برای کار پژوهشی درباره اندیشه امام شهید حضرت آیتاللهالعظمی خامنهای با توجه به حوزههای گوناگونی که در بیانات ایشان وجود دارد، سوژههای بسیار زیادی را میتوان دستمایه تولید اثر مکتوب کرد. میان اینهمه سوژه متنوع چهچیزی باعث شد که شما احساس نیاز به موضوع سنتهای الهی بکنید و چه انگیزههایی برای تولید کتاب «در آغوش نیل» داشتید؟
برای ما رفتن به سراغ موضوع سنتهای الهی در نظام فکری رهبر شهید انقلاب چند وجه داشت. اولین وجه این بود که ما احساس کردیم موضوع سنتهای الهی و اعتماد به وعدههای الهی در نظام اندیشهای و سبک حکمرانی آقا جایگاه خیلی ویژه و متمایزی دارد؛ یعنی جهتگیریهای فکری و اعتقادی و عملی و مدیریتی رهبر شهید خیلی متکی به موضوع سنتهای الهی است که این هم ریشه در تفکر و حکمرانی قرآنی آقا دارد؛ چون سنتهای الهی بهصورت خاص یک بحث قرآنی محسوب میشود؛ مخصوصاً در سالهای اخیر ما دیدیم که این بحث در نظام فکری آقا خیلی پررنگ و نمایان است و انگار نوع مواجههای که آقا با جبهه استکبار شکل دادند و نظام اسلامی را در مقابله با استکبار و صهیونیزم راهبری میکردند به نحوی بنیادش متکی به بحث سنتهای الهی است.
وجه دیگر این بود که دغدغه مخاطب از لحاظ نظام محاسباتی و تحلیلی با ولی فقیه و رهبری یک همافقی و هماهنگی پیدا کند. احساس کردیم اگر بخواهد این شکل بگیرد، باید زیربنای فکریاش که یکی از مهمترینهایش سنتهای الهی در نگاه آقا هست، برای مخاطب جا بیفتد. نوع نگاه آقا به تحولات و شیوه مواجههای که سامان میدهند بر اساس سنتهای الهی است و حوادث را بر این اساس تحلیل میکنند و با آن برخورد میکنند. مخاطب مؤمن انقلابی هم باید بر اساس همین نوع نگاه و همین شاکله فکری و عملی با مسائل مواجه شود؛ لذا این بحث از این سو هم دارای اهمیت بود.
وجه دیگر هم این بود که موضوع سنتهای الهی و اعتماد به وعدههای الهی و کلاً ادبیات و مباحث قرآنی و دینی علیرغم اهمیت زیاد آن در نگاه رهبر شهید انقلاب، تا به امروز موضوع پژوهش و تدوین کتابهای جامع قرار نگرفته بود؛ یعنی در این حوزه ما با فقر علمی و فقر ادبیات نظری و تئوریک روبهرو بودیم و تقریباً هیچ محتوای مدوّن جامعی وجود نداشت، علیرغم اینکه این موضوع برای رهبر شهید انقلاب خیلی مهم بود. البته آثار مختلفی در حوزه فکری ایشان تولید شده است، ولی در مورد این موضوع، چیزی وجود نداشت.
این دو سه مورد باعث شد که ما تقریباً از یک سال و نیم قبل از شهادت رهبر شهید انقلاب این موضوع پژوهشی برایمان پررنگ شود. بنده به اتفاق خانم محبی که از پژوهشگران حوزه نظام فکری و بیانات رهبر شهید انقلاب هستند، این موضوع را در دستور کار گذاشتیم و کار تقریباً از یک سال و نیم قبل از شهادت رهبر انقلاب کلید خورد. پژوهش کردیم، کار یکی دو بار تکمیل شد، بعضی جاها اصلاحات ساختاری و محتوایی و روشی را اعمال کردیم و مشورتها و جستوجوهای مختلفی کردیم. چشماندازمان این بود که در اردیبهشتماه 1405 به نمایشگاه کتاب برسد، ولی تقدیر الهی اینگونه بود که شهادت رهبر شهید انقلاب اتفاق افتاد و نهایتاً این کتاب بعد از شهادت ایشان در رواق کشوردوست در نزدیکی مقتل ایشان رونمایی شد.
«در آغوش نیل» چه میخواهد بگوید؟ هدفش بهعنوان یک اثر مکتوب چیست؟
ما یک بحثی در نگاه اسلامی شیعی داریم با عنوان سنتهای الهی که در واقع این سنتهای الهی، قوانین و قواعد و شیوههای اعمال اراده الهی در تحولات جوامع بشری و آن حرکت و صیرورت تاریخ بشری است. در نگاه مادی این موضوع مطرح نیست؛ چون در مکاتب مادی فقط بر اساس متغیرهای مادی و طبیعی با مسائل برخورد میکنند و با مسائل معنوی سروکاری ندارند. در مکاتبشان به سراغ این نوع ادبیات و این نوع نگاه طبیعتاً نمیروند. در نگاه اسلامی شیعی این بحث بهصورت جدی مطرح است که خداوند از طریق یک مجموعه قوانینی جوامع بشری را مدیریت میکند و اراده خودش را بر حرکت تاریخی بشر اعمال میکند؛ در واقع، اراده الهی در حرکت جوامع اعمال میشود. این کتاب در پی آن است که موضوع سنتهای الهی را از نگاه رهبر شهید انقلاب شرح دهد؛ یعنی تعریف سنتهای الهی چیست، چه خصوصیاتی دارد، کارکردهایش چیست و موارد این قوانین چیست.
ما چهل و شش مورد از این قوانین را در این پژوهش احصا کردیم که یک دستهبندی هم در فصل مربوط به خودش دارد. موضوع دیگر این است که ما اگر با سنتهای الهی خودمان را تطبیق بدهیم و مطابق آن حرکت کنیم، میتوانیم به پیشرفت و دستاورد برسیم و احیاناً اگر آنها را نادیده بگیریم و منطبق بر آنها حرکت نکنیم، چه آسیبها و شکستهایی را ممکن است تجربه کنیم. اصلاً سهم مجاهدت انسان چیست؛ چون موضوع سنتهای الهی برخلاف تصوری که دورادور ممکن است برای برخیها به وجود بیاورد که یک موضوع جبری هست اتفاقاً عمده مباحث رهبر شهید انقلاب منبعث از نگاه دینی و اسلامی و قرآنی این است که اراده و عمل انسان کاملاً مرتبط و مؤثر در تحقق عمده این سنتهای الهی است. و نهایتا در کتاب به مصادیق و نمونهها و شواهدی از تحقق سنتهای الهی در طول تاریخ، هم تاریخ انبیاء و هم تاریخ اسلام و هم تاریخ انقلاب اسلامی و هم دوران بیداری اسلامی و جبهه مقاومت و ... پرداخته شده است.
در واقع برای اینکه نگاه منظومهواری شکل بگیرد که اساساً سنتهای الهی معنا و ابعادش چیست، این کار را دنبال کردیم. به نظرم تا حدی این توفیق پیدا شده است و کتاب توانسته است آن چهارچوب کلی و رئوس و محکمات اندیشه رهبر شهید انقلاب را در این زمینه ارائه کند.
کتاب «در آغوش نیل» چه پاسخی به نیازهای روز دارد؟ چون گفتید تقریباً یک سال و نیم قبل از شهادت رهبر انقلاب شروع کردید؛ آن موقع برآوردتان نسبت به اینکه یک سری نیازها و سؤالات روز را بتوانید پاسخ بدهید چگونه بود؟
کلاً فضای جامعه انسانی یک فرازوفرودهایی در حرکت تاریخی خودش دارد؛ یعنی پیروزیها، شکستها، جنگها و مواجههی بین جبهه حق و باطل است. این فضا در ماجراهای طوفانالاقصی و درگیری جبهه مقاومت با جبهه استکبار و صهیونیسم که رهبر شهید انقلاب با عنوان جنگ وجودی از آن یاد کردند، یک بُروز و تبلور خاصی پیدا کرد. این مواجهه و درگیری قبل از این ماجراها هم بوده است، ولی در افکار عمومی جهان اسلام و ملت ایران شاید بهاندازهای که الان تبلور پیدا کرده است، ضریب پیدا نکرده بود. خصوصاً بعد از جنگ دوازدهروزه، ماجراهای تروریزم خیابانی دیماه و بعد از آن جنگ تحمیلی سوم (جنگ رمضان یا جنگ چهلروزه)، ظهور و بُروز مواجهه و درگیریِ جبهه حق و باطل و این جنگ وجودی در افکار عمومی ما پررنگتر شده است.
حالا ما این تحول را چطوری بفهمیم؟ چطوری با آن نسبت تعریف کنیم؟ منشأ پیدایش این حوادث را چطوری درک کنیم؟ اینکه تعریف پیروزی و شکست برای جبهه حق چیست؟ شیوه مواجهه صحیح با این پدیده چطوری است؟ چه تحلیل و فهمی از شهادت بزرگان جبهه مقاومت باید داشته باشیم؟ اینها موضوعاتی هستند که اگر با نگاه قرآنی و سنتهای الهی و صدق وعده-های الهی به آنها نگاه کنیم آن تحلیل تراز اسلامی را پیدا میکنیم. رهبر شهید انقلاب بر اساس این شاکله فکری به تحولات نگاه میکردند و مواجهه ما و استکبار را بر اساس این قواعد، راهبری و مدیریت کلان میکردند.
بنابراین، این کتاب دلالتهای روشنی را در اختیار ما میگذارد که ما نسبت خودمان را با پدیدههای عینی و مسائل روز، مثل همین جنگ و شهادتها و پیروزیهای بزرگی که اتفاق افتاده، بفهمیم. بسیاری از نمونههای تاریخی که در کتاب مثال زده شده است ناظر به جنگها هست؛ مثلاً در جنگ احد و نمونههای دیگر ما این ماجراها را داریم.
در ماجرای درگیری جبهه حق و باطل در زمان انبیاء مشخصاً در زمان حضرت موسی علیهالسلام که عنوان کتاب هم برگرفته از همین ماجرا است، همین فضا را میبینیم. در واقع آنجا هم لشکر فرعون وقتی حمله میکند یک جنگ وجودی بین جبهه حق و باطل شکل میگیرد مثل امروز که فشار زیاد است. آن موقع نماد کفر و استکبار که جریان فرعون بود بهنوعی حلقه محاصره را تنگ میکند و به جبهه مؤمنین و جبهه حق فشار میآورد. وقتی برخی از داخل جبهه حق به رود نیل میرسند و فضا را یک فضای سختی میبینند، میگویند فرعون رسیده و کار ما تمام میشود. در آن موقعیت، آن بحث قرآنی مطرح میشود که حضرت موسی علیهالسلام میفرماید: «إِنَّ مَعِیَ رَبِّی سَیَهْدِین»؛ خدای من با من است.
ما همین نوع حادثه را در ماجرای جنگ وجودی امروز ایران اسلامی و جبهه مقاومت با جبهه کفر و استکبار و صهیونیزم میبینیم. در ماجرای حضرت موسی علیهالسلام یک معجزه و امداد الهی اتفاق افتاد؛ چون آنها بر سر ایمانشان مستحکم بودند و به وظیفه جهادی و مجاهدتی خودشان عمل کردند، امداد الهی شامل حالشان شد و لشکر فرعون شکست خورد. مشخصاً در جنگ چهلروزه هم بهنوعی این تکرار شد؛ یعنی دشمنی که در پی این بود با به شهادت رساندن رهبر انقلاب اساساً در یک طرح سهچهارروزه کار نظام جمهوری اسلامی را تمام کند، اما دیدیم که سنتهای الهی کار کرد. یعنی یک سنت الهی این است که اگر مردمان یا مؤمنین با ایمان در مقابل دشمن حرکت و اقدام و مجاهدت کنند نصرت الهی شامل حالشان میشود یا اگر ولایت بین مؤمنین که به یک معنا همین اتحاد مقدس ملت ایران است، وجود داشته باشد سنتهای الهی به نفع آنها عمل میکند.
این تطبیق و بازآفرینیِ ناظر به شرایط روز در کتاب کاملاً پررنگ است. حتی ما بیانات رهبر شهید انقلاب در ماجرای جنگ دوازدهروزه و روایت پیروزی و فتحی که ایشان در سخنان خودشان داشتند را هم در کتاب آوردیم؛ یعنی یکی از بخشهای آن نمونهها و مصادیق، بحث پیروزی در جنگ دوازدهروزه است که ما همین نگاه سنتهای الهی و کمک خداوند را میبینیم. تجربه جنگ دوازدهروزه همین را به ما نشان داد. تجربه جنگ چهل روزه یا جنگ تحمیلی سوم هم همین را نشان داد که واقعاً فراتر از مباحث نظری در میدان عمل و عینیت این قوانین جاری و ساری است و برای خود من هم بهعنوان یک تجربه زیسته الان شکل گرفته است؛ یعنی آن چیزی که ما در بیانات رهبر انقلاب مطالعه و پژوهش و احصا کردیم در عینیت اجتماعی دیدیم که کاملاً محقق شده است. این کاملاً با حوادث روز یک نسبت روشنی پیدا میکند.
شما نزدیک به بیست سال است که روی بیانات رهبر شهید انقلاب کار کردید. از وقتی که تولید کتاب در آغوش نیل را شروع کردید، حین این کار نکتهای بود که در این بیست سال به آن توجه نکرده باشید یا برایتان جذاب باشد؛ یا یک مطلبی را خوانده و دیده باشید، ولی هنگام تدوین این کتاب، یک تفسیر دیگری از آن برداشت کنید؟
نکته بارزی که هنگام کار بر روی موضوع سنتهای الهی برایم بروز کرد، گستردگی این بحث در نگاه رهبر شهید انقلاب بود. شاید در نگاه عمومی ما بیشتر ماجرای «إِنَّ مَعِیَ رَبِّی» و ماجرای حضرت موسی و ماجرای مقابلهاش با فرعون را شنیده بودیم، ولی وقتی وارد کار شدیم و کتب تفسیری قرآن رهبر شهید انقلاب و فیشهای مختلفی از سخنرانیهای ایشان را که بهنوعی با بحث وعدهها و سنتهای الهی مرتبط بود، دیدیم کمکم متوجه شدیم که این بحث دامنه و دایره گستردهای در نگاه ایشان دارد. برخلاف تصوری که ممکن است مقداری شکل گرفته باشد که موضوع سنتهای الهی بیشتر به مباحث سیاسی و اجتماعی و کلان جوامع اشاره دارد، اتفاقاً در یک لایههایی در حوزه مباحث سبک زندگی و خانواده و تا حدی مباحث فردی هم کارکرد دارد؛ یعنی یک بحثی مثل گناه، دعا یا ازدواج را ما در سنتهای الهی داریم که رهبر شهید انقلاب نیز به آن اشاره کردند.
آن نکتهای که خیلی جدید بود بحث دایره مضمونی و محتوایی این موضوع بود. نکته دیگر اینکه نسبتِ وعدههای الهی با سنتهای الهی چیست؟ این چالش روشی هم در تدوین محتوا برای ما وجودا داشت که بررسیها و مباحثات مختلفی روی آن انجام دادیم. از بعضی از افرادی که روی مباحث روشی تفسیر قرآن رهبر شهید انقلاب کار کرده بودند، مشورت محتوایی گرفتیم و در مجموع نکتهای که مهم است، بنیان و دایره این بحث در اندیشه رهبر شهید است که از آن چیزی که ما فکر میکردیم خیلی عمیقتر و عریقتر هست. در موضوع سنتهای الهی متفکران اسلامی مثل شهید صدر و شهید مطهری بحث دارند، اما از رهبر شهید انقلاب کتاب مدونی در این موضوعت نبود و وقتی ما وارد بحث شدیم دیدیم که محتوای خیلی جامع و گستردهای هست که الزاماً هم همهجا با لفظ سنتهای الهی نیامده است؛ بنابراین، ما تلاش کردیم که تا حد امکان و ظرفیت و توان به این گستردگی و جامعیت در کتاب بپردازیم.
هنگام مطالعه کتاب، ممکن است مخاطب با این سؤال مواجه بشود که شهید امام خامنهای به عنوان کسی که در جایگاه ولایت فقیه قرار داشتند، آیا در اداره و رهبری جامعه و در مواجهه با فراز و نشیبهایی که کشور در این سالها با آن مواجه بوده است، به موضوع سنتهای الهی توجه داشتند؟
به نظرم همین است؛ چرا؟ چون ما آقا را میتوانیم یک حکیم قرآنی در نظر بگیریم و سبک رهبری ایشان، آن اسلوب و چهارچوب رهبری و مدیریت کلان ارزشیای که ایشان داشتند مبتنیبر آموزههای قرآنی و روایی و آن تفکر اسلام ناب است. در این تفکر، گفتمان و نوع نگاه یکی از مسائل اصلی بحث «سنتهای الهی» است. اگر بخواهم مقداری به عقبه نظری بحث اشاره کنم، ما در ادبیات علوم اجتماعی یک بحثی داریم به اسم فلسفه تاریخ که اساساً حرکت تاریخ به چه سمتوسویی است، چه غایتی دارد، محرکهای حرکت تاریخ چیست و امثال این سؤالات که در تمدن و فلسفه غرب ذیل موضوع فلسفه تاریخ به آن پرداخته شده است. هگل و خیلی از فیلسوفان وارد این بحث شدند و عمدتاً یک رویکردهای مادی هم داشتند؛ مثلاً مارکسیستها بر اساس ابزار تولید و طبقه و جبر اقتصادی حرکت تاریخ را توضیح میدهند.
در نگاه اسلامی-شیعی هم به بحث فلسفه تاریخ مفصل پرداخته شده است؛ مخصوصاً در سده اخیر و نگاههایی که متفکران اسلامی مثل شهید صدر داشتند. رهبر شهید انقلاب هم به این موضوع توجه داشتند و عمدتاً با نگاه قرآنی این فلسفه تاریخِ اسلامی-شیعی را صورتبندی میکردند و طبیعتاً ایشان حکمرانی و نوع مدیریتشان از آن تفکر و تئوریای که داشتند جدا نبوده است، بلکه کاملاً انعکاس نظام فکری ایشان را در نظام عملی و مدیریتیشان میبینیم. حالا در آن نظام فکری و تئوریک یکی از اصلیترین بنیادها و شاکلهها بحث سنتهای الهی هست؛ یعنی ایشان بر اساس این چهارچوب، حرکت تاریخ، جبهه حق، جبهه کفر، مواجهه جبهه حق و باطل را صورتبندی و تجزیه و تحلیل میکردند و نسبت ما را با آن فضا و مواجهه شکل میدادند. به نظرم کاملاً دلالت و ربط را ما میتوانیم در اندیشه رهبر شهید و اقداماتشان ببینیم.
در صحبتهای شما دو سه باری به روش تدوین کتاب اشاره شد. با توجه به این که در بیانات رهبر شهید در دیدارها و به مناسبتهای مختلف و متنوعی به این موضوع پرداخته شده است، باید یک اصول و روش قاعدهمند و دقیقی برای تدوین این کتاب در نظر گرفته شده باشد. کمی هم درباره روندی که برای تهیه کتاب طی شده است، صحبت بفرمایید.
در مورد روش چند نکته است که به نظرم ما سعی کردیم به آن توجه کنیم و شاید اینها را بتوانیم بهنوعی مزیت کتاب هم بدانیم. اولاً، از حیث روشی ما سعی کردیم از تحمیل بر گوینده کاملاً اجتناب کنیم. ما با یک نگاه اصطلاحاً بیاناتی به سراغ موضوع رفتیم و منطوقمحور هم بودیم؛ منطوقمحور، یعنی ما از مفهومگیریها و برداشتهای شخصی کاملاً اجتناب کردیم و با یک روشمندی و ضابطهمندی به سراغ بیانات رهبر انقلاب رفتیم. در مقدمه کتاب هم به این موضوع اشاره شده است.
نکته بعدی این است که چون این کتاب اولین کتاب در این موضوع است که اندیشه رهبر شهید انقلاب را تبیین میکند تعمد داشتیم که کتاب اصطلاحاً بیاناتی باشد. البته میشد برای مواردی که از بیانات رهبر انقلاب احصاشده شرح قرار بدهیم و تحریر و تألیف هم داشته باشیم، اما نگاه و جهتگیریمان این بود که باید در پژوهشی که سعی دارد جامعیت را رعایت کند و روشمند باشد و لبّ نظرات ایشان را منعکس کند، صرفاً بیاناتی جلو برویم و بعد این میتواند در آثار دیگر با نظرات متفکران، نویسندگان و پژوهشگران شرح و بسط هم داده بشود؛ لذا این نکات را سعی کردیم بهعنوان چهارچوب روشی رعایت کنیم و از نگاههای اصولیای که در فضای بیاناتپژوهی رهبر شهید انقلاب وجود دارد استفاده کنیم؛ یعنی به سراغ روش تحقیقهای مبتنی بر معرفتشناسی و فلسفه غربی نرفتیم. البته روشهای مختلف تحلیل گفتمان و تحلیل کیفی و مسائل دیگری وجود دارد؛ نه اینکه آنها را ممنوع بدانیم. من شخصاً در حوزه پژوهش رهبر شهید انقلاب قائل به این ممنوعیت نیستم. ما نیاز داریم که از منظرهای مختلف نگاه و تحلیل نسبت به اندیشه و فکر رهبر شهید ارائه شود، ولی کتاب در مجموعه دفتر حفظ و نشر ایشان بنا بود چاپ شود و سعیمان این بود که این کیفیت و اتقان و لبّ نظرات گوینده و قصد مؤلف رعایت شود.
نکته بعدی، ما از لحاظ تکنیکی چند مجرا و شیوه را دنبال کردیم برای اینکه بتوانیم به جامعیت و مانعیت و اتقان کار برسیم. ابتدا جستوجوی لفظمحور انجام دادیم. بیست و اندی کلیدواژه را در بیانات رهبر شهید انقلاب در پایگاه اطلاعرسانی ایشان جستوجو کردیم و فیشبرداری مفصلی انجام شد. در کنار آن، در پایگاه اطلاعرسانی KHAMENEI.IR، یکسری مداخل و کلیدواژهها هستند که فیشهای بیانات رهبر شهید انقلاب ذیلشان وجود دارد. آنها را هم مفصل مطالعه و فیشبرداری کردیم. علاوهبر اینها، کتب عمدتاً تفسیری قرآن و بعضاً شرح و تفسیر نهجالبلاغه آقا را که یکی از مهمترین منابع در حوزه بحث سنتهای الهی هست هم مفصل مطالعه و فیشبرداری کردیم. تا اینجای کار ما به بخش قابل توجهی از محتوا رسیدیم که یک بخش محتواهایی بود که الزاماً با کلیدواژهها و الفاظ مستقیم به دست نمیآمد. ما با کلیدواژههای هممعنا و اصطلاحاً حوزههای معنایی سعی کردیم به این بخش از محتوا برسیم.
یک نکته هم که در تکمیل کار ما به آن توجه پیدا کردیم این بود که بعضی از متفکران مثل شهید صدر ذیل بعضی از آیات قرآن یک استفادهای در زمینه سنتهای الهی و تاریخی کردهاند. ما با همه کارهایی که انجام دادیم به این نتیجه رسیدیم که چنین محتوایی را احصاء نکردهایم. اینجا یک کار تطبیقی شکل گرفت؛ یعنی آن آیه مدنظری را که مثلاً شهید صدر از آن در بحث سنتهای الهی استفاده کرده بود، در مباحث تفسیری و سخنرانیهای رهبر انقلاب بررسی کردیم و در بعضی از موارد دیدیم که این بحثی که مطرح شده است سیاق و محتوا و مضمون آن همان بحث سنتهای الهی است، ولی لفظ مستقیمی به کار نرفته است. معنا همان معناست، ولی الفاظ دیگری برایش به کار رفته است. این محتواها هم احصا و اضافه شد و یکی دو بار هم کار دچار تکمیل و بازنگری شد؛ هم از حیث ساختار کلی و هم تاحدودی دستهبندی و سیر محتوایی هم نهایتا کتاب به صورت فعلی درآمد. ساختار و سیر محتوایی مباحث را را هم سعی کردیم از خود محتوا و منطوق کلام کشف کنیم؛ یعنی چیزی از بالا به پایین و تحمیل ذهنیت خودمان بر معنای مدنظر گیونده نبوده باشد. وقتی به بیانات ایشان مراجعه کردیم و فیشبرداری و مطالعه و مباحثه شد، دیدیم که یک جاهایی تعریف سنتهای الهی است، یک جایی کارکردهاست، یک جایی خود موارد باز شده است، یک جایی نقش انسان را شرح دادند، یک جاهایی موارد و نمونهها و مصادیق را باز کردند. تقریباً به این دستهبندی از خود بیانات رهبر شهید انقلاب رسیدیم و سعی کردیم این موارد را در خروجی کار اعمال کنیم.
یک نکتهای را هم اصطلاحاً در تقطیع فیشها سعی کردیم رعایت کنیم. یک جاهایی ممکن است یک مضمونی با دو ادبیات تکرار شده باشد؛ مثلاً اگر رهبر شهید انقلاب ماجرای جنگ احد را از منظر سنتهای الهی بحث کردند، فیشهای موجود در این زمینه را آوردیم، منتها ممکن است یک موضوعی اطلاعات جدیدی به ما ندهد و برای مخاطب کاملاً تکراری باشد. اینجا سعی کردیم که ایجاز را رعایت کنیم و محتوای تکراری تا حد ممکن در کتاب وجود نداشته باشد؛ چون من خودم قائل بر این هستم که این آسیب است. بعضی از کتابهای اصطلاحاً بیاناتی هستند که در سالهای مختلف منتشر شدهاند و آن دغدغه جامعیت به این سمتوسو رفته که هر آن چیزی که رهبر شهید انقلاب گفتند، ولو یک مبحثی را چند جا تکرار هم کردهاند، به بهانه جامعیت مباحث آمده است. این از حیث روشی و از حیث توجه به مخاطب درست نیست و ما سعی کردیم از این کار پرهیز کنیم و تا جای ممکن ایجاز را رعایت کنیم. به نظرم یک مزیتی که شاید کتاب هم دارد همین است؛ یعنی موضوع را سعی کرده که جامع به آن بپردازد و مواردی را که هست احصا کند، ولی در عین حال از طولانی شدن بیجهت هم اجتناب کند.
واکنشها و بازخوردهایی که پس از انتشار کتاب با آن مواجه شدید چطور بود؟ به خصوص که در نمایشگاه مجازی کتاب هم توانست رتبه دوم پرفروشها را کسب کند.
بازخوردهایی که ما از دید مخاطب به آن دست پیدا کردیم واقعاً فراتر از حد انتظار اولیه بود. از آن موقعی که کتاب در رواق کشوردوست رونمایی شد، با یک استقبال خوبی روبهرو شد و من خودم بهشخصه بازخوردهای خیلی مثبتی را دیدم. درباره کمیت چاپ و فروش کتاب هم این نکته را عرض کنم که کتاب در یک فاصله نسبتاً کوتاهی که شاید کمسابقه هم باشد، به چاپهای متعدد رسید و این نیاز و تقاضای مخاطب را به ما نشان میدهد.
بخش دیگر بازخوردهای محتوایی است. در این فاصلهای که کتاب رونمایی شده تا الان، در جمعهای مختلف تشکلی بعضاً حوزوی و دانشگاهی مراجعه برای جمعخوانی این کتاب و برگزاری جلسات مباحثه، جلسات تبیین و ارائه موضوع و معرفی کتاب زیاد بود. بعضی از موارد را توفیق و فرصت داشتم و خدمت عزیزان بودم، بعضی موارد را هم خود دوستان در تشکلهایشان دنبال کردند. در نمایشگاه کتاب هم «در آغوش نیل» بعد از کتاب «خون دلی که لعل شد» عنوان دوم فروش را به خودش اختصاص داد. به نظرم بخشی از این استقبال به این برمیگردد که الحمدلله امروز استقبال و توجه اقشار مختلف مردم به اندیشه رهبر شهید انقلاب خیلی زیاد شده است و یک عطش و احساس نیاز و ضرورتی در جامعه پیدا شده که ما با ایشان و نظام فکریشان باید آشنا بشویم، این قطعاً تأثیرگذار بود.
از طرفی، موضوعی مثل سنتهای الهی اصطلاحاً موضوع بکری است و تا الان در جامعه ما از نگاه رهبر شهید انقلاب به اینصورت مطرحنشده، این هم به نظرم مؤثر بوده است. خود کیفیت چاپ کتاب، عنوان کتاب، طرح جلد کتاب هم خیلی مؤثر بوده است که در این جهت کارشناشان و عزیزان انتشارات انقلاب اسلامی خالصانه زحمات زیادی کشیدند و حقیقتا حرفهای عمل کردند.
مجموع همه این رخدادها در کنارهم باعث شد که الحمدالله تقاضای زیادی نسبت به کتاب وجود داشته باشد، رسانهها به کتاب بپردازند، بعضی روزنامهها و پایگاههای اطلاعرسانی، کانالها و صفحات پرمخاطب به سراغ این کتاب بروند و در مورد آن تولید محتوا و تولید گزارش و مصاحبه انجام دهند. فکر میکنم هم در فضای نخبگانی و هم در فضای عمومی کتاب تا حد خوبی دیده شده است و همچنان این پتانسیل وجود دارد؛ چون امروز عطش نسبت به اندیشه رهبر شهید انقلاب بالاست و بکر بودن موضوع و جدید بودن کتاب هم مؤثر است. امیدواریم که این جریان ادامه پیدا کند.
هنگام تدوین کتاب جامعه مخاطب آن را چه کسانی در نظر گرفتید؟
یک نکتهای که به نظرم در بحث مخاطبشناسی کتاب مهم است اینکه مخاطب این کتاب هم مخاطب نخبگانی است هم مخاطب عمومی. ما در صورتبندی این مباحث و تدوین این کتاب این نگاه را داشتیم که کتاب صرفاً یک کتاب مخصوص قشر حوزوی یا دانشگاهی یا قشر خاص نخبگانی و اساتید دانشگاه و پژوهشگران نباشد. مخاطب عام ما هم مثلاً یک دانشجو، یک خانم خانهدار، یک فعال فرهنگی، یک روزنامهنگار، یک کارمند، یک معلم و... است. و هر فردی از هر قشری از جامعه اگر بخواهد نظام فکری و نظام محاسباتیاش را با رهبر شهید انقلاب تنظیم کند و تطبیق بدهد، بتواند از این کتاب استفاده کند. لذا کتاب یک ادبیات عمومی و عامه فهمی دارد؛ یعنی خواندن عمده مباحث کتاب غامض و ثقیل نیست، بلکه قابل فهم است. برای قشر نخبگانی و آنهایی که در مباحث تئوریک و مسائل ایدئولوژیک و تفاسیر قرآن و بحثهای الهیاتی هم فعال هستند، کتاب آوردههای خاص خودش را دارد؛ چون نگاه رهبر شهید انقلاب به فلسفه تاریخ را تا حد خوبی نشان میدهد و نگاه قرآنی ایشان را بازنمایی میکند. ما سعی کردیم که هر دو گروه مخاطب عام و خاص را در تدوین کتاب در نظر داشته باشیم. در حجم کتاب و در صورتبندی مباحث و نوع تقطیع و جانمایی و سیر دادن هم سعی کردیم نکات را لحاظ کنیم. به نظرم با عنایت الهی تا حد خوبی این شکل گرفت.
اگر در جایگاه مخاطب این کتاب بنشینید، به نظر شما جذابترین بخشهای کتاب، کدام بخشها هستند؟
یک مقداری اینجا ذهنیتها متفاوت است؛ یعنی هر کسی ممکن است از منظر خودش پاسخهای متفاوتی بدهد. بحثی مثل نمونههای عینی تحقق سنتهای الهی که در فصل آخر ما به آن پرداختیم، یکی از جذابیتهاست؛ مثلاً ما ماجرای شکست آمریکا در حمله به ایران در سالهای ابتدای انقلاب را داریم که مشهور به ماجرای طبس است، یک نمونه از سنتهای الهی است. این تجربه را ما در سالهای ابتدای انقلاب دیدیم و خیلی از مردمی که امروز در جامعه حضور دارند ممکن است که آن دوره نبوده باشند، تجربه نکرده باشند و صرفاً چیزی شنیده باشند؛ اما در جنگ چهلروزه دوباره این اتفاق را در ماجرای اصفهان و شکست آمریکاییها و نابودی آخرین تکنولوژی هوایی و هواپیماهایشان دیدیم که دوباره تکرار شد. این اتفاقات موضوع را جذاب میکند و کاملاً تطبیق با حوادث جاری پیدا میکند. روایتهای رهبر شهید انقلاب از انقلاب اسلامی و پیروزیهای جبهه مقاومت، تجربههایی است که یک بخش آن را خود رهبر شهید انقلاب زیسته و از نزدیک مدیریت و راهبری کرده و آن پیروزیها رقم زده شده و مردم ما هم در شکلگیری آن تجربیات سهیم بودند؛ یعنی یک انطباق ذهنی و عینی پیدا شد. به نظرم یکی از نکات جذاب کتاب این است.
یک نکته دیگر میتواند ابعاد اجتماعی و فرهنگی موضوع باشد که همانطور اشاره کردم موضوع سنتهای الهی صرفاً دلالتهای سیاسی ندارد. مسئله خانواده، سبک زندگی، دعا، پرهیز از گناه، تقوا و مسائل اینچنینی اشارات خیلی پررنگ و کاربردی کتاب است که میتواند موضوع را برای مخاطب جذاب کند.
تا به امروز کتابهای بسیار زیادی در حوزه فکر و اندیشه حضرت آیتاللهالعظمی شهید سید علی خامنهای منتشر شده است. به نظر شما مزیت کتاب «در آغوش نیل» نسبت به دیگر کتابها چیست؟
همانطوری که اشاره کردم ما موضوع سنتهای الهی را تا به الان بهعنوان یک پژوهش مستقل منتشرشده در مجموعه دفتر حفظ و نشر آثار رهبر شهید انقلاب نداشتیم. یک مزیتی که این کتاب دارد این است که برای اولینبار این موضوع دارد مطرح میشود.
موضوع بعدی اهمیت بنیادین این بحث در نگاه رهبر شهید است که به آن اشاره کردیم. این موضوع با این اهمیت جا دارد که در فضای نخبگانی و رسانهای ما مطرح شود. الان در فضای همهگیری اطلاعات و جامعه شبکهای که دائماً ما با بمباران اطلاعات روبهرو هستیم، باید از مجموعه این اخبار و تحولات به یک نگاه کلان و جمعبندی شدهای برسیم. اصطلاحاً باید یک نظام و دستگاه تحلیلی و محاسباتی داشته باشیم. ما فکر میکنیم که این نظام تحلیلی را باید از ولایت فقیه و از ولی فقیه بگیریم. رهبر شهید انقلاب نزدیک به چهار دهه این فضا را برای ما مدیریت و ادبیاتسازی و مفهومپردازی کردند. این موضوع ادبیاتسازی و مفهومپردازی در پیامی که حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای، رهبر معظم انقلاب، در چهلم حضرت آقا صادر کردند هم به آن اشاره شد؛ یعنی این گفتمانسازی و پیشبرد فضای افکار عمومی پررنگ بود. واقعاً یکی از روشهای اصلی رهبر شهید انقلاب همین موضوع بود؛ در راهبری جامعه اسلامی گفتمانسازی میکردند. ما برای اینکه به این برسیم و این را فهم و درونی کنیم و این عینک را برای دیدن تحولات، تحولات بشری و تحولات اجتماعی بزنیم، لازم بود که با این موضوع آشنا شویم. این موضوعی مهم در نگاه رهبر شهید انقلاب و شاکله فکری و عملی ایشان بود. دغدغه همه ما این است که مخاطب ما این بحث مبنایی آقا که سنتها و صدق وعدههای الهی است، این مبنای فکری ایشان را مطالعه و فهم کند و نظام محاسباتی و تحلیلی و نوع کنش جامعه مؤمن انقلابی هرچه بیشتر با تفکر اسلامی و انقلابی رهبر شهید ما تطبیق پیدا کند.
امیدواریم که نخبگان ما، نخبگان حوزوی و دانشگاهی ما، فعالان فضای علم و پژوهش و... وارد بحث سنتهای الهی از منظر رهبر شهید انقلاب شوند. این کتاب گام اول بود و طبیعتاً گام آخر نیست؛ در واقع، دیگران هم از منظر کارهای تطبیقی با متفکران دیگر وارد شوند و از منظرهای مختلف شرح بدهند، به این موضوع بپردازند و ما بتوانیم ادبیات این موضوع را در فضای نخبگانی و تئوریک خودمان پررنگتر کنیم و آن را بسط بدهیم. اگر این اتفاق بیفتد به نظرم اتفاق مبارکی است. کد مطلب 6928314 زینب آزاد

































































































































































![[مهرداد احمدی شیخانی] روح کلوزیوم](/news/u/2026-08-25/ettelaat-xof3f.jpg)

