تعداد این مرگها در سال ۱۴۰۳، ۳۰ مورد بود؛ یعنی آمار در فاصله یک سال ۱۰ درصد افزایش یافته است.
آمار درباره این مرگها یک واقعیت را پیش چشم میگذارد: حادثه معمولاً در جایی دور و ناآشنا رخ نمیدهد. خودرو، موتورسیکلت، کوچه، حیاط خانه، زمین کشاورزی، استخر ذخیره آب، مدرسه، مهدکودک و پارک، همان جاهایی هستند که کودکان هر روز در آنها حضور دارند. گاهی فاصله یک روز عادی تا حادثهای جبرانناپذیر، فقط یک صندلی ایمنی نصبنشده، دری باز، استخری بدون حصار یا وسیله بازی فرسوده است. هر ۲۰ روز یک قربانی ترافیکی
بیش از نیمی از کودکان جانباخته، قربانی حوادث مرتبط با حملونقل شدهاند. از مجموع ۳۳ مرگ ثبتشده در سال ۱۴۰۴، ۱۸ مورد با خودرو، موتورسیکلت، تراکتور یا دیگر وسایل نقلیه ارتباط داشته است. سهم حوادث حملونقل از کل مرگها به ۵۴٫۵ درصد میرسد.
به بیان سادهتر، تقریباً هر ۲۰ روز یک کودک زیر پنج سال در محدوده دانشگاه علوم پزشکی کرمان در حادثهای مرتبط با وسیله نقلیه جان باخته است.
این آمار در سال ۱۴۰۳، ۱۴ مورد بود. شمار قربانیان ترافیکی طی یک سال، چهار نفر، معادل حدود ۲۸٫۶ درصد، افزایش یافته است. بنابراین، کاهش بعضی شاخصهای عمومی مرگ کودکان برای اعلام موفقیت کافی نیست. مرگهایی که با اقداماتی ساده و شناختهشده میتوان از آنها جلوگیری کرد، همچنان تکرار میشوند.
از ۱۸ قربانی حوادث حملونقل در سال ۱۴۰۴، ۱۲ کودک در حوادث مربوط به خودروهای سواری جان باختند. چهار کودک قربانی حوادث موتورسیکلت شدند و مرگ دو کودک نیز با تراکتور و ماشینآلات کشاورزی ارتباط داشت.
همه این حوادث در جادههای بینشهری و بر اثر برخوردهای پرسرعت اتفاق نیفتادهاند. خیابان، کوچه، حیاط خانه، اطراف محل سکونت و زمین کشاورزی نیز در میان محلهای حادثه دیده میشوند. کودکی سرنشین خودرویی بوده که صندلی ایمنی متناسب با سن او نداشته، کودکی دیگر بهعنوان عابر وارد مسیر وسیله نقلیه شده و کودکی نیز بهدلیل قد کوتاهش در نقطه کور راننده خودرو یا ماشین کشاورزی قرار گرفته است.
عبارت «حادثه ترافیکی» در گزارشهای رسمی، کوتاه و کلی است، اما پشت آن چند کاستی کنار هم قرار دارد: خودرویی که برای حضور کودک ایمن نشده، موتورسیکلتی که خردسال را بدون وسیله حفاظتی جابهجا میکند، کوچهای که فضای بازی کودک را از مسیر خودرو جدا نمیکند و رانندهای که پیش از حرکت، اطراف وسیله نقلیه را ندیده است.
والدین در این میان مسئولیت دارند. نشاندن کودک روی صندلی جلو یا در آغوش یک بزرگسال، استفادهنکردن از صندلی ایمنی و جابهجایی خردسال با موتورسیکلت، احتمال آسیب و مرگ را افزایش میدهد. اما نمیتوان تمام ماجرا را به «بیاحتیاطی خانواده» خلاصه کرد.
قیمت و دسترسی به صندلی استاندارد کودک، نظارت بر ایمنی خودرو، طراحی کوچه و خیابان، آموزش عمومی و اجرای مقررات نیز در پیشگیری از این مرگها نقش دارند. خانواده یکی از حلقههای حفاظت از کودک است، نه تنها حلقه آن. خانه همیشه امن نیست
۱۵ مرگ دیگر ارتباطی با حملونقل نداشتهاند. مسمومیت با هفت قربانی، پس از حوادث ترافیکی، دومین علت عمده مرگ بوده است. غرقشدگی و سقوط نیز هرکدام جان دو کودک را گرفتهاند. برقگرفتگی و حیوانگزیدگی هم در میان علل ثبتشده دیده میشوند.
بسیاری از این حوادث در محیطهایی آشنا اتفاق افتادهاند. خانه برای یک کودک خردسال فقط محل استراحت و آسایش نیست. داروها، مواد شوینده، بخاری، سیم برق، پریز، پله، پنجره و اشیای کوچک، هرکدام ممکن است به خطری جدی تبدیل شوند؛ خطرهایی که کودک هنوز توان تشخیص آنها را ندارد.
همین وضعیت در زمینهای کشاورزی وجود دارد. استخر ذخیره آب، تراکتور و ماشینآلات برای بزرگسالان بخشی عادی از محیط کارند، اما حضور آزادانه کودک در کنار آنها ممکن است به حادثهای مرگبار منجر شود.
کودک یک تا ۵۹ ماهه نمیتواند عمق آب را بسنجد، سرعت نزدیکشدن خودرو را تخمین بزند یا ماده خوراکی را از ماده سمی تشخیص دهد. آموزش مستقیم به کودک در این سن کافی نیست. بزرگسالان باید پیش از حضور او، محیط را ایمن کنند.
نگهداری دارو و مواد شیمیایی در محفظهای بسته و دور از دسترس، پوشاندن پریزها، نصب حفاظ برای پله و پنجره، کنترل وسایل گرمایشی، حصارکشی استخر و جداکردن فضای بازی از محل عبور ماشینآلات، کارهای پیچیدهای نیستند. بااینحال، اجرای دائمی آنها به آموزش خانوادهها و الزام مالکان و بهرهبرداران نیاز دارد.
مرز مسئولیت خانواده و نهاد عمومی نیز همیشه روشن نیست. خانواده موظف به مراقبت از کودک است، اما نمیتواند استحکام نرده مدرسه، استاندارد وسیله بازی پارک یا ایمنی استخری در نزدیکی محل زندگی را ارزیابی و اصلاح کند. در چنین مواردی، حفاظت از کودک دیگر یک وظیفه صرفاً خانوادگی نیست و به حوزه سلامت عمومی، مدیریت شهری، آموزش، کشاورزی، استاندارد و نظارت مربوط میشود. ۹۳۷ نشانی روی نقشه خطر
آمار مکانهای ناایمن، ابعاد دیگری از مسئله را نشان میدهد. در محدوده دانشگاه علوم پزشکی کرمان، دستکم ۹۳۷ مکان ناایمن یا پرخطر برای کودکان شناسایی شده است: ۶۱۲ استخر کشاورزی غیرایمن، ۱۹۸ مدرسه و مهدکودک ناایمن و ۱۲۷ پارک و محل بازی پرخطر.
این آمار به این معنا نیست که ۳۳ کودک جانباخته الزاماً در همین ۹۳۷ مکان دچار حادثه شدهاند. دادههای موجود چنین ارتباطی را اثبات نمیکنند. اهمیت عدد ۹۳۷ در این است که صدها خطر پیش از آنکه به مرگ یا آسیب کودکی منجر شوند، شناسایی و ثبت شدهاند.
استخرهای کشاورزی با ۶۱۲ مورد، بزرگترین بخش این فهرست را تشکیل میدهند. این استخرها برای ذخیره آب ساخته شدهاند، اما نبود حصار مناسب، ورودی کنترلشده، علامت هشدار و تجهیزات نجات میتواند آنها را به تلهای در دسترس کودکان تبدیل کند. دیواره صاف و لغزنده بعضی از استخرها، خروج از آب را حتی برای بزرگسالان دشوار میکند.
حصارکشی، نصب درِ قفلدار، محدودکردن راه دسترسی، قرار دادن تجهیزات نجات و بازرسی دورهای، حداقل اقدامات لازم برای ایمنکردن چنین مکانهایی است. تابلوی هشدار نمیتواند از کودکی محافظت کند که هنوز خواندن نمیداند یا مفهوم خطر را درک نمیکند.
در بخش دیگری از این فهرست، نام ۱۹۸ مدرسه و مهدکودک ناایمن دیده میشود. خانواده با سپردن کودک به مدرسه یا مهدکودکی دارای مجوز، انتظار دارد خطرهای قابل پیشبینی آن محیط پیشتر بررسی شده باشند. راه خروج نامناسب، پله و پنجره بدون حفاظ، تأسیسات برق و گرمایش پرخطر، ساختمان فرسوده و تجهیزات ناایمن، این اعتماد را از بین میبرد.
البته شدت خطر در تمام این مراکز یکسان نیست. ممکن است نقصی با یک تعمیر کوتاهمدت برطرف شود و نقصی دیگر به مقاومسازی اساسی نیاز داشته باشد. آنچه باید برای خانوادهها روشن شود، نوع خطر، اقدام موقت برای کاهش آن و زمان پایان اصلاحات است.
۱۲۷ پارک و محل بازی پرخطر، بخش سوم این آمار را تشکیل میدهند. وسیله بازی ممکن است هنگام نصب استاندارد بوده باشد، اما استفاده مداوم، شرایط جوی و نگهداری نامناسب، آن را به خطری تازه تبدیل کند. کفپوش آسیبدیده، لبه تیز، اتصال معیوب، فاصله نامناسب تجهیزات، روشنایی ناکافی و دسترسی مستقیم به خیابان، هرکدام برای کودکان خطرسازند.
نصب تابلوی «والدین مراقب کودکان باشند» جای تعمیر و نگهداری تجهیزات را نمیگیرد. مراقبت والدین یک لایه حفاظتی است، اما شهرداری یا بهرهبردار نیز باید وسایل معیوب را تعمیر کند، بازرسی دورهای انجام دهد و تجهیزات خطرناک را تا زمان اصلاح از دسترس کودکان خارج کند. وقتی همه مسئولاند و کسی پاسخ نمیدهد
شناسایی ۹۳۷ مکان ناایمن نشان میدهد با مجموعهای از خطاهای پراکنده خانوادگی روبهرو نیستیم. دانشگاه علوم پزشکی و شبکه بهداشت میتوانند خطرها را شناسایی و پیامدهای حوادث را ثبت کنند، اما اختیار حصارکشی استخر، مقاومسازی مدرسه، تعطیلی موقت مهدکودک یا تعمیر وسیله بازی را ندارند. انجام این کارها به مالکان و دستگاههای دیگری مربوط میشود.
اگر مسیر پیگیری روشن نباشد، مسئولیت میان نامههای اداری گم میشود. یک دستگاه خطر را گزارش میکند، دستگاه دیگر مالک را مسئول میداند، مالک از کمبود اعتبار میگوید و نهاد ناظر اعلام میکند که اختیار محدودی دارد. در تمام این مدت، کودک همچنان به محیط ناایمن دسترسی دارد.
برای هر مکان شناساییشده باید پنج موضوع مشخص شود: نشانی و نوع خطر، مالک یا بهرهبردار، دستگاه ناظر، مهلت رفع نقص و نهادی که پس از اصلاح، ایمنی محل را دوباره بررسی میکند.
بدون چنین سازوکاری، همین عددها ممکن است هر سال در جلسات تکرار شوند، بیآنکه کسی بگوید چند استخر حصارکشی شده، چند مرکز آموزشی از فهرست ناایمنها خارج شده و چند وسیله بازی تعمیر یا جمعآوری شده است.
انتشار اطلاعات نیز بخشی از فرایند ایمنسازی است. دستگاههای مسئول باید بهطور دورهای اعلام کنند چند نقطه ناایمن شناسایی شده، چند مورد اصلاح شده، چند مورد در حال اصلاح است و در چند مکان هنوز اقدامی صورت نگرفته است. چنین گزارشی امکان نظارت رسانهها، شوراهای شهر و خانوادهها را فراهم میکند.
اطلاعرسانی نباید پس از مرگ کودک آغاز شود. وقتی خطری پیشتر شناسایی شده، دستگاه مسئول باید توضیح دهد چه اقدامی انجام داده و رفع کامل نقص چه زمانی پایان مییابد.
مرگ رستا و ۳۲ کودک دیگر را نمیتوان به یک علت نسبت داد. در بعضی حوادث، رفتار خانواده نقش داشته است. در بعضی دیگر، ناایمنی محیط عامل اصلی بوده و در مواردی نیز ضعف نظارت، نبود تجهیزات، دسترسی آسان کودک به خطر و عادیشدن رفتارهای پرریسک در کنار هم به حادثه منجر شدهاند.
خانواده باید از کودک مراقبت کند، اما نمیتواند بهتنهایی خیابان را ایمن کند، استاندارد وسیله بازی را بسنجد، ساختمان مدرسه را مقاوم سازد یا مالک استخر کشاورزی را به نصب حفاظ وادار کند. این مسئولیت بر عهده نهادهایی است که مجوز میدهند، بودجه میگیرند، بر فعالیتها نظارت میکنند و اختیار الزام به رفع نقص یا توقف فعالیت را دارند.
در سال ۱۴۰۴، تقریباً هر ۱۱ روز نام کودکی به آمار قربانیان سوانح و حوادث اضافه شد. در سوی دیگر، ۹۳۷ نشانی وجود دارد که خطر در آنها پیشاپیش دیده شده است. اکنون باید روشن شود مسئول ایمنکردن هر نشانی کیست، تا چه زمانی فرصت دارد و اگر اقدامی نکرد، چه ضمانت اجرایی وجود خواهد داشت.




































































![[الهه نشاطی] تست تصادف در غیاب ارابههای مرگ!](/news/u/2026-08-24/ettelaat-0cbu8.jpg)






























































































