نه فقط به عنوان رأیدهنده بلکه به عنوان جامعهای که دوباره تصمیم گرفت به سیاست فرصت بدهد. آنچه پزشکیان را در انتخابات از رقبا متمایز کرد مردمی بودن او بدون پناه بردن به پوپولیسم بود. او تلاش نکرد مشکلات پیچیده کشور را با وعدههای ساده حلشده نشان دهد. از محدودیتها گفت و از دشواریهایی که پیش روی دولت است.
صادق بود اما ساده نبود. شاید همین ویژگی بخشی از جامعه را که دیگر به وعدههای بزرگ و شعارهای انتخاباتی اعتماد نداشت با او همراه کرد. از این منظر کارنامه دوساله دولت پزشکیان را نمیتوان فقط با تعداد پروژهها و گزارشهای رسمی سنجید. باید پرسید دولت در این دو سال در چه جهتی حرکت کرده و تا چه اندازه به همان مردمی نزدیک مانده که به آن اعتماد کردند.
پاسخ به این پرسش بدون توجه به شرایطی که دولت کشور را تحویل گرفت ممکن نیست. پزشکیان هنوز دولت خود را به طور کامل مستقر نکرده بود که با یک بحران امنیتی جدی مواجه شد. ترور اسماعیل هنیه در تهران و پیامدهای آن آغاز دورهای از فشارهای امنیتی و سیاسی بود که بعدتر با تنشهای گستردهتر و حمله نظامی به ایران وارد مرحلهای تازه شد. دولت در آغاز کار خود با شرایطی روبهرو شد که اداره کشور را از یک وظیفه معمول اجرایی به مسئلهای مرتبط با امنیت ملی و حفظ ثبات اجتماعی تبدیل میکرد. این تفاوت شرایط را نباید نادیده گرفت.
دولت پزشکیان کشور را در موقعیتی متفاوت از دولتهای گذشته تحویل گرفت و از همان روز اول با بحرانهایی روبهرو شد که بسیاری از آنها خارج از اختیار مستقیم دولت بود. با این حال این واقعیت نباید بهانهای برای ندیدن ضعفهای دولت هم باشد. دولت کنونی نه مظلوم است و نه ظالم. باید هم شرایط دشوارش را دید و هم درباره عملکردش پرسید. یکی از مهمترین آزمونهای دولت در این مدت اداره کشور در شرایط جنگ و بحران بوده است.
جنگ فقط در آسمان و میدان نظامی اتفاق نمیافتد. حفظ جریان خدمات عمومی و تأمین نیازهای مردم و اداره اقتصاد و استمرار فعالیت دستگاههای اجرایی و حفظ آرامش جامعه نیز بخشی از دفاع ملی است. در این بخش نمیتوان تلاش و عملکرد دولت پزشکیان را نادیده گرفت. در شرایطی که کشور با یک وضعیت امنیتی و نظامی کمسابقه روبهرو بود دولت توانست جریان خدمات عمومی و اداره امور کشور را حفظ کند. زندگی مردم متوقف نشد و دستگاههای اجرایی به مسئولیت خود ادامه دادند.
این بخش از عملکرد دولت شاید در هیاهوی اخبار جنگ کمتر دیده شده باشد اما برای مردمی که باید زندگی خود را در دل بحران ادامه میدادند اهمیت زیادی داشت. شاید یکی از نگرانیهای جدی برای دوستداران ایران این نباشد که دشمن چه میزان توان حمله دارد. نگرانی بزرگتر این است که در برابر چنین شرایطی وزن دولت و ظرفیت اجرایی کشور به اندازهای نباشد که بتواند جامعه را از دل بحران عبور دهد. دولت پزشکیان در این آزمون نشان داد که اداره کشور فقط به تصمیمهای سیاسی محدود نمیشود و حفظ جریان زندگی مردم خود بخشی از مسئولیت دولت در زمان بحران است.
پزشکیان امروز با دو نوع فشار مواجه است. از یک طرف تهدید و فشار متخاصمان خارجی و از طرف دیگر تندرویهایی در داخل که سیاست را فقط در میدان جستوجو میکنند و برای دیپلماسی و گفتوگو جای محدودی قائلاند. رئیسجمهور تراز این شرایط کسی است که بتواند میان این دو فشار منافع ایران را تشخیص دهد و اجازه ندهد سیاست خارجی و امنیت ملی اسیر تصمیمهای هیجانی و شتابزده شود.
پزشکیان در مواجهه با این فشارها تلاش کرده است سیاست را به واکنشهای لحظهای تقلیل ندهد. این ویژگی باید در تمام ارکان دولت نیز دیده شود. وزرا و مدیران دولت باید بدانند که در شرایطی چنین پیچیده هر تصمیم شتابزده میتواند هزینهای فراتر از یک اشتباه اداری داشته باشد. وزرای دولت از نظر تخصص و تجربه در مجموع وزن قابل قبولی دارند اما میان بخشی از عملکرد دولت و جهتگیریهایی که پزشکیان در انتخابات مطرح کرد فاصله دیده میشود.
اگر قرار است دولت با نام پزشکیان و با شعار وفاق ملی شناخته شود این وفاق باید در رفتار و تصمیمهای اعضای دولت هم دیده شود. دولت به مدیرانی نیاز دارد که فقط مجری بخشنامهها نباشند و جهتگیری رئیسجمهور را در تصمیمهای خود دنبال کنند. این دولت از ابتدا منادی وفاق را سر داده اما وفاق به معنای چشمپوشی از اختلافها یا کوتاه آمدن در برابر تندروی نیست. وفاق یعنی در میان اختلافهای سیاسی بتوان منافع بزرگتر کشور را تشخیص داد. دولت پزشکیان نباید از هزینه دادن برای انسجام ملی هراس داشته باشد. اگر هر تصمیمی که به کاهش شکاف میان مردم و حاکمیت کمک میکند به دلیل هزینه سیاسی کنار گذاشته شود وفاق از یک رویکرد واقعی به یک شعار تبدیل خواهد شد.
شاید مهمترین سرمایه دولت پزشکیان همان چیزی باشد که پیش از تشکیل دولت در اختیار داشت. اعتماد بخشی از مردمی که پس از سالها فاصله گرفتن از سیاست دوباره پای صندوق آمدند. این سرمایه نباید صرفاً یک پشتوانه انتخاباتی دیده شود. در شرایط بحران اعتماد مردم خودش بخشی از قدرت ملی است. مردم در یک سال گذشته بارها نشان دادند که در سختترین شرایط پای ایران میایستند. این همراهی را نباید فقط به حمایت از دولت تعبیر کرد. اما اینکه مردم میان نقد عملکرد دولت و دفاع از کشور تفاوت قائل شدند نشانه مهمی است. بسیاری از آنها پزشکیان را مقصر همه مشکلات نمیدانند اما از او انتظار دارند تسهیلگر بهتر شدن شرایط باشد. اینجا همان جایی است که دولت باید بیشتر از قدرت نرم مردم استفاده کند. مردم فقط دریافتکننده خدمات دولت نیستند. در شرایط بحران خود مردم بخشی از قدرت ملی هستند. اعتماد عمومی میتواند به همکاری اجتماعی و کاهش التهاب و حفظ آرامش جامعه کمک کند. این سرمایه با بخشنامه و دستور ساخته نمیشود.
دولت برای حفظ این سرمایه باید تلاشهایش را بیشتر قابل دیدن کند. یکی از نقاط قوت این دولت تلاش برای حل مسئله است اما تلاش زمانی به سرمایه اجتماعی تبدیل میشود که مردم نتیجه آن را در زندگی خود ببینند. دولت باید بیشتر توضیح دهد و بیشتر پاسخگو باشد و اگر جایی موفق نشده است نیز با مردم صادقانه سخن بگوید. دولت پزشکیان نباید برای دفاع از خود مردم را به تماشاگر کارنامهاش تبدیل کند. هفته دولت امسال میتواند فرصتی باشد برای اینکه کارنامه دوساله پزشکیان را نه با تعارف و نه با سیاهنمایی بررسی شود.
دولت نیازمند حمایت است اما حمایت واقعی با نادیده گرفتن ضعفها به دست نمیآید. همان مردمی که به پزشکیان اعتماد کردند حق دارند از دولت مطالبه کنند. پذیرش این مطالبه بخشی از همان مردمی بودن است که او با آن وارد انتخابات شد. پزشکیان امروز بیش از هر چیز باید مراقب فاصله میان خود و همان جامعهای باشد که در روزهای ناامیدی دوباره به او اعتماد کرد. اگر قرار است وفاق ملی معنایی داشته باشد نخستین مخاطب آن مردم هستند. اگر قرار است دولت در برابر فشارهای خارجی ایستادگی کند نخستین پشتوانه آن اعتماد داخلی است. اگر قرار است مشکلات کشور حل شود هیچ برنامهای بدون همراهی جامعه دوام نخواهد آورد. دو سال برای ارزیابی یک دولت زمان کمی نیست اما برای قضاوت درباره نتیجه همه وعدهها هم شاید کافی نباشد. آنچه اکنون اهمیت دارد جهت حرکت است. اینکه دولت در تصمیمهای دشوار به کدام سمت ایستاده و چه کسی را شنیده و برای کاهش کدام فاصله تلاش کرده است.
مردم در سختترین روزها پای ایران ایستادند. دولت نیز در این روزها در کنار مردم ماند و مسئولیت اداره کشور را رها نکرد. شاید همه مشکلات حل نشده باشد و هنوز فاصله زیادی با شرایط مطلوب وجود داشته باشد اما نمیتوان تلاش دولت برای حفظ جریان زندگی مردم و عبور کشور از بحرانهای امنیتی و اقتصادی و اجتماعی را نادیده گرفت. پزشکیان زمانی میتواند در ذهن مردم رئیسجمهوری موفق باقی بماند که از صدای مردم به قدرت مردم برسد. یعنی اعتماد و همراهی جامعه را به نیرویی برای بهبود رفاه اقتصادی و اجتماعی و کاهش شکافها و رسیدن به ثبات سیاسی تبدیل کند. مردم نباید فقط پشتوانه دولت در انتخابات و روزهای بحران باشند. باید در نتیجه تصمیمهای دولت سهم خود را در بهتر شدن زندگیشان ببینند.
کارنامه واقعی دولت دوساله پزشکیان پاسخ به یک سؤال است. آیا توانسته اعتماد دوباره بخشی از جامعه را به سرمایهای برای ساختن آینده تبدیل کند یا نه؟ منصفانه اگر به این دو سال نگاه کنیم با دولتی مواجهیم که کشور را در شرایطی بسیار دشوار تحویل گرفت و از همان ابتدا با بحرانهای امنیتی و اقتصادی و سپس جنگ روبهرو شد اما تلاش کرد اداره کشور و خدمت به مردم متوقف نشود. هنوز راه زیادی باقی مانده و نقد عملکرد دولت ضروری است اما جهت حرکت اهمیت دارد. مسعود پزشکیان در جهت مردم است. اگر دولت بتواند همین جهت را حفظ کند و اعتماد اجتماعی را به رفاه و ثبات و امید تبدیل کند میتوان از تجربهای موفق در حکمرانی سخن گفت. معیار نهایی کارنامه دولت همین است: جهت مردم.
*مهران امیرحسینی، مدرس دانشگاه

































































































































![[مهرداد احمدی شیخانی] روح کلوزیوم](/news/u/2026-08-25/ettelaat-xof3f.jpg)

































