این وبگاه در ادامه آورد: منطق این پیشبینی ساده بود: پیش از آغاز درگیریها، حدود ۲۰ درصد از عرضه جهانی نفت از تنگه هرمز عبور میکرد. از دست رفتن چنین حجمی از عرضه میتوانست بهراحتی قیمت نفت را به ۱۵۰ یا حتی ۲۰۰ دلار در هر بشکه برساند؛ اما چنین اتفاقی نیفتاد. قیمت نفت در ماه آوریل در محدوده ۱۲۰ دلار به اوج رسید و از ژوئن تاکنون عمدتا زیر ۱۰۰ دلار باقی مانده است.
برای درک عواملی که تاکنون مانع جهش شدیدتر قیمت نفت شدهاند و همچنین بررسی چشمانداز عرضه و قیمتها در صورت ادامه درگیری، «سم فریزر» با «روری جانستون»، تحلیلگر برجسته بازار نفت و نویسنده وبلاگ Commodity Context، گفتوگو کرده. متن این گفتوگو در ادامه آمده است.
سم فریزر: بیایید درباره این صحبت کنیم که چرا قیمت نفت، برخلاف هشدارهایی که در ابتدای درگیری مطرح شد، به ۱۵۰ تا ۲۰۰ دلار به ازای هر بشکه نرسیده است. شما به چند دلیل، از جمله کاهش شدید واردات چین، اشاره کردهاید. چین در واردات نفت خود چه تغییری ایجاد کرده و چگونه این کار را انجام داده است؟
روری جانستون: این موضوع تا حدی یک معماست. چیزی که در حال حاضر با اطمینان میدانیم این است که چین واردات نفت خام خود را بیش از پنج میلیون بشکه در روز کاهش داده؛ یعنی حدود ۴۵ درصد از حجم واردات پیش از درگیریها. در مورد نفت خام چین، دو مقصد اصلی وجود دارد: پالایشگاهها یا ذخایر. از منظری دیگر میدانیم چین پیش از آغاز درگیریها حجم بسیار زیادی ذخایر راهبردی ایجاد کرده بود. تقریبا نیمی از کاهش پنج میلیون بشکهای را میتوان به کاهش فعالیت پالایشگاههای چین نسبت داد. درباره دلیل دیگر کاهش ذخایر ، مسئله به نحوه مدیریت ورود و خروج نفت از ذخایر مربوط میشود.
بخشی از این کاهش احتمالا ناشی از برداشت از ذخایر کمتر قابل مشاهده یا زیرزمینی بوده است. بخش دیگر نیز به توقف روند قبلی ذخیرهسازی مربوط میشود. بحث اصلی بر سر این است که هر یک از این عوامل چه سهمی دارند. معمای پکن
فرض کنیم ۸۰ درصد از بخش باقیمانده ناشی از توقف خریدهایی باشد که پیش از این برای افزایش ذخایر راهبردی انجام میشد. در این صورت، این اتفاق برای بهای نفت را مسیر نزولی قرار می هد؛ زیرا به این معناست که پکن در آینده نزدیک نیازی به جایگزین کردن این حجم نخواهد داشت.
اما اگر چین اکنون با سرعت زیادی از ذخایر راهبردی کمتر قابل مشاهده خود برداشت کند، تفسیر کاملا متفاوت خواهد بود؛ زیرا به این معناست که این روند نمیتواند برای همیشه ادامه پیدا کند و چین در نهایت مجبور خواهد شد ذخایر خود را دوباره پر کند.
در بخش فرآوردههای نفتی نیز چین فعالیت پالایشگاههای خود را حدود ۲.۵ تا ۳ میلیون بشکه در روز کاهش داده است. حالا پرسش این است که با جریان قبلی گازوئیل، سوخت جت و سایر فرآوردهها چه کرده است؟ اینجاست که تحلیلها بیشتر جنبه گمانهزنی پیدا میکنند. مخازن ذخیره فرآوردههای نفتی روی زمین سقف شناور ندارند و ما نمیتوانیم میزان پر بودن آنها را بهطور مستقل راستیآزمایی کنیم.
مسئله به میزان مصرف و عرضه قابل مشاهده این سوختها در داخل چین برمیگردد. به نظر میرسد عرضه بنزین و گازوئیل هر کدام حدود ۲۰ درصد کاهش یافته؛ کاهشی چشمگیر. هیچ شواهدی وجود ندارد که نشان دهد مردم چین ناگهان یکپنجم کمتر رانندگی میکنند. بنابراین اگر مصرف واقعا تا این حد کاهش نیافته، این سوخت از کجا تامین میشود؟
پیش از آغاز درگیریها، گمان میکردیم چین در حال ایجاد ذخایر راهبردی فرآوردههای نفتی نیز بوده است. بار دیگر، نمیتوانیم این موضوع را تایید کنیم؛ اما اگر چنین ذخایری ایجاد شده باشد، چین اکنون میتواند از آنها برداشت کند.
در نتیجه، دوباره با همان پرسش نفت خام مواجه میشویم: چه میزان از کاهش فعلی ناشی از توقف روند قبلی ذخیرهسازی است و چه میزان به برداشت از ذخایر موجود مربوط میشود؟ راهبرد چین
فریزر: برای مقایسه، آخرین باری که شاهد چنین سقوطی در مصرف ظاهری بودیم، دوران سیاست «کرونا صفر» در سال ۲۰۲۲ بود؛ زمانی که چین عملا بهطور کامل در قرنطینه قرار داشت.پس میتوانیم بگوییم ذخایری از فرآوردههای نفتی وجود دارد، اما اطلاعات دقیقی درباره حجم آنها، میزان برداشت از این ذخایر و اینکه این روند تا چه اندازه پایدار است، نداریم؟
جانستون: درست است. برآوردهای مختلفی وجود دارد، اما در بهترین حالت فقط برآورد هستند. نکته جالب این است که نبود دادههای قابل راستیآزمایی، به افراد اجازه میدهد با اطمینان زیادی درباره آنچه در چین اتفاق میافتد صحبت کنند، زیرا تقریبا هیچ دادهای وجود ندارد که بتواند ادعاهای آنها را رد کند. در نتیجه، افراد میتوانند بدون مواجه شدن با واکنش جدی یا دادههای مخالف، روایت خود را پیش ببرند. سناریوهای احتمالی
فریزر: الگوی خرید چین پس از تفاهمنامه میان آمریکا و ایران و سپس فروپاشی آن چگونه تغییر کرده است؟
جانستون: پس از تفاهمنامه، شاهد افزایش شدید محمولههای نفتی خارجشده از تنگه هرمز بودیم. به نظر میرسد بخش عمده این محمولهها به سمت چین حرکت کردهاند.در پایینترین سطح، واردات نفت خام چین در ماه ژوئن به حدود ۶ میلیون بشکه در روز کاهش یافت. سپس در ماه ژوئیه به بیش از ۱۰ میلیون بشکه در روز افزایش پیدا کرد؛ دستکم در بالاترین نقطه ژوئیه به این میزان رسید. اما حدود یک ماه بعد، واردات دوباره به محدوده ۶ میلیون بشکه در روز بازگشت. در واقع، چین تقرببا به همان سطحی برگشته که پیش از تفاهمنامه در آن قرار داشت.
فریزر: آیا میدانیم این کاهش واردات تا چه مدت میتواند ادامه پیدا کند؟
جانستون: فرض کنیم تمام این کاهش ناشی از برداشت از ذخایر بوده باشد؛ سناریویی که چندان محتمل نیست. حتی در این صورت، چین بیش از یک میلیارد بشکه ذخایر نفت خام دارد که از وجود آنها اطمینان داریم.اگر چین بخواهد در بیشترین حد ممکن از بازار حمایت کند، میتواند این روند را چند ماه دیگر ادامه دهد. اما با این کار، تمام ذخیره امنیت انرژی را که طی نزدیک به دو دهه ایجاد کرده، مصرف خواهد کرد. فرصتسازی آمریکا
فریزر: بیایید به آزادسازی ذخایر راهبردی نفت آمریکا و سایر شرکا بپردازیم. این اقدام تا چه اندازه در جلوگیری از جهش شدیدتر قیمتها موثر بوده است؟
جانستون: این اقدام بخشی از مجموعه سیاستهایی است که جهان برای کاهش آثار بحران به کار گرفته است. این بزرگترین آزادسازی ذخایر راهبردی در تاریخ محسوب میشود. بسته به ماه مورد نظر، ممکن است بیش از سه میلیون بشکه در روز عرضه اضافی از ذخایر راهبردی کشورهای عضو سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD) وارد بازار شده باشد.بدون این اقدام، بازار بسیار محدودتر میشد و حتی با کاهش واردات چین، احتمالا به اندازهای که اکنون شاهد آن هستیم از فشار بازار کاسته نمیشد.
فریزر: هفته گذشته ذخایر راهبردی نفت آمریکا به کمتر از ۳۰۰ میلیون بشکه رسید. بحثهای زیادی درباره محدودیتهای فیزیکی این ذخایر، با توجه به اینکه در غارهای نمکی نگهداری میشوند، مطرح شده است. برای حفظ یکپارچگی ساختاری این مخازن، باید سطح مشخصی از ذخیره در آنها باقی بماند. آیا آمریکا به محدودیت توانایی خود برای برداشت بیشتر از این ذخایر نزدیک شده است؟
جانستون: فکر نمیکنم چنین باشد. به نظرم دستکم ۲۰۰ میلیون بشکه دیگر را میتوان بهراحتی از این ذخایر برداشت کرد.
البته اگر سطح ذخایر از حد لازم پایینتر برود و فضای خالی ایجاد شود، مشکل بسیار بزرگی به وجود خواهد آمد و غار میتواند از درون فروبریزد. اما چنین کاری انجام نمیشود. به ازای هر بشکه نفت خامی که از مخزن خارج میشود، یک بشکه آبنمک اشباعشده وارد آن میکنند تا سطح پرشدگی حفظ شود.
بنابراین مسئله اصلی ذخایر راهبردی الزما میزان پرشدگی نیست، بلکه تعداد دفعات پر و خالی شدن آنهاست. همین حرکت مداوم بالا و پایین رفتن سطح ذخایر است که به دیوارهها فشار وارد میکند و بهمرور یکپارچگی ساختاری آنها را کاهش میدهد.
به اعتقاد من، غارهای ذخیرهسازی ذخایر راهبردی آمریکا میتوانند تا زیر سطح ۱۰۰ میلیون بشکه نیز کاهش یابند، پیش از آنکه با مشکل جدی مواجه شویم. چرا مواضع ترامپ برای معامله گران جذاب است؟
فریزر: بنابراین اگر نرخ فعلی برداشت ادامه پیدا کند، میتوانیم این روند را تا سال آینده ادامه دهیم؟
جانستون: بله.
فریزر: در طول درگیری، ترامپ یا یکی از اعضای دولتش اظهارنظری درباره پیشرفت دیپلماسی یا میزان نفت خارجشده از تنگه مطرح میکند و حتی اگر این اظهارات خیلی سریع تکذیب یا رد شوند، باز هم باعث کاهش قیمتها میشوند. چرا معاملهگران همچنان به ترامپ توجه میکنند؟ آیا واکنش بازارها در طول این درگیری تغییر کرده است؟
جانستون: قطعا اکنون واکنش بازار به چنین تلاشهایی برای اثرگذاری بر قیمتها بسیار محدودتر از ماههای مارس و آوریل است. در آن مقطع، روزهایی وجود داشت که قیمت نفت طی تنها یک روز ۱۵ تا ۲۰ دلار کاهش پیدا میکرد.
اگر تاریخ بازار نفت را بررسی کنید، شاهد هستیم که در رویدادهای ژئوپلیتیکی معمولا واکنش بازار بیش از حد شدید است. این یک پدیده طبیعی ناشی از ترس است. از برخی جهات، ترامپ این رفتار معمول بازار نفت را مختل کرده است.
از منظری دیگر درست است که پیشبینیهای او در نهایت محقق نمیشوند، اما واکنش قیمتی به آنها واقعی است. در نهایت، برای افزایش قیمت نفت، معاملهگران باید حاضر باشند در قیمتهای بالاتر خرید کنند. اگر معاملهگری این کار را انجام دهد، ضرر سنگینی متحمل شود و شغل خود را از دست بدهد، فرد دیگری جایگزین او خواهد شد که تمایلی ندارد بابت ریسک ژئوپلیتیکی قیمت بالاتری پیشنهاد دهد.
این روند عملاً عملا صعودی قیمت نفت را مهار کرده است. اما اگر بازار به سمت کمبود بیشتر پیش برود، قیمتها همچنان افزایش خواهند یافت؛ فقط دیگر شاهد آن جهشهای افسارگسیختهای که در گذشته در واکنش به تحولات ژئوپلیتیکی میدیدیم، نخواهیم بود. راهبرد بازیگران حاشیه خلیج فارس
فریزر: از آغاز درگیری، عربستان سعودی و امارات متحده عربی با موفقیت از خطوط لوله بهعنوان مسیر جایگزین برای انتقال نفت از خلیج فارس استفاده کردهاند. در حال حاضر چه میزان نفت از این مسیرها خارج میشود؟ و آیا محاصره کشتیرانی عربستان در دریای سرخ از سوی حوثیها تاثیر معناداری داشته است؟
جانستون: مجموع حجم نفتی که از فجیره در امارات، سواحل غربی عربستان و دریای سرخ خارج میشود، به حدود ۶ تا ۷ میلیون بشکه در روز رسیده است. این رقم پیش از بحران حدود ۲ تا ۳ میلیون بشکه بود؛ بنابراین با افزایش ۴ تا ۵ میلیون بشکهای مواجه شدهایم.
در مورد حوثیها، این مسئله قطعا تأثیرگذار بوده است. به محض آنکه حمله به کشتیهای سعودی را آغاز کردند، ناوگان کشتیرانی در دریای سرخ عملاً از دید خارج شد. همه کشتیها فرستندههای خود را خاموش کردند و همین مسئله راستیآزمایی جریان نفت خارجشده از عربستان را بسیار دشوار کرده است.
عبور قابلراستیآزمایی نفتکشهای سعودی از بابالمندب عملا به صفر رسیده است. احتمالا همچنان بخشی از نفت از این مسیر خارج میشود، اما همزمان شاهد شواهدی از انتقال نفت به سمت شمال و دریای مدیترانه نیز هستیم.پیش از درگیریها، جریان نفت در این مسیر حدود یک میلیون بشکه در روز بود، اما طی یکی دو هفته گذشته به حدود ۲.۵ میلیون بشکه در روز افزایش یافته که گمان میرود عمدتا نفت عربستان باشد.
در دو هفته گذشته، عربستان همچنین بار دیگر بارگیری نفتکشها در خلیج فارس را آغاز کرده؛ اقدامی که از زمان فروپاشی تفاهمنامه انجام نداده بود. استراتژی پادشاهی
این پرسش مطرح است که آیا ریاض از موضوعی اطلاع دارد؟ آیا قرار است تحول بزرگی در مذاکرات مربوط به تنگه هرمز رخ دهد؟ یا عربستان ناچار شده دوباره به خلیج فارس بازگردد؟
اکنون گزارشهایی منتشر شده که نشان میدهد عربستان در تجارت دریایی تحت هدایت امارات و انتقال محمولهها از کشتی به کشتی در خلیج عمان مشارکت دارد.به نظر میرسد بخشی از این نفت، محمولههایی باشد که به دلیل تحولات دریای سرخ مسیر خود را تغییر دادهاند و اکنون دوباره به خلیج فارس بازمیگردند. بنابراین عربستان ناچار شده از راهبرد متنوعسازی مسیرهای صادراتی خود نیز فاصله بگیرد. از این منظر، ماجرا جنبهای تا حدی طنزآمیز دارد. وضعیت بازار جهانی
فریزر: اگر همه این عوامل را کنار هم بگذاریم، وضعیت بازار جهانی از نظر کمبود عرضه چگونه است؟ و اگر این شرایط طی چند ماه آینده ادامه پیدا کند، چه تأثیری بر قیمتها خواهد داشت؟
جانستون: در حال حاضر برآورد تراز جهانی بازار بسیار دشوار است. اما پیشبینی من این است که بازار جهانی روزانه با کمبود ۲ تا ۴ میلیون بشکه نفت مواجه باشد.مشکل دیگری نیز در حال شکلگیری است و آن بحران موازی در بخش پالایش است. حتی اگر مسئله مربوط به نفت خام را حل کرده باشیم، حملات اوکراین به پالایشگاههای روسیه، حملات در دریای سیاه، کاهش صادرات آمریکا به دلیل افت ذخایر و همچنین عدم صادرات فرآوردههای پالایشی از سوی چین، همگی موجب محدودتر شدن بازار جهانی فرآوردههای نفتی شدهاند.
اگر این شرایط ادامه پیدا کند و ذخایر نفت خام همچنان کاهش یابد، قیمت نفت خام روند صعودی خواهد داشت. در کنار آن، ممکن است قیمت فرآوردههای نفتی نیز بهطور مستقل افزایش پیدا کند. این مسئله فشار موجود را تشدید خواهد کرد.برای مصرفکنندگان، در واقع این قیمت فرآوردههای نفتی است، نه قیمت نفت خام، که بیشترین تاثیر را بر مشکلات اقتصادی خواهد داشت.
فریزر: بنابراین، با وجود اینکه عواملی که درباره آنها صحبت کردیم تاکنون مانع افزایش شدید قیمت نفت شدهاند و مهمترین آنها نیز میتوانند مدتی ادامه پیدا کنند، ممکن است ظرف چند ماه آینده همچنان با قیمتهای بسیار بالا مواجه شویم؟
جانستون: بهراحتی ممکن است. ما همین حالا نیز آثار آن را احساس میکنیم. قیمت فرآوردههای پالایشی هماکنون به سطوحی رسیده که میتواند تقاضا را تخریب کند. فقط مسئله این است که آیا این قیمتها به اندازهای بالا هستند که تقاضا را کاهش دهند یا نه.این همان نگرانی بنیادینی است که در ماه آوریل داشتم، اما اکنون این سناریو در یک بازه زمانی طولانیتر و بیشتر در بخش فرآوردههای نفتی، نه کل زنجیره بازار نفت، در حال تحقق است.
































































































































































