همین پرسش، راه ورود به تأکید اخیر رهبر معظم انقلاب بر «توجه فرا راهبردی» به فرهنگ و تعلیم و تربیت است. فرا راهبردی بودن فرهنگ یعنی فرهنگ نه یکی از پروندههای کنار دیگر پروندهها، بلکه ملاکی برای تنظیم همه آنهاست. در این نگاه، حتی یک برنامه عمرانی، یک طرح حمایتی، یک فعالیت اجتماعی یا سازوکار اداره محله، تنها با کارآمدی فنیاش سنجیده نمیشود؛ باید دید چه اثری بر خانواده، روابط انسانی، امید اجتماعی، احساس مسئولیت و تربیت نسل آینده میگذارد.
از این رو، محلهمحوری را نباید فقط راهی برای رساندن خدمات به مردم دانست. محله میتواند مقیاس تحقق یک سیاست فرهنگی باشد؛ جایی که تصمیمهای مدیریتی، بهطور مستقیم با سبک زندگی مردم تماس پیدا میکنند. تفاوت یک محله فعال با محلهای که صرفاً از نظر اداری مدیریت میشود، همینجاست در اولی مردم تنها مخاطب خدمت نیستند؛ در دومی نیز ممکن است خدمت دریافت کنند، اما لزوماً نقشی در ساختن محیط اجتماعی خود ندارند.
رهبر انقلاب در توضیح این اولویت فرهنگی، به گروههایی اشاره میکنند که منبع اشاعه فرهنگ مثبت و سازندهاند؛ از معلمان و استادان حوزه و دانشگاه تا پزشکان و پرستاران متعهد و بانوان خانهدار. اهمیت این فهرست در آن است که فرهنگ را از انحصار سازمانها و دستگاههای رسمی خارج میکند. فرهنگ، در این نگاه، محصول دستور اداری نیست؛ از رابطه معلم و دانشآموز، رفتار کادر درمان با مردم، فضای خانه و شیوه زندگی خانوادهها پدید میآید.
اینجاست که نسبت این توصیه با محلهمحوری روشن میشود. محله، نقطهای است که این صاحبان نقش فرهنگی در آن به هم میرسند. معلم در مدرسه محله حضور دارد، پزشک و پرستار با خانوادههای همان محدوده سروکار دارند، مادران در خانههای همان محله زیست میکنند … …



































































































































































