بودجه، در ظاهر، سند دخلوخرج یک سال دولت است؛ اما در عمل، دربارهی یک سال تصمیم نمیگیرد. هر ردیف درآمدی و هر قلم هزینه، میتواند بر مسیر رشد اقتصادی، سرمایهگذاری و حتی رفاه سالهای بعد اثر بگذارد. به همین دلیل، اقتصاددانان بودجه را صرفاً یک سند مالی نمیدانند؛ بلکه آن را یکی از مهمترین ابزارهای سیاستگذاری میشناسند. پرسش اصلی اینجاست که آیا بودجه، منابع امروز را مدیریت میکند یا منابع فردا را مصرف؟
اقتصاد ایران سالهاست با کسری بودجه ساختاری روبهروست. این به آن معناست که حتی در صورت تحقق بخش قابل توجهی از درآمدهای پیشبینیشده، میان هزینههای دولت و منابع پایدار آن شکاف وجود دارد. تا زمانی که این شکاف از طریق اصلاح نظام مالیاتی، افزایش بهرهوری هزینهها یا کوچکتر شدن دولت جبران نشود، ناگزیر باید از مسیرهای دیگری تأمین شود؛ مسیرهایی که معمولاً هزینهی واقعی آنها در همان سال دیده نمیشود.
یکی از این مسیرها، انتشار اوراق بدهی است. انتشار اوراق، در ذات خود اقدام نامطلوبی نیست. تقریباً همهی دولتهای دنیا از بازار بدهی استفاده میکنند. تفاوت در این است که منابع حاصل از استقراض در چه محلی هزینه میشوند. اگر بدهی صرف سرمایهگذاری در زیرساخت، حملونقل، آموزش یا پروژههایی شود که در آینده بازده اقتصادی ایجاد میکنند، بازپرداخت آن نیز از محل همان رشد اقتصادی امکانپذیر خواهد بود. اما اگر این منابع صرف
پرداخت هزینههای جاری شود، دولت تنها پرداختهای امروز را به سالهای بعد منتقل کرده است.
اینجاست که مفهوم «پیشخور کردن آینده» معنا پیدا میکند.
وقتی بخش قابل توجهی از درآمدهای سالهای آینده باید صرف بازپرداخت اصل و سود بدهیهای گذشته شود، قدرت مانور دولت برای سرمایهگذاری جدید کاهش مییابد. در چنین شرایطی، هر دولت، بخشی از بودجهی خود را پیش از آغاز سال مالی از دست داده است؛ زیرا تعهداتی را به ارث میبرد که محصول تصمیمهای گذشته هستند. …































































