مهدی اخوان ثالث، در سال ۱۳۰۷ در مشهد زاده شد و در ۴ شهریور ۱۳۶۹ در تهران درگذشت. او از نخستین سالهای فعالیت ادبی، با تخلص «م. امید» شناخته شد؛ تخلصی که در تقابل ظریف با بسیاری از مضامین تلخ و شکستمحور شعرهایش، خود حامل نوعی امید تاریخی و پنهان بود. او از یک سو با میراث شعر کلاسیک فارسی، بهویژه زبان استوار و حماسی شاعران خراسانی، پیوندی عمیق داشت و از سوی دیگر، از ظرفیتهای شعر نیمایی برای بیان بحرانهای اجتماعی و سیاسی روزگار خود بهره گرفت. اخوان با آثاری چون «ارغنون»، «زمستان»، «آخر شاهنامه»، «از این اوستا» و «در حیاط کوچک پاییز در زندان»، زبان شعر نو را به قلمرویی برای بازنمایی شکست آرمانها، تنهایی انسان معاصر و گسست تاریخی جامعه ایرانی تبدیل کرد.
او در «زمستان»، این زبان تاریخی و حماسی در خدمت ترسیم جامعهای قرار میگیرد که پس از تجربه امیدهای ملی و سیاسی، ناگهان با سرمای سرکوب و خاموشی مواجه شده است؛ ازاینرو، زمستان در شعر اخوان تنها فصل طبیعت نیست، بلکه نامی نمادین برای دورهای از تاریخ ایران است که در آن روابط انسانی، امید اجتماعی و امکان گفتوگو یخ میزند و شاعر، با زبان فاخر و تصاویر ماندگار خود، شناسنامه عاطفی و تاریخی آن شکست را ثبت میکند.
تجربه شکست تاریخی در بستر زبان، یادگاری ادبی از دورانی سرد و سیاه …







































































































