همین جمله با مختصری تغییر با عبارت کامل تر و البته جامعتر « نسبت به آینده اقتصاد ایران بسیار خوش بین هستم» در اسفند ۱۴۰۳ و در روزی که دلار ۹۲ هزار تومان بود و او در مسند وزیر اقتصاد، تکرار و تاکید شد
و همان جمله با قدری تغییر در شکل با عبارت فاخرتر «نسبت به آینده اقتصاد خوش بین هستم» دو روز پیش یعنی ۲ شهریور ۱۴۰۵ در روزی که دلار از ۲۰۳ هزار تومان عبور کرد اینبار نیز در مقام بانک مرکزی تکرار و به شدت امیدبخش شد!
مخاطب این سخنان الهام بخش، فعالان اقتصادی و البته آحاد جامعه است.
همان فعال اقتصادی که روی کاغذ ۵۰۰ میلیارد تومان سود داشت اما بدلیل عدم وصول مطالبات نه تنها ارزش پول خود را بدلیل افزایش نرخ ارز از دست داد بلکه نتوانست حقوق و بدهی های بانکی خود را پرداخت کند؛
فعال اقتصادی که آن روز با دلار ۳۰ هزار تومان کالایی را خرید و پس از فروش و سود روی کاغذ و تصمیم تکرار خرید اینبار با دلار ۶۰ هزار تومان سرمایه لازم برای تکرار آنرا نداشت؛
فعال اقتصادی که کالایی که به ارزش ۱۰ میلیون دلار خریده، ۶ ماه در گمرک مانده و مشتری قرار است ۹ ماه بعد وجه آنرا پرداخت کند و در این مدت دلار ۳۰% گران شده است،
فعال اقتصادی که از فروش ۱۰۰۰ میلیارد تومانی هنوز ۳۰۰ میلیارد تومان آنرا بدلایل مختلف و حتی شاید از دولت وصول نکرده و بی ثباتی اقتصادی یک سود کامل را به ضرری کامل تبدیل کرده است
فعال اقتصادی که همین امروز مانده است که کالای با دلار ۲۰۳ هزار تومانی را بخرد یا بر اساس گفته های عبدالناصر، نرخ دلار با تزریق ۵۰۰ میلیون دلار به قیمتهای واقعی برخواهد گشت،
فعال اقتصادی که همزمان با نگرانی افزایش نرخ ها نگرانی امکان سنجی فروش با چنین نرخهایی به مشتریان را می سنجد و اساسا در این موضوع تردید دارد،
فعال اقتصادی که از زمانی که تصمیم بگیرد یک فعالیت اقتصادی را آغاز کند تا آنکه واردات خود را انجام دهد تا سرمایه گذاری را تکمیل کند تا کارخانه یا واحد را بسازد تا ارز تخصیص یابد و تا قرارداد صادرات را ببندد حتی یک قانون و بخشنامه ثابت را تجربه نمی کند،
و فعال اقتصادی که با تحریم های فشرده تر صبح هر روز از خود می پرسد آیا بانک یا صرافی فردا می تواند پولم را منتقل کند؟ آیا کشتی را می توانم بیمه کنم؟ آیا اصلا کشتی می تواند از آبها عبور کند؟ آیا اساسا مشتری قبلی حاضر است با ما با این وضعیت کار کند؟ آیا پولم بلوکه نمی شود؟ ایا می توانم پولم را برگردانم؟ اگر برنگردانم چه به روزم می آید؟
عبدالناصر اگر فعال اقتصادی بود اینقدر خوش بین نبود؛ او هم اگر مثل آحاد جامعه و از جنس مردم هر روز به آب شدن سرمایه ها و کاهش قدرت خریدش می نگریست کمی از شدت خوش بینی اش کاسته شده بود!
از سال ۱۳۹۹ که او خوشبین بوده تاکنون ارزش پول ملی یک هفتم، تورم ۳ برابر، خط فقر از ۳ میلیون تومان به ۹۰ میلیون تومان، جمعیت فقیر از ۱۶ میلیون نفر به ۳۷ میلیون نفر، رشد اقتصادی تقریبا صفر و اخیرا منفی، نقدینگی و میزان پول چاپ شده ۳ برابر، سرمایه گذاری داخلی یک چهارم، سرمایهگذاری خارجی صفر، میزان ازدواج از ۵۶۰ هزار نفر به کمتر از ۴۰۰ هزار نفر که نیمی از آنها به جدایی منجر میشود و سالیانه ۱۰۰ هزار نفر مهاجرت به خارج از کشور داشته ایم
ناصر هم اگر مثل یک شهروند معمولی ایرانی یک جمله تکراری بدون پشتوانه را طی ۶ سال از یک مقام دولتی می شنید با لبخندی تلخ از آن عبور می کرد! پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر استوری جدید چوپان: امارات همچنان دوست ما ایرانیان است نظرات کاربران خبر قبل پرواز را به خاطر بسپار، پرنده مردنی است (+صدا) اشتراک گذاری : نیروی دریایی آمریکا: ناو هواپیمابر «یواساس تئودور روزولت»، در حال آماده شدن برای مأموریتی ۷ ماهه در خاورمیانه است تماشاخانه یکی از ماندگارترین سکانسهای فرار از زندان تاریخ سینما (تماشا کنید) گاز به شمال میرسد یا نمیرسد / زمزمههای زمستانی سخت مثل سال ۸۶ یا شاید بدتر؟ فیلم های دیگر عضویت در اینستاگرام عصر ایران ۱۵ سال پیش در چنین روزی این لحظه با حافظ گلستان سعدی آموزش زبان انگلیسی آپارات عصر ایران اپلیکیشن عصر ایران


































































































































































