قیمت طلا امروز




 سوخت‌بر

 سایت جوان آنلاین / ۴ ساعت قبل

جانم سوخت ولی در مصیبتش صبر کردم

روز اول به ما گفتند مهدی ۹۵ درصد سوخته است. ۹۵درصد سوختگی کسی که جانت به جانش بسته است، چیز کمی نیست! روز بعد گفتند از پیشانی تا پشت شکستگی دارد. نهایتاً گفت...
 جانم سوخت ولی در مصیبتش صبر کردم
جوان آنلاین: فاطمه پورخلفی و همسرش «پاسدار شهید مهدی سهرابی» به عنوان دو جوان دهه هشتادی، تنها هشت ماه از ازدواج‌شان می‌گذشت که آقا مهدی به شهادت رسید. این دو یک زندگی ساده، اما پر از عشق و محبت را تجربه می‌کردند تا اینکه جنگ تحمیلی ۱۲ روزه در خردادماه ۱۴۰۴ آغاز شد و با شهادت مهدی، سرنوشت دیگری برای این خانواده رقم خورد. شهید سهرابی یکی از نیرو‌های جوان هوافضای سپاه بود که برای جنگ با شقی‌ترین دشمنان اسلام و بشریت یعنی صهیونیست‌ها، رخت رزم پوشید و هنگام مقابله با دشمن به شهادت رسید. در حالی که نزدیک به یک سال و دو ماه از شهادت آقا مهدی می‌گذرد، همسرش فاطمه پورخلفی راوی مجاهدت‌ها و خاطرات مردی می‌شود که در زندگی مشترک‌شان، دنیایی حرف و خاطره از خود برجای گذاشته است. 

چطور با شهید سهرابی آشنا شدید؟ ایشان موقع شهادت چند سال داشتند؟ 

ما در یک محله زندگی می‌کردیم و خانواده‌ها با یکدیگر آشنایی داشتند. البته خودم شهید را قبل از ازدواج ندیده بودم. پدرم شهید را می‌شناخت و پدر آقا مهدی بحث خواستگاری را مطرح کردند. آن موقع من کلاس دوازدهم بودم. سال ۱۴۰۰ بود. شهید که متولد ۴اسفند سال ۷۹ است (می‌توانیم بگوییم متولد ۸۰ است) فقط ۲۰ سال داشت. بعد از خواستگاری و مراسم اولیه، نهایتاً ۲۷ اسفند سال ۱۴۰۰ عقد کردیم. دو سال و هفت ماه عقد بودیم و هشت ماه قبل از شهادت آقا مهدی ازدواج کردیم. بعد از قریب به سه سال و سه ماه و چند روز زندگی مشترک، ۲۷ خرداد سال ۱۴۰۴ آقا مهدی که فقط ۲۴ سال داشت، مجروح شد و بعد از چهار روز و نیم که در کما بود، به شهادت رسید. 

پس زمان خواستگاری، ایشان پاسدار نبودند؟ 

نه، آن موقع دانشجوی رشته مهندسی کامپیوتر دانشگاه آزاد بود. البته ایشان برای استخدام سپاه اقدام کرده و مراحلی از گزینش را هم گذرانده بود. بعد از استخدام در سپاه، آقا مهدی از دانشگاه انصراف داد و به دانشکده افسری در تهران رفت. یعنی ازدواج‌مان با استخدام آقا مهدی تقریباً در یک زمان صورت گرفت. 

اولین نکته‌ای که از اخلاق ایشان درک کردید چه بود؟ 

حسن‌خلق مهدی و ادب و احترامی که برای افراد قائل می‌شد، طوری بود که اگر کسی حتی یک بار مهدی را می‌دید، متوجه ادب در کردار و گفتارش می‌شد. بسیار مسئولیت‌پذیر بود و هر کاری را به بهترین نحو ممکن به آخر می‌رساند. اهل کمک کردن بود. فرقی نمی‌کرد به غریبه‌ها در قالب اردو‌های جهادی بسیج باشد یا به دوست و آشنا و غریبه یا در کار‌های خانه به من که همسرش بودم. نماز اول وقت برایش در اولویت قرار داشت و دائم‌الوضو بود. خیلی خوش‌اخلاق و مهربان بود و در نهایتِ ادب، فردی شوخ‌طبع بود. 

ما در این سه سال و چند ماه لحظات نابی را با هم تجربه کردیم. با هم نماز جماعت می‌خواندیم، با هم پیتزا یا کیک می‌پختیم، گاهی با هم ظرف می‌شستیم و بهترین رفیق و همراه برای همدیگر بودیم. یکی از بهترین اوقات دونفره ما نیز وقت‌هایی بود که به گلستان شهدا می‌رفتیم و بین مزار شهدا راه می‌رفتیم و از شهدا صحبت می‌کردیم. 

در همان گلزار شهدا که می‌رفتید، ایشان به شهید خاصی توجه داشتند؟ 

دو شهید بزرگوار بودند که مهدی بیشتر از بقیه شهدا به آنها توجه داشت: شهید سید جعفر موسوی که از شهدای دفاع مقدس و دایی پدر آقا مهدی هستند و الان پیکر شهید مهدی در کنار همین شهید گرانقدر دفن شده است. من یک نکته‌ای را هم می‌خواهم اینجا برای اولین بار بگویم؛ قبلاً جایی نگفته‌ام. زمانی که آقا مهدی به دنبال کار‌های استخدام در سپاه بودند، به سردار شهید غلامرضا یزدانی خیلی متوسل شدند و موانع و مشکلاتی که در کار گزینش پیش آمده بود، کاملاً حل شده بود. به همین خاطر مهدی علاقه خاصی هم به این شهید گرانقدر داشت. در اصل، شهید یزدانی که از شهدای عرفه هستند و کنار شهید احمد کاظمی به شهادت رسیدند، جواب توسل‌های آقا مهدی را داد و واسطه استخدام مهدی در سپاه شد. 

خود آقا مهدی از احتمال شهادتش حرف می‌زد؟ 

قبلاً عرض کردم که ایشان خیلی شوخ‌طبع بود و هر وقت که می‌خواست از شهادتش بگوید، طوری در لفافه و شوخی می‌گفت که من خیلی جدی نمی‌گرفتم. بعضی وقت‌ها هم که با جدیت از شهادت حرف می‌زد، آخرش را با شوخی تمام می‌کردیم. راستش از اخلاق و منش ایشان که به قول شهید سلیمانی «شهیدانه» زندگی می‌کرد، می‌توانستم حدس بزنم که ایشان به شهادت می‌رسد. اما اصلاً فکرش را نمی‌کردم که به این زودی‌ها چنین اتفاقی بیفتد. وقتی مهدی با ذوق از شهادت در جوانی می‌گفت، من با شوخی می‌گفتم: «نه! الان خیلی زود است. تو باید مثل سردار حاجی‌زاده و شهید طهرانی‌مقدم شوی و بعد شهید شوی. اصلاً وقتی ۶۳سالت شد، شهید شو.» در جوابم می‌خندید و با همان لحن آرام می‌گفت: «در جوانی شهید شدن یک لذت دیگری دارد.» من هم حرفش را به حساب مزاح می‌گرفتم و ازش می‌گذشتم. 

یک خاطره هم یادم افتاد که تعریف کنم. یک بار که به گلزار شهدا رفته بودیم، به مزار یک زن و شوهری رسیدیم که از جمله شهدای هواپیمای اوکراینی بودند. این صحبت بین‌مان رخ داد که اگر ما هم مثل این دو نفر با هم شهید بشویم خوب است. اما آقا مهدی گفت: «من باید شهید بشوم و شما بمانی و از من روایت کنی.» آن موقع خیلی به حرفش توجه نکردم. ولی الان کاملاً متوجه شدم که آن روز چه منظوری داشت. 

در صحبت‌های‌تان به فعالیت‌های قرآنی خودتان اشاره کردید. در این زمینه چه فعالیت‌هایی داشتید؟ 

تقریباً از زمان بچگی این توفیق را داشتم که بخشی از زندگی‌ام به آموزش قرآن گره خورده بود. از ترتیل و قرائت و حفظ و بعد که بزرگ‌تر شدم، در کنار ترتیل و حفظ، به مفاهیم قرآن هم پرداختم. الان هم بخشی از قرآن را حفظ هستم و افتخار خادمی و مربی‌گری حفظ قرآن را دارم. 

به عنوان یک دختر مذهبی، زندگی با شهید سهرابی باعث ارتقای معنوی شما شد؟ 

امام شهید یک جمله‌ای دارند به این مضمون که آن زندگی مبارک است که زن و شوهر بتوانند همدیگر را از لحاظ معنوی ارتقا بدهند. من از شهید بردباری و گذشت را یاد گرفتم و چند نکته اخلاقی که ایشان در آن زمینه‌ها خیلی جلوتر از من بود. در زمینه رعایت مسائل دینی هم شهید سهرابی چند شاخصه در رفتارهایش داشت. مثلاً همیشه دائم‌الوضو بود. می‌گفت: «وقتی می‌خواهیم دست و روی‌مان را بشوریم، چه فرقی می‌کند وضو بگیریم که فضیلت هم دارد.» همچنین ایشان در هر شرایطی حتی وقتی عجله داشت، حتماً بعد از هر نماز تسبیحات حضرت زهرا (س) را می‌خواند. شاید به همین دلیل هم بود که مثل حضرت زهرا سلام‌الله‌علی‌ها به شهادت رسید. 

به شهادت آقا مهدی برسیم. آخرین دیدارتان چه زمانی بود؟ 

۲۳ خردادماه که بامدادش جنگ شروع شد، یک روز قبل از عید غدیر بود و ما آن شب (شامگاه ۲۲ خرداد) به مراسم جشنی به مناسبت عید غدیر رفته بودیم. خیلی هم خوش گذشت و واقعاً شب خاطره‌انگیزی بود. یک جور‌هایی انگار خدا می‌خواست آخرین لحظات درکنار هم بودن‌مان یک شب خاطره‌انگیز باشد. بعد از اینکه به خانه برگشتیم و شام خوردیم، یادم است گویا یمن یکی از کشتی‌های اسرائیلی را زده بود. من با دیدن این خبر زیر لب و با لحن خاصی شعر «ای لشکر حیدر کرار» را می‌خواندم. مهدی پرسید: «چه شده؟» گفتم: «یمن، کشتی صهیونیست‌ها را زده و خیلی خوشحالم که بالاخره در دنیا یک نفر جلوی اسرائیل ایستاده است.» 

تقریباً ساعت یک بامداد بود که با مهدی تماس گرفته شد. با اینکه خواب‌آلود بود، با عجله آماده شد. پرسیدم: «خبری شده؟!» گفت: «نه. این آماده‌باش هم مثل آماده‌باش‌های دیگر است. می‌روم و احتمالاً دو ساعت دیگر یا نهایتاً تا صبح برمی‌گردیم.» خلاصه آقا مهدی رفت و صبح تماس گرفت و کمی صحبت کرد و در آخر از من خواست که به خانه مادرم بروم. من گفتم: «چی شده؟» گفت: «چیزی نیست، نگران نباش. فقط اینکه من فعلاً نمی‌توانم به خانه بیایم. باز هم تماس می‌گیرم.» بعد یک‌شنبه مجدداً تماس گرفت و آخرین باری که با آقا مهدی صحبت کردم، دوشنبه شب بود. بعدازظهر ۲۷ خرداد من خیلی حالم بد بود. استرس و دل‌آشوبه داشتم. شب، پدر ایشان تماس گرفت و گفت که مهدی مجروح شده است. (عصر مهدی مجروح شده بود) اول فکر کردم احتمالاً پایش مجروح شده. اما نمی‌دانستم که اوضاع وخیم‌تر از تصورات من است. 

گویا شهید سهرابی بعد از مجروحیت چند روزی بستری بودند؟ 

بله. ایشان چهار روز و نیم بعد از مجروحیت به شهادت رسید و در این چند روز در کما بودند. آن شب وقتی پدر مهدی به دنبال من آمد، مرا به خانه خودشان برد. پرسیدم: «چرا بیمارستان نمی‌رویم؟» در جواب بهانه می‌آوردند و می‌گفتند: «الان امکان ملاقات نیست.» من خیلی بی‌قرار بودم و یک لحظه آرام نمی‌شدم. نهایتاً از زن عموی شهید پرسیدم و گفتم: «راستش را به من بگویید.» ایشان گفت که آقا مهدی سوخته است و سوختگی‌اش زیاد است. صبح زود به بیمارستان رفتیم. اول اجازه ملاقات نمی‌دادند و بعد از چند ساعت بالاخره اجازه دادند به صورت محدود و همراه با پروتکل‌های خاص به ملاقات همسرم برویم. وقتی مهدی را دیدم، حالم خیلی بد شد. من تحمل دیدن کوچک‌ترین زخمی روی دست مهدی را نداشتم ولی آن موقع، با بدنی روبه‌رو شدم که از سر تا پا باندپیچی بود و صورتش هم ورم داشت. از همان لحظه بی‌قراری من دوچندان شد. هر بار که به بیمارستان می‌رفتیم، انگار روضه جدیدی در ذهن‌مان مرور می‌شد؛ روز اول به ما گفتند مهدی ۹۵ درصد سوخته است. ۹۵ درصد سوختگی کسی که جانت به جانش بسته است، چیز کمی نیست! روز بعد گفتند از پیشانی تا پشت شکستگی دارد. نهایتاً گفتند که پشت سرش کاملاً باز شده و قفسه سینه‌اش هم شکسته و بدنش پر از ترکش است. همان روز اول وقتی به خانه رفتم، بلافاصله پدر و مادرم به بیمارستان رفتند. بعد از آمدنشان حس می‌کردم حال آنها حتی از حال من هم بدتر است. به جرئت می‌توانم بگویم که پدر و مادرم دامادشان را مثل فرزند خودشان دوست داشتند و برای او بی‌تابی می‌کردند. از سؤال‌هایی که از من درباره جراحات مهدی می‌پرسیدند، فهمیدم که شاید آنها چیز‌هایی می‌دانند که من از آن بی‌اطلاعم. بعد از یک روز فهمیدم که فرق سر مهدی شکافته شده. مادرم از دکتر پرسیده بود که چرا بالشت زیر سر مهدی خیس است؟ دکتر به مادرم گفته بود: «یک واقعیتی هست که باید در جریان باشید. ضربه شدیدی به سر ایشان وارد شده و فرق سرش شکافته شده...» 

در روز‌های بعد هم باز به ملاقات شهید رفتیم. ولی هر بار که به بخشی که مهدی آنجا بود می‌رفتم، به قدری گریه می‌کردم که ناچار می‌شدند من را از بخش بیرون کنند. تا یک روز قبل از شهادتش که انگار خدا به واسطه انسی که با قرآن داشتم، یک صبر عجیبی به من عطا کرد. 

این صبری که گفتید، چطور به قلب شما آرامش داد؟ 

قبلش عرض کنم که من در آن چهار روز یا برای ملاقات مهدی به بیمارستان می‌رفتم یا به خاطر اینکه اصلاً خواب و خوراک نداشتم و حالم خیلی بد بود، مرا به درمانگاه می‌رساندند و سرم می‌زدند. روز آخر در حیاط بیمارستان نشسته بودم و قرآنی که با آن کلام‌الله را حفظ می‌کردم در دست داشتم. کمی قرآن خواندم. بعد به خدا گفتم: «داغ مهدی هرچه باشد، در برابر مصائب حضرت زینب سلام‌الله‌علی‌ها در کربلا چیزی نیست. حضرت زینب (س) داغ امام و چندین نفر از خانواده‌شان را دیدند. ولی خدایا من مثل خانم حضرت زینب (س) صبور نیستم. اگر به این طاقت و صبر کم من باشد که نمی‌توانم تحمل کنم. پس خدایا از خودت کمک می‌خواهم. اگر قرار است او جانباز شود و من پرستاری‌اش را بکنم، خودت توان و طاقتش را به من عطا کن و اگر هم قرار است مهدی شهید شود، صبرش را بده.» این حرف‌ها و راز و نیاز‌ها با خدا انگار یک آرامش عجیبی به من داد. با دلی آرام و قدمی استوار جمله «السلام علی قلب زینب الصبور» را زمزمه می‌کردم و از حیاط به اتاق محل بستری مهدی می‌رفتم. 

این بار بالای سر مهدی ایستادم، با او صحبت کردم و قرار و مدار‌هایی با او بستم. کمی قرآن خواندم و بعد هم از زیر قرآن ردش کردم و مهدی را، دلم را و مسیر کل زندگی‌ام را به خدا سپردم و راضی شدم به همان چیزی که خدا به آن راضی بود. 

همان جا از خدا خواستم برای ادامه این راه، حضرت زهرا (س) و حضرت زینب (س) را به کمکم بفرستد. بالاخره سخت بود در این سن و سال، در اوج خوشبختی و جوانی بخواهم چنین غم سنگینی را به دوش بکشم. 

بامداد یکم تیر، دوباره حالم دگرگون شد. حس می‌کردم که این حال بد برای این است که پشت و پناه زندگی‌ام، مهدی، یا به شهادت رسیده یا اینکه قرار است به زودی شهید شود. قرآنم را برداشتم و در آغوش گرفتم. گفتم: «خدایا تو بگو امشب چه اتفاقی افتاده یا قرار است چه بشود؟» 

قرآن را باز کردم. صفحه ۸۹ آمد و اولین آیه‌ای که چشمم به آن خورد، آیه ۶۹ سوره نساء بود: وَمَن یطِعِ اللَّهَ وَالرَّسُولَ فَأُولَئِکَ مَعَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیهِم مِّنَ النَّبِیینَ وَالصِّدِّیقِینَ وَالشُّهَدَاءِ وَالصَّالِحِینَ وَحَسُنَ أُولَئِکَ رَفِیقًا. آنجا بود که فهمیدم از این به بعد، شکل بودن همسرم تغییر کرده و بهترین رفیق و یار و یاورم که مورد فضل ویژه خدا قرار گرفته، بهترین رفیق دنیا و آخرتم شده است. همان شب حدود ساعت ۳ (قبل از اذان صبح) روح بلند مهدی پر کشید. 

پس صبر را در این مصیبت انتخاب کردید؟ 

بله، البته من آدمی نبودم که بتوانم در نبود مهدی صبوری کنم. ولی خدا لطف کرد و چنان صبری در وجودم قرار داد که بعد از شنیدن خبر شهادت همسرم، کمک حضرت زهرا و حضرت زینب (سلام‌الله‌علیهما) را حس می‌کردم و از اول تا آخر مسیر تشییع را پشت تابوت شهیدم رفتم. 

این را هم بگویم که مهدی خیلی محب امام حسن مجتبی علیه‌السلام بودند و همیشه دوست داشتند خادم‌الحسن باشند. هر موقع مراسمی برای امام حسن (ع) گرفته می‌شد، مهدی با اشتیاق فراوانی در آن محفل خدمت می‌کرد و هر جایی که می‌توانست را مزین به نام ایشان می‌کرد؛ پروفایل‌های فضای مجازی، لباس پاسداری و... همیشه می‌گفت: «دوست دارم کاری کنم و کمی از غربت آقا امام حسن (ع) کم شود.» 

به نظر من عشق مهدی به امام حسن (ع) آنجا خیلی خودش را نشان داد که مثل پدر و مادر امام حسن (ع) به شهادت رسید. یعنی مثل حضرت زهرا سلام‌الله‌علی‌ها پیکرش سوخت و مثل امیرالمؤمنین امام علی علیه‌السلام فرق سرش شکافته شد و در سحرگاه به شهادت رسید. 

در همه مراسم مهدی، روضه امام حسن (ع) خوانده شد و مهدی را شهید امام‌حسنی خطاب می‌کنند. چه افتخاری بالاتر از اینها برای یک خادم اهل‌بیت وجود دارد؟ 

به عنوان کلام آخر باید بگویم که شهدا، افرادی هستند که مثل ما بودند و به واسطه انجام کار‌های کوچکی که در کنار هم باعث شد شهیدانه زندگی کنند، خدا به آنها عنایت ویژه‌ای کرده و آنها را با عنوان شهید از دنیا برده است. 

شهدا از جمله شهید مهدی سهرابی که قبل از شهادتش هم فردی بسیار مهربان و دلسوز و اهل کمک کردن بود، قطعاً حالا که محدودیت زمانی و مکانی ندارند، دستشان برای کمک بازتر است. اگر دلمان را به آنها گره بزنیم و آنها را واسطه خیر از جانب خدا کنیم، دستگیر ما هستند. چرا که خدا زنده بودن شهدا را تضمین کرده است.







شنبه ۳۱ مرداد ۱۴۰۵ - 22 August 2026
شناسنامه ملی زمین؛ شرط شفافیت مالکیت و مهار زمین‌خواری
روزنامه هفت صبح

شناسنامه ملی زمین؛ شرط شفافیت مالکیت و مهار زمین‌خواری

راه‌حل موثر، صرفا برخورد قضایی پس از وقوع تخلف نیست. پیشگیری از زمین‌خواری نیازمند یک تحول نهادی و فناورانه است
جهل و حماقت چگونه بر ستم دیدگان حاکم می شود؟/ ارزش‌گذاری بر آسیب‌های جنگ، مخالفان سوریه را دچار انشقاق کرد
سایت خبرآنلاین

جهل و حماقت چگونه بر ستم دیدگان حاکم می شود؟/ ارزش‌گذاری بر آسیب‌های جنگ، مخالفان سوریه را دچار انشقاق کرد

العظمه تأکید می‌کند اعتبارِ سرمایه‌ی ناشی از ستم‌دیدگی از تصدیق جمعی سرچشمه می‌گیرد؛ و گاه فراتر از دیگر ملاک‌هایی اعتباربخشی قرار می‌گیرد. چنان‌که حتی دانشگاهیان سوریِ تبعیدی نیز، اگر سابقه‌ای از ستم‌دیدگی داشته باشند، آن را در کنار موقعیت دانشگاهی خود ذکر می‌کنند و می‌نویسند «استاد دانشگاه و زندانی …
ایران چگونه ایران ماند؟ / گسست از گذشته باستانی یا پیوستگی تاریخی / اندیشه ایرانشهری بدون عنصر اسلامی قابل فهم است؟
سایت خبرآنلاین

ایران چگونه ایران ماند؟ / گسست از گذشته باستانی یا پیوستگی تاریخی / اندیشه ایرانشهری بدون عنصر اسلامی قابل فهم است؟

اینکه چگونه این اندیشه تداوم پیدا کرده، بدون فهم نحوه امتزاج اندیشه ایرانشهری با اندیشه اسلامی، ممکن نیست، و تنها با اتکا بر مواردی چون توأمان بودن دین و ملک قابل‌توضیح نیست. آن دسته از اندیشمندان ایرانشهری که هم عمیقاً مسلمان بودند و هم درک درستی از اسلام و مبانی کلامی و فقهی آن داشتند و هم دل در گرو …
سایت تابناک

روباه مهربانِ فلات ایران

چرا گرمای امسال نمی‌خواهد تمام شود؛ ما خودمان عامل تداوم تابستان هستیم؟
سایت دیدبان ایران

چرا گرمای امسال نمی‌خواهد تمام شود؛ ما خودمان عامل تداوم تابستان هستیم؟

معمولاً حتی در گرم‌ترین روزهای سال، به هنگام شب در روستاها یا مناطق ییلاقی، شاهد کاهش محسوس دما هستیم و هوا به‌مراتب مطبوع‌تر و دل‌نشین‌تر می‌شود ولی در کلان‌شهرها این اتفاق نمی‌افتد.
افکار عمومی چگونه ماجرای قتل مداح تهرانی را روایت کرد؟
روزنامه توسعه ایرانی

افکار عمومی چگونه ماجرای قتل مداح تهرانی را روایت کرد؟

محمد تقی زاده فضای شبکه های اجتماعی، به ویژه توییتر فارسی، در سال های اخیر به یکی از دقیق ترین آینه های سنجش افکار عمومی
رقابت دهک‌ها در کنکور سراسری
سایت جوان آنلاین

رقابت دهک‌ها در کنکور سراسری

آزمون سراسری ۱۴۰۵ با تمام حاشیه‌هایش به دلیل شرایط جنگی، سرانجام در ۲۹ و ۳۰ مرداد ماه با شرکت بیش از یک میلیون و ۷۰ هزار داوطلب در پنج گروه آزمایشی علوم ریاض...
         
روزنامه شرق

حال و هوای کنکوری ها پس از یک ماراتن نفسگیر+ ویدئو

دانش آموزان موسیان دسته جمعی ترک تحصیل کردند؟
روزنامه شرق

دانش آموزان موسیان دسته جمعی ترک تحصیل کردند؟

در استان مرزی ایلام که برخی مناطق با محرومیت‌های تاریخی روبه‌رو هستند، توسعه زیرساخت‌های آموزشی و ساخت مدارس مجهز، ضرورت انکارناپذیر است تا استعدادهای نهفته در روستاها و بخش‌های دورافتاده شکوفا شود.
بازگشت به مدرسه یا ماندن پشت صفحه موبایل؟
سایت جوان آنلاین

بازگشت به مدرسه یا ماندن پشت صفحه موبایل؟

برای خانواده‌ای که این روزها، کم‌کم خودش را برای بازگشایی مدارس مهیا می‌کند، هیچ خبری به اندازه نحوه برگزاری کلاس‌ها اهمیت ندارد
         
سایت تابناک

بلایی که تبریزی‌ها بر سر مزاحم یک دختر آوردند

خودروی میلیاردی گلزار و تراژدی شکاف طبقاتی
سایت عصرایران

خودروی میلیاردی گلزار و تراژدی شکاف طبقاتی

مسئله محمدرضا گلزار نیست. او در این یادداشت بیش از آنکه یک فرد باشد، نماینده پدیده‌ای گسترده‌تر است: تبدیل ثروت به نمایش عمومی و تبدیل سبک زندگی طبقات برخورد...
بن‌بست اطلاع‌رسانی/ پایان دوران رسانه‌های دولتی را به رسمیت بشناسیم
سایت عصرایران

بن‌بست اطلاع‌رسانی/ پایان دوران رسانه‌های دولتی را به رسمیت بشناسیم

رسانه‌ها را پوشش‌دهنده اخبار مقامات کرده‌ایم و بعد می‌گوییم چرا مرجعیت ندارند؟ رسانه باید به کف زندگی مردم برود!
خوانندگی زنان؛ «حلال» اما با مجازاتی شدیدتر از جعل اسناد، دایر کردن قمار خانه، غارت گروهی و آتش زدن هواپیما ! / درباره 4 سال زندان برای «هیوا سیفی زاده»
سایت عصرایران

خوانندگی زنان؛ «حلال» اما با مجازاتی شدیدتر از جعل اسناد، دایر کردن قمار خانه، غارت گروهی و آتش زدن هواپیما ! / درباره 4 …

انشاءکننده حکمی که ابعادی چنین اجتماعی دارد، باید به جامعه توضیح دهد که شعر سعدی، چه با خوانندگی زنان و چه با صدای مردان، اساساً چطور می تواند مردم را به فسا...
۲۵۳ مجتمع در فهرست پناهگاه‌ها
روزنامه هفت صبح

۲۵۳ مجتمع در فهرست پناهگاه‌ها

ساخت مخازن اضطراری آب پس از رأی دیوان عدالت اداری و توقف دریافت هزینه از قبوض آب متوقف شده است
سایت رکنا

شلیک مرگ در جشن عروسی/ کودک 5 ساله قربانی تیراندازی شد

سایت خبرآنلاین

قطع برق در یک از حوزه‌های برگزاری کنکور؛ رئیس سازمان سنجش توضیح داد

قنات؛ اختراعی تمدن‌ساز در دل کویر/ چرا قنات ایرانی یکی از بزرگ‌ترین شاهکارهای مهندسی جهان شناخته می‌شود؟
سایت خبرآنلاین

قنات؛ اختراعی تمدن‌ساز در دل کویر/ چرا قنات ایرانی یکی از بزرگ‌ترین شاهکارهای مهندسی جهان شناخته می‌شود؟

بیشتر پژوهشگران منشأ «قنات» را ایران می‌دانند. شواهد تاریخی نشان می‌دهد این فناوری دست‌کم از دوره هخامنشیان رواج داشته و همراه با گسترش قلمرو ایران به سرزمین‌های دیگر نیز منتقل شده است.
از ۴۷ هزار نفر تا یک میلیون؛ قصه ۵۷ ساله کنکور ایرانی‌ها/ سالی که کنکور تعطیل شد/ پیشی گرفتن داوطلبان زن از چه سالی کلید خورد؟
سایت دیدبان ایران

از ۴۷ هزار نفر تا یک میلیون؛ قصه ۵۷ ساله کنکور ایرانی‌ها/ سالی که کنکور تعطیل شد/ پیشی گرفتن داوطلبان زن از چه سالی کلید …

ماراتن کنکور در ایران از یک آزمون ۴۷ هزار نفری در مرداد ۱۳۴۸ شروع شد و حالا، ۵۷ سال بعد، بیش از یک میلیون نفر در آن رقابت می‌کنند؛ آزمونی که در این نیم‌قرن بارها شکل عوض کرده، تعطیل شده، دوباره برگشته، دو بار در سال برگزار شده و حتی ترکیب جنسیتی داوطلبانش هم کاملاً تغییر کرده است.
پشت پرده لکه نفتی قشم | آیا نفت را عمدا به دریا ریخته‌اند؟ - مردم سالاری آنلاین
روزنامه مردم سالاری

پشت پرده لکه نفتی قشم | آیا نفت را عمدا به دریا ریخته‌اند؟ - مردم سالاری آنلاین

در حالی که در شبکه‌های اجتماعی ادعا شده آلودگی گسترده سواحل قشم ممکن است ناشی از «رهاسازی عمدی نفت از چاه‌ها» باشد، کارشناسان با استناد به تصاویر ماهواره این فرضیه را بسیار بعید می‌دانند.
«کیفیت، عدالت، هویت»؛ شعارهایی که در اجلاس آموزش و پرورش گم شدند
سایت عصرایران

«کیفیت، عدالت، هویت»؛ شعارهایی که در اجلاس آموزش و پرورش گم شدند

آیا مدیران آموزش‌وپرورش، از سطح ستاد تا استان و منطقه، در میان برنامه‌های فشرده، تشریفات رسمی، دیدارها، سخنرانی‌ها و ملاحظات ناشی از میزبانی این حجم از مسئول...
سایت عصرایران

این کنکور معضلی شده ؛ نگاهی سینمایی و متفاوت با پایانی خوش (فیلم)

زنگ خطر در آموزش‌وپرورش؛ معنای معدل ناپلئونی دانش ‌آموزان چیست؟
سایت تابناک

زنگ خطر در آموزش‌وپرورش؛ معنای معدل ناپلئونی دانش ‌آموزان چیست؟

مشکلات آموزش و پرورش برآمده از همه دولتهای گذشته است، اما در دولت فعلی هم وزارتخانه مربوطه نتوانسته تدبیر و ابتکار عمل خاصی از خود بروز و ظهور دهد.
سایت رویداد‌ ۲۴

کنایه نورا هاشمی به شاکی پرونده پژمان جمشیدی

میگنا - Workaholism» یا اعتیاد به کار چیست ؟
سایت میگنا

میگنا - Workaholism» یا اعتیاد به کار چیست ؟

به گزارش میگنا رسانه سلامت روان و تاب آوری ایران «Workaholism» اعتیاد به کار یا «کارزدگی» به وضعیتی گفته می‌شود که فرد به شکل مداوم و اجباری به کار کردن گرایش دارد و نمی‌تواند به‌آسانی از کار فاصله بگیرد.
میگنا - تفاوت‌های جنسیتی در ریسک‌پذیری و انضباط مالی
سایت میگنا

میگنا - تفاوت‌های جنسیتی در ریسک‌پذیری و انضباط مالی

تفاوت‌های جنسیتی در مسائل مالی واقعی بوده و ریشه در ساختارهای عمیق‌تر ذهنی مانند زیان‌گریزی و خوش‌بینی دارند.
هفت دهه جست‌و‌جو برای یک پاسخ: چرا دولت مصدق سقوط کرد؟
سایت فراز

هفت دهه جست‌و‌جو برای یک پاسخ: چرا دولت مصدق سقوط کرد؟

بیش از هفت دهه از ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ گذشته است، اما سقوط دولت محمد مصدق همچنان یکی از مناقشه‌برانگیزترین موضوعات تاریخ معاصر ایران است. در این هفت دهه، ده‌ها کتاب...
سایت انصاف نیوز

بدن چگونه کمبود ویتامین‌ها را اطلاع می‌دهد؟ | انصاف نیوز

آسفالت و بتن‌ریزی بستر رودخانه‌ها، کار عجیب شهرداری‌ها
روزنامه هفت صبح

آسفالت و بتن‌ریزی بستر رودخانه‌ها، کار عجیب شهرداری‌ها

دستکاری بستر رودخانه‌های شهری با بتن و آسفالت سرعت و قدرت جریان آب را افزایش می‌دهد و خطر سیلاب را بیشتر می‌کند
کالا برگ در محاصره گرانی تورم چه بلایی بر سر کالابرگ یک میلیون تومانی آورد؟ | نفت ما
سایت نفت ما

کالا برگ در محاصره گرانی تورم چه بلایی بر سر کالابرگ یک میلیون تومانی آورد؟ | نفت ما

دی ماه سال گذشته بود که همزمان با حذف ارز ترجیحی، کالابرگ یک میلیون تومانی به همه مردم ایران داده شد. کالابرگی که قرار بود با تغییر نرخ کالاهای اساسی نیز اعتبار آن افزایش یابد اما نه تنها این رقم ثابت مانده بلکه برخی فروشگاه‌های طرف قرارداد کالابرگ نیز به دنبال لغو قرارداد هستند و برخی از آنها نیز فروش …
سایت فرارو

تصاویر؛ حاشیه‌هایی از کنکور سراسری سال ۱۴۰۵

روزنامه هفت صبح

پدرم به من لکسوس نداد نقشه قتلش را کشیدم

سایت دیدبان ایران

نجات زن جوان از چنگ گروگان‌گیر در غرب تهران

سایت عصرایران

تخریب برج ۱۰ طبقۀ ۲ هزار میلیاردی در اراضی ملی میگون

واقعاً فراجناحی بود؟!
روزنامه توسعه ایرانی

واقعاً فراجناحی بود؟!

محمدتقی زاده سه شنبه شب، ۲۷ مردادماه، اختتامیه جشنواره انجمن روزنامه نگاران ایران در حالی برگزار شد که بیانیه هیأت داوران و لحن و متن
سایت فرتاک

«غر زدن» بهانه حمله خونین به همسر؛ زن ۳۸ ساله تا یک قدمی مرگ رفت

سایت برترینها

تصویر کلثوم اکبری در نشریه نیویورک پست آمریکا

سایت تابناک

حادثه وحشتناک در علم‌کوه؛ داستان ۲۴ ساعت نجات!

سایت رویداد‌ ۲۴

ببینید| تصویری از آتش‌سوزی در پالایشگاه تهران

سایت تابناک

رانندگی پرخطر، جاده را جهنم کرد+شمار فوتی‌ها

آتش، بلای جان بازارها | همه آتش‌سوزی هایی که در بازارهای تاریخی اتفاق افتاد
خبرگزاری همشهری‌آنلاین

آتش، بلای جان بازارها | همه آتش‌سوزی هایی که در بازارهای تاریخی اتفاق افتاد

آتش‌سوزی‌های پیاپی در بازارهای تاریخی ایران، تنها چند حجره و مغازه را تهدید نمی‌کند؛ هر بار بخشی از میراث معماری و قلب تپنده اقتصادی شهرها در معرض تخریب و خسارت قرار می‌گیرند.
چرا برخی به روایت‌های غیررسمی اعتماد می‌کنند؟
خبرگزاری ایسنا

چرا برخی به روایت‌های غیررسمی اعتماد می‌کنند؟

یک کارشناس حوزه رسانه و ارتباطات گفت: اگر رسانه رسمی می‌خواهد دوباره جایگاه خود را تقویت کند، باید چیزی بیشتر از خبر درست ارائه دهد. باید اعتماد تولید کند. اعتماد با لوگو یا بخشنامه یا حتی با تکرار عبارت منابع آگاه ساخته نمی‌شود. اعتماد از شفافیت، پاسخگویی، سرعت، پذیرش خطا و مهمتر از همه از احترام به …
وقتی پسماندهای ساختمانی؛ روان جمعی شهرها را برهم می‌زنند
خبرگزاری ایسنا

وقتی پسماندهای ساختمانی؛ روان جمعی شهرها را برهم می‌زنند

روان‌پزشکان و متخصصان سلامت محیط هشدار می‌دهند که انباشت نخاله‌های ساختمانی در معابر شهری، فراتر از یک آلودگی بصری، عاملی قدرتمند برای افزایش استرس، اضطراب و فرسایش سرمایه روانی شهروندان است.
نقدی بر ابهام حکمرانی در «شستا»/ کارگران و بازنشستگان خواستار نظارت دائمی بر عملکرد شرکت‌ها هستند
خبرگزاری ایلنا

نقدی بر ابهام حکمرانی در «شستا»/ کارگران و بازنشستگان خواستار نظارت دائمی بر عملکرد شرکت‌ها هستند

یک فعال کارگری گفت: پرسش امروز میلیون‌ها بیمه شده‌ی تامین اجتماعی روشن است؛ وقتی هیچ نظام نظارتی جامع و قانونی برای نظارت بر شستا وجود ندارد، مدیران این مجموعه در برابر چه مرجع مستقلی و با چه سازوکار الزام‌آوری باید پاسخگوی تصمیمات و عملکرد خود باشند؟
آهسته برانید؛ هلیا در حال پیدا کردن قلمرو برای توله‌هایش
خبرگزاری ایسنا

آهسته برانید؛ هلیا در حال پیدا کردن قلمرو برای توله‌هایش

پناهگاه حیات‌وحش میاندشت جاجرم بار دیگر میزبان یوز ماده «هلیا» و سه توله‌اش شده است؛ حضوری که ضرورت همراهی مردم برای حفاظت از این گونه ارزشمند و در معرض خطر انقراض را دوچندان کرده است.
دریا تنها قاتلی که محاکمه نمی‌شود!
خبرگزاری ایرنا

دریا تنها قاتلی که محاکمه نمی‌شود!

ساری - ایرنا - همزمان با اوج‌گیری حضور مسافران در سواحل استان مازندران، گزارش‌های رسمی از جان باختن ۲۱ نفر در آب‌های ساحلی این استان خبر می‌دهد؛ رخدادهایی که ریشه در بی‌احتیاطی و نادیده گرفتن هشدارهای ایمنی دارد.
خبرگزاری ایرنا

شناسایی جنسیت یوزپلنگ رها در طبیعت؛ «هیوا» نر است

دانش‌آموزان در کشاکش کتاب و گوشی؛ وقتی «مهارت تمرکز» کمیاب می‌شود
خبرگزاری ایرنا

دانش‌آموزان در کشاکش کتاب و گوشی؛ وقتی «مهارت تمرکز» کمیاب می‌شود

بروجرد - ایرنا - کاهش تمرکز و عمق مطالعه دانش‌آموزان به موضوعی جدی برای خانواده‌ها و معلمان تبدیل شده است به نحوی که والدین از وابستگی فرزندان به گوشی می‌گویند، معلمان ضعف حل مساله و کارشناسان «تغییر سبک شناختی» نسل جدید را گزارش می‌کنند که به گفته آنان با هوش مصنوعی و بمباران اطلاعاتی، ابعاد تازه‌ای …
روایت هویت ایرانی در ۱۶۰ سند تاریخی؛ گشت‌وگذاری در موزه ثبت احوال تهران
خبرگزاری ایرنا

روایت هویت ایرانی در ۱۶۰ سند تاریخی؛ گشت‌وگذاری در موزه ثبت احوال تهران

تهران- ایرنا- موزه ثبت احوال ایران تاریخچه ای از فرایند سجلی ایرانیان را در خود به یادگار جای داده که در آن شناسنامه افراد و چهره‌های مشهور ایرانی برای نسل های آینده بایگانی شده است.
جنگل گلریز قرق هر روز زخم تازه‌ای برمی‌دارد
روزنامه هفت صبح

جنگل گلریز قرق هر روز زخم تازه‌ای برمی‌دارد

مدیرکل منابع طبیعی گلستان تنها یک مورد تخلف را تأیید می‌کند، در حالی که منابع محلی از تخلفات گسترده‌تری خبر می‌دهند
استخدام را از واسطه پس بگیرید
روزنامه هفت صبح

استخدام را از واسطه پس بگیرید

۳۱ هزار شرکت تأمین نیروی انسانی فعال‌اند اما میزان دریافتی‌شان و سهم واقعی کارکنان‌ آنها همچنان شفاف نیست
سایت رکنا

عکس صحنه مرگ دردناک 2 دختر 22 و 25 ساله در کوییک مچاله شده / ببینید خودرو ایرانی چه بر سر 2 دختر آورد

بازار سوخته
سایت روزنامه سازندگی

بازار سوخته

حریق گسترده بیش از ۲۰ مغازه را در بافت تاریخی گرگان خاکستر کرد
افتخار در استکهلم
سایت روزنامه سازندگی

افتخار در استکهلم

کاوه مدنی برنده جایزه نوبل آب جهانی شد
سرمقاله خراسان/ امیدهای جدید از انتصابات جدید عدلیه | آخرین خبر
سایت آخرین خبر

سرمقاله خراسان/ امیدهای جدید از انتصابات جدید عدلیه | آخرین خبر

خراسان/ «امیدهای جدید از انتصابات جدید عدلیه» عنوان یادداشت روز در روزنامه خراسان به قلم صادق غفوریان است که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید: قوه قضاییه روز گذشته، یک اتفاق بزرگ در عرصه مدیران عالی خود را تجربه کرد؛ صدور حکم انتصاب ۹ مدیر عالی‌رتبه این قوه در یک روز، صرفاً یک جابه‌جایی اداری نیست؛
مخل امنیت ملی است
سایت روزنامه سازندگی

مخل امنیت ملی است

معاون حقوقی پزشکیان خبر داد: طرح «مقابله با نفوذ» مغایر حقوق شهروندی و خلاف موازین شرع است
سایت رویداد‌ ۲۴

ببینید| حمایت ترانه علیدوستی از ملیکا پارسادوست شاکی پرونده پژمان جمشیدی

سایت رویداد‌ ۲۴

ببینید| یک روحانی خود را خلع لباس کرد؛ با لباس شخصی بر منبر حاضر می‌شوم

مسعود کوثری: خشم شهریِ «ناجنبش ها» و بیکاران، یک بمب ساعتی است که زیر جامعه و حکومت قرار دارد
سایت عصرایران

مسعود کوثری: خشم شهریِ «ناجنبش ها» و بیکاران، یک بمب ساعتی است که زیر جامعه و حکومت قرار دارد

ناجنبش‌ها گروه‌هایی از مردم هستند که دلخور و ناراضی‌اند، جای خودشان را در جامعه پیدا نمی‌کنند: مثل جوان‌ها ، زنان و گروه‌های تهیدست جامعه. اینها به سمت یک جن...
سایت رویداد‌ ۲۴

حکم اعدام قائم حسینی اجرا شد