هوش مصنوعی ممکن است جهانی باشد، اما انسانهایی که از آن استفاده میکنند شبیه یکدیگر نیستند.
تصور کنید یک سامانه هوش مصنوعی، توصیهای یکسان درباره مراقبت از سالمندان به سه خانواده در ایران، ژاپن و یک کشور اروپایی ارائه کند. از نظر فنی، پاسخ ممکن است کاملاً مشابه باشد؛ اما واکنش این خانوادهها الزاماً یکسان نخواهد بود. چرا؟
زیرا پشت هر تصمیم انسانی، مجموعهای از ارزشها، تجربههای تاریخی، روابط خانوادگی، باورهای اجتماعی و سنتها قرار دارد.
اینجاست که باید یک سؤال مهم مطرح کنیم: آیا میتوان یک هوش مصنوعی واحد ساخت و انتظار داشت همه فرهنگهای جهان آن را به یک شکل بپذیرند؟
پاسخ به احتمال زیاد منفی است.
در بعضی جوامع، خانواده نقش محوری در تصمیمگیری دارد. در برخی دیگر، استقلال فردی ارزش پررنگتری است. یک جامعه ممکن است نسبت به جمعآوری اطلاعات شخصی حساسیت زیادی داشته باشد و جامعهای دیگر در برابر استفاده از دادهها برای دریافت خدمات بهتر انعطاف بیشتری نشان دهد.
حتی مفهوم «اعتماد به ماشین» نیز میتواند تحت تأثیر فرهنگ قرار گیرد.
بنابراین آینده هوش مصنوعی فقط مسابقهای برای ساخت مدلهای قدرتمندتر نیست؛ بلکه مسابقهای برای ساخت فناوریهایی است که انسان و زمینه فرهنگی او را بهتر بفهمند.
این موضوع برای ایران اهمیت ویژهای دارد.
ما جامعهای با پیشینه تاریخی طولانی، تنوع قومی و زبانی، روابط خانوادگی گسترده و مجموعهای غنی از آیینها و ارزشهای اجتماعی هستیم. اگر قرار باشد هوش مصنوعی در آموزش، سلامت، خدمات عمومی، کسبوکار و زندگی روزمره ما حضور جدی پیدا کند، نمیتوان انتظار داشت صرفاً نسخهای از سامانههای طراحیشده برای فرهنگهای دیگر را وارد کنیم و همان نتیجه را بگیریم.
برای مثال، یک دستیار هوشمند ایرانی فقط نباید فارسی صحبت کند؛ باید فارسی را در بستر فرهنگ ایرانی بفهمد. …



































































































































































