در بحبوحه این تنش، آرامکو باید همزمان دو جبهه متضاد را مدیریت کند: از یکسو باید نشان دهد که آسیب به خط لوله شرق-غرب کنترل شده تا مشتریان آسیایی را نگه دارد؛ به همین دلیل بارگیری در راستنوره و جبیل را دوبرابر کرده و نفتکشهای غولپیکر را با علائم ردیابی خاموش از هرمز عبور میدهد. اما از سوی دیگر، همین اقدام یعنی پذیرش ریسک مستقیم در مسیری که حوثیها در آن فعالاند. خریداران آسیایی نیز منفعتجویانه عمل میکنند: یعنی با پذیرش تاخیر در بارگیری از بندر ینبع در ازای دریافت نفت از سوهار، ریسک را میپذیرند تا از قیمتهای بحرانی در امان بمانند.
کرملین اما بازی پیچیدهتری را دنبال میکند؛ دیمیتری پسکوف، سخنگوی کرملین، در حالی از «ایده خوب» دونالد ترامپ رئیسجمهور آمریکا برای آتشبس انرژی استقبال کرده که همزمان شرط لغو تحریمها را پیش کشید؛ نشانهای که آتشبس برای کرملین ابزار چانهزنی است، نه هدف مستقل. ولودیمیر زلنسکی، رئیسجمهور اوکراین، نیز پذیرش آتشبس را منوط به تضمین آمریکا کرده، درحالیکه کییف پالایشگاهها را «هدف مشروع نظامی» میداند؛ یعنی از نگاه اوکراین، این ابزار فشار به این سادگی کنار گذاشته نمیشود. سناریوهای پیش رو
تحلیلگران بازار انرژی، بسته به تحولات دو جبهه، چند مسیر را محتمل میدانند:
موسسه مالی سیتیگروپ انتظار دارد تنش در خاورمیانه در کوتاهمدت تشدید شود و قیمت نفت خام و فرآوردههای نفتی را بالا نگه دارد، تا آنکه تنگه هرمز در نیمه چهارم ۲۰۲۶ با پشتیبانی دیپلماسی منطقهای بازگشایی شود؛ فرض کلیدی این سناریو، دستیابی به یک توافق سیاسی است که فعلا هیچ نشانهای از آن دیده نمیشود. …

































































































































































