این بخش بهصورت خودکار گردآوری شده است. برای مطالعه کامل خبر، به منبع اصلی مراجعه کنید.
سمیرا دردشتی، روزنامهنگار / او که زمانی یکی از نخستین امیدهای پیروزی نهایی لیبرال دموکراسی بود، خود در خط مقدم زوال آن نیز قرار گرفت و تا سال ۲۰۱۴ که هنوز در قدرت بود، لحن خود را یکسره تغییر داد. دیگر خبری از فراخوانهای آزادی نبود. اوربان در عوض با افتخار اعلام کرد در حال ساختن یک دولت غیرلیبرال و جامعهای مبتنی بر کار است و همزمان نیز از مسیحیت اروپایی دفاع میکند. او قدرت اجرایی را در دست خود متمرکز کرد، برای آزادی بیان خط و نشان کشید و رسانهها و دانشگاهها را تعطیل کرد. کار به جایی رسید که اوربان برای بسیاری از سیاستمداران ضدلیبرال در سراسر جهان، از جمله در ایالات متحده، الهامبخش شد و حالا حتی با وجود اینکه از قدرت برکنار شده، به نمادی از مسیر نزولی لیبرالیسم تبدیل شده است اما این سیر نزولی چگونه رخ داد؟برای سالها به نظر میرسید پیشبینی فرانسیس فوکویاما مبنی بر اینکه پایان تاریخ فرا رسیده، در حال تحقق باشد و آیندهای روشنتر برای لیبرالیسم و لیبرال دموکراسی در پیش است. فوکویاما در این احساس تنها نبود. بسیاری معتقد بودند جهان تغییر کرده و حرکت به سوی دموکراسی و آزادی بیشتر، توقفناپذیر است. با این حال خوشبینی گسترده آن روزها، اکنون جای خود را به احساس بحران داده است. برای مدتی مدید لیبرالیسم و لیبرال دموکراسی الهامبخش جهان بود و بسیاری از آنچه مردم آرزویش را داشتند، محقق کرد. تا اواسط قرن بیستم حتی نیروی کار یدی (طبقه کارگر) بهطور سخاوتمندانه پاداش میگرفت و حس رفاه مشترک حاکم بود اما چندی بعد بحران فرا رسید. دقیقاً چه اتفاقی افتاد؟ …
































































































































