نامجو در این ویدیو با اشاره به گفتوگوی اخیرش با وبسایت «بیلبورد» توضیح داده که بعد از سالها زندگی در غربت، به مرحلهای از زندگی رسیده که دیگر برایش تفاوت چندانی ندارد بتواند در ایران فعالیت موسیقی و فرهنگی داشته باشد یا نه.
او میگوید آنچه برایش اهمیت دارد، بودن در وطن و در کنار خانواده و دوستانش است؛ «مهم اینه که در اونجا باشم، در وطن، کنار دوستانم، کنار خانوادهام، خواهرام و اقوامم.»
حرفهای نامجو از این جهت قابل توجه است که بازگشت او تنها یک خبر درباره یک خواننده نیست. این اتفاق در شرایطی رخ داده که طی هفتههای اخیر، موضوع بازگشت هنرمندان و چهرههای فرهنگی ایرانی خارج از کشور، بار دیگر مورد توجه قرار گرفته است.
این بار قرار است درها آرامآرام باز شوند
وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی اخیراً از تهیه فهرستهایی از ایرانیان خارج از کشور خبر داده و گفته در حوزههای مختلف فرهنگی و هنری، اسامی بیش از ۱۰۰ نفر در اختیار مجموعههای مرتبط قرار گرفته است.
به گفته او، رایزنیها برای بازگشت این افراد از قبل آغاز شده و قرار نیست این اتفاق با عجله پیش برود؛ بلکه مسیر باید «آهسته و پیوسته» طی شود.
شاید همین عبارت، مهمترین بخش ماجرا باشد. چون صحبت از یک دعوت موردی یا بازگشت یک چهره خاص نیست؛ دستکم در حرف، قرار است ارتباط با گروهی از هنرمندان و اهالی فرهنگ خارج از کشور دوباره برقرار شود.
البته بازگشت لزوماً به معنای آغاز دوباره فعالیت حرفهای نیست. ممکن است یک هنرمند فقط برای دیدن خانواده، دوستان یا زادگاهش به ایران بیاید و بعد دوباره از کشور خارج شود. اما همین امکان رفتوآمد و برداشتهشدن بخشی از موانع میتواند نقطه شروع یک رابطه تازه باشد.
چرا حالا؟
موضوع ایرانیان خارج از کشور بعد از جنگ ۱۲ روزه دوباره بیشتر مورد توجه قرار گرفت. در آن روزها، بخشی از ایرانیانی که سالها خارج از کشور زندگی کردهاند، با وجود اختلافنظرهایی با سیاستهای جمهوری اسلامی، در دفاع از ایران و تمامیت ارضی کشور موضع گرفتند.
وزیر فرهنگ نیز در صحبتهایش به برخی چهرههای سیاسی و فکری خارج از کشور اشاره کرده و مواضع آنها در جریان جنگ را مورد توجه قرار داده است.
البته دفاع از ایران الزاماً به معنای حمایت از دولت یا تصمیم برای بازگشت نیست. اما یک واقعیت را نشان میدهد؛ فاصله گرفتن از کشور لزوماً به معنی از بین رفتن تعلق به سرزمین مادری نیست.
شاید سیاست جدید وزارت فرهنگ نیز دقیقاً روی همین نقطه مشترک حساب کرده باشد؛ اینکه میشود اختلافنظر داشت، سالها خارج از کشور زندگی کرد، اما همچنان ایران را بخشی از هویت و زندگی خود دانست.
داستان فقط خوانندهها نیست
وقتی صحبت از بازگشت هنرمندان خارج از کشور میشود، معمولاً نام خوانندههای قدیمی و شناختهشده بیشتر شنیده میشود؛ چهرههایی که بخش مهمی از خاطرات فرهنگی و موسیقایی چند نسل از ایرانیها را ساختهاند.
اما موضوع به خوانندگان محدود نمیشود. نویسندگان، بازیگران، کارگردانان، هنرمندان و دیگر چهرههای فرهنگی نیز میتوانند در این مسیر قرار بگیرند.
حتی شاید لازم نباشد همه آنها برای همیشه به ایران برگردند. گاهی یک سفر کوتاه، دیدار خانواده یا حضور در یک رویداد فرهنگی میتواند شروع دوباره یک ارتباط باشد.
تجربه حبیب هنوز فراموش نشده
با این حال، نمیتوان درباره بازگشت هنرمندان خارج از کشور صحبت کرد و تجربه حبیب محبیان را نادیده گرفت.
حبیب پس از سالها زندگی در خارج از کشور به ایران برگشت. آن زمان، بازگشت او با استقبال و توجه زیادی همراه شد و صحبتهایی درباره ادامه فعالیت هنریاش در کشور مطرح شد، اما در نهایت آن اتفاقی که بسیاری انتظارش را داشتند رخ نداد و او نتوانست به شکل مورد انتظار به فعالیت حرفهای خود ادامه دهد.
حبیب در سال ۱۳۹۵ درگذشت و ماجرای بازگشت او همچنان یکی از مهمترین نمونههایی است که در بحث بازگشت هنرمندان به آن اشاره میشود.
برای همین، امروز تنها باز شدن مسیر ورود به کشور کافی نیست. هنرمندی که بعد از سالها تصمیم به بازگشت میگیرد، باید بداند بعد از بازگشت چه شرایطی خواهد داشت.
معین و بهروز وثوقی؛ نامهایی که هنوز خبرسازند
در سالهای گذشته، نام چهرههایی مانند معین و بهروز وثوقی نیز بارها در بحث بازگشت به ایران مطرح شده است.
درباره معین، بارها صحبت از امکان بازگشت او مطرح شده، اما این حرفها در بیشتر موارد به مرحله عمل نرسیده است. درباره بهروز وثوقی نیز هر چند وقت یک بار خبری درباره احتمال بازگشتش منتشر شده و دوباره بحثها بالا گرفته، اما بازگشت نهایی اتفاق نیفتاده است.
همین سابقه باعث شده بخشی از افکار عمومی دیگر صرف شنیدن عبارت «امکان بازگشت» چندان هیجانزده نشود. این بار بیشتر از خبر، نتیجه اهمیت دارد.
یک اجرای متفاوت
در این میان، بازگشت «قیصر» و حضور دوباره او روی صحنه در ایران نیز اتفاقی بود که توجهها را به خود جلب کرد.
اجرای او پس از سالها فعالیت در خارج از کشور، واکنشهای مختلفی به دنبال داشت؛ عدهای استقبال کردند و عدهای هم انتقاد داشتند. اما فارغ از این واکنشها، یک اتفاق مهم رخ داده بود: هنرمندی که سالها خارج از ایران زندگی و فعالیت کرده بود، دوباره در کشور حضور پیدا کرد و برای مخاطب ایرانی روی صحنه رفت.
شاید به همین دلیل است که حالا صحبتهای جدید درباره بازگشت هنرمندان، بیش از گذشته برای افکار عمومی قابل لمس شده است.
آهسته و پیوسته؛ این بار تا کجا؟
حالا بیش از ۱۰۰ اسم در فهرستهایی قرار گرفته که جزئیات آن هنوز به شکل عمومی منتشر نشده است. مشخص نیست در نهایت چه کسانی برمیگردند و برای هرکدام چه مسیری در نظر گرفته خواهد شد.
اما بازگشت محسن نامجو میتواند یکی از نخستین اتفاقهای قابل توجه در این مسیر باشد؛ خوانندهای که خودش میگوید بعد از حدود ۲۰ سال، دیگر مهمترین دغدغهاش فعالیت روی صحنه یا ادامه کار موسیقی نیست، بلکه بودن در وطن و کنار خانواده است.
و همین نگاه، ماجرا را از یک «بازگشت هنری» فراتر ببرد و بعد از سالها، شاید قرار نیست بازگشت هنرمندان خارج از کشور با یک اسم، یک وعده و یک خبر شروع و تمام شود.




































































































































