مسأله فقط آسفالت چند متر بستر رودخانه نیست. مسأله نوع نگاه به طبیعت و شهر است؛ نگاهی که در آن بستر رودخانه، نه یک عنصر طبیعی و بخشی از هویت شهر، بلکه زمینی بلااستفاده دیده میشود که باید برای چیزی به کار گرفته شود.
شهردار الیگودرز برای این اقدام توضیحاتی دارد. محمد لطفی میانجایی گفته است رودخانه الیگودرز، جریان دائمی آب ندارد و با توجه به وجود سد حوضیان در بالادست و اجرای طرحهای هدایت آبهای سطحی، خطر سیلاب و طغیان آن کنترل شده است. او همچنین از مشکلات بهداشتی و زیستمحیطی بستر رودخانه در سالهای گذشته گفته و توضیح داده که در مقاطعی، بستر رودخانه به لجنزار تبدیل شده و برای شهروندان مشکل ایجاد کرده است.
این توضیحات البته به یک پرسش ساده پاسخ نمیدهد: اگر بستر رودخانه مشکل داشت، چرا راهحل، آسفالت کردن آن بود؟
رودخانه، فصلی بودنش را از دست نمیدهد، فقط چون چند سال آب در آن جاری نشده است. طبیعت را نمیتوان با جدولکشی و آسفالت و خطکشی، از معادلات شهری حذف کرد. رودخانهای که امروز خشک است، ممکن است فردا مسیر عبور روانآب، سیلاب یا بارشهای شدید باشد. اساسا یکی از کارکردهای طبیعی چنین بسترهایی همین است که آب را در زمان بارندگی هدایت کنند.
از طرف دیگر، این که بگوییم «آب دائمی ندارد»، به معنای «دیگر رودخانه نیست» نخواهد بود. اگر قرار باشد هر بستر طبیعی را که در مقطعی کارکرد ظاهریاش را از دست داده، به پارکینگ و فضای خدماتی تبدیل کنیم، دیگر چیزی از طبیعت شهرها باقی نمیماند.
این ماجرا بیش از آنکه درباره یک رودخانه باشد، درباره یک ذهنیت مدیریتی است؛ ذهنیتی که وقتی با یک مسأله پیچیده مواجه میشود، به سراغ سادهترین راهحل میرود: حذف صورت مسأله.
بوی بد رودخانه؟ آسفالتش کنیم. …

![[مینا حیدری] نسخه آسفالت برای مشکلات!](/news/u/2026-08-19/ettelaat-m66rd.webp)
















![[مینا حیدری] نسخه آسفالت برای مشکلات!](/news/u/2026-08-19/ettelaat-m66rd.jpg)



































































































