خیلی وقتها وقتی در یک معامله، کار یا تصمیم مالی ضرر میکنیم، به جای اینکه بایستیم و جلوی خسارت بیشتر را بگیریم، دست به کارهای عجولانهتری میزنیم تا فقط باخت قبلی را جبران کنیم؛ اما نتیجه این تصمیمهای پشتسرهم، درست مثل دستوپا زدن در باتلاق است: هر قدمی که برای فرار برمیداریم، ما را در باتلاق ضررهای سنگینتر فرو میبرد. به این چرخه خودتخریبگر «مارپیچ زیان» میگویند.
به بیان الهه آل محمدی نویسنده و مدرس سواد مالی مارپیچ زیان به زبان ساده یعنی یک زنجیرهی تصمیمهای عجولانه که هر کدام فقط برای پوشاندن زیان قبلی گرفته میشود؛ اما بازده تجمعی این رفتار چیزی جز تشدید ضرر نیست. گویی فرد برای بیرون آمدن از یک چاله، خود را به دام عمیقتری میافکند و بهجای توقف در نقطه باخت، به صورت پیوپه سرمایه بیشتری را به سیاهچالهی از دست رفته تزریق میکند. مطالب پیشنهادی مدیریت مالی خانواده در زمان ابر تورم ۱۴۰۵/۰۶/۱۱ بررسی ۴ الگوی ذهنیِ پنهان در رابطه با پول ۱۴۰۵/۰۶/۱۳
این پدیده رفتاری که در بازارهای مالی، مدیریت کسبوکار و حتی زندگی روزمره بهکرات رخ میدهد، ریشش در دو سوگیری شناختی کلیدی است؛ زیانگریزی، یعنی درد ناشی از از دست دادن چیزی که دو برابر لذت بهدست آوردن همان است، و اصرار بر جبران کاذب هزینههای هدر رفته. بهمحض آنکه ذهن ناخودآگاه تصمیمگیرنده را به عدم پذیرش شکست سوق میکند، ورود به این مارپیچ خودتخریبگر آغاز میشود.
مهار این فرایند اما کاملاً ممکن است. پایبندی به قواعد از پیش تعیینشده ضرر، توقف بهنگام و پذیرش شجاعانه یک باخت محدود، اساسیترین سلاحها در برابر دام خاموش ضررهای فزاینده به شمار میروند.
۱ زیانی که هدفش نجات ما بود …



































































































































































