پنجشنبه, ۲۸ تیر, ۱۴۰۳ / 18 July, 2024
مجله ویستا

در توصیف خستگی


در توصیف خستگی

می دانیم بزرگترین متخصصان تغذیه با تزریق آمپول های مخصوص خسته ترین بازیكنان را به آمادگی می رسانند آیا دوپینگ روحی هم امكان پذیر است یا حداقل همان آمپولی كه روحیه از دست رفته را نیز بازگرداند

ریكاردو كاكا، ستاره برزیلی میلان به دلیل آنچه «خستگی» نامید از حضور در جام ملت های آمریكای جنوبی انصراف داد.خستگی؟ این جمله برای شما آشنا نیست؟ منچستریونایتد بنیانگذار یك بدعت جدید بود. آنها در فصل ۲۰۰۰-۱۹۹۹ به خاطر تراكم مسابقات پیش رو از حضور در جام حذفی جزیره انصراف دادند كه این مسأله خشم سران اتحادیه فوتبال انگلستان را برانگیخت. موافقید این پدیده جدید را كالبدشكافی كنیم؟

۱) تعدد بازی ها

وقتی مجبورید سالی ۶۰ بازی انجام دهید، دیگر نمی توانید به قول اوون از خواب برخاسته و برای حضور در تمرینات لحظه شماری كنید! در اینكه فوتبال بیشتر یك تفریح بزرگ محسوب می شود تا شغلی حرفه ای، تردیدی وجود ندارد اما اگر بخواهید خود را در این بازی غرق كنید، از دلزدگی های خاص یك رییس در امان نخواهید ماند.یك فوتبالیست انگلیسی گاهی مجبور می شود طی ۷ روز، در لیگ، جام حذفی و رقابت های اروپایی بازی كند.

او دیگر چه انگیزه ای برای درخشش خواهد داشت؟ بله! می دانیم بزرگترین متخصصان تغذیه با تزریق آمپول های مخصوص خسته ترین بازیكنان را به آمادگی می رسانند. آیا دوپینگ روحی هم امكان پذیر است یا حداقل همان آمپولی كه روحیه از دست رفته را نیز بازگرداند؟

در عالم واقعیت، رؤیا حضور فیزیكی ندارد، پس تنها راه چاره، كم كردن حجم بازی های باشگاهی است. بلاتر چند سال پیش این طرح را ارایه كرد. چنانچه رویه فعلی ادامه یابد، چه كسی متضرر خواهد شد؟ هیچ كس جز بازیكنان. «مارك ویوین فو» را به یاد دارید؟ می دانید وی بر اثر خستگی ناشی از حضور در بازی های پیاپی جان سپرد؟ مطمئن باشید متأسفانه در آینده باز هم احتمال وجود چنین اتفاقات ناگواری وجود خواهد داشت.

اتلاف سریع انرژی بازیكنان، استفاده از داروهای مكمل (دوپینگی یا مجاز) را ضروری جلوه می دهد و در این میان هزاران هزار عوارض، سلامتی بازیكنان را تهدید می كند. تنها یك توصیه داریم؛ با كاهش رقابت ها مانع خستگی روحی و جسمی بازیكنان شوید. راه دیگری نمی شناسیم!

۲) تركیب یكنواخت مربیان

شاید این استدلال كمی عجیب به نظر برسد،با این حال از اصلی ترین عوامل خستگی تلقی می شود. به طور مثال تصور كنید فرگوسن، سرمربی افسانه ای منچستریونایتد از اسكولز بخواهد ۶ ماه پیاپی در یك نقش تكراری ظاهر شود.

در این حالت او مجبور است حداقل بخشی از وظایف تاكتیكی را تكرار كند كه علاوه بر هدر رفتن انرژی، دلزدگی و مشكلات خاص عدم تنوع پستی را در پی دارد. برخی مربیان استاد خسته كردن بازیكنان خود هستند، حتی تعویض كردن را هم بلد نیستند (بارها دیده ایم یك بازیكن در دقیقه ۶۰ تمام بازی ها تعویض می شود.)

۳) اتكای بیش از حد به یك بازیكن

برخی بازیكنان بدون جانشین تلقی می شوند و حضور آنها در تك تك بازی ها الزامی به نظر می رسد. هرچقدر هم ادعای استفاده از جوانان را داشته باشید و واقعاً پشتوانه سازی كنید، نمی توانید برای هافبك كلیدی و یا مهاجم مركزی خود جانشینی بیابید؛ بنابراین مجبورید حتی در بازی های نه چندان حساس خود هم همان بازیكن بزرگ را به میدان فرابخوانید. در دنیای نتیجه گرای فوتبال، فدا كردن ۳ امتیاز برای به دست آوردن دل هواداران نتیجه ای جز شكست و «هو» شدن ندارد.

۴) مسایل پشت پرده

در سطح اول فوتبال اروپا نیز مانند كشورهای درجه دوم دنیای توپ گرد، شاهد تعیین بعضی نتیجه ها در جایی خارج از چمن سبز هستیم. بازیكنان كلیدی تیم ها، ابزار دست سودجویان حاشیه فوتبال هستند و به همین خاطر برای پر كردن جیب آنها باید در تمام بازی ها حضور یابند. شاید در صورت تمرد، یك باشگاه متضرر شود.

كافی است قصه رونالدو در آستانه بازی فینال جام جهانی ۱۹۹۸ را به یاد بیاورید. او شب قبل از جدال با فرانسه دچار تب و لرز شد اما در بند «بایدِ» شركت نایك، تبصره «در نظر گرفتن سلامتی بازیكن» گنجانده نشده بود و دندان خرگوشی سابق مجبور بود با صورت رنگ پریده تا پایان بدود و یك شركت عظیم و به تبع آن یك تیم را از خطر زیان مالی نجات دهد!

مطمئن باشید هنوز باگذشت ۹ سال از آن اتفاق، عده ای با فشار رسانه ها و عوامل حاشیه فوتبال (كه فقط سود خود را در نظر می گیرند) در بی اهمیت ترین رقابت ها شركت می كنند. این افراد می توانند ناراضی باشند؟ نه! زندگی را به یك گل خاردار تشبیه می كنند و فوتبال را نیز بازی زندگی می دانند. پس فوتبالیست های خسته باید بدی های این زیبای دلفریب (فوتبال) را تحمل كنند!

۵) بازی های ملی

«روز فیفا» برای تیم های باشگاهی به یك كابوس تبدیل شده است.برنامه ریزی فدراسیون جهانی فوتبال وقت و بی وقت كمپ تمرین تیم ها را خالی می كند و عده ای مصدوم را روی دست آنها می گذارد.

گذشته از مصدومیت، بازیكن یك مسافت طولانی را می پیماید تا در بازی دوستانه بی اهمیتی شركت كند. خستگی راه یك طرف، انجام ۷ ، ۸ بازی اضافی از سوی دیگر بر آزردگی ها می افزاید. چندی پیش آرسن ونگر، سرمربی باتدبیر آرسنال اظهار داشت تیم های ملی باید بابت مصدومیت بازیكنان به باشگاه ها غرامت بپردازند. حتی اگر این طرح عملی می شد، چیزی از خستگی بازیكنان نمی كاست. حس وطن دوستی عاقبت فوتبالیست ها را به ته دره می فرستد.

□□□

این مطلب را بخوانید و به آنها كه هنوز گرفتار نوستالژی جام جهانی ۱۹۸۶ هستند، توضیح بدهید چرا این ورزش، زیبا دنبال نمی شود. اسب نفس بریده فوتبال، طاقت تازیانه فریادهای هواداران، خواسته های نایك و فلسفه «فوتبال برای فوتبال» را ندارد.