بندرگاه میشناسند بارها و بارها روایت کرد صحنههای آوار شدن خانهها ، زیر و رو شدن میز عروسی سفرهی عقد ، کلاس مدرسهی بچه های معصوم ، باید فریاد کشید بر آنان که بویی از انسانیت نبرده اند و بر طبل جنگ میکوبند.
آن جغرافیای تفته و داغ قرار بوده و هست که نقطهی امن و آرامش مردمی باشد که در مظلومیت و نجابت یگانهی زمانه هستند.
مردمانی که سالهاست سهمشان از توسعه و امکانات، کمتر از سهمشان از سختی و رنج بوده است.
مردمی که گلایه کردن نمیدانند بس که مهربان هستند و دلرحم و همین نجابت بزرگترین مظلومیتشان است.
آنقدر صبور بودهاند که صدای اعتراضشان در هیاهوی خبرها … …






































































































