سه شنبه, ۲۶ تیر, ۱۴۰۳ / 16 July, 2024
مجله ویستا

نمرات و کارنامه ها


نمرات و کارنامه ها

«وِندی, در درس ریاضیات ضعیف است,و این درس را خوب نمی فهمد

«وِندی، در درس ریاضیات ضعیف است،و این درس را خوب نمی فهمد.این مسئله کمی مرا نگران کرده است.با معلّم اش هم صحبت کردیم.ما هر شب چند ساعتی را صرف برطرف کردن،اشکالات درسی می کنیم،امّا هنوز هم نمراتی می گیریم،زیر ۱۵ یا حتّی زیر ۱۰ هست.درضمن در کارنامه ی ترم اوّل، یک نمره ی زیر ۱۰ هم داشتیم.من نمی دانم برای ترم بعد، چه کار باید بکنیم.»

آیا این خواهر دوقلوی وِندی است،که این صحبت ها را می کند؟دوباره حدس بزنید.خیر، این مادر وِندی است.

این قانونی کلی برای نمرات و کارنامه ی بچّه هاست: والدین کارنامه ها را نمی گیرند، بلکه بچّه ها می گیرند، و این نمرات و کارنامه ها متعلق به آنهاست.زیرا بچّه ها درکلاس می نشینند، آموزش می بینند، تکالیف را انجام می دهند، و در نهایت آنها هستند که نمره می گیرند.برای آن که والدین بتوانند در مورد مقوله ی کارنامه بچّه ها نقش تأثیرگذاری داشته باشند،و این تأثیرگذاری را حفظ کنند،باید این بار مسئولیت را بر دوش بچّه ها بگذارند.

کودکان باید این نکته ی مهمّ را بدانند که مسئله ی کارنامه مربوط به آنهاست و ما به عنوان والدین،تنها به این مسئله توجّه و رسیدگی می کنیم،البتّه توجه و نظارت ما،شاید در سایه ای از علاقه و نگرانی نیز باشد.امّا حلّ مسائل و مشکلات مربوط به کارنامه و نمره، به عهده ی خود بچه هاست.

من(فاستر)به روشنی به یاد می آورم، که چه طور پدر فرزانه ام،همیشه در مورد کارنامه،بار مسئولیت را بر دوش من می گذاشت.مانند هر کودک دبستانی، من نیز دوران بسیار سختی را در مدرسه تجربه کردم.یک بار با کارنامه ای که همه نمراتش زیر ۱۰ بود به خانه آمدم.پدرم نگاه عمیق و موشکافانه ای به کارنامه ام کرد،سپس بادی به غبغبش انداخت،و قلم سیاهش را برداشت و با کمی تأمل و مکث از من پرسید:«پسرم، آیا به این کارنامه افتخار می کنی؟»من پاسخ دادم:«خیر، قربان.»

ـ او گفت:«بسیار خب،پسرم.»سپس کارنامه ام را امضاء کرد.مشابه این مورد،چندین بار دیگر هم اتفاق افتاد،و خدا را شکر که من هرگز در پاسخ پدرم،نگفتم، که به کارنامه ام افتخار می کنم.خداوند می داند که پدرم همیشه برایم معلّم سرخانه می گرفت،و مرا به مدرسه ی خصوصی می فرستاد.

مسائل و مشکلات مربوط به کارنامه ی بچّه ها را می توان،با یک معادله ی جبری،که بر اساس احساسات و نحوه ی عملکرد آنهاست،سنجید،و سپس تعدیل کرد.این معادله به ما این فرصت را می دهد،تا بدانیم چه وقت باید نگران و دلواپس فرزندمان باشیم.

ـ هنگامی که کودکی عملکرد خوبی دارد(+)و احساس خوبی هم نسبت به نحوه ی عملکرد خود دارد(+)، پس نتیجه بدست آمده، مثبت است.

(+=+×+)

ـ هنگامی که کودکی نمره ی خوبی می گیرد(+)، امّا بعد احساس بدی نسبت به خودش دارد(-)، چون در دراز مدّت،نتیجه ی ضعیفی بدست می آید،علی رغم نمره ی خوب، نتیجه ی بدست آمده منفی است.

(-=-×+)

ـ هنگامی که کودک عملکرد ضعیفی دارد(-)، و احساس بدی هم نسبت به عملکرد خود دارد(-)، در این مورد نیازی به نگرانی والدین وجود ندارد، چون به واسطه ی دو عامل گفته شده در بالا، در نهایت نتیجه ی مثبتی بدست می آید.

(+=-×-)

ـ هنگامی که کودک عملکرد ضعیفی دارد(-)، اما احساس خوشایند و خوبی نسبت به این عملکرد ضعیف دارد(+)، پس نتیجه بدست آمده،منفی است.در این مورد نگرانی والدین قابل توجیه است.

به اختصار باید بگویم:زمانی که عملکرد بچّه ها ضعیف باشد،امّا آنها بخواهند که پیشرفت کنند،آن وقت پیشرفت شان صد در صد است.امّا زمانی که عملکردشان ضعیف باشد،ولی برعکس احساس کنند که عملکرد درستی دارند،در نتیجه هرگز پیشرفت نمی کنند.به عبارت دیگر بلندپروازی در کودکان،عاملی برای رشد و تعالی آنها محسوب می شود.

مانند بسیاری دیگر از مسائل،درخصوص مقوله ی کارنامه نیز، کودکان می خواهند خودنمایی واظهار عقیده کنند.آنها نیاز به ابراز احساسات از جانب والدین خود دارند.براساس یک ناآگاهی، برخی براین باورند، که مهمّ نیست که احساسات والدین در این زمینه مثبت یامنفی باشد.براین اساس،بدون توجّه به پیامدهای بعدی،والدین باید تنها ابراز احساسات نمایند،و مثبت و منفی بودن احساسات شان به هیچ وجه مهمّ نمی باشد.ولی باید بدانیم،هنگامی که بچه ها از مدرسه به خانه می آیند،و کارنامه ی خود را که شامل نمرات خوب و بد است،به پدر و مادر نشان می دهند، والدین باید تنها احساسات مثبت از خود نشان دهند،وهیچ گونه احساسات منفی از خود بروز ندهند.به مثال زیر،که گفتگویی در این زمینه است،توجّه کنید:

ـ پدر:«اوه،یک ۲۰ گنده برای نقّاشی! خیلی عالیه! تو همیشه نقّاشی را دوست داشتی،درست است؟»

ـ کودک:«بله، نقّاشی برای من یک جور سرگرمی است.»

ـ پدر:«و نمره ی ۱۹ برای ورزش.خیلی خوب است،البته تو همیشه مثل برق و باد می دوی.یک ۱۸ در موسیقی.واقعاً عالیه.هوم یک ۱۰هم در ریاضی.فکر می کنم،نمره ی ریاضی ات،می توانست بهتر از این باشد.وای یک ۱۷ گنده هم در تعلیمات اجتماعی.دانستن تاریخ و جغرافی خیلی مهمّ است.(سپس، پدر بدون این که درگیر احساسات منفی شود،ادامه می دهد)حالا می خواهی در مورد ریاضی چه کار بکنی؟»

ما باید همیشه در عرصه ها و زمینه ها ی درسی ای دخالت مثبت داشته باشیم،که مطمئن هستیم،فرزندان مان در آن درس ها پیشرفت می کنند.به طور مثال درس علوم بِکی خوب است، و او در این درس شاگرد بسیار خوبی است،بنابراین ما به اتفاق هم با میکروسکوپی، چند ساعتی را صرف مشاهده ی موجودات ریز و میکروسکوپی درون آب استخر می کنیم.یا اگر مَندی در درس ریاضیات شاگرد فوق العاده ای است،پس باید به این نکته توجّه داشته باشیم،که نظم و هماهنگی موجود در منظومه ی شمسی نیز از علایق اوست و توجّه او را جلب کرده است،پس ما نیز باید در این زمینه او را تشویق کنیم.اگر درس تاریخ،ذهن آلن را به خود مشغول کرده است،پس ما می توانیم کتاب های تاریخی،که حاوی مطالب جذّاب و عکس های رنگی است،پیدا و به او معرفی کنیم.

وقتی که بحث نمرات پایین و ضعیف به میان می آید،هرگز از روی احساس با کودک خود صحبت نکنید،ولی در عین حال توجّه و نگرانی خویش را ابراز کنید:«آیا برنامه ی خاصی برای درس تاریخ داری؟»«در مورد نمره ی ریاضی ات چی فکر می کنی؟»«فکر می کنی نمره ی علوم ات بهتر از این می شود،یا شاید از اینی که هست، بدتر هم می شود؟»بسیار مهمّ است،که هنگام پرسش از کودکان،از روش گواه آوردن، استفاده نکنیم.

درحقیقت، مشکل اصلی نمرات ضعیف نیستند، بلکه مشکل اصلی علّت و سبب گرفتن این نمرات است.خودباوری و خودانگاری ضعیف، سرکشی و تمرّد در برابر اصول ارزشی والدین،اضطراب، افسردگی، مسائل و مشکلات آموزشی و دلایل دیگری از این دست، همگی از عواملی هستند که سبب می شوند، کودکان نمرات ضعیفی بگیرند.

گاهی اوقات، در این میان مشکل نگرشی نیز وجود دارد، که این مشکل بستگی به نگرش و طرز تلقی والدین و کودکان از مقوله ی نمرات ضعیف دارد.

بعضی از این دلایل، شاید مستلزم پاسخ های متفاوتی نیز از جانب ما باشند.در آخر باید بگوییم،شاید نظر خواهی در مورد وضعیت درسی کودک،از فرد دیگری، مانند معلّم او،مفید واقع شود،و به والدین کمک کند تا در مورد یک واکنش مقتضی و لازم در این زمینه به درستی تصمیم گیری کنید.

نویسنده : فاستر دبلیو کلاین و جیم فی

ترجمه : میترا خطیبی

منبع:کتاب تربیت با عشق و منطق