روزنامه فرهیختگان نوشت: در ارزیابی نبرد میان دو طرف بعد از نیمسال، ترامپ خوب میداند که شکست بدی خورده، نطق او در روزهای آغاز جنگ را به خاطر بیاورید. سقوط حکومت، تجزیه ایران، تغییر رفتار ملت و... هیچکدام محقق نشده است. جدیترین افکارسنجیها نشان میدهد، ترامپ در انتخابات آبان، کنگره را خواهد باخت. او حالا میخواهد کاری انجام دهد که ارزش اینهمه هزینه را داشته باشد. اوضاع را تغییر دهد.
وضعیت ترامپ با ما متفاوت است. ما باید پیروزی بهدستآمده را تثبیت و بازدارندگی ایجاد کنیم؛ اما ترامپ به دنبال تبدیل شکست به پیروزی است؛ ازاینرو پیوند آسمان و خیابان تبدیل به مسئله مرکزی ائتلاف شکستخوردههای تلآویو و نیویورک شده است. بازی با کارتهای مختلف و چرخش به سمت ابزارهای گوناگون از محاصره گرفته تا تحریم پلاس و درگیری تا زیر سطح آستانه نبرد بزرگ که این روزها در دستور کار ترامپ قرار گرفته است.
این رویکرد از یک طرف میتواند بهعنوان ابزاری برای سردرگم کردن ایران فهمیده شود؛ اما از طرف دیگر هم معنای منقضیشدن کارتهای قبلی را میدهد. ترامپ امروز مثل بیمار لاعلاجی است که هر کس هر دارویی را به او پیشنهاد کند لاجرعه سر میکشد حتی اگر با هم تداخل داشته باشند.
کار ترامپ و نوچه جدیدش بسنت برای تحریک مردم ایران از عملیات روانی و نبرد شناختی به التماس و تمنا کشیده است، رئیس باند اپستین رسماً میگوید چرا شورش نمیکنید؟ با این پیشفرضها بهتر میتوان فهمید که چرا دال مرکزی گفتمانی که رهبر انقلاب در این ماهها در پیامهایشان ساختهاند وحدت و انسجام است. در نبردی که امروز برای ما وجودی و برای ترامپ حیثیتی است در نبردی که میتواند پایانش پیروزی بزرگ ملت ایران و تولید بازدارندگی و قدرت برای ما باشد، در جنگی که معادله امنیتی منطقه را میتواند تا دههها تغییر دهد، در جنگی که اپوزیسیون ایرانستیز در پایان آن به زبالهدان تاریخ خواهد رفت و... نباید فهم چرایی انسجام و فرسوده نکردن انرژی ملی در دعواهای سخیف داخلی کاری پیچیده باشد؛ اما چرا در میان بخشهایی از سیاسیون رفتاری خلاف این اصل بدیهی را میبینیم؟ …






















































































































































