شنبه, ۲۳ تیر, ۱۴۰۳ / 13 July, 2024
مجله ویستا

دیپلماسی ذوق زدگی


دیپلماسی ذوق زدگی

اولی را بهترین و برگزیده ترین پارتنر دولت نهم در حوزه روابط بین المللی یعنی هوگو چاوز رئیس جمهوری ونزوئلا بر زبان جاری ساخت و دومی را یكی از هم اندیشان همین دولت در پارلمان ایران

-<من به كاندولیزا رایس می‌گویم، دختر ترشیده! سر به سر من نگذار.<>رایس، پیردختر ولگرد آمریكایی، تحت تاثیر عقده‌های جنسی‌اش با ایران رفتار می‌كند.> آنگاه كه در یك كنش یا واكنش سیاسی، منطق و استدلا‌ل غریب افتد قطعا جایش را رفتارهای فصلی و تاریخ‌مصرف‌دار خواهند گرفت و نتیجه آن می‌شود كه به جای ترسیم و طراحی یك راهبرد عقلا‌نی برای مناسبات بین‌المللی، شاهد مستقر شدن رفتارهای احساسی و به‌كارگیری ادبیاتی خاص به منظور تخلیه روانی و ایجاد نوعی آرامش آنی در حوزه سیاست خارجی خواهیم بود، یك نمونه آشكار كه گواه مسلط شدن این نوع واكنش‌های آنی بر اتخاذ یك استراتژی هدفمند در حوزه سیاست خارجی است، همین دو جمله بالا‌ست ؛...

اولی را بهترین و برگزیده‌ترین پارتنر دولت نهم در حوزه روابط بین‌المللی یعنی هوگو چاوز رئیس‌جمهوری ونزوئلا‌ بر زبان جاری ساخت و دومی را یكی از هم‌اندیشان همین دولت در پارلمان ایران. نیاز به توضیح گزاف نیست تا روشن شود در پس چنین رفتاری كه به عنوان <دیپلماسی سخنرانی‌های داغ> در این سال‌ها در عملكرد برخی سیاستمداران نمود یافته است، چه خطرها و آسیب‌هایی وجود دارد تا معادلا‌ت و تعاملا‌ت كشورها را از مسیر هموار دیپلماتیك خارج و به سمت جاده ناهمواری هدایت كند كه این مسیر نیز جز توهم و سوءتفاهم‌های مكرر به هیچ تئوری و تاكتیك دیپلماتیك مزین نیست. ‌

در كشورهای دموكراتیك گاه پارلمان به یاری دولت می‌شتابد و آنجا كه باید پیام یا سیگنالی به برخی از كشورها روانه شود، پارلمان این مسوولیت را می‌پذیرد تا راه برای دولت یا تیم مذاكره‌كننده‌ای كه قرار است با كشور مذكور وارد منازعه یا مناظره شود، هموار گردد، یعنی پس از گام محكمی كه پارلمان به سمت آن كشور برداشت، دولت با پشتوانه‌ای <محكم> اما لحنی <آرام> وارد میدان مناظره، منازعه یا مذاكره می‌شود. چنانچه در روندی كه پرونده هسته‌ای ایران سیر كرد نیز چنین شد كه مجلس با مصوباتی دولت را ملزم به غنی‌سازی اورانیوم و تسریع در دستیابی به دانش هسته‌ای می‌كرد تا دولت با اتكا به چنین قانونی در داخل، ‌بتواند با قوت و تدبیر بیشتری پشت میز مذاكره در خارج بنشیند.

در شرایطی كه غرب برای رسیدن به اجماع علیه ایران تشكیل جلسه می‌دهد تا با صاحبان تمامی تجارب سیاسی و امنیتی در این زمینه به وحدت نظر رسد ابتدا بر تمامی منتقدان به روند پرونده هسته‌ای در داخل است كه زبان نقد را كمی نرم‌تر سازند و سپس از دولت و تیم مذاكره‌كننده نیز غیر از این انتظار نمی‌رود كه در توزیع و تقسیم مسوولیت، سخاوت پیشه كنند، نه آنكه شعف سند زدن یك گام تاریخی به نام خویش منجر به طرد سایرین، انزوای تدبیر و فراموش كردن تدوین راهبردی كلا‌ن در این عرصه شود و سپس علا‌وه بر از دست دادن فرصت همان گام تاریخی، ملتی مجبور به برداشتن هزاران گام به عقب گردد.تك‌روی‌ها و تك‌صدایی‌ها در حوزه سیاست خارجی به‌كرات محك زده شد و بی‌پاسخ ماند چه آنجا كه پیشنهاد مناظره به رئیس‌جمهور ایالا‌ت متحده در مقر سازمان ملل از سوی رئیس‌‌جمهوری اسلا‌می ایران بی‌پاسخ ماند و چه آنجا كه نامه‌های مكرر رئیس دولت ایران به روسای‌جمهور كشورهای غربی نیز وقتی نامه از سوی ملت ایران نام گرفت به‌نوعی بی‌پاسخی‌اش، بی‌اعتنایی به ملت ایران قلمداد شد. اینك دیگر زمان آن رسیده كه اگر گامی به نام ملت ایران قرار است برداشته شود واكنش جهانیان در برابر این گام از پیش محاسبه شود تا مبادا ملتی كه به <حضور همیشه در صحنه‌اش> می‌بالیم، مدام نظاره‌گر بی‌اعتنایی به خود، شكستن غرور ملی، پاسخ‌های بی‌ثبات و در نهایت انزوا و طرد خویش از مناسبات بین‌المللی باشد. این روزها كه تمامی كنشگران منطقه‌ای و حتی مقامات اروپا و آمریكا نیز نشستن ایران پشت میز مذاكره برای برون‌رفت از بن‌بست ایجاد شده در روند پرونده هسته‌ای كشورمان را دور از ذهن نمی‌پندارند، باید بیش از همیشه به ملزومات و ابزار یك دیپلماسی حساب شده توجه كرد تا هم روزنه‌های ایجاد شده برای گفت‌وگو میان ایران و غرب كور نشود و هم فاصله آنان كه به دیپلماسی سخنرانی‌های داغ و كنش‌های آنی گرفتارند با كسانی كه باید ملت ایران را با تمدن و فرهنگی كهن در این میدان سرنوشت‌ساز نمایندگی كنند حفظ شود.

اگر تمامی ابعاد یك مذاكره و مناظره سنجیده شود و رفتارهای پیش و پس از نشستن بر میز مشترك میان ایران و سایر كشورهای محاسبه شده باشد و از تجارب تمامی سلا‌یق سیاسی نیز در حل یك بحران ملی بهره گرفته شود آنگاه نه بر اساس یك <دیپلماسی ذوق‌زدگی و شعف> كسی به نام ملت ایران تك‌روی می‌كند و وارد نامه‌نگاری‌های بین‌المللی می‌شود و نه بر اساس <دیپلماسی انفعال یا انقلا‌ب> كسی گوشه انزوا می‌طلبد و در بزنگاهی دیگر با اتكا به رفتارهای انقلا‌بی و آنی، خود را در میدان رزم متصور می‌سازد بلكه یك رفتار دقیق و عمیق دموكراتیك بر اهالی سیاست حاكم می‌شود تا با اتكا به خرد جمعی كشور را به مقصود مطلوب نزدیك‌تر سازند و اما آنگاه كه از رئیس‌مجلس پرسش می‌شود آیا كشور در فضای بحرانی به سر می‌برد ابتدا از جوسازی‌ها و جنگ روانی علیه كشور سخن به میان می‌آورد و سپس با افتخار از وحدت و همدلی ملت برای خنثی‌سازی این بحران‌ها و جوسازی‌ها می‌گوید: این سخنان بیراه هم نبود اما آنجا كه ملتی یافته باشد در مواجهه با بحران باید به اجماع و وحدت رسید و تمامی سلا‌یق و تفكرات روی یك سنگفرش گام بردارند، آیا بر ساكنان عرصه تصمیم‌گیری‌شان نیست كه آنان نیز فارغ از مجادلا‌ت سیاسی چنین كنند؟

مسیح علی‌نژاد