پنجشنبه, ۱۳ اردیبهشت, ۱۴۰۳ / 2 May, 2024
مجله ویستا

نخبگان, مردودی بصیرت


نخبگان, مردودی بصیرت

همیشه این پرسش مهم در برابر تاریخ متمدنانه مصر وجود دارد که چگونه مصریان در برابر فرعون سر تسلیم فرود می آوردند

همیشه این پرسش مهم در برابر تاریخ متمدنانه مصر وجود دارد که چگونه مصریان در برابر فرعون سر تسلیم فرود می‌آوردند؟

این پرسش جامعه‌شناسانه در واقع به رویکرد نخبگان برمی‌گردد. جامعه آن روز مصر یک بیابان لم‌یزرع نبود که بی‌سوادان و صحراگردان ساکن آن باشند و به راحتی اسیر خرافات و تبلیغات شوند.

دانش‌ آن روز مصریان چنان گسترده بوده است که هنوز ابعاد و ظرایف آن بر بشر امروزی آشکار نشده است.

این دانش‌ها در زمینه های مهندسی ساختمان، پزشکی، ستاره شناسی، مدیریت شهری و علوم غریبه بوده است .

اهرام مصر،‌تاریخ‌های مکتوب، متون کتاب‌های آسمانی، سنگ نوشته‌ها و ابزار به جامانده از آن دوران، شاهد این مدعاست.

فرعون بر این نخبگان و دانشمندان و مردم متمدن مصر، خدایی می‌کرد و می‌گفت: ... أَنَا رَبُّکُمْ الْأَعْلَی /نازعات۲۴/

نیکو است تحلیلی گذرا از پنجره قرآن به فرعونیان داشته باشیم:

۱) دروغ پنداشتن نشانه‌های خدا:

کَدَأْبِ آلِ فِرْعَوْنَ وَالَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ کَذَّبُوا بِآیَاتِنَا فَأَخَذَهُمْ اللَّهُ بِذُنُوبِهِمْ وَاللَّهُ شَدِیدُ الْعِقَابِ /آل عمران۱۱/

‏‏[‏‏آنان] به شیوه فرعونیان و کسانی که پیش از آنان بودند آیات ما را دروغ شمردند; پس خداوند به ‏‏[سزای] گناهانشان [‏‏گریبان] آنان را گرفت، و خدا سخت کیفر است.

۲) تبلیغات کاذب و گسترده:

قَالَ الْمَلَأُ مِنْ قَوْمِ فِرْعَوْنَ إِنَّ هَذَا لَسَاحِرٌ عَلِیمٌ *الاعراف۱۰۹*

سران قوم فرعون گفتند: «بی شک، این ‏‏[‏‏مرد: حضرت موسی] ساحری داناست»

یُرِیدُ أَنْ یُخْرِجَکُمْ مِنْ أَرْضِکُمْ فَمَاذَا تَأْمُرُونَ *الاعراف۱۱۰*

می خواهد شما را از سرزمینتان بیرون کند. پس چه دستور می دهید؟

۳) دستیازی به نیرنگ:

قَالُوا إِنْ هَذَانِ لَسَاحِرَانِ یُرِیدَانِ أَنْ یُخْرِجَاکُمْ مِنْ أَرْضِکُمْ بِسِحْرِهِمَا وَیَذْهَبَا بِطَرِیقَتِکُمْ الْمُثْلَی /طه۶۳/

‏[‏فرعونیان‏]‏ گفتند: «قطعاً این دو تن ساحرند ‏[‏و‏]‏ می خواهند شما را با سحر خود از سرزمینتان بیرون کنند، و آیین والای شما را براندازند.»

فَأَجْمِعُوا کَیْدَکُمْ ثُمَّ ائْتُوا صَفًّا وَقَدْ أَفْلَحَ الْیَوْمَ مَنْ اسْتَعْلَی /طه۶۴/

پس نیرنگ خود را گرد آورید و به صف پیش آیید. در حقیقت، امروز هر که فایق آید خوشبخت می شود.»

۴) سلطه بر افکار:

قَالَ فِرْعَوْنُ آمَنتُمْ بِهِ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَکُمْ إِنَّ هَذَا لَمَکْرٌ مَکَرْتُمُوهُ فِی الْمَدِینَةِ لِتُخْرِجُوا مِنْهَا أَهْلَهَا فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ /الاعراف۱۲۳/

فرعون گفت: «آیا پیش از آنکه به شما رخصت دهم، به او ایمان آوردید؟ قطعاً این نیرنگی است که در شهر به راه انداخته اید تا مردمش را از آن بیرون کنید. پس به زودی خواهید دانست.»

۵) مقربان دربار:

وَجَاءَ السَّحَرَةُ فِرْعَوْنَ قَالُوا إِنَّ لَنَا لَأَجْرًا إِنْ کُنَّا نَحْنُ الْغَالِبِینَ /اعراف۱۱۳/

و ساحران نزد فرعون آمدند ‏‏]‏‏و[ گفتند: «‏‏]‏‏آیا[ اگر ما پیروز شویم برای ما پاداشی خواهد بود؟»

قَالَ نَعَمْ وَإِنَّکُمْ لَمِنْ الْمُقَرَّبِینَ /اعراف۱۱۴/

گفت: «آری، و مسلماً شما از مقربان ‏‏[‏‏دربار من] خواهید بود.»

۶) عوامفریبی:

وَقَالَ فِرْعَوْنُ یَا أَیُّهَا الْمَلَأُ مَا عَلِمْتُ لَکُمْ مِنْ إِلَهٍ غَیْرِی فَأَوْقِدْ لِی یَا هَامَانُ عَلَی الطِّینِ فَاجْعَل لِی صَرْحًا لَعَلِّی أَطَّلِعُ إِلَی إِلَهِ مُوسَی وَإِنِّی لَأَظُنُّهُ مِنْ الْکَاذِبِینَ /قصص۳۸/

و فرعون گفت: «ای بزرگان قوم، من جز خویشتن برای شما خدایی نمی شناسم. پس ای هامان; برایم بر گل آتش بیفروز و برجی ‏[‏بلند‏]‏ برای من بساز، شاید به ‏[‏حال‏]‏ خدای موسی اطّلاع یابم، و من جداً او را از دروغگویان می پندارم.»

وَقَالَ فِرْعَوْنُ یَا هَامَانُ ابْنِ لِی صَرْحًا لَعَلِّی أَبْلُغُ الْأَسْبَابَ /غافر۳۶/

و فرعون گفت: «ای هامان، برای من کوشکی بلند بساز، شاید من به آن راهها برسم:

وَنَادَی فِرْعَوْنُ فِی قَوْمِهِ قَالَ یَا قَوْمِ أَلَیْسَ لِی مُلْکُ مِصْرَ وَهَذِهِ الْأَنْهَارُ تَجْرِی مِنْ تَحْتِی أَفَلَا تُبْصِرُونَ /زخرف۵۱/

و فرعون در ‏‏[‏‏میان] قوم خود ندا درداد ‏‏[‏‏و] گفت: «ای مردم ‏‏[‏‏کشور] من، آیا پادشاهی مصر و این نهرها که از زیر ‏[‏کاخهای‏]‏ من روان است از آنِ من نیست؟ پس مگر نمی بینید؟

أَمْ أَنَا خَیْرٌ مِنْ هَذَا الَّذِی هُوَ مَهِینٌ وَلَا یَکَادُ یُبِینُ /الزخرف۵۲/

آیا ‏[‏نه‏]‏ من از این کس که خود بی مقدار است و نمی تواند درست بیان کند بهترم؟

۷) اشرافی‌گری:

وَقَالَ مُوسَی رَبَّنَا إِنَّکَ آتَیْتَ فِرْعَوْنَ وَمَلَأَهُ زِینَةً وَأَمْوَالًا فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا رَبَّنَا لِیُضِلُّوا عَنْ سَبِیلِکَ رَبَّنَا اطْمِسْ عَلَی أَمْوَالِهِمْ وَاشْدُدْ عَلَی قُلُوبِهِمْ فَلَا یُؤْمِنُوا حَتَّی یَرَوْا الْعَذَابَ الْأَلِیمَ /یونس۸۸/

و موسی گفت: «پروردگارا، تو به فرعون و اشرافش در زندگی دنیا زیور و اموال داده ای، پروردگارا، تا [‏‏خلق را] از راه تو گمراه کنند، پروردگارا، اموالشان را نابود کن و آنان را دل سخت گردان که ایمان نیاورند تا عذاب دردناک را ببینند».

۸) درجه‌بندی شهروندی:

إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلَا فِی الْأَرْضِ وَجَعَلَ أَهْلَهَا شِیَعًا یَسْتَضْعِفُ طَائِفَةً مِنْهُمْ یُذَبِّحُ أَبْنَاءَهُمْ وَیَسْتَحْیِ نِسَاءَهُمْ إِنَّهُ کَانَ مِنْ الْمُفْسِدِینَ /قصص۴/

فرعون در سرزمین ‏[‏مصر‏]‏ سر برافراشت، و مردم آن را طبقه طبقه ساخت; طبقه ای از آنان را زبون می داشت: پسرانشان را سر می برید، و زنانشان را ‏[‏برای بهره کشی‏]‏ زنده بر جای می گذاشت، که وی از فسادکاران بود.

۹) شکست باطل و پیروزی حق:

وَأَضَلَّ فِرْعَوْنُ قَوْمَهُ وَمَا هَدَی /طه۷۹/

و فرعون قوم خود را گمراه کرد و هدایت ننمود.

فَوَقَعَ الْحَقُّ وَبَطَلَ مَا کَانُوا یَعْمَلُونَ /اعراف۱۱۸/

پس حقیقت آشکار گردید و کارهایی که می کردند باطل شد.

دست کم با مرور این ده گزینه می توان تصویر شفاف‌تری از جامعه آن روز مصر به دست آورد. با این پیش‌فرض که قرآن و داستان‌های هشداردهنده آن برای شادی اموات نازل نشده است می‌توان نکته‌های کلیدی و جامعه‌شناسانه‌ای را به دست آورد که به درد امروز بخورد.

در د امروز این است که چگونه نخبگان و اندیشمندان و فعالان سیاسی ممکن است در یک حادثه یا فتنه، مردود شوند؟

چیزی که ما از تاریخ قرآنی مصر باستان پرسیدیم؛ چرا دانشمندان مصری در سایه خدایی فرعون می‌زیستند؟

گم شده اندیشمندان و نخبگان مصری چه بود؟

پاسخ را می‌توان در بصیرت یافت.

بار دیگر به ده‌گزینه بالا برمی‌گردیم. در پیروزی و اقتدار و پیشرفت انقلاب اسلامی و نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران، دست خدا بارها و بارها مشهود بوده است. گاه نخبگان از دیدن این نشانه‌ها محروم هستند. چون گرفتار استدلال‌های مادی گرایانه می‌شوند.

همچنین در انتخابات گذشته دیدیم که چگونه هجمه‌ای سترگ شکل گرفت تا شخص رئیس جمهور نهم را خطری برای کشور تلقی کند و او و یارانش را موجب شکست ایران در همه عرصه‌ها جلوه‌دهد . این تبلیغات کاذب و گسترده با شعبده‌بازی رسانه‌ای نیز همراه شد و نیرنگ‌های تخریبی دهشتناکی را در قالب سخنرانی‌ها و سی‌دی‌ها شاهد بودیم.

همچنین شاهد بودیم با روش‌های حزبی و گروهکی تلاش گسترده‌ای صورت گرفت تا بر افکاران هم‌فکران مسلط شوند. نمونه این رفتار و تاثیرش را در به خیابان ریختن مردم به بهانه توهین شکل گرفت. به آن‌ها گفته شده بود احمدی نژاد از مخالفان خود به خس و خاشاک تعبیر کرده است! در حالی که این گونه نبود. همان طور که ملاحظه می‌شود مردم حق ندارند حتی مستقیم به اخبار و منابع توجه کنند و تنها باید از افراد و مراجع خاص حرف‌شنوی داشته باشند.

جذب توده‌ بالاشهری و مرفه به نامزد جریان خاص نیز دلیل دیگری در همسویی این جریان با اشرافی‌گری دارد. تقریبا طبقات مرفه همه شهرها حتی شهرهای مذهبی به این جریان گرایش یافتند. این نکته مهم سکه‌ای است که روی دیگری هم دارد. شهروندان درجه دوم که حاصل نگاه اقتصاد و فرهنگ لیبرالیستی هستند. آدم‌هایی که اگر رای موافق دهند هستند و گرنه اهمیتی ندارند. طبقه محروم که حق ندارند به کسی جز نامزد بالانشین ها بیاندیشند.

گرچه برای اقناع افکار عمومی نیز ترفندهایی اندیشیده شده و تکرار دروغ‌های بزرگ برای فراموش کردن مطالبات به حق، در دستور کار قرار می‌گیرد.

انکار حقانیت انتخابات و ادعای مضحک تقلب بدون ارایه دلیل عقل پسند، گزینه‌ای است که کارکرد فرسایشی دارد.

این عوامفریبی برای این است که مردم از خواست اصلی خود و آری و نه معنی دار خود غافل شوند و درگیر کف‌های روی آب باشند.

کف‌های بی‌وزنی که به خیال خود زلالی آب را پنهان می‌کنند اما این روش اهل باطل است و حق پیروز است.

نخبگان در چنین آزمونی است که با ندیدن همه مردم و خواسته‌های آنان و اسارت در اردوگاه خواص فریبکار، مردود می‌شوندو‌آنان عقل و دانش دارند اما بصیرتشان را گردو خاک گرفته است.

گفتن در جای گفتن و نگفتن در جای نگفتن روش نخبگان بصیر است!

حامد عبداللهی