دوشنبه, ۲۸ خرداد, ۱۴۰۳ / 17 June, 2024
مجله ویستا

برادری را فراموش کنید


مردم فرانسه خواهان انجام تغییرات اساسی در عرصه سیاسی هستند در واقع مردم از طبقه نخبه گرای حاکم که دسترسی به آنان مقدور نیست, خسته شده اند, مردم نگران آینده شغلی خود هستند, مردم فرانسه همچنین نسبت به افول وجهه ملی در کشور بیمناک هستند آنان به دنبال رهبری هستند که امیدبخش جامعه باشد

●سالی آکنده از عناد خانوادگی در انتظار فرانسه

روی کاغذ اینگونه به نظر می رسد که فرانسه در سال ۲۰۰۶ سال آرامی را در عرصه سیاست داخلی سپری خواهد کرد. رفراندوم و انتخاباتی نیز قرار نیست برگزار شود اما در واقع سال جاری، سال پرتنشی خواهد بود. کاهش دوره ریاست جمهوری از هفت سال به پنج سال، جو سیاسی را متشنج کرده است. نبرد برای کسب قدرت در عصر پس از شیراک در واقع یک سال پیش از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری که قرار است در ماه مه سال ۲۰۰۷ برگزار شود، به اوج خود خواهد رسید. با بالا گرفتن رقابت سیاسی میان ژاک شیراک رئیس جمهوری راست میانه گلیست و اپوزیسیون سوسیالیست و رقابت های درون حزبی، برادرکشی سیاسی بر فضای سیاسی فرانسه سایه خواهد انداخت.

مردم فرانسه خواهان انجام تغییرات اساسی در عرصه سیاسی هستند. در واقع مردم از طبقه نخبه گرای حاکم که دسترسی به آنان مقدور نیست، خسته شده اند، مردم نگران آینده شغلی خود هستند، مردم فرانسه همچنین نسبت به افول وجهه ملی در کشور بیمناک هستند آنان به دنبال رهبری هستند که امیدبخش جامعه باشد. شیراک که نمادی از گذشته است، در سال ۲۰۰۶ به استقبال سی امین سالگرد استعفایش از مقام نخست وزیری می رود، اگر نگرانی ها درباره وضعیت جسمانی وی مرتفع شود، آنگاه کاندیداتوری وی برای بار سوم غیرممکن نخواهد بود، گرچه حضور وی برای سومین بار در انتخابات ریاست جمهوری محتمل به نظر نمی رسد.

(اما در همین چارچوب سئوالی که مطرح می شود این است که) فرانسوی ها خود را برای چه نوع تغییراتی آماده کرده اند؟ دومینیک دوویلپن که همزمان نخست وزیر فرانسه و فرزند سیاسی ژاک شیراک محسوب می شود در صورت انتخابش به مقام ریاست جمهوری به شدت از حقوق (و آرای) گلیستی حفاظت خواهد کرد. اتخاذ چنین رویکردی وی را در تقابل با نیکولا سارکوزی، فرزند شورشی خانواده، وزیر کشور و رهبر جاه طلب حزب حاکم مردمی (ump) قرار خواهد داد. در حالی که محبوبیت دوویلپن در حال افزایش است، سارکوزی توانایی شایان توجه خویش را مصروف سنجش اوضاع سیاسی کرده است. این وکیل مدافع خودساخته تندخوی خیابانی، سارکوزی، گسست سیاسی در فرانسه را تجویز خواهد کرد: قطع رابطه کامل با الگوی نظام سوسیالیستی فرانسه، تشکیل دولتی کوچک تر، اجرای طرح های جدید اشتغال زا و اخذ مالیات های کمتر، اصول سیاست های کلی سارکوزی را تشکیل می دهند. او در قالب زبانی قابل درک برای همگان و با سخنوری درباره کمک به طبقه متوسط، پیام خویش را به اقشار مختلف جامعه خواهد رساند. در حالی که سارکوزی به ایفای وظیفه در دولت کنونی مشغول است، بعید به نظر می رسد بتواند به سادگی خود را به عنوان تنها گزینه تندرو جانشینی دولت فعلی معرفی کند. بنابراین سارکوزی تا پایان سال جاری از سمت خود در وزارت کشور استعفا خواهد داد. این اقدام از آن رو صورت می گیرد که وی بتواند تمام تلاش خود را مصروف آماده سازی برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری فرانسه بنماید. از سویی دیگر دوویلپن، این دیپلمات آریستوکرات با انجام مجموعی از محاسبات سیاسی در خواهد یافت که تغییرات گسترده در فرانسه بی ثباتی را در این کشور درپی خواهد آورد. او (در جریان تبلیغات انتخاباتی اش طبیعتاً) بر ادامه راه کنونی تاکید خواهد کرد، در عین حال تلاش خواهد کرد با اتخاذ سیاست های جدید، راه را بر انحصارگرایی سارکوزی ببندد. اگر طرح های اشتغال زایی دولت به سرانجام برسد، میزان بیکاری در فرانسه از ۱۰ درصد نیز پائین تر خواهد رفت و محبوبیت و اعتبار و اقتدار وی برای کسب مقام ریاست جمهوری افزایش خواهد یافت.

پیدا کردن جایگاهی برای مطرح کردن کاندیداتوری از عمده ترین موانعی است که بر سر راه دوویلپن قرار دارد.

این مانع از آن روی سرراه دوویلپن قرار گرفته است که وی منتخب مردم نیست و به همین دلیل از پایگاه قدرت بی بهره است و عنان و اختیار حزب ump نیز در دستان سارکوزی است. به رغم این تفاسیر در خارج از حزب قرار داشتن موقعیتی بس خطرناک به نظر می رسد. جناح راست به اندازه کافی دچار تقسیم بندی (های سیاسی) شده است، احزاب در جناح میانه با ملی گرایان راست گرا در منتها الیه جریان راست وارد رقابت شده اند و به نظر می رسد در کوتاه مدت آتش بارهای دوطرف یکدیگر را مورد هدف قرار دهند. اگر برای تنوع هم که شده فرانسه، همانگونه که فرانسویان می پندارند، به دوران خوش گذشته بازگردد، چه خواهد شد؟

(بازگشت به گذشته) از جمله تعهدات چپ گرایان افراطی نظیر تروتسکیست ها و کمونیست ها است. آنها پیام خود را در قالبی التقاطی به حفاظت از جامعه و فعالیت های چند جهانی سازی با برپا کردن جنگ های صلیبی برای به دست آوردن عدالت اجتماعی، اختصاص داده اند. در شرایط کنونی اهداف چپ گرایان با خواست مردم تطابق پیدا می کند.

به همین خاطر است که لوران فابیو نخست وزیر سابق فرانسه و سوسیالیست آشوبگر خود را به این جریان سیاسی نزدیک کرده است، او درصدد معرفی خود- اگرچه بعید است در این مورد به موفقیت برسد - به عنوان قهرمان جناح چپ است. تبعیت سوسیالیست ها از نظریات چپ گرایانه وی در زمان معرفی کاندیدای این حزب که احتمالاً در ماه نوامبر صورت خواهد گرفت مشخص خواهد شد. نامزدهای چپ گرایان طیفی از فابیو تا دومینیک استراوس کان، چک لانگ و حتی سگولن رویال از جناح مدرن سوسیالیست ها را تشکیل می دهند. اگر فابیو بتواند جایگاه خویش را به عنوان کاندیدای سوسیالیست مستحکم کنند آنگاه رهبری حزب با بحرانی عمیق مواجه خواهد شد. رقابت های درون حزبی نیز ممکن است تاثیرات مثبتی بر سیاستگزاری ها داشته باشد. در همین راستا دوویلپن خواهان آن است که ثمره این سیاستگزاری به طور واضحی نمود پیدا کند. او تلاش خواهد کرد مالیات بر درآمد را در حد ۴۰ درصد، میزان بالایی که برای بازپرداخت مالیات ها در سال ۲۰۰۷ در نظر گرفته شده است حفظ کند. او همچنین به روند خصوصی سازی سرعت خواهد داد. طرح های جدید اشتغال زایی را به اجرا در خواهد آورد اما انتظار نمی رود اقدامات چندانی در زمینه قانون کار و مهار فساد اداری صورت گیرد. منابع مالی دولت نیز افزایش پیدا نخواهند کرد. (در شرایط کنونی) اگر فردی سرزده و بدون داشتن اطلاعات جامعی از شرایط موجود به فرانسه سفر کند، از نومیدی غالب بر جامعه دچار حیرت خواهد شد. فرانسه کشوری است که به خوبی اداره می شود، آشغال های خیابان ها همواره جمع آوری می شود و خانواده های فرانسوی برای خوردن غذا گردهم می آیند. سرمایه گذاری های زیادی نیز برای آینده اقتصاد فرانسه صورت گرفته است. ایرباس در حال تحویل دادن اولین فروند از هواپیماهای سوپرجمبوجت A۳۸۰ به خطوط هوایی سنگاپور است. پروژه ساخت خطوط ترن سریع السیر «ته ژو شرق» (TGU EST) در حال اتمام است. سود کمپانی های چندملیتی مستقر در فرانسه نیز در حال افزایش است. با این حال (استانداردهای) زندگی در فرانسه پائین تر از حد مدنظر است. تقسیم بندی های اجتماعی و نژادی در این کشور همچنان به قوت خود باقی است. وضعیت در برج های ساختمانی این کشور بحرانی است. در این بلوک های ساختمانی جمعیت زیادی با زبان ها و اعتقادات متفاوت زندگی می کنند. آمار بیکاری به ویژه در میان مردان مسلمان بسیار بالا است. خودروسوزی امری است بسیار متداول. با توجه به شرایط فوق انفجار اجتماعی را نمی توان در فرانسه نادیده گرفت. نارضایتی حاکم بر جامعه و ترس از آن، مردم گرایی (پوپولیسم) را مشتعل خواهد کرد، این مسئله به ویژه در میان احزاب راست گرای افراطی نمود پیدا خواهد کرد. به رغم ناآرامی های موجود، جامعه فرانسه در پی رسیدن به آینده ای بهتر است. مجموعه این شرایط، طبقه سیاستمداران فرانسوی را که به بازسازی وجهه سیاسی خویش و جلب جریان شکننده و اصلی رای دهندگان در انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۰۷ نیاز دارند را با چالش های عدیده ای مواجه ساخته است.