جمعه, ۱۰ اسفند, ۱۴۰۳ / 28 February, 2025
مجله ویستا

اقتدارگرایان گرفتار فوبیای خاتمی


اقتدارگرایان گرفتار فوبیای خاتمی

در ماه های اخیر حمله و تخریب علیه چهره های موجه و موثر که منتقد سیاست های جاری هستند, شدت یافته است; توهین و هتاکی و حرمت شکنی علیه نوه اندیشمند امام جناب آقای سید حسن خمینی, آیت الله العظمی صانعی و آقای هاشمی رفسنجانی نمونه هایی از این جریان است و اهانت و هتاکی علیه آقای خاتمی نمونه اخیر و به دلا یلی که خواهیم گفت نه آخرین نمونه از این دست است

در ماه های اخیر حمله و تخریب علیه چهره های موجه و موثر که منتقد سیاست های جاری هستند، شدت یافته است; توهین و هتاکی و حرمت شکنی علیه نوه اندیشمند امام جناب آقای سید حسن خمینی، آیت الله العظمی صانعی و آقای هاشمی رفسنجانی نمونه هایی از این جریان است و اهانت و هتاکی علیه آقای خاتمی نمونه اخیر ( و به دلا یلی که خواهیم گفت) نه آخرین نمونه از این دست است.

نکته جالب این است که در حملات و حرکات تخریبی علیه این بزرگان یک نکته مشترک وجود دارد و آن این که همگی این بزرگان زمانی که درصدد نقد برخی از روندها و بدعت های موجود برآمده و به تبیین دیدگاه امام و اثبات مغایرت آن با روندهای بدعت آمیز موجود پرداخته اند آماج حملات و حرکات تخریبی قرار گرفته اند.

آقای هاشمی وقتی مورد هجوم قرار گرفت که از مخالفت امام با رویکردهای جنگ طلبی گفت و نامه امام (ره) درباره ادامه جنگ را منتشر کرد و آقای سید حسن خمینی زمانی خود و بیت شریف امام را در معرض هتاکی و پرده دری دید که از نظر امام (ره) درباره عدم دخالت نظامیان در سیاست گفت و مغایرت آشکار برخی عملکردها، مواضع و اظهارنظرهای جاری را که ناجوانمردانه به نام امام صورت می گرفت برملا کرد و آیت الله صانعی زمانی آماج اهانت و پرده دری قرار گرفتند که با استناد به سخنی از امام گفتند مردم قیم نمی خواهند و خود آزادانه باید انتخاب کنند و آقای خاتمی نیز اکنون به این علت مورد هجوم قرار می گیرد که بر مخالفت امام با خشونت طلبی و اقدامات ماجراجویانه تاکید می کند.

این واقعیت از نکته ای مهم حکایت می کند و آن این که برخی اقتدارگرایان از هیچ تلاشی برای تحریف و سانسور اندیشه و مصادره امام به نفع خود کوتاهی نمی کنند. آنان به خوبی می دانند که اندیشه و افکار و عملکرد و رفتار ایشان هیچ نسبتی با امام ندارد و به همین دلیل بسط و تبیین افکار و آرای امام برای مردم و جامعه را به معنای رسوایی خود ارزیابی کرده، از آن به شدت وحشت دارند.

از این رو با هر فردی که بخواهد دیدگاه های امام را درباره مسائل مختلف - که در تعارض آشکار با روندهای موجود و رفتارها و عملکردهای جاری است - برای جامعه تبیین کند، به شدت برخورد می کنند، حال فرقی نمی کند این فرد یک مرجع تقلید باشد یا یک چهره موجه و مورد علاقه و احترام مردم.

البته تخریب آقای خاتمی علت و انگیزه دیگری نیز دارد. اقتدارگرایان به شدت گرفتار فوبیای خاتمی هستند. آنان از آقای خاتمی و نفوذ و احترامی که در جامعه دارد به شدت وحشت دارند. هر سفر خاتمی به شهرهای مختلف که معمولا با استقبال خودانگیخته و بی نظیر مردم مواجه می شود، آقایان را به شدت ناراحت و نگران می کند و به همین علت معمولا پس از هر یک از این سفرها آقای خاتمی با موجی از حمله و تخریب ها مواجه می شود.

این فوبیا و وحشت با نزدیک شدن به انتخابات ریاست جمهوری بیشتر می شود. اقدام اخیر راه یافتگان افراطی مجلس هفتم علیه آقای خاتمی را باید در همین چارچوب تحلیل کرد، وگرنه این سخن معقول و منطقی که امام معتقد بود به جای اقدامات افراطی و ماجراجویانه باید از نظام جمهوری اسلامی الگویی ایده آل بسازیم و فکر و فرهنگ مبنای انقلاب را از طریق ارائه یک جامعه نمونه در دنیا تبلیغ و صادر کنیم، چه جای مخالفت دارد؟ مگر آن که بگوییم ضمیر، مرجع خود را پیدا کرده و افراطیون طرفدار ستیزه جویی و اقدامات ماجراجویانه، از این که مبادا این آگاهی بخشی ها آنان را با مشکلاتی مواجه ساخته و نتوانند خود را زیر نقاب پیروی از اندیشه های امام پنهان کنند، به خشم آمده اند.

به هر حال با توجه به این که انتخابات ریاست جمهوری دهم در پیش است و کابوس ورود خاتمی به عرصه رقابت انتخابات ریاست جمهوری و برهم خوردن تمامی محاسبات و از دست دادن قدرت، هر روز بیماری فوبیای خاتمی را در افراطیون بیش از گذشته شدت می بخشد، به نظر می رسد آقای خاتمی از این پس باید خود را برای واکنش های عصبی و خشم آلود بیشتر و تهاجماتی سازمان یافته ترآماده کند.

نویسنده : محسن آرمین