در بررسیهای اولیه، کارآگاهان با جسد مردی 45 ساله روبهرو شدند که پس از سقوط از طبقه پنجم ساختمان جان خود را از دست داده بود. شرایط محل نشان میداد هنگام وقوع حادثه، تنها فرد دیگری که در ساختمان حضور داشت، نگهبان آنجا بود.
با ادامه بررسیها، توجه تیم جنایی به وضعیت نگهبان جلب شد. روی بدن او آثار مختلفی از ضرب و جرح دیده میشد. شکستگی مچ دست، کبودی در ناحیه قفسه سینه و جراحات روی صورت از جمله آسیبهایی بود که احتمال وقوع یک درگیری را مطرح کرد.
نگهبان در نخستین تحقیقات مدعی شد این جراحات مربوط به روزهای قبل است و ارتباطی با سقوط مرد جوان ندارد. با این حال، اظهارات او برای کارآگاهان قانعکننده نبود و تناقضهایی در گفتههایش وجود داشت. کارآگاهان با بررسی دقیقتر آثار جراحت به این نتیجه رسیدند که آسیبهای واردشده به بدن نگهبان تازه ایجاد شده است. این یافته با ادعای او درباره قدیمی بودن جراحات مطابقت نداشت. به این ترتیب، فرضیه درگیری میان مقتول و نگهبان در دقایق منتهی به سقوط قوت گرفت.
تحقیقات بعدی نشان داد مرد جانباخته در زمینه ساختوساز فعالیت داشت و ساختمان نیمهکاره نیز به صورت شراکتی در اختیار او و شریکش بود. او روز حادثه برای سرکشی و پیگیری روند ساختوساز به این محل رفته بود. بررسیهای پلیس نشان داد در همان زمان میان او و نگهبان درگیری شکل گرفته است.
شواهد موجود نشان میدهد در … …

































































