با این حال، به نظر میرسد این وضعیت در حال تغییر است. ورود هوش مصنوعی، پهپادها، سامانههای خودکار، تجهیزات ارتباطی پیشرفته و تسلیحات جدید به میدان نبرد، اهمیت انرژی الکتریکی را بیش از گذشته افزایش داده است. در جنگهای مدرن، دیگر فقط تعداد نیروها یا قدرت آتش اهمیت ندارد؛ توانایی تولید، ذخیره و انتقال برق نیز میتواند به یکی از عوامل تعیینکننده تبدیل شود.
ارتش ایالات متحده و بسیاری از کشورهای دارای فناوری پیشرفته، نزدیک به یک دهه است که موضوع برقیسازی بخشی از ناوگان نظامی خود را بررسی میکنند. در ابتدا، بخش قابل توجهی از این برنامهها با هدف کاهش آلایندگی و سازگاری با تغییرات اقلیمی مطرح میشد، اما تحولات امنیتی و فناوری، دلایل دیگری را به مرکز توجه آورده است. چرا ارتشها به سمت خودروهای هیبریدی و برقی میروند؟
خودروهای هیبریدی و برقی برای کاربردهای نظامی مزایایی دارند که در بسیاری از شرایط میتواند مستقیماً بر توان رزمی اثر بگذارد. عملکرد کمصدا، کاهش اثر حرارتی، شتاب بهتر، مانورپذیری بیشتر و کاهش هزینههای نگهداری از جمله این مزایا هستند. کاهش مصرف سوخت نیز اهمیت زیادی دارد، زیرا خودرو میتواند علاوه بر جابهجایی نیرو و تجهیزات، به یک منبع متحرک تولید و ذخیره انرژی برای میدان نبرد تبدیل شود.
در واقع، مسئله فقط جایگزین کردن یک موتور بنزینی یا دیزلی با موتور برقی نیست. اگر یک خودروی نظامی بتواند برق مورد نیاز تجهیزات ارتباطی، حسگرها، سامانههای الکترونیکی یا سایر تجهیزات میدان نبرد را تأمین کند، نقش آن از یک وسیله نقلیه ساده فراتر خواهد رفت.
ارتش آمریکا در اواخر سال ۲۰۲۲، در واکنش به دستور اجرایی جو بایدن درباره حرکت ناوگانهای دولتی به سمت خودروهای سبک بدون آلایندگی، برنامهای برای برقیسازی بخش بزرگی از ناوگان خودروهای غیرتاکتیکی و تاکتیکی خود منتشر کرد. در آن مقطع، موضوعاتی مانند مقابله با آثار طوفانها، سیلها، افزایش سطح آب دریا و موجهای گرما نیز در استدلالهای مربوط به این طرح مطرح بود. اما تحولات میدان نبرد، جهت بحث را تغییر داده است. جنگهای جدید اهمیت برق را بیشتر کردهاند
جنگهای اوکراین و ایران در روایت متن اصلی بهعنوان نمونههایی از تغییر ماهیت جنگ مدرن مطرح شدهاند؛ جنگهایی که نشان دادهاند تکیه صرف بر دکترینهای سنتی، زرهپوشهای انبوه و برتری هوایی کلاسیک، دیگر برای دستیابی به همه اهداف نظامی کافی نیست.
گسترش پهپادها و وسایل نقلیه خودکار هوایی و دریایی، یکی از نشانههای این تحول است. بسیاری از این سامانهها به انرژی الکتریکی متکی هستند و میتوانند قابلیت حمله دقیق را با هزینهای بسیار کمتر از برخی ناوگانهای هوایی و سامانههای موشکی متعارف فراهم کنند.
از سوی دیگر، شبکههای انرژی نیز به یکی از اهداف مهم حملات تبدیل شدهاند. در چنین شرایطی، توانایی تولید و ذخیره برق در میدان نبرد میتواند به اندازه توانایی حمل سوخت اهمیت پیدا کند.
عامل مهم دیگر، نوسان قیمت نفت و افزایش ریسکهای ژئوپلیتیکی است. ارتش آمریکا همچنان به ترکیبی از نفت وارداتی و داخلی وابسته است و حدود ۷۰ تا ۷۵ درصد کل سوخت مصرفی ارتش این کشور برای سوخت جت مورد استفاده جنگندهها، بمبافکنها، هواپیماهای باری و ترابری سنگین و تانکرهای هوایی مصرف میشود.
به همین دلیل، حتی اگر هواپیماها و برخی تجهیزات پرمصرف همچنان برای مدت طولانی به سوخت مایع وابسته بمانند، کاهش مصرف نفت در بخش تحرک زمینی میتواند مزیت مهمی ایجاد کند. خودروهای برقی و هیبریدی میتوانند نیاز به خطوط انتقال سوخت را کاهش دهند و همزمان وزن و حجم سوختهای قابل اشتعال و آلاینده در مناطق عملیاتی را پایین بیاورند.
چین در مسابقه باتری از آمریکا جلو افتاده است؟
یکی از مهمترین انگیزههای ارتشهای غربی برای توجه بیشتر به فناوری برقی، پیشرفت سریع چین در صنعت باتری و خودروهای سنگین برقی است.
فناوری باتری چین اکنون از خودروهای سواری فراتر رفته و به کامیونهای بزرگ و سایر وسایل نقلیه سنگین رسیده است. همزمان، فناوری شارژ پرقدرت نیز در این کشور به سمت مقیاس مگاوات (MW) در حال حرکت است.
در سهماهه نخست سال ۲۰۲۶، بیش از ۲۵ درصد فروش کامیونهای سنگین در چین مربوط به مدلهای برقی بود. این رقم در اتحادیه اروپا حدود ۴.۵ درصد و در آمریکا کمتر از ۱ درصد گزارش شده است.
اهمیت این آمار برای حوزه نظامی در این است که چین میتواند فناوری و زنجیره تأمین ایجادشده در بخش غیرنظامی را به تجهیزات نظامی منتقل کند. به عبارت دیگر، صنعتی که ابتدا برای خودروهای غیرنظامی توسعه پیدا کرده، میتواند به پایهای برای ساخت خودروهای تاکتیکی، تجهیزات پشتیبانی و سامانههای نظامی هیبریدی تبدیل شود. چرا ارتشها فعلاً به سراغ خودروهای کاملاً برقی نمیروند؟
با وجود پیشرفتهای فناوری، مسیر برقیسازی ارتشها احتمالاً یک تغییر ناگهانی نخواهد بود. بر اساس روندی که در متن بررسی شده، خودروهای چرخدار غیرتاکتیکی نخستین گروهی هستند که به سمت برقیشدن حرکت میکنند. پس از آن، در اوایل دهه ۲۰۳۰، خودروهای تاکتیکی بیشتر وارد این مسیر خواهند شد و در اواخر دهه ۲۰۳۰ و احتمالاً تا دهه ۲۰۴۰، استفاده از سامانههای هیبریدی در خودروهای زرهی و رزمی مانند تانکها، نفربرهای زرهی و توپخانههای خودکششی افزایش خواهد یافت.
البته این مراحل کاملاً از یکدیگر جدا نیستند و هماکنون نیز همپوشانی میان آنها دیده میشود.
نکته مهم این است که برای خودروهای تاکتیکی و زرهی، تمرکز اصلی بر پیشرانههای هیبریدی است، نه خودروهای کاملاً برقی. دلیل این مسئله تنها محدودیت برد یا سرعت شارژ نیست. پیشرفت چین در حوزه خودروهای سنگین برقی نشان داده که برخی از این مشکلات قابل کاهش هستند.
مسئله مهمتر، عملکرد خودرو در شرایط واقعی جنگ است. یک کامیون سنگین برقی که روی جادهای نسبتاً هموار حرکت میکند، با یک خودروی نظامی که باید وزن زیادی را در سربالایی، مسیرهای ناهموار، زمینهای گلآلود یا مناطق پوشیده از برگ و خاک حرکت دهد، شرایط یکسانی ندارد. همچنین مسئله بقا در زیر آتش دشمن و امکان ادامه عملیات در شرایط دشوار، همچنان از چالشهای جدی خودروهای کاملاً برقی محسوب میشود. چین الگوی جدیدی برای خودروهای رزمی ایجاد میکند
چین در حوزه خودروهای تاکتیکی و رزمی هیبریدی دیزل-الکتریک نیز در حال حرکت است. این خودروها میتوانند از قطارهای قدرت با ولتاژ بالا استفاده کنند؛ سامانههایی که علاوه بر تأمین نیروی محرکه، امکان ذخیره انرژی و استفاده از آن در میدان نبرد را نیز فراهم میکنند.
در سال ۲۰۲۵، ارتش آزادیبخش خلق چین از تانک متوسط ZTZ-100 رونمایی کرد و اعلام کرد که نسخه جدیدی از تانک اصلی میدان نبرد ZTZ-99A1 نیز در آینده عرضه خواهد شد. این تانکها با هدف افزایش تحرک نسبت به نمونههای سنتی سنگینتر و همچنین تأمین انرژی لازم برای درگیریهای فراتر از برد بصری طراحی شدهاند.
یکی از اهداف چین، ارتقای قابلیتهای نظامی خود در مناطق مرتفع در امتداد مرز جنوبی این کشور است.
در همین حال، آمریکا، سوئد، آلمان، کره جنوبی و ترکیه نیز طرحهایی در زمینه خودروهای نظامی هیبریدی دنبال میکنند، هرچند بسیاری از این پروژهها هنوز در مراحل اولیه هستند. کشورهایی مانند ژاپن، کانادا و بریتانیا نیز بیشتر در مرحله بررسی و آزمایش قرار دارند. برنامه آمریکا برای خودروهای رزمی هیبریدی
ارتش آمریکا نیز طی سالهای اخیر نمونههای آزمایشی مختلفی را توسعه داده است. این کشور در اوایل دهه ۲۰۲۰ نمونههایی از خودروهای رزمی با پیشرانه هیبریدی توسعه داد تا از آنها بهعنوان بستری برای فناوریهای آینده استفاده کند.
در ادامه، تصمیم گرفته شد نسخهای از خودروی پیادهنظام نسل جدید موسوم به ISV-Heavy به پیشرانه هیبریدی مجهز شود. یکی از اهداف این طرح، استفاده از توان تولیدشده برای تجهیزات و ارتباطات پیشرفته میدان نبرد است.
همزمان، برنامه استفاده از موتور هیبریدی در تانک M1E3 Abrams نیز سرعت گرفته و نمونههای اولیه آن در سال ۲۰۲۶ برای ارزیابی عرضه شدند.
از دید برنامهریزان آمریکایی، پیشرانه هیبریدی میتواند راهحلی عملی برای جمع کردن چند نیاز متفاوت باشد؛ یعنی امکان سوختگیری سریع و برخورداری از برد مناسب سوختهای مایع را حفظ کند و در عین حال مزایایی مانند کاهش صدای حرکت، پنهانکاری بیشتر و دسترسی به انرژی الکتریکی را در اختیار نیروها قرار دهد. مزیت چین فقط در فناوری نظامی نیست
برتری چین در این رقابت صرفاً به توسعه تجهیزات نظامی محدود نمیشود. این کشور طی سالهای گذشته یک ظرفیت صنعتی بسیار بزرگ برای تولید باتری، پیشرانههای هیبریدی و خودروهای برقی ایجاد کرده است.
چین از مزیت مهم تولید انبوه برخوردار است؛ مزیتی که نتیجه توسعه گسترده خودروهای برقی غیرنظامی و شکلگیری زنجیره تأمین داخلی برای تولید باتری و تجهیزات مرتبط با آن است. این ظرفیت صنعتی میتواند امکان دسترسی سریعتر و ارزانتر به فناوریهایی را فراهم کند که برای استفاده نظامی نیز کاربرد دارند.
در آمریکا، مسیر برقیسازی نظامی با چالشهای سیاسی نیز روبهرو شده است. در اوایل دولت دوم دونالد ترامپ، خود رئیسجمهور و وزیر دفاع او، پیت هگست، به دلیل ارتباط اولیه برنامه برقیسازی نظامی با سیاستهای اقلیمی، از آن انتقاد کردند.
با این حال، زمانی که مسئله از زاویه عملکرد نظامی و نه مسائل زیستمحیطی بررسی شود، مخالفتها کاهش پیدا میکند. استدلال اصلی این است که خودروهای نظامی هیبریدی و برقی در درجه اول برای کاهش آلایندگی طراحی نمیشوند، بلکه هدف آنها میتواند افزایش اثربخشی رزمی باشد. تا اواخر دهه ۲۰۳۰ چه اتفاقی خواهد افتاد؟
بر اساس برآورد مطرحشده در متن، با توجه به سرعت پیشرفت فناوری باتری، تا اواخر دهه ۲۰۳۰ یا اوایل دهه ۲۰۴۰ احتمال شکلگیری یک سیستم انرژی ترکیبی در نیروهای مسلح کشورهای پیشرفته فناوری در شرق آسیا، اروپا و آمریکای شمالی وجود دارد.
در چنین الگویی، خودروهای هیبریدی و برقی سهم بیشتری از مأموریتهای حملونقل، لجستیک و پشتیبانی را برعهده خواهند گرفت، در حالی که نفت همچنان در کاربردهایی که انرژی بسیار زیادی نیاز دارند، جایگاه خود را حفظ خواهد کرد.
بنابراین، آینده نظامی احتمالاً به معنای حذف کامل نفت نیست؛ بلکه بیشتر به معنای ترکیب نفت، برق و فناوریهای هیبریدی خواهد بود. مشکل اصلی؛ زیرساخت شارژ در میدان جنگ
برقیسازی یک خودروی نظامی فقط با تعویض موتور و نصب باتری انجام نمیشود. ارتش باید همزمان زیرساخت لازم برای شارژ سیار، سیمکشی در میدان، ذخیرهسازی برق، تعمیر و نگهداری و طراحی مجدد زنجیره لجستیک را نیز ایجاد کند.
اگر قرار باشد یک نیروی الکتریکی در مقیاس یک تیپ شارژ و دوباره آماده عملیات شود، ممکن است به ریزشبکهها و سامانههای سیار تولید و انتقال برق در مقیاس دهها مگاوات نیاز داشته باشد.
همین مسئله یکی از دلایلی است که اهمیت خودروهای هیبریدی را در کوتاهمدت و میانمدت افزایش میدهد. خودروهای هیبریدی میتوانند بخشی از مزایای فناوری برقی را فراهم کنند، بدون اینکه ارتش مجبور باشد تمام زیرساخت وابسته به سوخت مایع را یکباره کنار بگذارد.
یکی از راهکارهای احتمالی برای تأمین انرژی در بلندمدت، استفاده از میکروراکتورهای هستهای است. این راکتورها میتوانند کمتر از ۱۰ مگاوات ظرفیت داشته باشند و به اندازهای کوچک طراحی شوند که از طریق جاده، راهآهن، دریا یا هوا جابهجا شوند. برخی نسخهها نیز ممکن است قابلیت جابهجایی یکپارچه داشته باشند.
آمریکا، کانادا، روسیه و چین از جمله کشورهایی هستند که برنامههایی در این زمینه دنبال میکنند. میکروراکتورهای هستهای؛ منبع انرژی آینده ارتشها؟
برنامه آمریکا برای ساخت میکروراکتور در دو مسیر دنبال میشود. پروژه پله با هدف ساخت یک نمونه اولیه قابل حمل برای عملیات دورافتاده یا مرتبط با درگیری طراحی شده است و برنامه جانوس نیز به تأسیسات داخلی مربوط میشود.
پروژه پله در سال ۲۰۲۰ آغاز شد و دفتر قابلیتهای استراتژیک پنتاگون با همکاری ارتش آمریکا، آزمایشگاه ملی آیداهو و شرکت BWX Technologies آن را دنبال میکنند. هدف این پروژه ساخت یک راکتور گازی با دمای بالا و ظرفیت ۱ تا ۵ مگاوات است که بتوان آن را در ۷۲ ساعت مونتاژ کرد و تا سه سال بدون سوختگیری مجدد مورد استفاده قرار داد.
قرار است نخستین نمونه، یک راکتور ۱.۵ مگاواتی، در سال ۲۰۲۷ آزمایش شود و در سال ۲۰۲۸ به شبکه برق متصل شود.
چین نیز مسیر متفاوتی را دنبال میکند. پروژههای میکروراکتور این کشور عمدتاً با نیازهای غیرنظامی مانند استخراج در مناطق دورافتاده یا تأمین انرژی خارج از شبکه معرفی میشوند، اما قابلیت استفاده نظامی نیز برای آنها وجود دارد.
این پروژهها از طریق شبکهای تحقیقاتی و توسعهای با هدایت دولت دنبال میشوند که در متن با عنوان کنسرسیوم فنگلین برای نوآوری فناوری هستهای معرفی شده است. این شبکه تحقیقات دانشگاهی، آموزش، توسعه فناوریهای پیشرفته و تأمین مالی تجاری را در یک چارچوب مشترک هماهنگ میکند.
یکی از جدیدترین نمونههای چین، یک میکروراکتور ۱۰ مگاواتی قابل نصب روی خودرو است که توسط مؤسسه علوم فیزیکی هفی توسعه داده شده و از آن با عنوان «بانک انرژی هستهای» یاد شده است. کاربردهای احتمالی آن از جوامع دورافتاده و مراکز داده تا مناطق جزیرهای را شامل میشود؛ موضوعی که میتواند کاربردهای راهبردی در مناطقی مانند دریای چین جنوبی نیز داشته باشد. برقرسانی نظامی به یک رقابت ژئوپلیتیکی تبدیل شده است
گسترش فناوریهای برقی در ارتشها نشان میدهد که این موضوع دیگر صرفاً یک بحث مربوط به خودرو یا انرژی نیست. رقابت میان قدرتهای بزرگ، پیشرفت فناوری و سیاست داخلی کشورها همگی در تعیین سرعت این تحول نقش دارند.
از نظر ژئوپلیتیکی، منطق حرکت به سمت برق در ارتشها بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته است. روسیه در حال حاضر برنامه کوتاهمدتی برای برقیسازی در مقیاس بزرگ ندارد و شرایط آبوهوایی سرد نیز میتواند محدودیتهایی برای باتریها ایجاد کند. در مقابل، رشد صنعت باتری چین میتواند در دهه آینده سرعت بیشتری پیدا کند و حتی بر قابلیتهای نظامی نسل بعدی و سامانههایی مانند تسلیحات انرژی مستقیم تأثیر بگذارد.
با این حال، هیچیک از این پیشبینیها قطعی نیست. فناوری باتری همچنان در حال توسعه است و افزایش چگالی انرژی، افزایش سرعت شارژ، افزایش مقاومت و کاهش هزینه میتواند استفاده نظامی از برق را جذابتر کند.
در نهایت، محتملترین سناریو این است که در یک یا دو دهه آینده، بخش قابل توجهی از مصرف نفت در برخی حوزههای نظامی با برق جایگزین شود. با این حال، اگر چنین تغییری رخ دهد، احتمالاً عامل اصلی آن مزیتهای عملی و تاکتیکی خواهد بود، نه نگرانیهای مربوط به انتشار گازهای گلخانهای یا حتی امنیت عرضه نفت. سیاست آمریکا همچنان یک عامل تعیینکننده است
آینده این روند در آمریکا تا حد زیادی به سیاست داخلی این کشور وابسته خواهد بود. در واشنگتن تمایل محدودی برای اجازه دادن به ورود پیشرفتهترین فناوریهای باتری جهان به بازار آمریکا وجود داشته و بخشی از اهداف تعیینشده در برنامه اقلیمی ارتش نیز کنار گذاشته شده است.
از جمله اهدافی که در هفتههای نخست دولت دوم ترامپ لغو شد، برنامه ایجاد ناوگانی متشکل از حدود ۶۰ هزار خودروی سبک و غیرتاکتیکی تمامبرقی بود.
با این حال، برقیسازی نظامی احتمالاً حتی در صورت تغییرات سیاسی نیز بهطور کامل متوقف نخواهد شد، زیرا بخشی از انگیزه آن دیگر به سیاست اقلیمی مربوط نیست. کاهش مصرف سوخت، کاهش وابستگی به خطوط انتقال سوخت، افزایش پنهانکاری و فراهم کردن برق مورد نیاز تجهیزات پیشرفته، دلایلی هستند که مستقیماً با توان رزمی ارتباط دارند. چرا نفت هنوز به این زودی کنار نمیرود؟
با وجود همه این تحولات، سرعت تغییر در حوزه نظامی همچنان محتاطانه است. برقیشدن تجهیزات و تسلیحات با سرعت زیادی در حال پیشرفت است، اما تحرک نظامی با گامهای کوچکتر و متوسط به این مسیر وارد شده است.
یکی از مهمترین چالشها، فاصله میان چگالی توان سوختهای نفتی و باتریهاست. همچنین هنوز پرسشهایی درباره دوام سیستمهای هیبریدی و برقی در شرایط واقعی درگیری وجود دارد.
برای خودروهای غیرتاکتیکی و تاکتیکی، ایجاد زیرساخت مناسب شارژ اهمیت ویژهای دارد. علاوه بر این، آمریکا و متحدانش با مسئله امنیت زنجیره تأمین و ظرفیت صنعتی داخلی برای تولید باتری و سامانههای هیبریدی مواجه هستند.
البته هیچیک از این مشکلات الزاماً غیرقابل حل نیستند، اما حل آنها زمان میبرد. حملونقل غیرنظامی نیز برای رسیدن به سطح قابل توجهی از برقیشدن به تمام قرن بیستویکم زمان نیاز داشته و حتی اکنون نیز در بسیاری از کشورها با موانع مختلف روبهرو است. ارتشها با چالشهای متفاوتی مواجهاند و ممکن است برای حل آنها نیز به زمان قابل توجهی نیاز داشته باشند.
آینده میدان نبرد احتمالاً نه کاملاً نفتی خواهد بود و نه کاملاً برقی. آنچه در حال شکلگیری است، ترکیبی از سوختهای مایع، باتری، پیشرانههای هیبریدی، شبکههای برق سیار و در بلندمدت شاید میکروراکتورهای هستهای است.
نفت همچنان برای هواپیماهای جنگی، بمبافکنها، هواپیماهای ترابری و دیگر تجهیزات پرمصرف اهمیت حیاتی خواهد داشت، اما در بخش خودروهای زمینی، لجستیک و پشتیبانی، سهم فناوریهای هیبریدی و برقی احتمالاً افزایش پیدا میکند.
برای ارتشهای پیشرفته، مسئله دیگر فقط این نیست که «باتری جای نفت را میگیرد یا نه». پرسش مهمتر این است که کدام ارتش زودتر میتواند یک زنجیره کامل انرژی جدید ایجاد کند؛ زنجیرهای که از تولید باتری و پیشرانه گرفته تا شارژ میدانی، ذخیرهسازی انرژی، شبکههای سیار و زیرساختهای پشتیبانی را پوشش دهد.
در چنین شرایطی، پیشرفت چین در صنعت باتری و خودروهای برقی میتواند به یک مزیت راهبردی تبدیل شود و آمریکا و متحدانش را به سرمایهگذاری بیشتر در این حوزه وادار کند. با این حال، تغییر کامل ساختار انرژی نیروهای مسلح یکشبه اتفاق نخواهد افتاد. با توجه به چالشهای فنی، زیرساختی، صنعتی و عملیاتی، نفت همچنان برای سالهای آینده بخشی جداییناپذیر از امنیت ملی و توان نظامی باقی خواهد ماند.



































































































































































