اقتصاد دستوری، ناوگانی پرمصرف و فرسوده ساخته و مسیر رقابت و نوسازی را بسته است؛ حالا دولت میخواهد هزینه ناترازی بنزین را با آزادسازی گزینشی قیمت از مردم بگیرد.
راننده در جایگاه سوخت، آخرین حلقه زنجیرهای است که دولت طی چند دهه ساخته است؛ زنجیرهای که از حمایت بدون شرط از صنعت خودرو آغاز میشود، از محدودیت واردات و ناکامی اسقاط میگذرد و به باک یک ناوگان پرمصرف و فرسوده میرسد. مردم این خودروها را طراحی نکردهاند، قواعد بازار را ننوشتهاند و راه ورود محصولات کممصرف را نبستهاند؛ بااینحال، اکنون که منابع دولت برای ادامه تأمین بنزین ارزان محدود شده، فقط در لحظه پرداخت از قیمت جهانی و بازار آزاد سخن گفته میشود.
هر بار آمار مصرف بنزین بالا میرود، انگشت اتهام ابتدا بهسوی راننده نشانه میرود؛ مردمی که زیاد سفر میکنند، به خودرو شخصی وابستهاند یا قدر سوخت ارزان را نمیدانند. بخشی از این انتقاد بیراه نیست. قیمت پایین، استفاده بیضابطه از خودرو، قاچاق و توزیع ناعادلانه یارانه را تشدید کرده است، اما باک خودرو پایان این داستان است، نه آغاز آن.
در ۲۴ روز نخست تیر ۱۴۰۵، روزانه حدود ۱۳۴.۵ میلیون لیتر بنزین در کشور توزیع شد. تولید پالایشگاهی نزدیک به ۱۱۱ میلیون لیتر بود و با اضافهشدن ۱۵ تا ۱۶ میلیون لیتر بنزین اختلاطی، مجموع تأمین روزانه به حدود ۱۲۷ میلیون لیتر رسید. این فاصله نشان میدهد ایران با یک ناترازی واقعی روبهروست و ادامه وضع موجود، بدون کاهش مصرف یا افزایش عرضه، امکانپذیر نیست.
پذیرفتن این واقعیت به معنای پذیرفتن هر نسخهای نیست. ناترازی بنزین فقط در پمپبنزین ساخته نشده که درمانش نیز از همانجا آغاز شود. بخشی از مصرف سوخت سالها قبل، هنگام تعیین سیاست صنعتی، انتخاب فناوری، تدوین استاندارد مصرف، محدودکردن رقابت و رهاکردن ناوگان فرسوده شکل گرفته است. …




















































































































