پاسخ، پیش از هر چیز به تعریف ما از «اثربخشی» و به این بستگی دارد که از چه کسی میپرسیم. اثربخشی برای برگزارکننده یعنی پرشدن سالنها و تراز مالی مثبت؛ برای غرفهدار یعنی نسبت لید و قرارداد به هزینهای که کرده است؛ و برای بازدیدکننده یعنی دسترسی به محصول، آدم و دانشی که در روزهای عادی سال در دسترسش نیست. با این سه معیار، الکامپ ۲۹ نه شکست بود و نه موفقیت. اتفاق مهمتری افتاد: ثقل نمایشگاه جابهجا شد.
چشمگیرترین ویژگی نمایشگاه امسال، حضور پرقدرت بانکها و مجموعههای مالی بود؛ تا جایی که در سالن ۷ عملاً با تمرکز حضور این نهادها روبهرو بودیم. دلیلش هم روشن است: هزینه حضور در نمایشگاه برای یک بانک، عدد بازدارندهای نیست و تصمیم به حضور، بدون کشمکشهای معمولِ بودجهای گرفته میشود.
حضور بانکها بهخودیخود هیچ اشکالی ندارد؛ بخش مالی بازیگر جدی اقتصاد دیجیتال است. اما تفاوتی هست میان «حضور داشتن» و «تعیینکننده شدن». اگر ویترین نمایشگاه از اکوسیستم نوآوری و دیجیتال به سمت اکوسیستم مالی بچرخد، الکامپ بهتدریج به نسخه دیگری از نمایشگاه بورس، بانک و بیمه تبدیل میشود. این تغییر هویت، آهسته و بیسروصدا اتفاق میافتد؛ سالی چند غرفه، چند سالن. و وقتی آشکار شود، بازگرداندنش بهسادگی ممکن نیست.
پشتِ همین جابهجایی، یک واقعیت اقتصادی ساده نشسته است. گلایه اصلی شرکتها (از کوچک و متوسط تا بزرگ) قیمتگذاری اجاره فضای نمایشگاهی بود. اما اجاره فقط بخشی از هزینه است. با تورم فعلی، غرفهسازی، آمادهسازی، تجهیز، اقلام چاپی، تبلیغات و کل بسته ارتباطی، مجموع هزینه حضور را به عددی میرساند که شرکت ناچار است آن را با آورده واقعی نمایشگاه بسنجد.
وقتی این نسبت جواب نمیدهد، تصمیم به نیامدن نه بیعلاقگی است و نه بیاهمیتشمردن نمایشگاه؛ یک محاسبه اقتصادی متعارف است. و درست همینجاست که فهرست حاضران، ناخواسته، به فهرست کسانی تبدیل میشود که هزینه برایشان مسئله نیست.«بینالمللی» بدون خارجی …
































































































































































