پنجشنبه, ۹ اسفند, ۱۴۰۳ / 27 February, 2025
به پاسداشت عدالت طلبی

«شهسوار و شاهزاده» خوانشی دوباره از «دن کیشوت» سروانتش و «هملت» شکسپیر است که معترف آن را در دالان زمان، تنها با بهره از سمبلهایی ساده و بیپیرایه به نمایش گذاشته و مخاطب را به چالش همیشگی بین عدالتخواهی و قدرتطلبی، دعوت میکند.
خوانشی از یک تراژدی و یک کمدی
نمایش «شهسوار و شاهزاده» نوشته زورآیر خالاپیان نویسنده ارمنی است که سعی دارد «شهسوار» و «شاهزاده»ای را که نمادی از «دن کیشوت» و «هملت» هستند، به ملاقات هم ببرد تا عدالتخواهی متوهم این دو شخصیت تاریخ ادبیات نمایشی را در مضحکهای فاجعه آمیز به نمایش بگذارد. در این نمایشنامه نسبتا طولانی، نویسنده هوشمندانه و زیرکانه دو شخصیت شناخته شده و البته متعلق به دو جغرافیا و تاریخ متفاوت را در یک زمان و مکان رو در روی هم قرار میدهد تا اقدامات توهمآمیز «دن کیشوت» دیوانه برای برقراری عالت و عصر طلایی را در مقابل اندیشههای عدالتخواهانه «هملت» مجنون قرار دهد و تضاد و تقابل همیشگی قدرت طلبی و عدالتخواهی را به مضحکه بکشاند.
در این نمایشنامه اگرچه شخصیتها همان شخصیتهای آفریده شده توسط سروانتس و شکسپیر هستند اما نویسنده ارمنی آنها را در موقعیتی تازه، قرار داده تا وجوه دیگری از خود را به نمایش بگذارند. زورآیر خالاپیان عامدانه، نه از «دن کیشوت» نامی میآورد و نه از «هملت» سخنی میگوید اما ارجعات مستقیم و غیر مستقیم او کافیست تا هر فرد علاقمند به نمایش، بداند شهسوار و شاهزاده کیستند! ماجراهای «شهسوار و شاهزاده» و شخصیتهای این قصه، همه ریشه در گذشتهای آشنا دارند اما چنان تازه مینمایند که گویی برای امروز و این لحظه همه ما خلق شدهاند و بناست سخنی از حال و احوال امروز بشر بگویند؛ حال و احوال تراژیکی که به سادگی میتوان آن را به سخره گرفت و مصیبتهای فاجعهباری که میتوان به آنها پوزخند زد.
لبخندهای تراژیک
مریم معترف که به گفته خودش مدتها درصدد اجرای نمایشنامهای درباره شخصیت مورد علاقهاش «دن کیشوت»، بوده با معرفی یک دوست نمایشنامه «شهسوار و شاهزاده» را مییابد و بر آن میشود که آن را به صحنه ببرد. اما اثری که زورآیر خالاپیان نگاشته و آندرانیک خچومیان ترجمه کرده، آنقدر مفصل و مبسوط است که برای معترف چارهای نمیماند جز کوتاه کردن و خلاصه کردنش.
معترف در اجرای نمایشنامه «شهسوار و شاهزاده»، مصرانه اصل و بنمایه داستان را حفظ میکند و با پیرایش آن، چکیده و جان کلام نویسنده را به معرض تماشا میگذارد. البته با توجه به شناختی که مخاطب علاقمند به تئاتر از «دنکیشوت» و «هملت» دارد، هر قدر ضمنی و محدود، این امکان وجود داشت که نمایشنامه بیش از اینها خلاصه شود و همچون عصاره یا چکیدهای تاتیرگذار به صحنه برود. اما معترف نمایشش را در نزدیک به ۲ ساعت به صحنه آورده که برای مخاطب کمحوصله و پرمشغله امروز کمی طولانی به نظر میرسد. با این همه او در طراحی و چینیش دیگر عناصر صحنه، خلاصهسازی و نمادپردازی را از نظر دور نداشته و در بدو امر به جای ایجاد صحنههای متنوع و متعدد، متناسب با خوانش مدرن نویسنده از یک رمان و یک نمایشنامه کلاسیک، صحنهاش را همچون دالان زمان چیده و مخاطبش را در دو سوی این دالان مینشاند تا تماشاگر، دو داستان جهانشمول و ابدی تاریخ را در یک ماجرا ببیند که اگر چه در گذشتههای دور رخ دادهاند اما امروز در مقابل چشمان ما رژه میروند، خودنمایی میکنند و برما تاثیر میگذارند.
شخصیتهای پرورانده شده در نمایشنامه «شهسوار و شاهزاده» همچون همه عدالتخواهان بیخرد و جاهطلبهای حیلهگر به راستی کمیک و خندهدار هستند و بازیگر برای ارائه آنها نیازی به شیرینکاری ندارد. بازیگران این نمایش نیز به جز پادشاه و مهتر، با جدیت هر نقش را ارائه میکنند. آنها برای خندان مخاطب به کمدی متوسل نمیشوند بلکه حماقتهای خود را آنقدر عاقلانه و جدی بازی میکنند که سبب مضحکه شود
در راستای خلاصهسازی نمایشنامه «شهسوار و شاهزاده» و برای تاکید بر جهانشمولی و ابدی بودن حرف و پیام این نمایش، صحنه از جزئیات گمراهکننده، پیراسته شده و هر آنچه در صحنه میبینیم نمادهایی هستند برای ارجاع مخاطب به دو شخصت «دن کیشوت» و «هملت». تکههایی از پرههای آسیابهای بادی، یادآور دلاوریهای حماقتبار دنکیشوت و دو سکو با کمترین آرایش، القاکننده وجود یک کاخ در صحنه، تنها آرایشهای صحنه هستند. مابقای آنچه قرار است مخاطب در صحنههای مختلف این نمایش ببیند همگی با بازی بازیگران به تماشاگر القا میشود و بس.
جهانشمولی و بیزمانی ماجراهای «شهسوار و شاهزاده» در طراحی لباس و آکسسوار صحنه هم مد نظر قرار گرفته است، اگرچه «شهسوار» با هیبتی کاملا شبیه به آنچه سروانتس خلق کرده در صحنه ظاهر میشود و «شاهزاده» و اهالی قصر هم بیشباهت به «هملت» و درباریان نیستند اما مردم لباسهایی یکرنگ برتن دارند تا متعلق به هر زمان و مکانی تصور شوند و سربازان با لباسهای یکدست اما ابزارهای متنفاوت از اسحله گرم یکی از سربازان گرفته تا شمشیر، نیزه و ... به تمامی دورانها متعلقند؛ سریارانی در نبرد وایکینگها یا جنگهای جهانی.
اگر چه بین تصویری که از شهسوار و شاهزاده به نمایش در میآید با تصویر ارائه شده از مردم و سربازان در این نمایش، تفاوت وجود دارد و دو تکه متناقض به نظر میرسند اما در عین حال همین تناقض میتواند تاکیدی باشد بر اصل قرار دادن شهسوار و شاهزاده در زندگی بشر که پر از جنگهای عدالتخواهانه است! در این نمایش شهسوار و درباریان به سمبلهای همیشگی در متن زندگی بشر بدل شدهاند که در هر دوره و زمانی با همان شکل و شمایل همیشگی و تاریخی خود ظاهر میشوند و به اسم عدالتجویی و عدالتخواهی زندگی بشر را به بازی میگیرند و به سوی تباهی رهنمون میشوند.
شخصیتهای پرورانده شده در نمایشنامه «شهسوار و شاهزاده» همچون همه عدالتخواهان بیخرد و جاهطلبهای حیلهگر به راستی کمیک و خندهدار هستند و بازیگر برای ارائه آنها نیازی به شیرینکاری ندارد. بازیگران این نمایش نیز به جز پادشاه و مهتر، با جدیت هر نقش را ارائه میکنند. آنها برای خندان مخاطب به کمدی متوسل نمیشوند بلکه حماقتهای خود را آنقدر عاقلانه و جدی بازی میکنند که سبب مضحکه شود و مخاطب را با یک تراژدی طنزآلود روبرو کند. در میان آنها، بازیگر نقش مهتر براساس شخصیتی که برای او ترسیم شده، یعنی به دلیل سادگیهای واقعی و جاهطلبیهای آشکار یک روستایی، خنده را بر لب مخاطب مینشاند اما بازیگر نقش پادشاه در تلاشی فرسودنی سعی دارد مخاطب را بخنداند و از همین رو در کنار دیگر بازیگران و بخصوص وزیر که سعی دارند حقیقتهای کمدی را به جدیترین شکل به نمایش بگذارد، همچون یک وصله ناجور به نظر میرسد.
در نهایت تصویر ارائه شده از شخصیتها و فضای نمایش به کمک آرایهها و نوع بازی هایی که به آنها اشاره شده، «شهسوار و شاهزاده» را به روایتی تراژیک بدل کرده که مخاطب را با مضحکه رو برو کرده و او را میخنداند اما با یادآوری سلطه قدرتطلبان به اسم عدالتخواهی، بدرقه میکند تا در تنهایی خود کمی به اعمال حاکمانی بیندیشند که به اسم عدالتخواهی آتش جنگ برمیافروزند و میکشند، نابود میکنند و «قصد پاک کردن اشک یتمیان را دارند اما نه با عشق بلکه با شمشیر».
آذر مهاجر
ایران مسعود پزشکیان دولت چهاردهم پزشکیان مجلس شورای اسلامی محمدرضا عارف دولت مجلس کابینه دولت چهاردهم اسماعیل هنیه کابینه پزشکیان محمدجواد ظریف
پیاده روی اربعین تهران عراق پلیس تصادف هواشناسی شهرداری تهران سرقت بازنشستگان قتل آموزش و پرورش دستگیری
ایران خودرو خودرو وام قیمت طلا قیمت دلار قیمت خودرو بانک مرکزی برق بازار خودرو بورس بازار سرمایه قیمت سکه
میراث فرهنگی میدان آزادی سینما رهبر انقلاب بیتا فرهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی سینمای ایران تلویزیون کتاب تئاتر موسیقی
وزارت علوم تحقیقات و فناوری آزمون
رژیم صهیونیستی غزه روسیه حماس آمریکا فلسطین جنگ غزه اوکراین حزب الله لبنان دونالد ترامپ طوفان الاقصی ترکیه
پرسپولیس فوتبال ذوب آهن لیگ برتر استقلال لیگ برتر ایران المپیک المپیک 2024 پاریس رئال مادرید لیگ برتر فوتبال ایران مهدی تاج باشگاه پرسپولیس
هوش مصنوعی فناوری سامسونگ ایلان ماسک گوگل تلگرام گوشی ستار هاشمی مریخ روزنامه
فشار خون آلزایمر رژیم غذایی مغز دیابت چاقی افسردگی سلامت پوست