رضا رحمتی| تحولات چند روز اخیر خلیج فارس و تنگه هرمز نشان میدهد راهبرد ایران در مرحله جدید جنگ، صرفا بر «پاسخ نظامی» به حملات آمریکا متمرکز نیست، بلکه تهران در حال طراحی مجموعهای از اقدامات همزمان نظامی، اقتصادی، دریایی، دیپلماتیک و ترانزیتی است که هدف اصلی آن تغییر معادلهای است که واشنگتن تلاش کرده بر ایران تحمیل کند. اگر سخنان اخیر سردار سرلشکر محسن رضایی را کنار تحولات میدانی قرار دهیم، تصویر روشنتری از این راهبرد به دست میآید: ایران میخواهد هزینه محاصره برای آمریکا و متحدانش را بالا ببرد، مسیرهای جایگزین برای اقتصاد و تجارت خود ایجاد کند، تردد دریایی را به یک اهرم فشار تبدیل کند و در نهایت واشنگتن را به نقطهای برساند که برای پایان بحران، ناگزیر به بازگشت به تفاهمنامه و اجرای تعهداتش شود.
در این چارچوب، شاید بتوان راهبرد جدید تهران را «راهبرد معادلهسازی» نامید؛ راهبردی که برخلاف تصور اولیه، الزاما به معنای فاصله گرفتن از مذاکره نیست، بلکه دقیقا میتواند برای وادار کردن طرف مقابل به اجرای توافق طراحی شده باشد. این تمایز بسیار مهم است. برخی ممکن است اقدامات اخیر ایران در تنگه هرمز را به معنای خروج تهران از تفاهمنامه یا بیاعتنایی به توافق بدانند اما دبیر شورای عالی امنیت ملی جمعبندی ایران را اینگونه تشریح میکند: این ایران نیست که از تفاهمنامه عبور کرده، بلکه از نگاه تهران این آمریکاست که با بازگشت به فشار نظامی و محاصره، تعهدات خود را نقض کرده و ایران اکنون در حال ایجاد اهرمهایی است که آمریکا را به میز توافق بازگرداند. اگر برگشت که ما هم برمیگردیم، اگر به توافقنامه برنگشت، معادلات خودمان را تحمیل میکنیم.
1- هدف، تغییر محاسبات طرف مقابل است …



































































































































































