مثلاً اگر تیم ملی در جام جهانی نتیجه نگیرد، عدهای بلافاصله سراغ کیروش میروند و میگویند: «او مگر در جام جهانی چه کار کرد؟»
اگر تیم ملی بازی تدارکاتی مناسبی نداشته باشد، همان دوستانی که علاقه دارند همیشه برای هر اتفاقی مقصر پیدا کنند، یادشان میافتد که در دوران کیروش همه چیز گل و بلبل بوده و تیم ملی بهترین اردوها و بازیهای تدارکاتی را برگزار میکرد!
البته وقتی به دوران قوت آن روزها برمیگردیم و یادمان میآید کرهجنوبی برای مدتی به حریفی همیشه بازنده تبدیل شده بود، قطر حریف تدارکاتی بود و ازبکستان هم تیمی بود که معمولاً از پیش شکستخورده به نظر میرسید، کمتر کسی این جزئیات را به روی مبارک میآورد.
اما کافی است دری به تخته بخورد و مثلاً تیم ملی در جام ملتهای آسیا نتیجه نگیرد؛ آن وقت همان جماعت حاضر جواب، احتمالاً خواهند گفت: «کیروش هم در آسیا به جایی نرسید!»
اینکه کیروش که بود، در فوتبال ایران چه کرد و امروز کجاست، در این مقال نمیگنجد.
اصلاً بیایید در یک کلیگویی آزاردهنده با شما همراه شویم: گیریم کیروش بدترین مربی تاریخ تیم ملی ایران بود!
گیریم ناکامترین مربی تاریخ فوتبال ایران، هشت سال روی نیمکت تیم ملی دوام آورد!
خب که چه؟ کیروش رفت. بعد از ایران هم هدایت چند تیم ملی را بر عهده گرفت. ما را با کیروش چه کار؟!
ما با تیم ملی خودمان کار داریم. با تیمی که امروز داریم، با شرایطی که اینک در آن قرار گرفتهایم و با هدفی که پیش روی ماست؛ جام ملتهای آسیا.
قرار است تیم ملی در جام ملتها برای قهرمانی بجنگد. پس چرا از همین حالا باید ذهن فوتبال ایران را دوباره درگیر کیروش و کارنامه او کنیم؟
میتوانیم خیلی راحت از همین حالا همه ناکامیها را گردن کیروش بیندازیم و اگر در جام ملتها هم شکست خوردیم، با مقایسه نتایج او، ناکامی امروز را ماستمالی کنیم!
اما این دیگر اسمش تحلیل فوتبال نیست؛ فرار از مسئولیت امروز است…
بیشتر بخوانید: قلعهنویی برای پروین، دهداری و حتی کیروش دست تکان داد!
























![[جمیله کدیور] جرمانگاری بادبادکبازی در غزه](/news/u/2026-08-29/ettelaat-73m9b.jpg)










































































































































