پنجشنبه, ۴ مرداد, ۱۴۰۳ / 25 July, 2024
مجله ویستا

گزیده ای از دعای عرفه حسین بن علی ع


گزیده ای از دعای عرفه حسین بن علی ع

پروردگارا, مرا به كه وا می گذاری, به خویشاوندی كه پیوندمحبت را می گسلد, یا بیگانه ای كه با من خشم می راند, یا به آنان كه مرا خوار می شمارند و حال آن كه تو خدای منی و رشته سرنوشت من در چنگ توست

پروردگارا، مرا به كه وا می‏گذاری، به خویشاوندی كه پیوندمحبت را می‏گسلد، یا بیگانه‏ای كه با من خشم می‏راند، یا به آنان‏كه مرا خوار می‏شمارند و حال آن كه تو خدای منی و رشته سرنوشت‏من در چنگ توست! از غربت و تنهایی و دوری خانه‏ام و خواری‏ام درچشمان كسی كه وی را بر من مسلط گردانیده‏ای، به درگاه تو شكایت‏می‏آورم.

بارالها بر من خشم مگیر كه اگر تو بر من خشم نیاوری، مرازغیر تو باكی نیست و مگر نه این است كه فراخناك لطف و عافیت تومرا كافی است!

خداوندا، تو را به نور جمالت كه بر زمین و آسمانها تابیده‏است و پرده‏های تاریكی را برانداخته و كار گذشتگان و آیندگان راصلاح بخشیده است، سوگند می‏دهم و از تو می‏طلبم كه در آن حال كه‏بر من خشم گرفته‏ای، مرا نمیرانی و قهر خود را بر من نازل‏نگردانی كه تو می‏توانی قهر و عتاب را رها كنی و به لطف بازآیی‏و از من خشنود شوی!

ای آن كه سپاسگزاریم به درگاه وی اندك است، اما او محرومم‏نمی‏سازد و گناهانم بسیارند لكن مرا به فضیحت و رسوایی‏نمی‏كشاند، پیوسته مرا در حال انجام گناهان می‏نگرد، اما هیچ گاه‏به خواری نمی‏راندم!

ای آن كه در كودكی مرا محافظت فرمودی و در هنگام پیری‏بی‏روزیم نگذاشتی. ای آن كه الطاف و نعمتهایت در نزد من بیرون‏از شمارند و توان شكرگزاری آنها را ندارم.

ای كسی كه با من به نیكویی و احسان رفتار می‏كنی و من به زشتی‏و عصیان تو را پاسخ می‏گویم. ای كسی كه مرا به یمن ایمان نجات‏بخشیدی، پیش از آن كه به طریقه شكر نعمتهایت آشنا باشم.

ای مولای من، تویی كه نعمت دادی، تویی كه احسان كردی، تویی كه‏به نیكی رفتار نمودی، تویی كه كرامت فرمودی، تویی كه فضیلت‏بخشیدی، تویی كه فضل خود را به اتمام رسانیدی، تویی كه روزی‏عطا فرمودی، تویی كه كرم كردی، تویی كه توانمندم ساختی، تویی‏كه سرمایه‏ام دادی، تویی كه پناه دادی، تویی كه كفایت كردی،تویی كه هدایت كردی، تویی كه از گناه بازداشتی، تویی كه گناهان‏را پوشیدی، تویی كه گناهان را بخشیدی، تویی كه عذر پذیرفتی،تویی كه مكنت و جاه بخشیدی، تویی كه عزت دادی، تویی كه پشتیبان‏بودی، تویی كه تاییدم كردی، تویی كه یاری رساندی، تویی كه شفابخشیدی، تویی كه عافیت دادی، تویی كه اكرام كردی، خجسته و بلندمرتبه‏ای ای پروردگار من، ستایش جاودانه از آن توست و سپاس‏پیوسته تو را سزاست.

اما من ای خدایم، به خطاهایم معترفم، پس بر من ببخشای! منم‏كه گناه كردم، منم كه خطا نمودم، منم كه نادانی كردم، منم كه‏به سوی گناه شتافتم، منم كه اشتباه كردم، منم كه به غیر تواعتماد كردم، منم كه در عین دانایی گناه كردم، منم كه وعده‏هادادم، منم كه وفا ننمودم، منم كه پیمان شكستم، منم كه به جرم‏خود اقرار كردم.

بارالها، من بدان نعمات كه مرا داده‏ای اذعان دارم، به‏گناهانم اعتراف كرده و از آنها باز می‏گردم; تو نیز مرا بیامرز.

ای كسی كه گناه بندگان تو را ضرری نرساند و نیازی به طاعت‏ایشان نداری، هر كدام از بندگانت كه كاری نیكو به جای آورند،به توفیق و لطف توست، پس ستایش و حمد تو را سزاست.

خدایا، چون مرا فرمان دادی سركشی نمودم و چون نهی كردی، آنچه‏را نمی‏خواستی به جای آوردم. اینك این منم كه نه دلیلی بربی‏گناهی خود دارم كه عذر بخواهم و نه نیروی آن دارم كه از كسی‏یاری بخواهم. حال با كدامین اعضایم رو به روی تو بایستم; آیابا گوشم یا با چشمم یا با زبان و یا پاهایم، آیا تمامی اینهانعمتهایی نیست كه مرا عنایت فرموده‏ای و من با همه آنهانافرمانی‏ات كرده‏ام، ای مولای من، حجت و دلیل از آن توست و من‏محكومم!

ای شنواترین شنوندگان و ای تیزبین‏ترین بینندگان و ای‏سریعترین حسابگران و ای مهربانترین مهربانان، بر محمد(ص) وخاندان پاك وی درود فرست!

پروردگارم، از تو حاجتی را می‏طلبم كه اگر آن را به من ارزانی‏دادی، هر چیز دیگری را كه از من دریغ نمایی، مرا زیانی نرساندو اگر از آن محرومم سازی، هر چه را به من عطا فرمایی مرا نفعی‏نبخشد; «از تو می‏خواهم كه مرا از آتش جهنم آزاد گردانی!»

غیر تو خدایی نبود، یگانه‏ای و تو را همتایی نیست، فرمانروایی‏توراست و ستایش از آن توست و تو بر همه چیز توانایی، ای خدا،ای خدا، ای خدا.

خدایا، من در آن حال كه بی‏نیاز و توانمندم، به تو نیازمندم،پس چگونه در حال فقر نیازمند تو نباشم. خدایا من كه در عین‏دانایی، نادانم، چگونه در حین جهل، نادان نباشم!

خدایا، به راستی كه تغییر تدابیر تو و سرعت انجام اراده وتقدیرات تو، بندگان عارفت را باز داشت، از این كه در حال نعمت‏به دوام بخشش تو اطمینان كنند و در حال نقمت، از رحمت تو نومیدگردند!

اكنون منم كه با فقر و نیازمندیم به تو توسل می‏جویم و چگونه‏به حضرتت توسل جویم با فقری كه محال است دامان غنای تو رابیالاید. چسان از این حال كه دارم به تو شكایت آورم، در حالی كه‏هیچ چیز بر تو پوشیده نیست. چگونه حرفهای دلم را برای تو بیان‏كنم و حال آن كه از همه آنها آگاهی! چگونه ممكن است امیدهایم‏را كه رو به سوی تو دارند، به نومیدی بدل سازی و حال مرا نیكونگردانی، با آن كه قوام آن به دست توست.

خدایا با آن كه عظیم نادانم، چقدر به من لطف می‏كنی و با آن‏كه زشتی كردارم آشكار است، چقدر با من مهربانی!

خدایم! چقدر تو به من نزدیكی و من از تو دورم! و چقدر نسبت‏به من مهربانی. پس چیست كه بین من و تو حجاب افكنده است!؟

پروردگارا، از تغییر آثار و دگرگونی حالات نیك دانستم كه‏خواسته تو در مورد من این است كه خود را در همه چیز به من‏بنمایانی، تا درباره هیچ چیز از تو غافل نگردم.

خدایا، هر گاه گناهانم مرا گنگ گردانید، كرم تو زبان مراگشود و هرگاه كه صفات ناپسندم مایوسم ساخت، الطاف بی‏پایانت‏مرا به طمع واداشت!

خدایا، آن كس كه زیباییهایش در حقیقت زشتی است، چگونه‏زشتیهای رفتار وی زشت و ناپسند نباشد و آن كس كه سخنان حق گونه‏او ادعایی بیش نیست چسان ادعاهایش، ادعا نباشد.

خدایا، فرمانهای تاثیرگذار و اراده مسلط تو برای سخن‏گویی،گفتاری باقی نمی‏گذارد و صاحب توانایی را ناتوان می‏سازد.

بارالها، توجه من به مخلوقات تو سبب می‏گردد كه از مشاهده‏جمالت محروم بمانم، پس مرا در پیشگاه خویش به عبادتی بگمار كه‏به وصال تو رساندم! چگونه برای اثبات وجود شریفت‏به چیزی دلیل‏آورده شود كه در هستی خود محتاج توست، آیا برای غیر تو ظهوری‏است كه برای تو نیست تا وجود غیر، آشكار كننده جمال تو باشد؟

تو كی پنهان بوده‏ای كه برای عیان ساختنت نیاز به دلیلی باشد كه‏تو را اثبات نماید، كی دور بوده‏ای كه كاینات راه رسیدن به توباشند. كور باد آن چشم كه تو را نگاهبان خود نبیند! و چه‏زیانبار است معامله بنده‏ای كه از محبت تو وی را بهره‏ای نیست!

خدایا، خواری و پستی‏ام در برابر تو هویداست و احوال من بر توپوشیده نیست.

وصالت را از تو می‏طلبم و به یاری وجود شریفت، بر هستی توگواهی می‏دهم. مرا با نور خود به ذات پاكت راهنمایی فرمای و باصدق عبودیت در پیشگاهت‏برپای دار.

پروردگارم، مرا از زیر بار ذلت نفس رهایی ده و پیش از آن كه‏مرگم در رسد از آلودگی شك و شرك پاكم كن. از تو یاری می‏جویم،یاریم كن. بر تو توكل می‏نمایم، مرا به حال خود وامگذار. تو رامی‏خوانم، مرا نومید مساز. مشتاق فضل توام، محرومم مكن. خویشتن‏را به وجود پاكت منتسب می‏نمایم، دورم مگردان. مقیم درگاه توام،از خود نرانم.

تویی كه انوار جمالت را به دلهای شیفتگانت تاباندی تا آن كه‏تو را شناختند و به یگانگی تو ایمان آوردند. تویی كه محبت غیرخود را از قلوب دوستانت زدودی تا غیر تو را به دوستی نگرفتند وبه جز تو پناه نیاوردند و آن گاه كه جهانیان آنان را هراسناك‏سازند، تو مونس ایشان هستی و تویی كه آنها را هدایت فرمودی تاجایی كه نشانه‏های قدرتت‏بر آنان آشكار گشت!

آن كس كه تو را از دست داد، چه كسی را یافت و آن كه تو رایافت كه را از دست داد! به راستی كه زیانكار است آن كس كه به‏جای تو دیگری را برگزیند و بسی خسران زده است آن كه بكوشد تااز تو جدا گردد. چسان به غیر تو امیدوار شوم، در حالی كه تورشته احسان را نگسسته‏ای و چگونه نیاز خویش از درگاه غیر توبطلبم و حال آن كه عادت بخشندگی خویش را دگرگون نساخته‏ای!

ای كسی كه شیرینی موانست‏خویش را به عاشقانت چشانیده‏ای، پس‏آنان در برابر تو تملق‏كنان برپای ایستاده‏اند! ای كسی كه‏پرده‏های هیبت‏خود را بر دوستانت افكنده‏ای و آنان هراسناك درمقابل تو پوزش می‏طلبند.

تو بندگانت را به یاد می‏آوری پیش از آن كه دیگران از آنهایادی كنند و آغازگر هر بخشش و احسانی قبل از آن كه‏عبادت‏كنندگان رو به سوی تو آورند و بخشنده و عطا كننده‏ای، پیش‏از آن كه خواهندگان از تو بخواهند و چه شگفت است این كه بسیارمی‏بخشی، آن گاه از آنچه بخشیده‏ای از ما وام طلب می‏كنی!

خداوندا، من را به كمند مهربانی خویش به سوی خود آر تا وصال‏تو را دریابم و با جاذبه الطاف خویش مرا دركش تا به سوی تو روی‏آورم!

خدایا، رشته امیدم از تو نمی‏گسلد گرچه تو را سركشی نموده‏ام وهرچند تو را عبادت كنم باز دهشت مرا رها نمی‏سازد. كاینات مرابه سوی تو رهنمون می‏گردند و یقینی كه به كرم تو دارم مرا به‏سویت می‏كشاند.

خدایا، چگونه نومید گردم و حال آن كه تو امید منی و چگونه به‏خواری تن دردهم در حالی كه تو تكیه‏گاه منی.

خدایا، چسان در برابرت دعوی سربلندی نمایم با آن كه بنیادمرا از ذلت‏برآورده‏ای و چسان سر فخر بر آسمان نسایم و حال آن‏كه مرا به خود منتسب كرده‏ای!

خدایا! چگونه ردای بینوایی درنپوشم، در حالی كه مرا درجایگاه فقرا نشانده‏ای و چگونه خویشتن را فقیر بنامم با آن كه‏تو با بخشش خود بی‏نیازم ساخته‏ای!

تویی كه جز تو پروردگاری نیست. خود را به تمامی اشیاشناسانده‏ای به گونه‏ای كه موجودی نیست كه تو را نشناسد. تویی كه‏خویشتن را در آینه همه موجودات به من نموده‏ای و من در همه چیزجمال تو را به آشكارا نگریسته‏ام و تویی كه برای تمام موجودات‏آشنایی!